داستان واره هايي از زندگاني امام رضا (ع)-صحبت گنجشک با امام (علیه السلام)

13ام اسفند, 1391


صحبت گنجشک با امام علیه السلام:

راوی: سلیمان (یکی از اصحاب امام رضا علیه السلام )
حضرت رضا علیه السلام در بیرون شهر، باغی داشتند. گاه گاهی برای استراحت به باغ می رفتند. یک روز من نیز به همراه آقا رفته بودم. نزدیک ظهر، گنجشک کوچکی هراسان از شاخه درخت پرکشید و کنار امام نشست. نوک گنجشک، باز و بسته می شد و صداهایی گنگ و نامفهوم از گنجشک به گوش می رسید. انگار با جیک جیک خود، چیزی می گفت.
امام علیه السلام حرکتی کردند و رو به من فرمودند:
« سلیمان! … این گنجشک در زیر سقف ایوان لانه دارد. یک مار سمی به جوجه هایش حمله کرده است. زودباش به آن ها کمک کن!…
با شنیدن حرف امام در حالی که تعجب کرده بودم بلند شدم و چوب بلندی را برداشتم. آن قدر با عجله به طرف ایوان دویدم که پایم به پله های لب ایوان برخوردکرد و چیزی نمانده بود که پرت شوم…
با تعجب پرسیدم: «شما چطور فهمیدید که آن گنجشک چه می گوید؟» امام فرمودند: «من حجت خدا هستم… آیا این کافی نیست؟!»


میهمان دوستی امام علیه السلام
راوی: یکی از نزدیکان امام رضا علیه السلام
مرد گفت: «سفر سختی بود. یک ماه طول کشید».
امام رضا علیه السلام فرمودند: «خوش آمدی!»
«ببخشید که دیروقت رسیدم. بی پناه بودن مرا مجبورکرد که دراین وقت شب، مزاحم شما شوم».
امام لبخندی زدند و فرمودند: «با ما تعارف نکن! ما خانواده ای میهمان دوست هستیم».
در این هنگام روغن چراغ گردسوز فرونشست و شعله اش آرام آرام کم نور شد. میهمان دست برد تا روغن در چراغ بریزد، اما امام دست او را آرام برگرداند و خود، مخزن چراغ را پر کرد. مرد گفت: «شرمنده ام! کاش این قدر شما را به زحمت نمی انداختم».
امام در حالی که با تکه پارچه ای، روغن را از دستش پاک می کرد، فرمودند: «ما خانواده ای نیستیم که میهمان را به زحمت بیندازیم

اشتراک گذاری این مطلب!

برگزاري دوره تخصصي اعتقادي در مدرسه علمیه الزهرا(س)قروه با حضور امام جمعه محترم دلبران

13ام اسفند, 1391


دوره تخصصي اعتقادي در حوزه علميه الزهرا(س) قروه با حضور حجت الاسلام و المسلمين جناب آقاي فيض كرمي امام جمعه محترم شهر دلبران در جمع طلاب اين حوزه مباركه برگزار گرديد. در اين دوره سلسله مباحث اعقادي و اخلاقي بيان مي گردد كه با استقبال بي نظير طلاب مواجه شده است.

سرکار خانم عبدی مدير این مدرسه علمیه هدف از برگزاري اين دوره را آشنايي طلاب با مباحث اعتقادي و بالا بردن قدرت تحليل مباحث اعتقادي و قدرت پاسخگويي طلاب به شبهات مردم در زمينه اعتقادي كه در تعامل روزانه در اجتماع پيش مي آيد را بتوانند به نحو احسن پاسخگو باشند، عنوان نمودند. در پايان از طلاب آزمون به عمل مي آيد و نتايج در پرونده آنان ثبت خواهد شد.
حجت الاسلام و المسلمين جناب آقاي فيض كرمي طي سخنان خود به اهداف طلبگي و عقيده طلبگي اشاره نمودند و افزودند : فلسفه طلبه شدن به دست آوردن معرفت است و ملاك قبولي عبادات معرفت است و معرفت غير از علم است معرفت يعني باور كردن و فهميدن از عمق جان معتقد شدن و حرف اول در معرفت عبادات نيت است و زماني كه نيت خالص باشد معرفت بالا مي رود وقتي انسان فهميد همه چيز به خدا منتهي مي شود خود به خود دچار معرفت مي شود ارتباط با امام زمان(عج) منوط به معرفت به آن امام است هر انساني اگر يك مرتبه به امام زمان (عج) خالصانه سلام كند آن حضرت را مي بيند ،علت غايب بودن امام از نظر ما نبود معرفت ماست بايد تسليم امام شد نه معترض به او شد. خيلي از كارها را كه امام راضي نيست انجام ميدهيم به خاطر اعتراض به آن حضرت بدون داشتن معرفت يا نمي توانيم ايشان را درك كنيم و يا اگر ايشان را ببينيم در وجود امام دچار تشكيك خواهد شد.


همچنين استاد فيض كرمي افزودند: كه هدف طلبه شدن بالا بردن معرفت است. دين،اخلاص، اعتقاد نداشتن اين سه چيز يعني نداشتن هيچ.استاد فرمودند: آ»چه گذشته، گذشته آينده هم هنوز نيامده هر دو عدم هستند پس ببينيد بين العدمين چگونه هستيد بايد به خدا حسن ظن داشته باشيد و فكر كني كه خداوند گناهانت را نيز بخشيده است. در هر حالتي كه در آن قرار داريم بايد به آن فكر كنيم.به آينده نگاه نكنيم چون اين لحظه ها عمر انسان را مي سازد. بايد به وظايف عمل كنيم نه احساسات بايد ببينيم خدا از ما چه مي خواهد. به همان عمل كنيم. استاد در پايان به معرفي چند جلد كتاب مفيد در زمينه هاي اخلاقي و اعتقادي اشاره نمودند.

اشتراک گذاری این مطلب!

تفسیر عاشقانه آیات 8 تا 13 بقره

12ام اسفند, 1391


وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَبِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ (8)يُخَادِعُونَ اللّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُم وَمَا يَشْعُرُونَ (9)فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضاً وَلَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ (10)وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ (11)أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَـكِن لاَّ يَشْعُرُونَ(12) وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُواْ كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاء أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء وَلَـكِن لاَّ يَعْلَمُون(13)

خدایا مرا از فریبکاران پرمدعایی که از ایمان، دهان‌شان پر است و قلب‌شان خالی، قرار مده

همان‌ کذاب‌هایی که قلبی که حرم تو بوده[1] را خانه غیر تو کرده اند،

بیمار دلانی که توهم ایمان می‌کنند و خود مفسدان روی زمینند.

ابلهان سیه دلی که صفا و سپیدی مومنان‌ات را به سخره می‌گیرند. همان‌هایی که تو و بندگان‌ات را نیز به خیال خود به بازی گرفته اند غافل از اینکه خود بازیچه گمراهی خود شده‌اند و به دور خویش دیوانه‌وار می‌گردند و می‌چرخند.

[1] القلب حرم الله

 

اشتراک گذاری این مطلب!

داستان واره هايي از زندگاني امام رضا (ع)-نشانه موی پیامبر (ص)

12ام اسفند, 1391

داستان واره هايي از زندگاني امام رضا عليه السلام

زندگانی حضرت امام رضا علیه السلام پر است از لحظاتی نورانی و شگفت انگیز که دل شیفتگان را می برد. از کتاب «دیوان خدا» نوشته نعیمه دوستدار که براساس منابع موثق تدوین یافته چند داستان برگزیده ام که سعی براین است که روزانه تقدیم عاشقان اهل بیت علیهم السلام نمایم.

نشانه موی پیامبر صلی الله علیه و آله

مردی از نوادگان انصار خدمت امام رضا علیه السلام رسید. جعبه ای نقره ای رنگ به امام داد و گفت:

«آقا! هدیه ای برایتان آورده ام که مانند آن را هیچ کس نیاورده است». بعد در جعبه را باز کرد و چند رشته مو از آن بیرون آورد و گفت: «این هفت رشته مو از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله است.که از اجدادم به من رسیده است».

حضرت رضا علیه السلام دست بردند و چهار رشته مو از هفت رشته را جدا کردند و فرمود: «فقط این چهار رشته، از موهای پیامبر است».

مرد با تعجب و کمی دلخوری به امام نگاه کرد و چیزی نگفت. امام که فهمید مرد ناراحت شده است، آن سه رشته مو را روی آتش گرفت. هرسه رشته سوخت، اما به محض این که چهار رشته موی پیامبر صلی الله علیه و آله روی آتش قرار گرفت شروع به درخشیدن کرد و برقشان چهره مرد عرب را روشن کرد

اشتراک گذاری این مطلب!

دعاي امام زمان (عج) از زبان امام رضا (ع)

12ام اسفند, 1391

 

« بسم الله الرَّحمن الرَّحيم »

«دعاي امام زمان (عج) از زبان امام رضا(ع) »

این دعا در مورد فرج امام عصر (عج) است و دعا کردن برای آن بزرگوار بدين دليل است که خداوند زودتر امر فرج آن حضرت (عج) را اصلاح کند

و فرج حضرت را تقدیر کند و دولت کریمه ی آن بزرگوار را بر پا کند.

امام رضا (ع) فرموده است که این دعا را در قنوت نماز در روزهای جمعه بخوانید.

متن این دعا اینگونه است:

اللهُمَ اَصلِح عَبدَكَ وَ خَليفَتَكَ بِما اَصلَحتَ بِه اَنبِيائكَ وَ رُسُلَكَ وَ حُفَّهُ بِمَلائِكَتِكَ وَ اَيِّدهُ بِرُوحِ القُدُسِ مِن عِندِكَ

وَ اَسلُكهُ مِن بَينِ يَدَيهِ وَ مِن خَلفِه رَصَداً يَحفَظُونَهُ مِن كُلِّ سُوءٍ وَ اَبدِلهَُ مِن بَعدِ خَوفِهِ اَمناً يَعبُدُكَ لا يُشرِكُ

بِكَ شَيئاً وَلا تَجعَل لأَحَدٍ مِن خَلقِكَ عَلي وَلِيِّكَ سُلطاناً وَ اَئذَن لَهُ في جِهادِ عَدُوِّكَ

وَ عَدُوِّه وَاجعَلني مِن اَنصارِه اِنَّكَ عَلي كُلِّ شَيئٍ قَديرٌ.

 

بارالها، كار ظهور بنده شايسته و خليفه راستينت (امام مهدي) را اصلاح فرما همانگونه كه كار پيامبران و فرستادگانت را اصلاح نمودي

و از فرشتگانت نگاهباناني بر او بگمار و از سوي خويش با” روح القدس” او را ياري و پشتيباني فرما و ديده باناني از پيش رو

و پشت سر همراه وي گردان تا از هر بدي نگاهش دارند و ترس و هراس او را به امن و امان دگرگون ساز كه او ترا

مي پرستد هيچ چيز را همتا و همانند تو نمي داند پس براي هيچيك از آفريدگانت برتري و چيرگي

نسبت به ” ولي” خودت قرار مده و او را در جهاد با دشمنت و دشمنش اجازت فرما

اشتراک گذاری این مطلب!

فضيلت زيارت امام رضا (عليه السلام)

12ام اسفند, 1391


* امام باقر عليه السلام، از جدّش، از اميرالمؤمنين عليه السلام نقل كرده است كه پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: پاره‌اى از پيكر من در خراسان دفن خواهد شد، هر گرفتارى كه او را زيارت كند، خدا ناراحتى او را برطرف سازد، و هر گنهكارى كه به زيارت او رود، خداوند گناه او را ببخشد.

* ابوهاشم جعفرى گويد: از امام جواد عليه السلام شنيدم كه فرمود: ميان دو كوه طوس، پاره‌اى است كه آن را از بهشت ستانده‌اند، هر كه بدان جا درآيد، روز رستاخيز از آتش ايمن خواهد ماند.

اشتراک گذاری این مطلب!

آشنایی با خواهران و برادران امام رضا (علیه السلام )

12ام اسفند, 1391


درباره تعداد فرزندان حضرت موسی بن جعفر(ع) که برادران و خواهران حضرت رضا(ع) هستند اختلافات زیادی وجود دارد. عده­ای تعداد آنها را 60 نفر و گروهی 30 نفر و جمعی 38 نفر دانسته ­اند. شیخ مفید و شیخ طبرسی تعداد آنها را 37 نفر ذکر کرده­ اند که عبارتند از: 18 پسر و 19 دختر به نام­های: علی ­الرضا(ع)، ابراهیم، عباس، قاسم، اسماعیل، جعفر، هارون، حسن، احمد، محمد، حمزه، عبدا…، اسحاق، عبیدا…، زید، حسن، فضل و سلیمان و دختران عبارتند از: فاطمه کبری، فاطمه صغری، رقیه، حلیمه، ام ­ابیها، رقیه صغری، کلثوم، ام جعفر، لبابه، زینب، خدیجه، علیه، آمنه، حسنه، بریهه، عایشه، ام­ سلمه، میمونه، ام ­کلثوم، بسیاری از خواهران و برادران حضرت رضا(ع) دارای مزار و بارگاه هستند مانند حضرت فاطمه معصومه(س) که در قم مدفون است و قبر مطهرش ملجأ و پناهگاه شیعیان و دوستداران اهل بیت می ­باشد و احمدبن موسی مشهور به شاه­چراغ که در شیراز دارای حرم و بارگاه مجللی می­باشد. بنابراین به قول شیخ مفید و شیخ طبرسی تعداد برادران و خواهران حضرت رضا(ع) 37 نفر می­ باشند.

اشتراک گذاری این مطلب!

شعر:یا ضامن آهو

12ام اسفند, 1391

 

يا ضامن آهو!
در بند هواييم، يا ضامن آهو!
در فتنه رهاييم، يا ضامن آهو!
بی تاب و شکيبيم، تنها و غريبيم
بی سقف و سراييم، يا ضامن آهو!
عريانی پاييز، خاموشی پرهيز
بی برگ و نواييم، يا ضامن آهو!
سرگشته‌تر از عمر، برگشته‌تر از بخت
جويای وفاييم، يا ضامن آهو!
آلوده‌ی بدنام، فرسوده‌ی ايام
با خود به جفاييم، يا ضامن آهو!
آلوده مبادا، فرسوده مبادا
اين گونه که ماييم، يا ضامن آهو!
پوچيم و کم از هيچ، هيچيم و کم از پوچ
جز نام نشاييم، يا ضامن آهو!
ننگينی ناميم، سنگينی ننگيم
در رنج و عناييم، يا ضامن آهو!
بی رد و نشانيم، از ديده نهانيم
امواج صداييم، يا ضامن آهو!
صيد شب و روزيم، پابند هنوزيم
در چنگ فناييم، يا ضامن آهو!
چندی است به تشويش، با چيستی خويش
در چون و چراييم، يا ضامن آهو!
با دامنی اندوه، خاموش‌تر از کوه
فرياد رساييم، يا ضامن آهو!
مجبور مخيّر، ابداع مکرر
تقدير قضاييم، يا ضامن آهو!
افتاده به عصيان، تن داده به کفران
آلوده‌رداييم، يا ضامن آهو!
حيران شده‌ی رنج، طوفان‌زده‌‌ی درد
دريای بکاييم، يا ضامن آهو!
تو گنج نهانی، ما رنج عناييم
بنگر به کجاييم، يا ضامن آهو!
با رنج پياپی، در معرکه‌ی ری
بی قدر و بهاييم، يا ضامن آهو!
نه طالع مسعود، نه بانگ خوش عود
زندانی ناييم، يا ضامن آهو!
در غربت يمگان، در محبس شروان
زنجير به پاييم، يا ضامن آهو!
رانده ز نيستان، مانده ز ميستان
تا از تو جداييم، يا ضامن آهو!
سودای ضرر ما، کالای هدر ما
اوقات هباييم، يا ضامن آهو!
دل‌خسته و رسته، از هر چه گسسته
خواهان شماييم، يا ضامن آهو!
روزی بطلب تا، يک شب به تمنا
نزد تو بياييم، يا ضامن آهو!
در صحن و سرايت، ايوان طلايت
بالی بگشاييم، يا ضامن آهو!
با ما کرم تو، ما در حرم تو
ايمن ز بلاييم، يا ضامن آهو!
چشم از تو نگيريم، جز تو نپذيريم
اصرار گداييم، يا ضامن آهو!
در حسرت کويت، با حيرت رويت
آيينه‌لقاييم، يا ضامن آهو!
مشتاق زيارت، تا جبهه‌ی طاعت
بر خاک تو ساييم، يا ضامن آهو!
گو هر چه نبايد، گو هر چه ببايد
در کوی رضاييم، يا ضامن آهو!
آيا بپذيری، ما را بپذيری؟
در خوف و رجاييم، يا ضامن آهو!
مِهر است و اگر قهر، شهد است و اگر زهر
تسليم شماييم، يا ضامن آهو!
فريادرسی تو، عيسی‌نفسی تو
محتاج شفاييم، يا ضامن آهو!
هر چند گنه‌کار، هر قدر سيه‌کار
بی رنگ و رياييم، يا ضامن آهو!
ما بنده‌ی درگاه، در پيش تو، اما
در عشق خداييم، يا ضامن آهو!
در رنج و تباهی، وقتی تو بخواهی
آزاد و رهاييم، يا ضامن آهو!
ای چشمه‌ی خورشيد، مهر تو درخشيد
در عين بقاييم، يا ضامن آهو!
ما همسفر شوق، فريادگرشوق
آوای دراييم، يا ضامن آهو!
همخانه‌ی شبگير، همسايه تأثير
پرواز دعاييم، يا ضامن آهو!
همراز به خورشيد، دمساز به ناهيد
در شور و نواييم، يا ضامن آهو!
هم‌صحبت صبحيم، هم‌سوی نسيميم
هم‌دوش صباييم، يا ضامن آهو!
ما خاک ره تو، در بارگه تو
گويای ثناييم، يا ضامن آهو!
سوگند الستيم، پيمان نشکستيم
در عهد «بلی»ييم، يا ضامن آهو!
يار ضعفا تو، خود ضامن ما تو
ما اهل خطاييم، يا ضامن آهو!
هم مسکنت ما، هر مرحمت تو
مسکين غناييم، يا ضامن آهو!
از فقر سروديم، يا فخر نموديم
فخر فقراييم، يا ضامن آهو!
نه نقل فلاطون، نه عقل ارسطو
جويای هداييم، يا ضامن آهو!
هنگامه‌ی وهم آن، کجراهه‌ی فهم اين
ما اهل ولاييم، يا ضامن آهو!
از گوهر پاکيم، از کوثر صافيم
فرزند نياييم، يا ضامن آهو!
چاووش شب رزم، سرجوش تب رزم
شوق شهداييم ، يا ضامن آهو!
ايمان به تو داريم، يونان بگذاريم
تشريک‌زداييم، يا ضامن آهو!
منشور نشابور، سرسلسله‌ی نور
با حکمت و راييم، يا ضامن آهو!
تو راه مجسّم، گر راه به عالم
جز تو بنماييم، يا ضامن آهو!
تا صور قيامت، با شور ندامت
شايان جزاييم، يا ضامن آهو!
همراهی استاد آگاهی‌مان داد
کز تو بسراييم، يا ضامن آهو!
اين بخت سهيل است، کش سوی تو ميل است
در نور و ضياييم، يا ضامن آهو!
زين نظم بدايع، وين اختر طالع
اقبال‌هماييم، يا ضامن آهو!


 

اشتراک گذاری این مطلب!

بروشور مدرسه علمیه حضرت زینب(س)برای پذیرش سال تحصیلی93-92

12ام اسفند, 1391

به گزارش روابط عمومی مدرسه علمیه حضرت زینب(س)سریش آباد همزمان با آغاز فرآیند پذیرش در سراسر کشور این مدرسه مبارکه نیز اقدام به تهیه وتنظیم بروشوری در راستای پذیرش نموده است

سرکار خانم ملاولی مدیر محترم این مدرسه علمیه ضمن توضیحاتی در خصوص اقدامات انجام شده این مدرسه در خصوص پذیرش طلاب برای سال تحصیلی 92/93تصریح کرد:در این بروشور در ابتدا توضیحاتی در خصوص بانو مجتهده امین آمده است که این بانوی بزرگوار تربیت شده حوزه های علمیه هستند سپس به توضیح اجمالی درباره حوزه های علمیه ونحوه ثبت نام پرداخته شد

وی هدف از تهیه این بروشور را جذب بیشتر طلبه وآشنایی هر چه بیشتر داوطلبین وخانواده های ایشان از این مدرسه علمیه تاره تأسیس عنوان نموده است.

وی د رادامه افزود این بروشور در سطح شهرستان در مراسم های مختلف از جمله نمازهای جمعه و… توزیع گردیده است.

اشتراک گذاری این مطلب!

توقع مقام معظم رهبری از مسئولین

12ام اسفند, 1391

وقتى ما همه با هم برادريم، وقتى دشمن مشترك جلوى روى ما هست، وقتى توطئه را مى‌بينيم، چه كار بايد بكنيم؟ تا امروز مسئولين در مقابل توطئه‌هاى دشمن هميشه كنار هم ايستاده‌اند، حالا هم بايد همين جور باشد، هميشه هم بايد همين جور باشد.

من از مسئولان قوا و مسئولان كشور هميشه حمايت كردم؛ باز هم هر كسى كه مسئوليتى بر دوش دارد، بنده از او حمايت ميكنم، به او كمك ميكنم؛ اما اين كارها را نمى‌پسنديم؛ اين كارها متناسب با تعهدها نيست؛ با سوگندهائى كه خورده شده، مناسب نيست.

اين ملت عظيم را ببينند؛ شايسته‌ى اين ملت، رفتار ديگرى است.

امروز مسئولان بايد همه‌ى تلاششان را بكنند براى اينكه گره‌هاى اقتصادى را باز كنند، مشكلات را برطرف كنند.

بنده سه چهار سال قبل از اين، در صحبت اول سال صريحاً به مردم و به مسئولين گفتم كه نقشه‌ى دشمنان ملت ايران از حالا به بعد، بيش از همه، نقشه‌ى اقتصادى است. خب، مى‌بينيد كه همين جور شد. هم دولت، هم مجلس، همه‌ى نيرويشان را، همه‌ى فكر و ذكرشان را متمركز كنند بر روى سياستهاى درست اقتصادى. چند سال قبل از اين، بنده درباره‌ى فساد اقتصادى، به رؤساى قوا نامه دادم. خب، با فساد اقتصادى مبارزه كنيد. به زبان گفتن كه مطلب تمام نميشود؛ عملاً با فساد مبارزه كنيد. هى بگوئيم مبارزه با فساد اقتصادى. خب، كو؟ در عمل چه كار شد؟ چه كار كرديد؟ اينهاست كه انسان را متأثر ميكند.

توقع بنده از مسئولين اين است كه حالا كه رفتار دشمن شدت پيدا كرده است، شما هم رفاقتهاتان را با هم شدت بدهيد و بيشتر با هم باشيد. تقوا، تقوا، تقوا، صبر، ميدان ندادن به احساسات سركش، ملاحظه‌ى مصالح كشور، متمركز كردن همه‌ى توان و نيرو براى حل مشكلات مردم و مشكلات كشور؛ اين توقع ماست. اميدواريم ان‌شاءاللّه اين نصيحتِ خيرخواهانه و مشفقانه مورد توجه مسئولين محترم، بخصوص مسئولين بالا قرار بگيرد؛ به اين مسئله پايبند باشند.


بخشی از بیانات امام خامنه ای در دیدار مردم آذربایجان 28 / 11 / 1391

 

اشتراک گذاری این مطلب!

 
مسابقه راوی مهر