موضوع: "تحقیق"

موضوع «تحقیق پایانی»

12ام مهر, 1394

نقش زن در ساماندهی اقتصاد خانواده و جامعه

برای ساماندهی اقتصاد در جامعه عوامل اقتصادی اعم از دولت، تولیدکنندگان و خانواده ها، وظایفی را بر عهده دارند. مدیریت صحیح اقتصادی در خانواده در ساماندهی اقتصاد جامعه و به ویژه خانواده می تواند نقش مهمی را ایفا کند. مهمترین ارکان خانواده پدر و مادر هستند. در این میان برای ساماندهی اقتصاد زن نقش مهمی می تواند ایفا کند. در نظام تربیتی اسلام تنها تمکن مالی و اقتصادی نیست که آرامش را برای خانواده فراهم می سازد، بلکه خصایص نیکی؛ مانند قناعت و ایثار توصیه شده است. در شرایط نامناسب اقتصادی قطعا رفتار زن در خانواده است که در نقش مادر و همسر می تواند برای سائرین الگوسازی کند و آرامش و راحتی را برای خانواده به ارمغان بیاورد. بعدر از این نقش صحیح زن در خانواده است که می توان گفت تأثیر بسزایی در سامان دهی اقتصادی خانواده و جامعه دارد. در این نوشتار با بیان مباحثی مقدماتی در مورد ساماندهی اقتصاد، به چگونگی رابطه میان موفقیت زنان با توسعه یافتگی و تأثیر گذاری مشارکت آنان به عنوان نیمی از نیروی فعال جامعه در فعالیت های اقتصادی، برای تحقق توسعه و عدالت اجتماعی پرداخته شده است. نوشته حاضر دارای چهار بخش می باشد که بخش اول شامل کلیات، که شامل تعریف و تبیین، ضرورت و اهمیت، اهداف و فواید، پیشینه و سابقه، فرضیه، ساختار و محدوده، سوالات تحقیق، روش تحقیق، مشکلات و موانع تحقیقی و مفاهیم و اصطلاحات کلیدی اشاره شده است؛ بخش دوم مفهوم شناسی و مباحث مقدماتی مورد بررسی قرار گرفته است که دارای دو فصل می باشد؛ در بخش سوم بررسی مباحثی در مورد نقش زنان در ساماندهی اقتصاد خانواده بیان گردیده که دارای سه فصل است و در بخش چهارم نقش زن در ساماندهی اقتصاد جامعه مورد بررسی قرار گرفته است که دارای سه فصل می باشد.
واژگان کلیدی: زن، ساماندهی، اقتصاد، اشتغال و مدیریت.

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوع « تحقیق پایانی»

12ام مهر, 1394

شاخصه های دینداری از دیدگاه آیات و روایات

اگر دین را مجموعه ای از عقاید و باورهای دین بدانیم، فرد دیندار خود را به آن آراسته می سازد پس در نتیجه دینداری از شناخت دین حاصل می گردد. این پژوهش حاضر با رویکرد دینی شاخصه های دینداری را در بعد فردی – اجتماعی بررسی می کند از شاخصه های دینداری درجه فردی می توان به دینداری فرد از نظر اعتقادی، معرفتی و تربیتی و همچنین به بعد اخلاقی و عملی اشاره کرد. از ابعاد دینداری جامعه اسلامی بعد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و …. جامعه می باشد. برای سنجش دینداری فرد و جامعه از تجلی این ویژگی های دینی در خود فرد اشاره کرد و همچنین برای سنجش دینداری در جامعه می توان به آثار و برکات دین از جمله امنیت و سیاست دین حاکم بر جامعه اشاره کرد. مسأله دین و دینداری از بدو تولد با فرد همراه بوده و تا پایان دنیا با او همراه است درباره دینداری کتاب های زیادی منتشر و تدوین گشته از جمله کافی، شرح نهج الفصاحه، غررالحکم و دررالکلم، بحارالانوار و کتاب مجموعه آثار. اما پژوهش من با این کتاب ها متفاوت است به گونه ای که منسجم تر و جزئی تر بحث را بیان کرده. هدف من از انجام این پژوهش کمرنگ بودن نقش دین در میان افراد و جامعه بوده دیدن این قضیه من را بر آن داشت حداقل هر چند کم هم دین خود را ادا کنم. دینداری از نگاه بعد فردی دارای شاخصه هایی است که شناخت این شاخصه ها به انسان آرامش خطر صبر و بردباری در مقابل مصائب و ناراحتی ها و …. می دهد و در اجتماع هم روابط را اصلاح می کند و کنترل جنبش های مختلف و هنجارهای گوناگون را به دنبال دارد در نهایت بیان کننده این است که فرد دیندار کمتر لغزش دارد.
واژگان کلیدی: دین، دینداری، شاخصه ها، اسلام، ایمان.

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوع « تحقیق پایانی»

12ام مهر, 1394

زینت و آراستگی از دیدگاه آیات و روایات

خداوند حکیم در جهان هستی پدیده های گوناگونی را به وجود آورده که هرکدام جزئی از زیبایی های دنیا می باشند. این تحقیق با عنوان زینت و آراستگی از دیدگاه آیات و روایات به بررسی زینت های ظاهری و باطنی می پردازد و درصدد آن برآمده که زینت های جهان هستی را که گاهی ساده از کنار آنها می گذریم را نشان دهد و قدرت لایزال الهی آشکارتر شود و همچنین به دنبال این می باشد که انسان را متوجه این مطلب کند چه چیزهایی می تواند زینت و ارزش قرار بگیرد. هدف از انجام این تحقیق روشن کردن مفهوم زینت و آراستگی و بالا بردن سطح شناخت مردم از استفاده صحیح و آراستگی لازم در خانواده و جامعه است. هدفی که مدنظر دین مبین اسلام قرار گرفته انجام آراستگی بدون افراط و تفریط و پرهیز از تجمل گرایی هایی که یکی از آفات اقتصاد سالم است می باشد و از سوی دیگر تفریط و پرهیز از زینت و آراستگی می تواند خانواده را به انحطاط بکشد. موضوع زینت و آراستگی در عین ظرافت خود یکی از مهم ترین دغدغه های جوامع امروزی است که اگر به طور صحیح پیشرفت نداشته باشد خود مخرب ترین عامل فساد بشری می تواند باشد. روش جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای و اینترنتی صورت گرفته و اعتبار نوع و هدف کاربردی است. این تحقیق شامل 4 فصل می باشد که فصل اول کلیات و مفهوم شناسی، فصل دوم زینت های طبیعت از جمله آسمان و ستارگان و …. فصل سوم زینت¬های ظاهری انسان مانند رعایت بهداشت فردی، استعمال عطریات و … و فصل چهارم زینت¬های باطنی انسان همچون زیبایی ایمان و زیبایی عقل، زیبایی صبر و استقامت و … می باشد.
واژگان کلیدی: زینت، آراستگی، جمال، زیبایی، حسن.

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوع « تحقیق پایانی»

12ام مهر, 1394

توسل از دیدگاه آیات و روایات

توسل همان تمسک به اولیای الهی می باشد که عبارت است از که همان بهره گیری و وسیله قرار دادن اشخاص و چیزهای مقدس برای تقرب به خدا و رهایی و رهایی از مشکلات و همچنین واسطه شدن شخص در قیامت برای بهره مندی دیگران از فیض و رحمت الهی است یکی از معارف مسلم ملیت تشیع ، مسئله توسل به او لیاء معصومین (علیه السلام) و بزرگان دین، برای رفع مشکلات و برآورده شدن حاجات مشروع است و این همان متکی است که خداوند آن را به افراد برگزیده اش عطا کرد که به وسیله آن ها بتوان به خداوند تقرب جست. پرداختن به مسأله توسل یک امر بسیار مهم در زندگی هر فرد است. از سویی معاندین و مخالفین فرهنگ تشیع، همواره در طول تاریخ توسل را جلوه ای دیگر نشان داده اند و عقیده به آن را به منزله شرک به خداوند قلمداد کرده اند. روش جمع آوری مطالب این تحقیق به روش کتابخانه ای و از نوع فیش برداری می باشد. این تحقیق دارای سه بخش است: بخش اول کلیات، بخش دوم مفهوم شناسی، اقسام و مراتب توسل وبخش سوم شرایط و آثار توسل و پاسخ به شبهات است.
واژگان کلیدی: توسل، آیات و روایات.

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوع «تحقیق پایانی »

12ام مهر, 1394

جایگاه شهید و شهادت از دیدگاه اسلام

شهید به معنای کشته شده در راه خداست که در میدان جنگ به فرمان امام حق و در راه دین و آرمان مقدس کشته شده باشد و شهادت، گذشت و فداکاری توأم با بیدار کردن و زنده نمودن تمام افراد بشر از بی توجهی است.
اسلام از آغاز دعوتش با سلاح عظیم و دشمن شکن شهادت که عواطف را سخت تحریک کرده و بسیج می‌نماید، پیشروی‌های چشمگیر نموده و به سرعت و شدت در جوامع و ممالک جهان نفوذ کرده است. در هر زمان مردانی جان بر کف و خداجو با بذل جان و پیکر و چشم پوشی از زندگی مادی، مهم‌ترین و کوبنده‌ترین ضربت کاری و مهلک را بر پیکر منفور دشمنان کینه توز اسلام وارد کرده‌اند. شهید در حقیقت نمرده بلکه نزد خداوند زنده و حاضر است و تا فردی لیاقت پیدا نکند، به شهادت نمی‌رسد. چرا که مرگ طبیعی، مرگ ضعف و زبونی است، مرگ اول دنیاست. ولی شهادت، مرگ شرف و افتخار و عظمت است. در قرآن کریم از انبیاء و صدقین نیز تعبیر به شهید شده است. و هم‌چنین مجاهد نفس که موانع طی طریق حق را از خود دور می‌کند و عارف حق، صوفیان، منتظران ولایت ائمه (علیهم السلام)، زائر امام حسین (علیه السلام)، غریب، عاشق، عفیف، دائم الوضو و نیز افرادی دیگر که در راه خدا گام نهاده‌اند و هر لحظه نفسانیت خود را قربانی نموده‌اند، اجر شهید را دارند. در واقع شهادت را میزان و الگویی برای سنجش همه‌ی اعمال قرار داده‌اند. زیرا هیچ عملی بالاتر از شهادت نیست و شهید هرچه دارد، در طبق اخلاص نهاده و حجابی بین شهید و خدا نیست و خدای تبارک و تعالی برای او جلوه می‌کند و او را در ردیف انبیاء و شاهدان و شفیعان روز قیامت قرار می‌دهد. و سختی‌هایی که در جنگ تحمل نموده، گناهان او را محو و تقلیل می‌کند و از پاداش‌ها و هدایا و روزی‌های خداوند بهره مند می‌شود و بسیار مسرور و شادمان می‌گردد. لذا جامعه نیز باید بداند که شهادت یک پدیده‌ی اجتماعی است و به خود شهید تعلق ندارد. لذا شهید از اوج ابدیت و جهان بالا مشرف بر این جهان و ناظر بر اعمال دیگران است و نسل‌های حاضر و آینده و مردم هر زمین و زمانی را به دقت می‌نگرد. لذا مردم موظفند در تشییع او حضور یابند و اهداف او را تعقیب کنند و از خون به ناحق ریخته‌ی او دفاع کنند. فرهنگ شهادت و معرفی سیره شهدا و یادآوری و ترویج این فرهنگ قرآنی و شناسایی موانعی که باعث جدایی و بیگانه شدن جوانان با آرمان شهدا شده است و رفع شبهات موجود با ارائه راه حل های مناسب و شناخت کامل از مقامات معنوی و عرفانی شهدا که امید است منجر به اشتیاق و ارادت جامعه به پیروی از آن ها گردد و باورهای مذهبی آن ها فراگیر گردد چرا که شهادت مرگ نیست بلکه وصال به مقام عند ربهم و رسیدن به کمال است و شهدا در ردیف انبیاء با سرافرازی وارد بهشت می شوند و در دنیا نیز در شاخصه های فرهنگ سازی معارف دینی زندگی بشریت را احیا می نمایند و موجب تذکر انسان ها به خداوند متعال می شوند و کیان جامعه اسلامی را با ایجاد روحیه سلحشوری و شهادت طلبی و مبارزه و استقامت و خداپرستی و ایثار حفظ می نماید. این پژوهش کاربردی و تحلیلی است و آیاتی در این رابطه در قرآن کریم و در کتب روایی شیعه و تفاسیر قرآن آمده است که با استفاده از منابع دسته اول و به دلیل محدودیت منابع از منابع دسته دوم به روش کتابخانه ای استفاده شده است. همچنین کتب دیگری که راجع به فضائل و ویژگی های شدا نوشته شده است و در این پژوهش نیز مورد استفاده قرار گرفته است.
واژگان کلیدی: شهید، شهادت واسلام.

اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده تحقیق پایانی باعنوان بررسی علل خرافه گرایی از دیدگاه قرآن

12ام اسفند, 1392

عنوان :

بررسی علل خرافه گرایی از دیدگاه قرآن

استاد راهنما :

سركار خانم نسرین اسدبیگی

محقق :

مریم صمیمی-مدرسه علمیه حضرت فاطمه(س)سقز

چکیده

پژوهش حاضر با عنوان بررسی علل خرافه گرایی از دیگاه قرآن، در پی یافتن مسائلی چون علل خرافه گرایی از دیدگاه قرآن، آثار خرافه گرایی و راهکار خرافه در قرآن و برای دستیابی به اهدافی چون شناخت خرافه های موجود در زندگی مردم و پیشگیری از رشد هر چه بیشتر این خرافات - در حد توان - انجام گرفته است. با کمک منابعی چون تفسیر نور، تفسیر نمونه، تفسیرالمیزان ، نهج البلاغه، مسأله شناخت استاد مطهری، پیدایش مذهب ناصر مکارم شیرازی  و… و به روش توصیف کتابخانه ای صورت گرفته است.

خرافه و خرافه گرایی یکی از آفت های فکری، فرهنگی و اعتقادی است که به صور مختلف در عرصه های گوناگون زندگی انسان ها ظهور یافته است. برخی باورها دارای ریشه های عمیق بوده و به قرن ها پیش بازمی گردند به این دلیل در میان تمام ملت ها به نوعی وجود دارند . برخی دیگر از قدمت کمتری برخوردارند و مربوط به یک ملت یا پیروان مذهبی هستند . دسته دیگر باورهایی است که در میان قومی خاص و یا حتی یک فرد وجود دارند که گستره بسیار محدودی را شامل می شود.

خرافات ریشه در نیازهای اقشار مختلف جامعه و نیز ضعف فکری و ناکارآمدی عقلی او دارد که البته گاهی منشأ پدید آمدن آن بسیار مبهم و پیچیده است و دسترسی به سرچشمه های آن به آسانی میسر نمی باشد. مهمترین عامل گرایش افراد به امور غیر واقعی و باطل ، در جهل انسان ها و با قدرت طلبی و تقلید کورکورانه  می باشد . معمولاً افرادی گرایش زیادی به خرافات دارند که زود باورند و قدرت اعتماد به نفس کمتری دارند یعنی از تجزیه و تحلیل آنچه می شنوند عاجزند و به راحتی آنها را بدون دلیل منطقی می پذیرند . این گونه افراد غالباً در برخورد با مشکلات زندگی راه حل منطقی برای مقابله با آنها نمی یابند و به علت نداشتن ایمان و اعتقاد راسخ به خداوند به موهومات و خرافات روی می آورند.

با نگاهی به آیات قرآن کریم آثار دنیوی خرافه پرستی : دوری از حق، تهی شدن عقل، و دورماندن از تفکر و تعقل و خرد ورزی و… و آثار آخروی خرافه پرستی: مبتلا شدن به عذاب الهی ، شریک بدون در عذاب و گناه، خریدن خشم الهی و…

این پژوهش شامل 5فصل می باشد کلیات، فصل اول: ماهیت خرافه گرایی - فصل دوم: عوامل و زمینه های گرایش به خرافه گرایی- فصل سوم : آثار خرافه گرایی - فصل 4 : راهکار خرافه در قرآن می باشد.

اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده تحقیق پایانی باعنوان عزت نفس در آیات و روایات

12ام اسفند, 1392

عنوان :

عزت نفس در آیات و روایات

استاد راهنما :

سركار خانم معصومه پاشایی اصل

محقق :

سمیرا رحیمی نژاد-مدرسه علمیه حضرت فاطمه(س)سقز

 چكيده

عزت نفس نقش اساسی و محوری در بهروزی دنیوی و رستگاری اخروی انسان دارد به ویژه انسان دیندار که آرزو دارد به رستگاری ابدی برسد . ضرورت و اهمیت عزت نفس در آیات و روایات به وضوح تبیین گردیده است. در درجه نخست هخداوند در قرآن کریم ، خود را منبع و سرچشمه اصلی عزت  معرفی می کند( فَللَّهِ العِزَّه جَمیعاً) و در گام بعدی هم قرآنی را که بر پیامبر نازل شده است را عزتی می داند که هوادارانش شکست نمی خورند.

با بهره گیری از برنامه ی انبیاء در تقویت ادراکات باطنی قدرت عزت نفس به تدریج افزایش می یابد تا آنجا که شخص خود را بزرگتر و بالاتر از این می بیند که دست به کارهایی بزند که عزت و شرافتش را لکه دار کند و از آنجایی که این احساس در هر انسانی به صورت فطری وجود دارد ، تنها نیازمند تقویت و فعلیت بخشی به این توانایی از طریق آموزه های عقلانی و وحیانی است.

با بهره گیری از این آموزه ها انسان می تواند روز به روز بر قدرت عزت نفس خویش بیافزاید و بداند که حرکتش در راستای خیر و صلاح است یا در مسیر هلاکت و سقوط. در مسیر رشد روحیه عزت نفس می یابد و شرافت نفس می بایست زمینه های شکوفایی این روحیه فراهم گردد و عوامل پیدایش آن شناسایی و تقویت گردد. که از نگاه قرآن کریم و روایات معصومین علیهم السلام اطاعت از خداوند، حاکمیت ارزش های اسلامی ، تقوا گزینی، قناعت پیشگی و تقویت هنجارهای اخلاقی از مهمترین این عوامل به شمار می روند از این رهگذر عزت نفس آثار و برکاتی مفید را نیز به دنبال دارد.

از طرفی دیگر فقدان عزت نفس ، پیامدهایی زیانبار را به دنبال دارد که تکبر، عجب، پوچی، بی هویتی، تن دادن به خواری و دشمنی با اهل بیت علیهم السلام و… از آن جمله اند.

اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده تحقیق پایانی باعنوان آسیب شناسی ماهواره در خانواده

12ام اسفند, 1392

عنوان :

آسیب شناسی ماهواره در خانواده

استاد راهنما :

سركار خانم نسرین اسدبیگی

محقق :

معصومه بابائي-مدرسه علمیه حضرت فاطمه(س)سقز

چكيده

پژوهش حاضر با عنوان « آسیب شناسی ماهواره در خانواده » برای رسیدن به اهدافی چون بررسی آسیب های برنامه های ماهواره ای در خانواده و ابعاد این آسیب ها به نحوی مستقل ، جهت آگاه کردن خانواده ها تدوین گشته است . وبرای نیل به این مقصود از منابع موجودی مانند بررسی آسیب های اجتماعی اینترنت ، ماهواره و لوح فشرده ، تألیف حبیب صبوری خسروشاهی و هجوم خاموش ، تألیف محمد سقازاده ، استفاده شده است .

این پژوهش برای پاسخ گویی به سؤالاتی چون آسیب های برنامه های ماهواره ای در خانواده دارای چه ابعادی می باشد و چیستی ماهواره و خانواده و چرایی ضرورت آنها و … پس از تبیین مباحث مقدماتی ، در فصل دوم ابعاد آسیب های ماهواره در خانواده را مطرح می نماید ، پس از بررسی ها و تلاش برای پاسخ به سؤالات در بین منابع و کتب موجود ، روشن گردید که :

ماهواره، يكي از رسانـه هاي قدرتمند ارتباط جمعي به شمار مي آيد. اين ابزار، به دليل ويژگي هاي منحصر به فرد خود، قادر است پيام هاي تصويري را به دورترين نقاط منتقل كند و تعداد بي شماري از افراد را درسرتاسر دنيـا مـورد خـطاب قرار دهد. آسیب های برنامه های ماهواره ای چنان وسیع است كه برخي از جامعه شناسان و كارشناسان فرهنگي را برآن داشته تا براي مصونيت جامعـه انساني ، بـه ويژه نهاد خانواده چاره انديشي كنند. خانواده کوچکترین نهاد اجتمـاعی و در عین حال بزرگترین و تـأثیرگذارترین نهاد تـربیتـی در جوامع بـه شمار می آید . به طوری که این نهاد می توانـد منشأ تحولات عظیم فردی - اجتماعی و رشد ارزش های انسانی در میان اعضای آن باشد .  بدين ترتيب، تأثير برنامه هاي اين ابزار قدرتمند بر افكار عمومي و عملكرد آن را به ويژه از نظر فرهنگی ، اجتماعی ، روحی - روانی و اقتصادی ، از قبیل : منسوخ کردن اعتقادات و ازدواج ، گسترش روابـط آزاد ، اختلاف ، بی حیایـی ، مصرف گرایی ، سوق به سوی زندگی های تجملاتی ، ایجاد افسردگی ، بلوغ زودرس ، ترویج فمنیسم و کم رنگ کردن نقش مردان وترویج فرد گرایی ، افزایش تأثیر پذیری جنسی و خشونت و … درمیان خانواده و به تبع آن در جامعه ، نبايد از نظر دور داشت .

اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده تحقیق پایانی با موضوع جلوه های ولایت پذیری در روز عاشورا

31ام شهریور, 1392

عنوان تحقیق پایانی:جلوه های ولایت پذیری در روز عاشورا

محقق:شهلا شکر اللهی-مدرسه علمیه فاطمکه الزهرا(س)بیجار

چکیده
نوشته ای که در پیش رو دارید با موضوع جلوه های ولایت پذیری در روز عاشورا ، به مسأله ی ولایت پذیری اصحاب امام حسین(علیه السلام) در واقعه ی عاشورا پرداخته است؛ یاران با وفایی که در چند لحظه از تنگنای عالم خاک به اوج عالم پاک به پرواز درآمدند .
ولایت در اصل از آن خداوند متعال است و آن را به هرکس که بخواهد می دهد البته مقداری از آن کتسابی است که با انجام فرائض و نوافل به دست می آید؛ همانگونه که خدا مورد اطاعت واقع می شود ولیّ نیز باید مورد اطاعت واقع شود؛خداوند از آدمیان در رابطه با اطاعت اولیاء الهی عهدو پیمان گرفته است.این اطاعت از معرفت و محبّت سرچشمه می گیرد.
یاران امام حسین (علیه السلام)با ایمان راسخی که داشتند به درک نیاز به امام رسیده و با معرفت و محبّت شدیدی که به امام حسین(علیه السلام)داشتند تا آخرین لحظه به ایشان وفادار ماندند و و با ایثار و شهادت به میثاقی که با خدا بسته بودند عمل نمودند .
این تحقیق مشتمل بر سه فصل بوده و در آن از قرآن کریم و کتب معتبری چون مقتل لهوف اثر سید بن طاووس استفاده گردیده است و در پایان این نتیجه حاصل گردید که ،ولایت پذیری و ولایت مداری یعنی آنکه پا را در جای پای ولی گذاشتن و از او همایت نمودن و قدمی پیش از او یا پس از او برنداشتن . امید است که ما نیز از آزمون ولایت همچون اصحاب امام حسین(علیه السلام) سرافراز بیرون بیاییم .
کلید واژه های این تحقیق ، ولایت ، حماسه و عاشورا می باشد، که در بحث مفهوم شناسی به آن پرداخته شده است .

اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده تحقیق پایانی با عنوان حقوق متقابل والدین وفرزندان در اسلام

30ام شهریور, 1392

عنوان:حقوق متقابل والدین وفرزندان در اسلام

محقق:اکرم اللهیاری-مدرسه علمیه فاطمه الزهرا(َس)بیجار

چكيده:
اين تحقيق با عنوان “حقوق متقابل والدين و فرزندان در اسلام"است. رعايت حقوق متقابل والدين و فرزندان نقش مهم و فوق العاده اي در تزكيه و بقاي خانواده دارد. با توجه به مهم بودن حقوق متقابل والدين و فرزندان و جايگاه مهمي كه در قرآن و سنت دراد و مشكلات عصر حاضر كه روابط در بين خانواده ها كمتر شده است، افراد خانواده نسبت به حقوق خود تا حدودي بي تفاوت شده اند و اساس خانواده دچار بحران شده است. هدف از انجام تحقيق مشخص كردن چگونگي حقوق متقابل والدين و فرزندان از ديدگاه اسلام است تا به صورت راهنما مورد استفاده خانواده ها قرار گيرد و آنها حقوق اسلامي را در زندگي به كار گيرند تا پيوند خانوادگي مستحكم شود.
در ميان تمام دستورات حيات بخش دين مبين اسلام كه تأثيرات آنها در سعادت و خوشبختي فرزند مسلم است، موضوع رضايت پدر و مادر از فرزند خود، از ويژگي خاص برخوردار است و به جرأت مي توان گفت كه اين امر كليد سعادت و رمز كاميابي فرزند است. رضايت پدر و مادر از فرزند خود در گرو رعايت حقوق والدين از جمله احترام والدين، ادب در برابر والدين، و نيكي به والدين زمان حيات و پس از مرگ آنها است. وجود فرزند براي خانواده نعمتي است كه زن و مرد را به هم مأنوس و نزديك تر مي سازد و قدر و ارزششان را در نزد هم بالا مي برد. كانون خانوادگي بر اثر آن گرمي و نشاط مي يابد. پس والدين هم درباره كودك خود بدهي هايي دارند كه تحت عنوان حقوق فرزند است. والدين وظيفه دارند كه در عين رعايت حقوق فرزند درپروردن افرادي مفيد به حال جامعه در طريق تكامل جسمي و رواني فرزندان بكوشند و او را عضوي مؤثر به حال خود و جامعه انساني بار آورند. پس در كانون خانواده هر يك از اعضا حقوق
و مسئوليتهايي متقابل نسبت به هم دارند كه با بكار بستن دستورات ويژه اسلامي در اين زمينه، پيوند خانوادگي را مستحكم مي نمايند.
كليد واژه هاي اين تحقيق،
حقوق، والدين، فرزندان، تربيت، احترام است.

اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده تحقیق پایانی با عنوان بررسی طهارت در آیات وروایات

30ام شهریور, 1392

عنوان:بررسی طهارت در آیات وروایات

محقق:رؤیا حیدر پور-مدرسه علمیه فاطمه الزهرا(س)بیجار

چكيده:
اين تحقيق با عنوان “بررسي طهارت در آيات و روايات"است.در آيات و تفاسير و روايات ائمه سخنان زيادي بر ضرورت و اهميت موضوع طهارت و بهداشت كه سلامتي نتيجه طهارت و بهداشت است، وجود دارد. بر اين اساس در مباني اسلامي رعايت و حفظ سلامتي از مصالح عمومي نظام اجتماعي و بخشي از مسئوليت همگي شمرده مي شود.
با توجه به اينكه انسان علاوه بر طهارت جسم بايد طهارت روح را نيز در نظر گرفته و به آن توجه نمايد؛ طهارت جسم مقدمه طهارت روح است و يكي از وظايف اوليه هر انساني معرفت نفس خويش است. هدف انجام تحقيق تفهيم اهميت و شناخت همه جانبه و ابعاد مختلف مسئله طهارت و اين كه طهارت فقط مختص به طهارت ظاهري و جسمي نيست؛ بلكه طهارت باطن و روح را نيز بايد در نظر داشت و به آن ارزش و بها داد.
نتيجه اينكه: اگر طهارت هم در مرتبه ی بدن و هم در مرتبه روح مراعات شود، تأثیر بسیار زیادی در انسان خواهد داشت. این است که برای آدمی هم طهارت ظاهری (مانند طهارت بدن و لباس) و هم طهارت باطنی که طهارت در مقام نفس، عقل، خیال، وهم، سر و باطن است، نیاز می باشد.

طهارت ظاهری بدن باعث می شود که بدن معتدل شود و انسان در امور ظاهری بدن افراط و تفریط نکند تا آن جا که باعث می شود نفس به اعتدال راه پیدا کند.
كليد واژه هاي اين تحقيق:
طهارت، نظافت، نزاهت، نجاست،حدث، خبث

اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده تحقیق پایانی با عنوان علم غیب ائمه -علیهم السلام-درآیات وروایات

30ام شهریور, 1392

عنوان:علم غیب ائمه -علیهم السلام-درآیات وروایات

استاد راهنما:
سرکار خانم فاطمه بختکی

 

محقق :
رضوان اکرادی مدرسه علمیه فاطمه  الزهراء(س)شهرستان بیجار


چکیده

اطلاعات غیبی اطلاعاتی هستند که از طریق حواس نیامده باشند .غیب ربه طور کلی به مطلق ونسبی تقسیممیشوند و غیب مطلق آن است که بیا حواس قابل درک نباشد ومفهوم ایمان به غیب ایمان به عالم ماوراءالطبیعه است .کهدر محدوده حواس آدمی نمی گنجد .پیامبران و امامان علیه السلام دارای علم غیب هستند .علم غیب پیامبر اسلام و امامان از سایر پیامبران بیشتر است .علم غیب پیامبر وامام مانند علم خداوند ذاتی نیست واین علم را خداوند به آنها موهبت کرده است .علم غیب پیامبر و امام مطلق نیست بلکه طبق نص قرآن کریممحدودیتهایی دارد بسیاری از علوم غیبی پیامبر و امامان علیه السلام بالفعل است وبرخی ازعلوم آنها ارادی است .یعنی اگر می خواستند خدا آنها را آگاه می کردوزبان روایات وبه تبع دیدگاه علمادرباره علم غیبیامبر وامام علیه السلام یکسان نیست گروهی علم امام را ارادی ومحدود و گروهی علم امام را نامحدود و حضوری می دانند . بر طبق نصوص وارده و روایات تاریخی (بنا بر معتبر بودن آنها)علی علیه السلام وامامئ حسین علیه السلام از زمان شهادت خود اطلاع تفضیلی داشته اند ولی در مورد سایر امامان می توان گفت اطلاع اجمالی داشته اند ولی اطلاع تفضیلی آنها مورد اختلاف است بر اساس یک دیدگاه امامانی که با خوردن سم از دنیا رفته اند هنگام خوردن سم نه توجه نفس داشته اند و نه داراده آگاهی یافتن از وجود سم داشته اند. ولی اگر می خواستند به اذن خداوند آگاه می شدند امکان آگاهی از غیب برای انسانها (غیرامام وپیامبر)نیز وجود دارد علم ائمه به احکام دین وشریعت عقلا واجب است ولی علم آنها به امورغیبی عقلا واجب نیست.دراین پژوهش در مراجعه مستقیم به قرآن و روایات استفاده شده ودیدگاه علما مورد استفاده ونقد قرار گرفته است.
کلید واژه ها:علم غیب -امام- علم غیب -ائمه

اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده تحقیق پایانی با عنوان سیره اخلا قی سیاسی امام حسن مجتبی (ع)

28ام شهریور, 1392

عنوان:سیره اخلا قی سیاسی امام حسن مجتبی (ع)

محقق :راحله کریم نیا-مدرسه علمیه ی الزهراء(س)بیجار


چکیده

موضوع این پایان نامه"سیره ی سیاسی- اخلاقی امام حسن مجتبی علیه السلام می باشد که بعداز نوشتن مقدمه ای کوتاه به ضرورت آن پرداختیم .
ضرورتی که موجب نوشتن این پایان نامه شد اینکه امام حسن علیه السلام در دوره ای می زیشته که آمیخته با درد و رنج و مصیبتهای فراوانی بود. رحلت جد بزرگوارشان حضرت رسول اکرم(صلی الله وسلم) مظلومیت و خانه نشینی پدر بزرگوارشان مصیبت ورنج های وارده بر مادرشان ومحروم شدن مادر بزرگوارشان از فدک و مسائلی از این قبیل که روح لطیف امام حسن (ع) رامی آزردند .
من می خواستم بانم چگونه ایشان در آن دوران می زیستند وچنان شخصیت اصیل والایی بوجود آوردند هدف من از این تحقیق شناختن تمام عرصه های زندگی امام حسن مجتبی (ع) است .
این تحقیق حاضر شامل چهار فصل می باشد .
فصل اول با عنوان کلیات است .
فصل دوم تحت عنوان سیری در زندگانی امام حسن (ع) که شامل تولد ريالبل از تولد پدر مادر وبیان فضایل این بزرگوار و فرزندان آن حضرت می پردازد که شامل مطالبی در مورد کرامت آن حضرت وتعداد فرزندان ایشان می باشد
.فصل سوم تحت عنوان سیره اخلاقی امام حسن علیه السلام می باشد که به اخلاق فردی و اجتماعی این بزرگوار است.
فصل چهارم تحت عنوان سیره اخلاق سیاسی امام حسن (ع) است که شامل فعالیت های سیاسی امام قبل از امامت -دوران امامت - صلح امام علل وانگیزه صلح امام حسن (ع) ماجرای پس از صلح این بزرگواراست.
کلید واژه ها:صلح -سیاست- اخلاق-فعالیت سیاسی و فعالیت اجتماعی

اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده تحقیق پایانی با عنوان علت غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرج الشریف

28ام شهریور, 1392

عنوان : علت غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرج الشریف
محقق : سیده مریم سید عربی-مدرسه علمیه فاطمه الزهرا(س)بیجار

چکیده:

غیبت به معنای پنهان شدن از دیدگان است در اصطلاح مهدویت به پنهان زیستن حضرت مهدی عجل ا… گفته می شود . غیبت یعنی پوشیده بودن ار دیدگان نه حاضر نبودن . از اصطلاح های رایج در مهدویت واژه ظهور است به معنای آشکار شدن است در اصطلاح ظاهر شدن حضرت مهدی جل ا… پس از پنهانی زیستن برای برپای عدل جهانی.
بحث از چرائی و سبب پنهان زیستن حضرت مهدی عجل ا… یکی از مباحثی است که همواره مورد توجه بوده است. در منابع روایی علت هایی بیان شده مانند؛ حفظ جان حضرت،امتحان از سوی خداوند،غربال و تصفیه شدن منتظران.
برعهده نداشتن بیعت ستمگران ،تکرار فرایند سنت انبیا در امت اسلامی ،راز پنهان از سوی خداوند که باید توجه کرد و فراموش نکرد که در رأس همه اینها خواست خداوند است که نقش دارد.
از اهداف و علت های ظهور آن حضرت پس از خواست خداوند می توان به عدالت گستری ،احیاء کتاب و سنت.
گسترش معرفت و اخلاق ،نهضت علمی ،برنامه اقتصادی،بهره وری از منابع طبیعی،توزیع عادلانه ثروت.
گسترش امر به معروف و نهی از منکر ،مبارزه با فساد و رزائل اخلاقی و عمران و آبادانی اشاره کرد.
وظیفه ما منتظران در زمان غیبت بنا بر روایات وارده شناخت امام عج ا… که علاوه بر شناخت اسم و سبب امام شناخت مقام و مرتبه امام و سپس از شناخت آن حضرت. الگو پذیری از آن .مظهر کمال و پیوسته در یاد آن حضرت بودن است دوستی با دوستان و دشمنی با دشمنان و تحمل سختی های دوران غیبت و دعا برای فرج آن حضرت و خود سازی و آماده کردن خود برای دوران ظهور حضرت می باشد.



اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده تحقیق پایانی با عنوان حياء از ديدگاه آيات و روايات

28ام شهریور, 1392

حوزه علميّه فاطمه الزهرا(س)-بيجار

موضوع :حياء از ديدگاه آيات و روايات

استاد راهنما:فاطمه بختكي
محقّق:فائزه عباس نژاد

چكيده:

موضوع اين تحقيق « حيا از ديدگاه آيات و روايات » است. هدف از انجام آن، اين است که رابطه ايمان با حيا را مورد بررسي قرار داده و مخاطب به اين حقيقت دست يابد كه ايمان و حيا از هم جداشدنی نيستند و رابطه تنگاتنگی با هم دارند.
اين تحقيق در پنج بخش تنظيم شده است؛ در بخش اول كليات تحقيق آورده شده است، بخش دوم، به كلياتي درباره حياء اختصاص داده شده است؛ در بخش سوم، به بررسي حياء در آيات و روايات پرداخته شده است. در بخش چهارم، عوامل رواج بي حيايي و عواقب آن آورده شده است. و در بخش پنجم، آثارو پيامدهاي حياء بيان گرديده است.
فرضيه اين تحقيق اين است كه: چنانچه مسئله حيا به طور كامل و روشن تشريح گردد، مي تواند در ترويج و گسترش اين فضيله اخلاقي در جامعه مؤثر باشد.
اين تحقيق براساس نگرش کاربردی، بر اساس راهبرد توصيفي و بر اساس راهكار چون از اطلاعات ثبت شده قبلي استفاده شده، كتابخانه اي است و مطالب آن فيش برداري شده است.

اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده مقاله کانون پژوهش مدرسه عمیه فاطمه الزهرا(س)بیجار با عنوان ولایت فقیه

26ام شهریور, 1392

عنوان:
ولایت فقیه
استاد راهنما:
خانم بختکی
گردآورندگان:
سیده مهدیه حسینی
الناز خرمی زاده
اعظم سحری
سهیلا شعبانپور
مدرسه علمیه فاطمه الزهرا(س)بیجار

چکیده:
اندیشه سیاسی شیعه در عصر غیبت بانظریه ی ولایت فقیه گره خورده و شالوده ی نظام سیاسی ما بر پایه ی ولایت استوار است.اعتقاد شیعیان برآن است که امامان معصوم به امامت و ولایت،از جانب خداوند وبه ابلاغ رسول الله(ص)منصوب شده اند.پرسش مهم قابل بحث آن است که آیا در عصر غیبت،فقیهان عادل،به ولایت و نیابت عامّه از معصومان(ع)نصب شده اند؟متن حاضر عهده دار بررسی این پرسش جدی و اساسی است.ابتدا معنای ولایت فقیه روشن،وباتحریر دقیق محل نزاع و پاره ای از سوء فهم ها در این زمینه جلوگیری میشود؛سپس بر اقوال علمای شیعه و تاریخچه ی نظریه ی ولایت فقیه می پر دازیم.بررسی ادلّه ی اثبات ولایت برای فقیه،مهم ترین محور مباحث این متن است.

ولایت انبیاء و اولیاء الهی
آنچه در بحث ولایت مهم است اثبات ولایت برای انبیا و اولیا الهی است بدین معنا آیا برای رسول خدا و ائمه هدی و بالاتر آیابرای مومنین ولایت ثابت است یا نه؟و اگر ثابت است آیا دارای درجات و مراتب است یا خیر؟قبل از پرداختن به ولایت انبیا و اولیا الهی طرح این مسئله ضروری است که اگر ولایت برای انبیا و اولیا ثابت شود چه ولایت تکوینی و چه ولایت تشریعی این ولایت نه در عرض ولایت خداوند است و نه در طول آن دلیل بر اینکه هیچ ولایتی در عرض ولایت خداوند نیست آن است که ولایت هیچ کس ولایت اصیل و بالاستقلال نیست ازاین رو اگر ولایت غیر اصیل وغیر مستقل برای هرکه ثابت شود در عرض ولایت خداوند که اصیل و مستقل است است قرار نخواهد گرفت.اماعلت اینکه ولایت انبیاء و اولیاء در طول ولایت خداوند نیست آن است که ولایت خداوندی که احد و صمد است نامتناهی و خارج از حد و حصر است و چون نامتناهی است به مقطع خاصی محدود نمی گردد تا از آن مقطع به بعد نوبت به ولایت دیگری برسد خداوند به دلیل صمد بودن خلاءی برای دیگران باقی نمی گذارد چه رسد به اینکه آن غیر در رتبه ی ثانی واقع شود(هوالذی فی السماء اله و فی الارض اله)اوست که هم در آسمان خداوند است وهم در زمین بدون آنکه بر حریم خداوندیش از آسمان و زمین رنگی نشیند و به عبادت دیگر یکی از برجسته ترین اوصافی که برای خداوند اثبات میشود وصف نامحدود بودن اوست که با اثبات آن دامن کبریایی خدای سبحان از تمامی نواقصی که ا
ز ناحیه محدود بودن عارض میشود مبرا و منزه می گردد.علی (ع)فرمود:«ومن حدّه فقد عدّه ومن عدّه فقد أبطل أزله»اگر کسی خداوند را محدود کند اورا به شمارش در آورده و هرکه او راشماره کند ازلیّت اورا باطل کرده است بنا براین در مقام ثبوت روشن است که علّت آغازین به دلیل نامحدود بودن در تمامی سلسله هستی حضور دارد و هیچ یک از افراد در عرض ویا در
طول علّت نخواهند بود بانفی ولایت طولی و عرضی از غیر خداوند اگر ولایتی به دیگران اسناد داده میشود به ناچار مظهر ولایت خداوند خواهد بود یعنی ولایت تکوینی و تشریعی هر ولی در حقیقت مظهر ولایت حق است و آن شخص مجلی و محلّ جلوه ولایت خداوند است که ولایت خداوند در آن تجلّی کرده است.



اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده تحقیق پایانی با عنوان دیه زن از دیدگاه فقه وحقوق

26ام شهریور, 1392

موضوع تحقیق :دیه زن از دیدگاه فقه وحقوق

محقق:زهرا محمودزاده -مدرسه علمیه فاطمه الزهرا(س)بیجار


چکیده
اسلام نظامی جامع وبه هم پیوسته دارد که حقوقی بخشی از آن است فقه اسلامیزوایای گوناگون زندگی انسان را از پیش از ولادت تا پس از مرگ مورد توجه قرار داده است .بنابر این باید تمام زوایا و مسائل ریز رادر نگاه کلان ودر راستای آن برنامه کلی لحاظ کرد پس تکیه به برخی نکات ریز و نگاه استقلالی به آن بدون توجه به پیکره کلی و برنامه کلان نتیجه مطلوب نمی دهد .
از آن جا که قانون به طور کلی وضع می شود قانون گذار مصلحت عمومی را رعایت می کند و موارد استثنایی و تبصره ای سبب نقض حکم کلی نمی شود .
در حقوق اسلامی وظایفی خاص به عهده مرد نهاده شده است دیه مالی است که در برابرآسیبی که به انسان وارد شده است گرفته می شود مقدار آن به ارزش شخص آسیب دیده ارتباط ندارد .بنابراین کسی نمی تواند بگوید چون دیه زن نصف مرد است زن نصف ارزش مرد را دارد عضمت و ارزش انسان به صفات و کسب مراتب علمی و عملی وابسته است ودر این جهت مرد وزن یکسانند .
قرآن مجید می فرماید :"پس پروردگار شان دعای آنان را اجابت کرد وفرمود من عمل هیچ صاحب عملی از شمارا از مردیا زن که همه از یکدیگرند تباه نمی کنم “
“هر کس از مرد وزن کار شایسته انجام دهد ومومن باشد قطعا او را با زندگی پاکیزه ای حیات (حقیقی)می بخشیم ومسلما به آنان بهتر از آنچه انجام می دادند پاداش خواهیم داد”
بنابراین ارزش انسان به انسانیت او ونائل شدن وی به مراتب والای قرب الاهی است در این جهت جنسیت نقشی ندارد .زن ومرد یکسانندو چه بسا زنان از استعداد بهتری برخوردار باشند .
دیه به معنای قیمت نهادن شخص و شخصیت نیست بدین سبب اگر یکی از شخصیت های بزرگ علمی یا سیاسی کشور در جریان یک قتل عمد یا غیر عمد کشته شود دیه اش با دیه کارگر ساده ای که به این گونه جان باخته برابراست.
حکم به نقص دیه زن به معنای کم تر بودن حق زندگی وسلامتی زن نیست .این قانون با توجه به دیدگاه اقتصادی اسلام و مسئولیت های مرد وزن که مرد را عامل اول اقتصادی می داند وضع شده است .حق زندگی در زن ومرد یکسان است .
بدین سبب با اجرای قوانین اسلام در همه ابعاد تعادلی کامل میان زن ومرد ایجاد می شود .
با توجه به این دیدگاهجامع تعادلی کامل در نظام خانواده ایجاد می شود .زن با دید عاطفی خود بر اساسملاحظه مسائل اخلاقی گاه در جهت حل مشکلات اقتصادی خانواده گام بر می دارد ولی شرعا در این مورد وظیفه ای ندارد .
کلید واژه ها: زن -دیه- تنصیف-فلسفه دیه



اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده تحقیق با عنوان حقیقت تقوا وآثار آن در آیات وروایات

26ام شهریور, 1392

موضوع تحقیق :حقیقت تقوا وآثار آن در آیات وروایات

محقق:مهوش پور رحمانی-مدرسه علمیه فاطمه الزهرا(س)کامیاران

استاد راهنما:خانم امینی


چکیده
موضوع مورد بحث، حقیقت تقوا و آثار آن در آیات وروایات می باشد.تقوا به عنوان مانعی براي ورود به شبهات و مهاري براي نفس سرکش معرفی شده است وبه معناي خویشتنداري دربرابر گناهان وتخلف از فرمان خدا ست. در حقیقت حالت درونی است که انسان را از هرگونه گناه، باز می دارد تا مرتبه اي که به غیر خدا نمی اندیشد.تقوا با واژه هایی نظیر ورع،ایمان، نیکی همبستگی معنایی دارد به گونه اي که در بعضی آیات می بینیم این واژه ها جانشین تقوا شده اند وازاستلزامی حکایت می کند که میان این مفاهیم برقرار است؛مفهوم مخالف آن درادبیات دین فجوراست که به معناي افسار گسیختگی وبی مهاري می باشد.پایین ترین مرتبه ي تقوا انجام واجبات وترك محرمات است. بالاتر از آن انجام کارها براي رضاي خدا وبالاترین مرتبه دوري از هر آنچه انسان راازیاد خدا باز می داردحتی اگر انجام آن گناه نباشد.انسان هاي متقی با نشانه هایی چون ایمان به غیب،راستگوئی،نرمخوئی وگذشت از دیگران،از انسان هاي دیگرمتمایز می گردند.چنین افرادي می توانند حق رااز باطل تشخیص دهند در نتیجه از گرفتاري ها رهایی می یابند وخانواده و جامعه ي آنان رشد می یابد.توجه به آثاري که تقواي الهی دردنیا و آخرت فردمی گذارد،اهمیت وضرورتاین بحث رابه طور کامل نمایان می سازد. بنابراین سعی شده است با بیان این آثار، خوانندگان نسبت به عملی کردن مسائل شرعی ترغیب شوند.جمع آوري مطالب به صورتتحلیلیو کتابخانه اي وفیش برداري بوده وازمنابع تفسیري واخلاقی دسته اول ودوم استفاده شده است.
کلیدواژه:تقوا، ورع،آیات ،روایات، فجور.

اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده تحقیق با عنوان انفاق از دیدگاه آیات و روایات

25ام شهریور, 1392

عنوان تحقیق:انفاق از دیدگاه آیات وروایات

محقق:زهرا رضازاده-مدرسه علمیه فاطمه الزهرا(س)بیجار


چکیده

موضوع این پایان نامه انفاق از دیدگاه آیات و روایات می باشد
این در هفت بخش با موضو عات انفاق بررسی می شود.طبق آیات قرآن کسانی که در جامعه از مواهب و نعمت بیشتری برخوردارند باید از آن در راه خدا انفاق نمایند بنابراین مردم پرهیزگار آنهایی هستند که نه تنها از اموال خود بلکه از عقل و دانش و نیروی جسمانی خویش می بخشند .
با توجه به این که بشر تنها به عنوان نماینده در اموالی که مالک حقیقی آن پروردگار جهان است می تواند دخل و تصرف کند باز خداوند این بذل و بخشش را قرض حساب کرده است که هنگام دریافت پاداش چندین برابر آن را وعده داده است .روایات وارده اهمیت و عظمت انفاق را در حالات معصومین (ع) مشخص می سازد که چگونه از اموال و دارایی خود در راه خدا وند بهره مند شده و به وسیله آن چه خدمت هایی به اسلام ومسلمین نموده اند .
آیات و روایات زیادی در مورد انفاق آمده است که بیان کننده شرایط و آثار انفاق هستند از جمله شرط اساسی داشتن پاک و خالص است همچنین انفاق باید از مال حلال و مرغوب انتخاب شود و از هر گونه منت و اذیت در پی آن مبراباشد حد اعتدال در انفاق باید رعایت گردد زیرا دین اسلام در همه جا حد وسط را رعایت کرده و افراط و تفریط را مورد نکوهش قرار داده است .
ره آورد و آثار جاودانی وانفاق پر شدن جای انفاق به لطف خداوند مکارم دنیا و فضیلت آخرت توشه معاد می باشد ترک انفاق پیامد هایی در این دنیا وسرای آخرت به دنبال دارد که بدترین آن دوری از خدای متعال است


اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده تحقیق پایانی باعنوان اعجاز علمی قرآن

25ام شهریور, 1392

عنوان تحقیق:اعجاز علمی قرآن

محقق:حلیمه چقلویی

استاد راهنما:خانم بختکی


چکیده

یکی از الزامات جاودانگی رسالت قرآن این است که قرآن باید برای هر نسل وهر عصر عطا ها وبخشش های نوینی داشته باشد عطا هایی که نسل های گذشته ازآن بهره نبرده اند .از این روی که قرآن رهنمود الهی برای همه جهانیان است که پیام آن برای عصر و نسل خاص و امتی معین محدود نیست پس اگر داده های قرآن تجدد پذیر نبوده و با گذشت اعصار قرون منظور نشود مثلا در یک قرن به اتمام رسد قرآن دچار انجماد و ایستایی می شود ودر آن صورت نسلها وقرن های بعدی باید بر خان گذشتگان نشسته و خود بهره های نوینی از این مائده پروردگار نداشته باشند حال آن که زمان و حرکت راه خود را می روند وبه ره آورد گذشته قانع نیستند که در آن ره آورد برایشان کافی نمی باشد.
پس یکی از ملزومات اعجاز قرآن تجدد پذیری مفاهیم آن است عطای اعجازی قرآن متجدد و مائده فیاض آن در همیشه زمان سخی بخشنده است هرگز انجماد نپذیرفته و قادر است تا برای هر نسل داده هایی را پیش کش نماید که با موهبتهای آن برای عصر های گذشته متفاوت باشد .
همین جاست که به اهمیت طرح مباحث اعجاز علمی قرآن کریم پی می بریم زیرا مفاهیم علمی قرآن درست همان بستری است که عنصر تجدد و تولید مفاهیم در آن به روشنی نمایان است این تحقیق از سه بخش اصلی کلیات مفهوم شناسی و بیان نمونه هایی از اعجاز علمی قرآن تشکیل شده است .
که در بخش سوم آن به بیان نمونه هایی از اعجاز علمی در انسان شناسی و اعجاز پزشکی و بیان نمونه هایی از اشارات علمی در آسمان و زمین و موجودات زنده در آسمانها پرداخته شده است .
روش تحقیق به شیوه کتابخانه ای توصیفی و تحلیلی است و چون از اطلاعات ثبت شده کمک گرفته ام در آن از نقل قول مستقیم استفاده نموده ام .
منابع اصلی که در این تحقیق بکار رفته عبارتند از :قرآن - تفاسیرقرآنی- نهج البلاغه
واژگان کلیدی این تحقیق عبارتند از : معجزه -علم - تغذیه- وتفسیر

اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده تحقیق با عنوان حقوق متقابل والدین وفرزندان دراسلام

25ام شهریور, 1392

عنوان تحقیق:حقوق متقابل والدین وفرزندان در اسلام

محقق:اکرم اللهیاری

استاد راهنما:خانم بختکی

چكيده:
اين تحقيق با عنوان “حقوق متقابل والدين و فرزندان در اسلام"است. رعايت حقوق متقابل والدين و فرزندان نقش مهم و فوق العاده اي در تزكيه و بقاي خانواده دارد. با توجه به مهم بودن حقوق متقابل والدين و فرزندان و جايگاه مهمي كه در قرآن و سنت دراد و مشكلات عصر حاضر كه روابط در بين خانواده ها كمتر شده است، افراد خانواده نسبت به حقوق خود تا حدودي بي تفاوت شده اند و اساس خانواده دچار بحران شده است. هدف از انجام تحقيق مشخص كردن چگونگي حقوق متقابل والدين و فرزندان از ديدگاه اسلام است تا به صورت راهنما مورد استفاده خانواده ها قرار گيرد و آنها حقوق اسلامي را در زندگي به كار گيرند تا پيوند خانوادگي مستحكم شود.
در ميان تمام دستورات حيات بخش دين مبين اسلام كه تأثيرات آنها در سعادت و خوشبختي فرزند مسلم است، موضوع رضايت پدر و مادر از فرزند خود، از ويژگي خاص برخوردار است و به جرأت مي توان گفت كه اين امر كليد سعادت و رمز كاميابي فرزند است. رضايت پدر و مادر از فرزند خود در گرو رعايت حقوق والدين از جمله احترام والدين، ادب در برابر والدين، و نيكي به والدين زمان حيات و پس از مرگ آنها است. وجود فرزند براي خانواده نعمتي است كه زن و مرد را به هم مأنوس و نزديك تر مي سازد و قدر و ارزششان را در نزد هم بالا مي برد. كانون خانوادگي بر اثر آن گرمي و نشاط مي يابد. پس والدين هم درباره كودك خود بدهي هايي دارند كه تحت عنوان حقوق فرزند است. والدين وظيفه دارند كه در عين رعايت حقوق فرزند درپروردن افرادي مفيد به حال جامعه در طريق تكامل جسمي و رواني فرزندان بكوشند و او را عضوي مؤثر به حال خود و جامعه انساني بار آورند. پس در كانون خانواده هر يك از اعضا حقوق و مسئوليتهايي متقابل نسبت به هم دارند كه با بكار بستن دستورات ويژه اسلامي در اين زمينه، پيوند خانوادگي را مستحكم مي نمايند.
كليد واژه هاي اين تحقيق،
حقوق، والدين، فرزندان، تربيت، احترام است.



اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده تحقیقی با عنوان فرهنگ سازی اقامه ی نمازدر سیره ی پیامبر(ص)وائمه ی معصومین(ع)

15ام مرداد, 1392

موضوع

فرهنگ سازی اقامه ی نمازدر سیره ی پیامبر(ص)وائمه ی معصومین(ع)

تهیه وتنظیم

مهساشهبازی-مدرسه علمیه فاطمه الزهرا(س)کامیاران

چکیده

نماز یکی از ارکان مهم دین است و در زندگی معصومین (ع) هم اهمیت بسیاری دارد و آنها نماز را اوج اخلاص و بندگی می دانند و حتی احادیث و آیات مورد نظر زیادی در این باره ذکر شده . هدف از اقامه نماز حاظر این است که به بررسی اهمیت و تروج نماز ان رکن مهم و ستون اسلام در زندگی معصومین علیه السلام بپردازد.

در میان فروع دین اسلام شاید با فضیلت تر از این عمل که متاسفانه توسط برخی از انسانها مورد غفلت و سهل انگاری واقع شده نتوان یافت انچنا اهمیت که معصومین(ع) که قله های بلند انسانیت و حاقه های اتصال به عالم ملکوتند نز خود را به آن آراسته ودر مراحل کمال از آن مدد جسته اند برخلاف عرفانهای

نوظهور و خودروی که بعد از طی مرال این تکلیف عظمای الهی را از دوش خودساقط می دانند .

روش جمع آوریمطالب کتابخانه ای بوده که بر این مبنا ازاسنادو مدارک دینی بهره برده وبه نقل و توصیف موارد مذکور پرداخته ایم وسعی نموده ایم در حد توان از منابع روایی معتبر بهرگیری نماییم ودر پایان می توان گفت معصومین(ع) به این ریسمان محکم الهی چنگ زده اند و چرا ما از ایشان تاثیر نگرفته و خودرا به ان متصل نسازیم. واژگان کلیدی آن است : فرهنگ ، اقامه ، نماز ، سیره ، اهمیت



اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده تحقیق پایانی با عنوان نقش بازی در تربیت کودک از نظر اسلام

30ام تیر, 1392

عنوان

نقش بازی در تربیت کودک از نظر اسلام

استاد راهنما

معصومه پاشایی

پژوهشگر

زینب آقاجانلو-مدرسه علمیه حضرت فاطمه(س)سقز

چکیده

موضوع این پژوهش با عنوان  نقش بازی در تربیت کودک از دیدگاه اسلام مورد بررسی قرار گرفته است. هدف از انتخاب این موضوع، آشنایی با یکی از روش های تربیتی با عنوان بازی و مشخصه‌های آن ، اهمیت آن برای والدین و کلیه‌ی کسانی که به نحوی با کودکان در ارتباطند، همچنین بیان پیامدهای تربیتی بازی ، بیان ویژگی‌های اسباب‌بازی‌های مناسب و تکیه بر نقش مؤثرشان در روان کودک و تأثیر آن در آموزش مهارت‌های فکری و جسمی کودکان از قبیل رشد عواطف و احساسات، توسعه‌ی مهارت‌های حسّی، حرکتی و شناختی، سلامت عمومی و بهداشت روانی کودک است. از جمله ویژگی‌های بازی، اختیاری بودن ،خوشایند و هدف‌دار بودن آن است. بازی در سال‌های اولیه نقش حیاتی برای کودک دارد، زیرا علاوه بر شادی، برای رشد جسمی کودک اهمیت زیادی دارد. در روایات معصومین (علیهم السّلام) نیز به این موضوع اشاره شده،است.

بازی دارای ارزش‌های بس مهمّی است که با کمی تأمل می‌توان به درستی به نقش و اهمیت آن در رشد روانی کودک پی برد. آن ارزش‌ها عبارتند از: ارزش جسمانی، درمانی، اجتماعی، اخلاقی، ذهنی، آموزشی و … از طریق بازی، والدین می‌توانند بسیاری از مفاهیم دینی، اخلاقی، علمی، ازقبیل آموزش آداب زندگی، احکام و احادیث و اصول اخلاقی و دینی را به کودک بیاموزند. بازی‌ها با توجه به محتوای آن‌ها و گرایش‌های کودک که از احوال درونی او نشأت گرفته به انواع مختلفی تقسیم می‌شوند، آن‌ها عبارتند از: بازی‌های تقلیدی، نمایشی، نمادی، تخیّلی، هوش، حرفه‌ای، رقابتی، رایانه‌ای.

اما مسئولیت والدین در زمینه‌ی بازی کودک از دیدگاه اسلام، این است که مکان و زمینه‌ی مناسبی برای بازی کودک فراهم کنند، هم‌چنین با کودکشان هم‌بازی شوند.

از دیگر وظایف والدین این‌که باید در ضمن بازی بسیاری از اصول اخلاقی را به طور مستقیم و غیرمستقیم به کودک آموزش دهند؛ امّا متأسفانه برخی از والدین به دلایلی از قبیل ناآگاهی، کمبود فضای کافی برای بازی، بی‌حوصلگی، کثیف شدن لباس کودک، از بازی ممانعت کرده و به بازی آن‌ها اهمیّت نمی‌دهند. از دیگر مواردی که باید به آن توجّه شود، ویژگی‌های اثرگذار اسباب‌بازی است. اسباب‌بازی مناسب می‌تواند بر رشد صحیح کودک مفید باشد و مطابق با سن، علایق و درخور توانایی‌های ذهنی و رشد کودک باشد. در همه حال والدین باید نظارت بر اسباب‌بازی و نحوه‌ی بازی کودک داشته باشند. برخی نتایج بدست آمده در این پژوهش عبارتند از: بازی در رشد جسمی و روانی کودک نقش بسیار مهمی دارد. البته از نقش والدین در بازی کودک نباید غفلت کرد، زیرا آنان از این طریق می‌توانند آموزش کودکان را به عهده بگیرند. در تدوین این تحقیق از منابع روان­شناسی  ،کتاب­های روایی که در مورد تربیت و بازی نوشته شده و کتاب­های تربیتی استفاده شده است.

این تحقیق به اعتبار روش جمع‌آوری، کتابخانه‌ای است و زمینه‌های به اثبات رسیده در این پژوهش عبارتند از: 1- بازی باعث خلاقیّت، سرعت و رشد فکری می‌گردد. 2- خانواده‌ها و به خصوص والدین هم‌بازی‌های بسیار مناسبی برای کودک هستند. 3- بازی مؤثرترین و اصلی‌ترین راه یادگیری برای کودکان است.

اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده تحقیق پایانی با عنوان اجتهاد وتقلید در فقه شیعه

30ام تیر, 1392

عنوان

اجتهاد و تقلید در فقه شیعه

استاد راهنما

سرکار خانم نسرین اسدبیگی

پژوهشگر

فاطمه اینانلو-مدرسه علمیه حضرت فاطمه(س)سقز

چکیده

پژوهش حاضر با عنوان «جایگاه اجتهاد وتقلید در فقه شیعه » ، برای رسیدن به اهدافی چون شناخت جایگاه اجتهاد وتقلید به نحوی منسجم ، پاسخگویی به شبهات مطرح شده د ر این زمینه ، جهت بارور شدن باورها، شناخت عوامل رکودو خروج اجتهاد از بستر طبیعی خود همانند ظهور اخباریه در قرن 11و12نزد شیعه وبسته شدن نسبی باب اجتهاد و… تدوین گشته است . وبرای نیل به این مقصود از منابع معتبری مانند اسلام ونیازهای زمان، تألیف مرتضی مطهری ، نقش تقلید در زندگی انسان ،تألیف محمد تقی مصباح یزدی ، تاریخ فقه وفقها ، تألیف حبیب الله عظیمی ، استفاده شده است.

این پژوهش برای پاسخگویی به سؤالاتی چون ، چیستی اجتهاد وتقلید و چگونگی سیرتحول اجتهاد درفقه شیعه و چرایی ضرورت آنها؟و…،پس از تبیین مباحث مقدماتی ،دردو فصل نخست مبانی اجتهاد وتقلید، رامطرح می نماید؛و در فصل سوم، نخست تقسیمات رایج و مشهور ادوار فقـه امامـیه را بـیان می کند ،سپس با نقد طبقه بندی های مذکور ، تحوّلات وتطوّرات فقه شیعی ،در 9دوره و عصر بررسی شده است، ودراین تحقیق سعی شده که سبک واسلوب ابداعی هر یک از فقهایی که در هر دوره نقش داشته اند به اختصار مورد بررسی قرار گیرد. پس از بررسی ها وتلاش برای پاسخ به سوالات در بین منابع وکتب معتبر ،روشن گردید که،  انسـان مسلمان در عصــر غیبت ،جهت شناخت مسئولیت عباد ی ومدنی و جزایی راهی جز اجتهاد واستنباط از منابع فقه یعنی کتاب قرآن وسنت ندارد وشخصی که توانایی رسیدن به چنین رتبه ی علمی را ندارد موظف است احکام دین را از یک متخصص در علم فقه فرا بگیرد.

بنابراین امامیه معتقد است که هرکس در هر زمان ف درصورتی که دارای شرایط اجتهاد باشد ، می تواند به کتاب وسنت وادلۀ اصول رجوع نماید و احکام شرع را در موضوعات مختلف ، مستحدثه وغیر مستحدثه ، استخراج کند. از این رو ، فقه شیعه ، فقهی پویا وغنی وقابل انطباق درهر عصر وزمان است ، به موضوعات ومسائل مختلف پاسخ می گوید وباشرایط وموقعیت های گوناگون سازگاری دارد.

اجتهاد در فقه شیعه از قرن 2هجری –که آغاز عصر غیبت است – به بعد روندی رو به جلو ودر جهت تکامل را طی می کندوبا گذر از دوره های مختلف تاریخی ومتناسب با اقتضائات زمان ومکان پویا بوده است .  البته در مراحل کوتاهی با ظهور عواملی چون ظهور اخباری ها این حرکت متوقف یا کند شد که سپس با تلاش فقهای بزرگ ، آن موانع برطرف گریده و رشد این حرکت سرعت داده شد. تا اینکه در نیمه ی دوم قرن 14 هجری حکومت فقهی با پیروز شدن انقلاب اسلامی د رایران تحقق پیدا کرد وعملاً اثبات گردید که فقه در همۀ شؤون جامعه جاری است وتوان حلّ مشکلات همه جانبۀ اجتماع را دارد و مقتضیات زمان ومکان در آن نقش تعیین کننده دارد.

با بررسی علمی و کاوش در تاریخ فقه شیعه، هرچه بیشتر آشکار گردید ، شبهاتی که در مورد اجتهاد وتقلید وارد شده ناشی از فهم غلط ومعنا ومفهوم تقلید و اجتهاد است . از این رو با تبیین درست معنای اجتهاد وتقلید در اسلام ، خود به خود همۀ شبهات رفع می شود.

اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده مقاله با عنوان شیطان پرستی از منظر قرآن

30ام تیر, 1392

عنوان:شیطان پرستی از منظر قرآن

محقق:فاطمه بختکی

مدرسه علمیه فاطمه الزهرا(س)بیجار

 

چکیده:

موضوع این مقاله شیطان پرستی از منظر قرآن است.همانگونه کی میدانیم انسان ها همیشه دشمنانی داشته اند که برخی از آنها دشمن درونی و برخی دشمن بیرونی بوده اند.دشمن بیرونی ما که شیطان است باید او را بشناسیم و بدانیم که این دشمن که قسم خورده تا روزی که به او مهلت داده شده است انسان ها را از هر راهی که بتواند فریب دهد.از چه راه هایی به هدف خود خواهد رسید.همانگونه که می دانیم،جامعه امروزی مورد حملات شیطان و یاران او قرار گرفته و چون برخی از افراد آشنایی با کارهای شیطان و یاران او ندارند خیلی زود فریب این دشمن مکار را می خورند.

شیطان که به علت استکبارش از درگاه الهی رانده شد سعی میکند با زیبا جلوه دادن گناهان ، وسوسه و وعده به اصلاح و توبه در آینده افراد را فریب داده و از راه راست به دور کند.یاران انسی شیطان که همان دوستان بد انسان هستند سعی می کنند دوستشان را پیرو هوا و هوس کنند و از خوبی به صفات پست سوق دهند.

پرستندگان شیطان که برای خود آداب و رسوم و سمبل و نشانه هایی دارند که هر کس خلاف آنرا انجام دهد اقدام به قتل آنها میکنند و برای شیطان قربانی می کنند.

شیطان نیز با ابزار رسانه ای و غیر رسانه ای به جنگ با انسان آمده که هر کدام موارد خاص خود را دارد.

امید که کشوری را که به نام ائمه معصومین علیهم السلام در همه جای دنیا شناخته شده است را حفظ کرده و تسکین و مرهمی بر زخم های تاریخ این مرز و بوم نهیم.

کلیدواژه ها: شیطان-طاعت-قرآن-فطرت-عبادت-کفر-توبه.

اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده تحقیق پایانی با عنوان وسواس وراهکارهای آن از دیدگاه قرآن وروان شناسی

26ام تیر, 1392

عنوان تحقیق:وسواس وراهکار های درمان آن از دیدگاه قرآن وروان شناسی

محقق:بهجت فعله گری-مدرسه علمیه الزهرا(س)قروه

استاد راهنما:صغری ملاولی

 

چکیده :

وسواس یکي از بيماريهاي روحي- رواني است كه از تسلط قوه ي واهمه پديد مي آيد و باعث مي شود انسان نسبت به واقعيتهاي موجود دچار شك و ترديد شود، همچنين وسواس دو نوع است، وسواس فكري وسواس عملي، كه در وسواس فكري تصاوير و انديشه هاي مزاحمي كه به طور غيرارادي، وارد فضاي انديشه و ذهن مي گردد و فكر و انديشه افراد را تحت تأثير قرار داده ، وسواس عملي هم اعمال و رفتارهاي به ظاهر هدفمند و تكراري هستند كه در پي احساسات ذهني اجباري بروز نموده و معمولاً شخص در مقابل آنها مقاومت مي كند، ولي نتيجه ي اين مقاومت شك بوده و فرد به ناچار براي رفع اضطراب وارده فاعل آن اعمال خواهد بود .

اختلالات وسواسي مي تواند تأثير عمده اي بر عملكرد اجتماعي، اقتصادي، تحصيلات و … افراد داشته باشد. شناخت صحيح از بيماريهاي اعصاب و روان در مورد معيارهاي تشخيصي، علائم و روشهاي درماني بيماريهاي فوق مي تواند كمك شاياني در تشخيص، مراجعه سريع، درمان علمي و عملي بيماريهاي فوق گردد .

در اين تحقيق با استفاده از منابع كتابخانه اي درصد بيان وسواس و راهكارهاي درمان آن از ديدگاه قرآن و روانشناسي هستيم و تلاش نموده ايم كه معيارهاي تشخيص اختلال وسواس را مطابق آخرين معيارهاي آن ارائه نمائيم و آثار و روشهاي درمان دارويي و غيردارويي وسواس را به زبان ساده و قابل فهم مورد بحث قرار دهيم .

اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده تحقیق پایانی با عنوان تفریحات سالم از منظر اسلام

26ام تیر, 1392

عنوان تحقیق: تفريحات سالم از منظر اسلام

محقق:سکینه عربیان-مدرسه علمیه الزهرا(س)قروه

استاد راهنما:صغری ملاولی

چکیده :

خداوند در تكوين و تشريع به ضرورت تفريح مهر تأييد زده است البته تفريحات سالم و آرامش بخش كه اصول آن عبارت است از اينكه در آن گناه و معصيت نباشد، همراه با اذيت و آزار و لهو نباشد. چون اين تفريح آمادگي لازم براي انجام فعاليت هاي ديگر مي باشد و در آيات مختلف قرآن به شادي براي فضل و رحمت خداوند و همچنين تفريح و گردش در بين گياهان و دقت در كيفيت خلقت آنها و نظر به دريا و انواع جنبندگان براي عبرت گيري آمده است . و همچنين در روايات به انواع تفريحات سالم مانند مسافرت ، شوخي و خنده و صله رحم، عبادت و انس با خدا، تجمل و زيبايي، ورزش ، تير اندازي ، اسب سواري، شنا و دوميداني و پياده روي و اثرات معجزه آساي آن و كشتي و شمشيربازي و كوهنوردي و بازي با كودكان اشاره شده است و در نهايت به آثار تفريحات سالم از نظر روحي، جسماني و اجتماعي اشاره شده است .

اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده تحقیق پایانی با موضوع نقش دین در زندگی

25ام تیر, 1392

عنوان تحقیق:نقش دین در زندگی

محقق:معصومه خداوردی-مدرسه علنیه الزهرا(س)قروه

استاد راهنما:صغری ملاولی

چکیده:

دین مجموعه­ای از قوانین و مقررات است که هدف آن راهنمایی بشر به سوی سعادتمندی است. دین در تمام عرصه­های فردی و اجتماعی زندگی فرد تأثیرگذار است. در سایه باور به خدا و ایمان به او می­توان سدی محکم در مقابل آلام روانی مانند ترس، وسوسه، اضطراب و … ایجاد کرد، چون ریشه تمامی این نگرانی­ها احساس بی­پناهی است. اگر خدا را از جهان برداریم و اعتقادی به آن نباشد جهان بی­صاحب و بی­اداره­کننده می­شود. در این صورت هر کاری مجاز است و آیا در چنین جهانی که بی­صاحب است خصلت­های انسانی توجیهی دارد. در مکتب توحیدی امید و نشاط و امیدواری به رحمت خداوند بسیار مورد ترغیب و تشویق قرار گرفته و یأس و ناامیدی نهی شده و ناپسند می­باشد. دین برای اینکه زمینه گناه را از بین ببرد و راه ترقی را برای افراد بشر پیوسته گشوده نگه دارد راه توبه را پیشنهاد می­کند به گنه­کاران و از طرفی دین اسلام به وسیله اجرای حدود امنیت جان و مال و آبروی افراد جامعه را تضمین می­کند. در جامعه خداباور اختلاف و تفرقه وجود ندارد و افراد با یکدیگر اتحاد و همکاری دارند چون از سفارشات اکید دین هم همین امر می­باشد. دین باعث شکوفایی تمدن بشری می­شود به گونه­ای که هر جا دین حضور پیدا کرده تمدن جلوه بهتری پیدا کرده است. پیامبران الهی هم از راه دعوت به تعقّل و تفکر افراد جامعه را از خصلت­های ناپسند جاهلی دور کرده و به استفاده از عقول خود دعوت می­کردند که در این صورت تمدن بشری جلوه بهتری پیدا می­کند. دین با بیان قوانین اجتماعی و فردی باعث گسترش عدالت و دادگری در جامعه می­شود. دین در عرصه جهانی و در عصر مدرنیته جایگاه تأثیرگذار و مهمی دارد به طوری که می­تواند تعاملات و روابط فرهنگی میان ادیان را تقویت کند. دین و سیاست همواره همراه همدیگر بوده­اند و جدای از هم نیستند به طوری که تحقق هدف بزرگ دین بدون تشکیل حکومت  امکان­پذیر نیست. حتی پیامبر اکرم (ص) هم حکومت اسلامی تشکیل دادند و در سایه آن قوانین دین را اجرانمودند. علم و دین هم رابطه مستقیمی با هم دارند و علم در جوامع دینی از منزلت بالایی برخوردار می­باشد به تعبیر استاد شهید مطهری علم و دین دو بال مورد نیاز برای پروازند. در جوامع غیردینی بیماری­های روانی و فساد و تجاوز به حقوق دیگران و انحرافات جنسی و مسائلی از این قبیل بسیار فراوان است و حتی در این جوامع اقدام به خودکشی آمار بالایی دارد به خاطر احساس پوچی و بی­هدفی، اما در جوامع دینی چنین مسائل و مشکلاتی بسیار اندک می­باشد.

هدف اصلی تحقیق حاضر بیان جایگاه و نقش مهم و اساسی و سازنده دین در زندگی دنیوی و اخروی افراد است و مشاهده می­شود که دین در تمام عرصه­های زندگی بیشتر حضوری پررنگ دارد به گونه­ای که اگر این حضور وجود نداشته باشد فرد در زندگی دچار سردرگمی و پوچی می­شود و نمی­تواند به کارهای خود سامان دهد و زندگی برا با دیدی بدون هدف می ­نگرد.

اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده تحقیق پایانی با عنوان تأثیر هوش عاطفی بر رفتار انسان در آیات وروایات

25ام تیر, 1392

عنوان تحقیق: تاثیر هوش عاطفی بر رفتار انسان در آیات و روایات

محقق:فاطمه قمریان-مدرسه علمیه الزهرا(س)قروه

استاد راهنما:نگار کلوندی

چکیده:

در پژوهش حاضر به مولفه های تاثیر گذار هوش عاطفی بر عملکرد انسان در آیات و روایات پرداخته شده است. هوش هیجانی یعنی توانایی درک درست محیط پیرامون , خود انگیزی , شناخت و کنترل احساسات خویش به طوری که این فرایند جریان تفکر و ارتباطات را تسهیل کندهوش هیجانی توانایی کنترل هیجان های خود و دیگران , تشخیص و تمایز بین هیجان های مختلف و نام گذاری مناسب آنها , و همچنین استفاده از اطلاعات در جهت هدایت اندیشه و رفتار است. در فصل اول به کلیات پرداخته شده است در فصل دوم , به توان تشخیص و تنظیم عواطف فردی و ابعاد آن در آیات و روایات اشاره شده است. واکنش های هیجانی از مراحل اولیه زندگی به طور غریزی چه در مواقع شادی و چه در محرومیت و ناکامی در کودکان مشخص شده است. در فصل سوم , به موضوع توان تشخیص عواطف دیگران و اثر گذری بر آن در آیات و روایات پرداخته شده است. یکی از اصول اولیه هوش هیجانی این است که روابط حمایتی و توام با مهر و همدلی , پایه های آموزشی پایدار واقعی را تشکیل می دهند. در قلمرو اجتماعی , هوش هیجانی به قابلیت ها , شایستگی ها و توانمندی هایی می پردازد که ارتباط رد با دیگران را تنظیم می کند.

در فصل چهارم , موضوع خود انگیختگی و ابعاد آ« در آیات و روایات مورد بررسی قرار می گیرد . فصل پنجم , به توانایی برقراری روابط بلند مدت با دیگران در آیات و روایات پرداخته است. به طور کلی نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که اگر انسان از هوش هیجانی الایی بهره مند باشد , می تواند چالش های فردی و اجتماعی خود را بهتر مدیریت کند , و می تواند زمینه افزایش سلامت جسم و روان خود را فراهم نماید.

کلید واژه :

خود انگیختگی , مدیریت , کنترل احساسات , هوش هیجانی , قابلیت ها , همدلی.

اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده تحقیق پایانی با عنوان آسمان در قرآن

24ام تیر, 1392

عنوان تحقیق:آسمان در قرآن

محقق:معصومه شاهرخی-مدرسه علمیه الزهرا(س)قروه

استاد راهنما:نگار کلوندی

چکیده:

آسمان یکی از موضوعاتی است که در آیات فراوانی از قرآن ، به آن پرداخته شده ، این کتاب آسمانی ، با بیان برخی ویژگیهای آسمان ، انسانها را به تأمل و تفکر در آن ، سفارش کرده است تا از این راه به وجود و صفات خداوند پی ببرند.

کاوش و بحث در آفرینش آسمانها و تعداد و شکل و رنگ آنها ، از دیرباز تا کنون ادامه داشته است.

در زمان ما اگر چه پیشرفتهای چشمگیر در علوم و افزایش توانایی استفاده از فنون و ابزارهای جدید، صرفاً به رازگشاییو پرده برداری از برخی حجابهای تودرتوی این پدیده های شگفت کمک کرده است ، نباید یافته های جدید علمی و فرضیه های غیر قطعی تجربی را بر آیات قرآن و روایات معصومان تحمیل کرد. در این تحقیق برآنیم ، پس از طرح مسأله و با استفاده از آیات و روایات ، پاسخی به این پرسشها بیابیم:

خداوند آسمانها دارای طی چند مرحله و در چند روز آفریده و آیا در آسمانها هم ، مانند زمین حیات و زندگی وجود دارد و اصلاً در آسمانها موجود زنده ای هست؟ و سؤالات دیگری که انسان همیشه به دنبال پاسخی برای آنهاست.

پس در این تحقیق ، با استفاده از مفاد آیات و روایات خواهیم گفت که آسمان جهان ما ، که یکی از آسمانهای هفتگانه است، عبارت است از همه ثوابت و سیارات ، و همه آنچه تا کنون دیده شده و می بینیم همان آسمان اول است و شش آسمان دیگر، عوالمی غیر از کرات آسمانی اند. و نیز خواهیم گفت که در آسمانها، شیطانهایی هستند که هر وقت بخواهند اخبار غیبی آسمان را استراق سمع کنند با شهاب به سوی آنها ، تیراندازی می شود و نیز خواهیم دانست که در آسمانها نیز مانند زمین، قیامت برپا می شود اما در این واقعه (قیامت) فقط قسمتی از آسمانها متلاشی خواهد شد.

هم چنین به ویژگیهایی که خداوند در قرآن برای آسمان یاد کرده است ، خواهیم پرداخت.

اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده تحقیق پایانی با عنوان رابطه ایمان وآرامش در زندگی فردی

24ام تیر, 1392

عنوان تحقیق:رابطه ایمان وآرامش در زندگی فردی

محقق:فاطمه سلیمی-مدرسه علمیه الزهرا(س)قروه

استاد راهنما:نگار کلوندی

چکیده:

روش برخورد شما در زندگی با مسائل چگونه است ؟ اصلاً به موردی که برایتان اتفاق می افتد و باعث می شود روند زندگی شما دگرگون شود چه اسمی می دهید ؟ مساله یا مشکل ! یادتان باشد هر چیزی در زندگی قابل حل می باشد. در تحقیق حاضر قصد بررسی مساله آرامش و رابطه ی آن با ایمان در زندگی فردی می باشد لذا به همین دلیل برای آشنایی با این موضوع ابتدا به اضطراب و بررسی آثار و نشانه ها و پیامدهای آن پرداخته شده است اضطراب پیامدهای زیستی ، روانی و اجتماعی دارد با شناخت آنها می توان  به حل این معضل کمک کرد چرا که اضطراب و استرس یکی از معضلات عصر حاضر و از دستاوردهای زندگی ماشینی می باشدو تقریباً همه ی اقشار مردم با آن مواجه هستند در جامعه ی بشری کنونی استفاده از داروهای آرامبخش روز به روز در حال افزایش است که حاصل آنها آرامش کاذب می باشد بشر به بیراهه رفته و از مسیر اصلی منحرف شده است . بعد از آشنایی با موضوع اضطراب راههای رسیدن به آرامش برای حل این مشکل بیان شده است  قرآن کریم راه حل این مشکل را بیان کرده است و یاد خدا را تنها راه رسیدن به آرامش معرفی می کند . چون این موضوع  را می توان از دو منظر دینی و روان شناسی بررسی کرد سعی شده است  در این تحقیق هر دو جنبه لحاظ شود البته به صورت مختصر ، آسان و مبسوط . راه حل هایی مفید و کاربردی از آموزه های دینی ، یافته ها و پژوهش های روان شناسان و روان پزشکان از قبیل تقویت ایمان ، صبر ، توبه ، توکل و … وجود دارد .امید است خوانندگان این تحقیق با استفاده از این راهها و در پناه حی لایزال زندگی شرشار از آرامش داشته باشند و به زندگی دلخواه خود برسند . در آخر راههای عملی پشنهاد شده از است تا اینکه با استفاده از آن ها بتوان به آرامش دلخواه رسید .

اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده تحقیق پایانی با عنوان شب زنده داری وتأثیرات آن بر اخلاق وتربیت

24ام تیر, 1392

عنوان تحقیق:شب زنده داری وتاثیرات آن بر اخلاق وتربیت

محقق:ذلیخا سعید محمدی-مدرسه علمیه الزهرا(س)قروه

استاد راهنما:پوران منتشلو


چکیده :

از آنجا که انسان موجودی دو بعدی و دو ساحتی است و یک بعد وجودش تجرد و روحانیت است؛ باید همواره در پی رسیدگی به این بعد وجودیش باشد تا بتواند قوای آن را به فعلیت برساند و در نهایت به کمال شایسته خویش نائل آید. یکی از اموری که باید انسان برای پرورش روحش به آن توجه داشته باشد خلوت کردن با خود و مناجات با خالق می باشد که در شب هنگام، به دلیل فقدان اموری که باعث غفلت می گردند، این خلوت وراز و نیاز و توجه به خود و خدا بیشتر است و لذت عمیق تری برای فرد دارد به طوری که تداوم این مساله باعث آرامش روحی و به فعلیت رساندن قوای آن می گردد.

سالکان راه حقیقت و پویندگان مسیر هدایت و عبودیت همواره می کوشند تا بر اساس آموزه های وحیانی قرآن به دو بخش از ابعاد وجودی خود که یکی جان و دیگری تن باشد پاسخ در خور دهند، چرا که این دو بخش نیازهای مختص به خود را دارند که به حکم شریعت می بایست به آنها رسیدگی کرد تا شخص به انسان متعادل کمالی تبدیل گردد. از طرف دیگر پروردگار عالمیان برای رسیدن به این هدف والا دو ظرف زمانی شب و روز را مقرر فرموده است روز به عنوان ظرفی برای رسیدگی به امور مادی ، ارتباطات اجتماعی ، سیاسی ، سامان بخشیدن به نیازهای زندگی و شب بهترین زمان برای تزکیه و خود سازی است از این مطلب شاید بتوان به هدف شب زنده داری و تهجد دست یافت.

کلید واژه ها:  شب زنده داری، تهجد، اثر، اخلاق، تربیت

اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده تحقیق با عنوان شیطان پرستی و نمادهای آن

4ام تیر, 1392

 

اثر پژوهشی هسته نورالهدی مدرسه علمیه حضرت زینب(س)سریش آباد

 

عنوان:

 

شیطان پرستی و نمادهای آن

 

 پژوهشگران:

 

 لیلا حیدری، طاهره حیدری، زهرا جباری ، زهرا مومنی،

 

زهرا ده ده جانی، سکینه عربیان ، سکینه انتظاری

 

استادراهنما

 

خانم صغری ملاولی

 

چکیده

 

در دنیای پر هیاهوی امروز هر کسی به دنبال یافتن آرامش است،افراد آزاد ونیک اندیش این آرامش را در ایدئولوژی واعتقادات می یابند چرا که همین اعتقادات انسان ها است که مسیر زندگی وچگونه زیستن را رقم می زند .

در عصر کنونی که به سر می بریم مبانی اعتقادات بسیار گسترده شده وتعداد وتنوع آئین ها واعتقادات انسان ها زیاد شده وبرخی بدون نیک اندیشی به اباحی گری پرداخته اند چرا که گمان کرده اند مراحل عرفانی را طی می کنند .آیین های مختلف نوظهور با فرقه سازی واباحی گری با نام های مختلف فعالیت می کنند.

در این پژوهش درصدد بیان چگونگی فرقه ی شیطان پرستی از لحاظ اعتقادات، نمادها ،تمایلات الگوها و رفتارها هستیم چرا که متاسفانه شاهد روی آوردن جوانان ونوجوانان  به این فرقه در اجتماع هستیم بنابراین بر خود لازم دانستیم که این فرقه را شناسایی کرده و ابطال آن را اثبات کنیم و ونیز راهکارهای مقابله با آن از راه تعالیم ناب اسلامی شناخته و مانع از متمایل شدن جوانان به این فرقه در جامعه شویم .

فرقه ی شیطان پرستی متاسفانه در حال گسترش است وجوانان ونوجوانان را جذب می کند وادعای جهانی بودن را دارد ،شیطان پرستان قدرت و حاکمیت روی زمین را از آن نیروهای شیطانی می دانند نه الهی ،با خدشه دار کردن اصول ارزش های انسانی واخلاقی به دین ستیزی می پردازند و چه هدفی بالاتر از اینکه مبنای اعتقادی عمیقی در جریان نباشد وهر آنچه سیاست بخواهد اجتماع انجام دهد این فرقه با سیاست،هدایت وحمایت استعمارگران در جهان در حال گسترش وفعالیت می باشد چرا که اهدافشان را تامین می کند. شیطان پرستی به صورت ابتدایی شروع شده بدین صورت که شرارت شیطانی را شریک در امورات عالم می دانسته اند وکم کم در دوران قرون وسطی نوعی آزادی در بربر آموزه های دینی شکل گرفت وسپس به صورت مدرن در سطحی وسیع تر با اعتقادات لاوی گسترش یافت .

طبق هدایت استعمارگران برخی اعمال شیطان پرستان خود پرستی،استعمال مواد سکر آور داشتن صلیب وارونه ،طلسم وضد طلسم و… می باشد واز طریق اینترنت که اطلاع رسانی جهانی دارد الگوها ومدل ها ونمادهایشان را تبلیغ می کنند و پا را از آن فراتر گذاشته فیلم هایی با این مضمون ساخته وترویج می دهند .

واز همه مهمتر که با برگزاری تجمعات و مراسم جشنی که همراه با اختلاط زن ومرد وپایکوبی و مصرف مواد سکرآور میباشد ،

جوانان ونوجوانان ناآگاه را که هنوز هویت واقعی وانسانی  خود  را نشناخته وتعلیمات دینی در وجودشان عمیقا رخنه نکرده مورد هجمه قرار می دهد.

بیشتر جذب شدگان به این فرقه مرفه هان و وابستگان به رژیم طاغوتی میباشند که از طریق موسیقی غرب ،جادوگری، پوچ گرایی،ترویج خشونت .خ.ن آشامی و… میباشند .

چگونگی مقابله با شیطان پرستی در عصر کنونی وجامعه امروزی شناساندن اسلام ناب با مفاهیم عالی  در خصوص چگونه زیستن انسان ها و مسیر سعادت میباشد چرا که با تبیین مفاهیم والای انسانی و ارزش های انسانی دیگر جایی برای تعالیم غربی یا اباحی گری یا عرفان های کاذب نخواهد بود برای شناسایی مفاهیم عالی اسلامی از جمله راهکارها ارتباط جمعی وهمراهی همدلی با جوانان به جای تقابل (بد گمانی)و حل مشکلات عقیدتی و فکری نسل جوانان در قالب شبهات و سوالات پیرامون مسائل دینی ،تحکیم بنیان خانواده،پیروی از الگوهای دینی و به کاربردن تدبر وتعقل در دستورات دینی می باشد.

کلید واژه:

شیطان، شیطان پرستی، نماد، ابلیس، انسان، اباحه گری

اشتراک گذاری این مطلب!

راهی برای تحقق حماسه اقتصادی

30ام خرداد, 1392
 

راهکارهای اقتصاد مقاومتی چیست؟

        

راهکارهای اقتصاد مقاومتی چیست؟

در صورتی که اقتصاد مقاومتی در کشور شکل بگیرد و مدیران و دولت­مردان به معنای اعم کلمه (قوای سه­گانه) دست به دست هم دهند تا آن را اجرایی کنند در آینده بسیار نزدیک شاهد رشد و شکوفایی اقتصاد کشورمان خواهیم بود.         

اقتصاد مقاومتی را می‌توان اقتصادی تعریف نمود که در آن به تقویت زیرساخت‌های اقتصادی، توسعه متوازن در همه بخش‌ها، شناخت ظرفیت‌های جدید اقتصادی در داخل و خارج کشور با هدف تأمین درآمد و تولید ثروت برای جامعه، توجه­ی ویژه می‌شود.

کشور ما اگر چه از تحریم‌های ۳۳ ساله رنج می‌برد، اما طی سال‌های اخیر با فشارهای اقتصادی مضاعفی از سوی دشمنان مواجه شده است و طی دو سه سال گذشته شدت تحریم‌ها به دارو و تجهیزات دارویی و حتی تحریم‌های بانکی و افراد حقیقی و حقوقی کشیده شده است که می‌توان این تحریم‌ها را تحریم‌های هوشمند و هدفمند برای به زانو درآوردن ملت ایران دانست.

اما در این بین تدبیر مقام معظم رهبری در نام‌گذاری سال‌ها، طی سالیان گذشته که بر روی اقتصاد متمرکز شده است، بسیاری از این فشارها را تا حدود زیادی خنثی نموده است؛ اما برای تحقق اوامر رهبری در حوزه اقتصاد می‌بایست به بنیادی­ترین مسئله‌ای که ایشان درباره اقتصاد مطرح نموده‌اند نگاه ویژه داشت.

اقتصاد مقاومتی مفهومی است که می‌بایست آن را نوعی نظریه‌پردازی مقام معظم رهبری برای مقابله با فشارها و تحریم‌های روزافزون دشمنان نظام دانست. بسیاری از کارشناسان معتقدند اقتصاد مقاومتی نه تنها جنبه سلبی و مقاومتی در برابر فشارها دارد، بلکه یک نوع اقتصاد ایجابی است که بر پایه عناصر داخلی قدرت اقتصادی مانند خودکفایی و تولید ملی بنا نهاده شده است و می‌توان از همین طریق به یک قدرت منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای برسیم.

در صورتی که اقتصاد مقاومتی در کشور شکل بگیرد و مدیران و دولت­مردان به معنای اعم کلمه (قوای سه­گانه) دست به دست هم دهند تا آن را اجرایی کنند در آینده بسیار نزدیک شاهد رشد و شکوفایی اقتصاد کشورمان خواهیم بود.

اما در این بین هر موضوعی دارای الزاماتی است که می‌بایست به آن توجه ویژه و جدی شود. اقتصاد مقاومتی هم از این قاعده مستثنی نبوده و دارای ملزوماتی است که در صورتی که به درستی شناخته و اجرایی شود، امید آن خواهد بود که اقتصاد مقاومتی به بهترین شکل اجرایی شود. این الزامات عبارت‌اند از:

الف- توجه جدی و حمایت دائمی از بخش کشاورزی

وجود شرایط آب و هوایی چهار فصل و موقعیت جغرافیایی کشورمان بستر مناسبی برای افزایش تولید محصولات کشاورزی برای تأمین نیازهای داخلی و صادرات را فراهم ساخته است. از نگاه رشد و پیشرفت اقتصادی، بخش کشاورزی در فرآیند رشد و توسعه کشور وظایف مهم و اساسی را بر عهده دارد. اگرچه طی این سال‌ها سیاست خودکفایی در تولید بسیاری از محصولات راهبردی، در دستور کار قرار داشته است و در تولید برخی محصولات از جمله گندم محقق گردید اما به نظر می‌رسد هنوز بخش کشاورزی توان رقابت با محصولات خارجی را نداشته و واردات بی‌رویه­ی تولیدات کشاورزی به این بخش، ضربات سهمگینی وارد نموده است.

ب- مدیریت بر واردات

کنترل واردات محصولات مصرفی از طریق تشدید ضوابط و استانداردهای لازم یکی از کارهایی است که تا حدی شروع شده و دستاوردهای مؤثری هم به دنبال داشته است؛ اما این روند باید دقیق­تر دنبال شود. افزایش تعرفه و ایجاد الزام برای دریافت مجوز از وزارتخانه‌های متبوع می‌تواند یکی از راه‌های کاهش واردات باشد. واردات در کشور ما تا حدود زیادی به دلیل فرهنگ غلطی که در حوزه مصرف در کشور وجود دارد، واردات کالاهای لوکس را افزایش داده است.

ج- جلوگیری از خام فروشی نفت

تحریم نفت، فرصت مناسبی است تا به جای خام فروشی نفت، با تبدیل نفت به محصولات متنوع پتروشیمی، بنزین و انرژی‌های دیگر، ضمن ایجاد ارزش افزوده و تأمین نیازهای داخلی در این عرصه، به راحتی محصول نهایی را در بازار جهانی صادر کنیم. جلوگیری از خام فروشی نفت یکی از خواسته‌های مقام معظم رهبری از مسئولان اقتصادی کشور بوده است. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تولید ثروت از طریق منابع تمام‌شدنی همچون نفت را خودفریبی می‌دانند. از این رو رفتن به سمت جلوگیری از خام فروشی نفت می‌تواند تا حدود زیادی مشکلات موجود را حل کند. با توجه به فناوری‌های پیچیده و روز دنیا، کشورهای صنعتی از هر بشکه نفت خام حداقل ۲۲۰ دلار و حداکثر ۱۳۷۰ دلار بهره‌برداری می‌کنند؛ ما هم اگر با نگاه اقتصاد مقاومتی خام فروشی نفت را کم یا قطع کنیم ارزش افزوده بیشتری به دست خواهیم آورد.

د- اصلاح ساختار مالیاتی

یکی از روش‌های معقول اقتصادی فراهم‌سازی بسترها برای تحقق نظام مالیاتی در کشور است که دولت با طیب خاطر می‌تواند روی درآمدهای آن حساب باز کند. اگرچه در طرح تحول اقتصادی، یکی از هفت نظام، اصلاح مالیات بود و قدم‌های خوبی هم برداشته شد؛ اما هنوز فاصله درآمد مالیاتی ما با میانگین جهانی و میانگین درآمد مالیاتی بسیاری از کشورها فاصله زیادی دارد؛ اما در این بین موضوع فرار مالیاتی اهمیت خاصی دارد که باید برای آن تدابیر ویژه‌ای صورت بگیرد؛ زیرا برخی برآوردها نشان می‌دهد میزان فرار مالیاتی حداقل دو برابر درآمد مالیاتی بالقوه­ی فعلی است. در صورت اصلاح این سیستم مالیاتی می‌توان امیدوار بود که خام فروشی نفت کاهش یافته و به سمت اقتصاد خودکفا که نتیجه اقتصاد مقاومتی است حرکت کنیم.

ه- تولید محور بودن سیاست‌گذاری‌ها

تولید­محوری باید سنجه­ی سیاست‌گذاری‌های اقتصادی کشور باشد؛ یعنی باید در سیاست‌های ارزی، در سیاست‌های پولی و مالی، در سیاست‌های تجاری و در سیاست‌های بانکی و مالیاتی برای تولید اولویت قائل باشیم. تجلی ملموس این مطلب این‌گونه خواهد بود که اگر جایی ناچار بودیم بین تولید­گرایی و مصرف‌گرایی انتخاب کنیم، باید تولید را مقدم بداریم. این مطلب مثلاً در اجرای سیاست هدفمندی یارانه‌ها می‌تواند تجلی بسیار ملموسی داشته باشد. در مجموع سیاست‌گذاری‌ها باید به سمتی برویم که توان برنامه‌ریزی مدیران ما افزایش یابد. به این معنی که از تغییرات ناگهانی در سیاست‌ها اجتناب کنیم تا مدیران ما بتوانند برای آینده برنامه‌ریزی کنند.

آنچه بیان شد برخی از الزاماتی است که می‌بایست در حوزه اجرایی کردن اقتصاد مقاومتی به آن‌ها توجه ویژه شود. از همین رو، توجه به موضوعات بالا در سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌ها می‌تواند تا حدود زیادی اجرایی شدن اقتصاد مقاومتی را در صحنه اجرایی کشور نوید دهد.

اشتراک گذاری این مطلب!

احتکار از دیدگاه قرآن وروایات

29ام خرداد, 1392

عنوان تحقیق:


احتکار از دیدگاه قرآن و روایات


استاد راهنما: طاهره حیدری


محققین:

هسته پژوهشي فدك مدرسه علمیه الزهرا(س)قروه
زهرا عبدی
سکینه رستمی
مهرانه آئینی
سیده لیلا قمری
زینب پارسا

چکیده:
احتكار عبارت است از كاهش دادن يا متوقف كردن جريان توزيع كالا توسط همه يا برخي از فروشندگان به طور موقت به منظور بالابردن.
در اين زمينه آياتي وارد شده كه بيانگر منع احتكار مي باشد روايات زيادي هم در اين زمينه وارد شده است.
انبارداري يك خدمت اقتصادي است و عبارت است از نگه داشتن موقت كالا به منظور عرضه ي به موقع آن و يا گسترش دادن مدت عرضه ي آن به نحوه ي كه كالا براي مدت بيشتري قابل دسترس و مصرف باشد مهم ترين عاملي كه زمينه ساز احتكار يك كالا تلقي مي گردد، اختلاف درآمد يا قدرت خريد مصرف كنندگان آن كالا مي باشد. و اين هنگامي است كه همه مصرف كنندگان داراي درآمد يا قدرت خريد يكسان نباشند و گروه كم درآمد ناچار دست از خريد مي كشند ولي گروه پردرآمد به خريد خود همچنان ادامه مي دهند و اين اختلاف درآمد باعث مي شود كه اقدامات احتكار سودجويانه باشد.
احتكار از نظر شرعي فقط شامل غلات نمي باشد و ملاك محدوديت آن شامل همه چيزهايي مي شود كه مردم در معيشت خود به آنها احتياج دارند.
اقدامات اجرايي درست نسبت به محتكرين :
1- اجبار بر فروش اجناس
2- تسعير (قيمت گذاري)
3- مجازات محتكرين
4- تنبيه كساني كه به استقبال كالاها بروند.
پس صرف حرام انگاشتن احتكار در جامعه مسلمان،‌موجب از بين رفتن مطلوبيت آن نخواهد شد و عمل حرام شمردن عمل احتكار بدون تصويب و پياده كردن هرگونه ضابطه ي اجرائي بي ثمر است.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

محبت در خانواده از نگاه قرآن

29ام خرداد, 1392

عنوان :
محبت در خانواده از نگاه قرآن

استادراهنما:فاطمه بختکی


گردآورندگان:
هسه پژوهشی فاطمه معصومه (سلام الله علیها)مدرسه علمیه فاطمه الزهرا(س)بیجار

اکرم حسن زاده-طاهره شجری-پروین مظفری-راحله کریم نیا-طاهره سبحانی-سمیه علی کرمیان-زیبا پارسافرد

 


چكيده
وجود مهر و محبت و مهرورزي در يك خانواده از مهمترين ويژگي هاي يك خانواده قرأني موفق و سالم مي باشد. برقراري روابط محبت آميز بين والدين و همچنين بين والدين و فرزندان و بين فرزندان با يكديگر مي تواند اطمياني براي پيشرفت كودكان باشد با توجه به اهم مهروزي و نقش خانواده در ابراز مهر و محبت ، اين مقاله به بررسي اين موضوع پرداخته و در صدد است تا با الهام از آيات الهي وروايات معصومين(ع) مهر و محبت در خانواده و تاثير آن بر پيشرفت فردي و اجتماعي، جایگاه محبت در خانواده، تأثیر محبت در روابط افراد خانواده، تأثیر محبت بر تربیت فرزندان رابررسی كند است. در آیه ۲۱ سوره روم آمده است: (و من آیاته أن خلق لکم من أنفسکم أزواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودّه و رحمه إنّ فى ذلک لآیات لقوم یتفکّرون در این آیه چند نکته با اهمیت درباره خانواده وجود دارد که شایسته بررسى است:
۱. أزواجاً من انفسکم; همسرانى از خودتان.بر اساس این تعبیر, رابطه و پیوند زن و شوهر یکى از ابعاد مهم خانواده است.
۲. و جعل بینکم مودّه; میانتان دوستى برقرار ساخت. دومین نکته مهم در خانواده محبت بین زن و شوهر است; آنها با تعامل دوستانه و همکارى در مسیر شناخت خود و خداى خود به آرامش مى رسند و در وادى امن الهى گام مى نهند; از همین رو تعبیر (لتسکنوا الیها) در آیه شریفه آمده است.
۳. لتسکنوا; تا آرامش یابید.(سکنى) دست یافتن به مقام سکونت و آرامش است.
4. رحمه; اصل مهربانى. الفت زن و شوهر و همکارى آن دو با نیروى عشق و محبت در مسیر کمال, رحمت ومهربانى را براى خانواده و دیگران به بار مى آورد, در متن اصلی به صورت تفصیلی و از دیدگاه چند تفسیر معتبر این آیه و سایر آیات مربوطه بررسی می شوانشاءالله که این کار کوچک ما بتواند گره از مشکلات بزرگی وا کند.
. محبت نقشی اساسی در تربیت آدمی دارد چرا که محبت به انسان ها عزت نفس میدهد و انسان را در راه تربیت انعطاف پذیر می کند و این نرم بودن باعث نرم شدن روح طرف مقابل میشود تا حقایق را بهتر بپذیرد و در مقابل حق جبهه نگیرد .
واژگان کلیدی: محبت در خانواده، جایگاه محبت، تأثیر محبت، تربیت

اشتراک گذاری این مطلب!

بررسي فقهي سقط جنين و مسائل مرتبط با آن

29ام خرداد, 1392

عنوان:

بررسي فقهي سقط جنين و مسائل مرتبط با آن
استاد راهنما
سروه بي خاني

جمع آوري و تدوين
اعضاي هسته پژوهش مدرسه علمیه حضرت فاطمه(س)سقز
ليلا راثي-معصومه پاشايي اصل-سروه بي خاني-جميله لحاظي-نسرين اسدبيگي


چكيده:

سقط جنـين در لـغت به معناي (بچه انداختن يا بچه افكـندن پيش از موعود خـودش) يا (بـچـه ناتمـام از شكم افتاده) اطلاق مي‌شود.بنابراين خروج بچه پيش از موعد مقرر و ناقص و ناتمام بودن آن را، سقـط جـنين گويند.
آشنایی پیرامون سقط جنین و مسائل مربوط به آن به ویژه در دنیای امروز و در کشور اسلامی ما ، امری ضروری است ؛ لذا در این راسـتا سعی شده اسـت به مسائل مختلف آن شامل : تعريف جنين و مراحل رشـد آن، تعريف سقط جنین ،سوابق تاریخی ،سقط جنين از منظر اسلام، انـواع آن، پیـش از حلـول روح و بعـد از آن ، سقط جنین در قرآن و روايات،فتاوای فقهای شیعه و احکام دیه آن در این مورد پرداخته شـود .رعایـت مسائل شرعی و اخلاقی در روابط انسانی و توجه ویژه به مسأله ی سقط جنین ، جایز بودن آن در زمـان پیـش از حلـول روح مطـابق نظـر معصومیـن عليهم السلام و فقها و مواردی کـه سقط جنین ، قتل عمـد یا غیـر عمد محسوب می گردد و همچنیـن میـزان دیـه آن از نکات اسـاسی در ايـن پژوهش مي باشد كه به عنوان معضل اساسي مورد بررسي قرار گرفته است.

 

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده تحقیقی با عنوان نقش زنان تحصیل کرده در خانواده .

27ام خرداد, 1392

موضوع تحقیق هسته پژوهشی حوزه ریحانة النبی(س) سنندج:
نقش زنان تحصیل کرده در خانواده .

محققین :
۱-لیلا مهرپور
۲-معصومه ملاولی
۳-حکیمه جعفریان
۴-پریسافقیه عباسی
۵-سکینه دهقان

استادراهمنا:
مریم احمدزاده.


چکیده

زنان تحصیل کرده وعلی الخصوص درس خوانده در حوزه ، با بهره گیری از آموزه های دینی در طول تاریخ اسلام با پرداختن به اساسی ترین نقش وکارکرد زنان که همان مادری است بلندترین گامها رابرای حفظ ولایت برداشته اند .آنان با نقش آفرینی خود ارزش ولایت و حب به ولی خدا رابه فرزندان خودمنتقل کردندوبالاخص درعصرغیبت این مادران بودند که با فضاسازی مناسب در خانه و با پا یبندی به امام زما ن خود وبا ابرازعلا قه ای که به ایشان نشا ن میدا دند ورابطه قلبی ومعرفتی که با حضرت داشتند این علاقه وعاطفه رابه فرزندان نیزمنتقل کردندوازاین طریق درحفظ واحیای این مهم کوشیدند .امادرعصرحا ضرتربیت انسان دیندار، پویا، کارآ مد و عاشق خدا ورسول (ص) ازاهمیت وجا یگا ه بالایی برخوردا راست؛ چرا که شا هدهجوم جریا ن شوم (ناتوی فرهنگی)هستیم که بنا دارد ا زنسل جوان ما یک نسل بی هویت و بی ریشه بسازد.
همان طور که مقام معظم رهبری می فرما یند: باندهای بین المللی زروزور که برای تسلط بر منافع ملتها، سازمانهای نظامی ناتوراتشکیل داده بودند وا کنون درپی تشکیل نا توی فرهنگی هستندوبااستفاده ازامکانات زنجیره ای ممنوع و بسیار گسترد ه ی رسانه ای ،در پی تخریب هویت ملی جوامع بشری هستند وبنا دارند که با استحاله فرهنگی و انقطاع تاریخی بین گذ شته وآینده از جامعه ما ملتی بی هویت بسازند.
اینجاست که نقش مادران دردفاع ازهویت ملی ودینی وانتقال ارزشها بسیارپررنگ میگردد ، چراکه تمامی ارزشهای دینی، اخلاقی، ملی و…درون خانواده است که شکل می گیرد، نهادینه می گرد د وبه جا معه منتقل می شود، بالأ خص ا رزشهای ولا یتمداری که ا ز جمله ا رزشهایی است که دشمن نوک تیز پیکان حمله خود رامتوجه آن نموده ا ست که ازطریق خانواده ازنسلی به نسل دیگر منتقل می گردد.
مادران باید بدانندیکی ازمسئولیت هایی که از طرف شا رع مقدس بر عهده آنها گذا شته شده، تلاش برای تربیت یک نسل اسلامی پاک است وهمچنین یک نسل ولایی که درروایات متعددآ مده است . ولایت ومودت اهل بیت ازفرایض الهی است وملاک قبولی اعما ل و عبادات به حساب می آید.درزیارت جامعه کبیره میخوانیم:(بموالاتکم تقبل الطاعة المفترضة ولکم الموده الواجبة. ) به سبب ولا یت شما طاعت وا جب پذیرفته می شود و مودت واجبه برای شماست . پیامبر(ص)به سلمان فرمودند : إن الموده اهل بیتی مفروضةٌ واجبةٌ علی کلِ مؤمنٍ ومؤمنةٍ . همانامودت اهل بیت من برهرمرد وزن باایمان فرض وواجب است .
همچنین پیامبراکرم (ص)رازورمزرسید ن به سعادت را تمسک به اهل بیت اعلام نموده اند:
(من تمسک بعترتی من بعدی کان من الفائزین )
هرکس پس ازمن به خاندانم چنگ بزندوتمسک جوید،از رستگاران خواهدبود. ازاین رورسول اکرم(ص)به والدین سفارش کردند (ادّبوااولادکم علی ثلاث الخصال: حب نبیکم وحب اهل بیته وقرائة القرآن .) فرزندا نتان را با محبت من ومحبت ا هل بیت من وقرآن تربیت و تأدیب کنید .
ازاین روعمده ترین نقش آفرینی های زن دراسلام انتظاروامید است همانطورکه زنان در طول تاریخ اسلام افتخارآفرینی های زیادی درحفظ مکتب تشیع داشته اند دراین عصرهم باید بتوا نند با تربیت نسل پاک و فرزندانی سالم واسلامی د ین خودرا به جامعه دینی ادا نمایند.

اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده اثر هسته پژوهشی مدرسه علمیه اازهرا(س)قروه با عنوان راهکارهای تربیت دینی کودکان از دیدگاه اسلام

27ام خرداد, 1392

عنوان:

راهکارهای تربیت دینی کودکان از دیدگاه اسلام

استاد راهنما:سرکار خانم طاهره حیدری

محققین :

اعضای هسته پژوهش ثامن الحجج مدرسه علمیه الزهرا(س)قروه

سارا دهقان-معصومه اسدی-زهرا پرکان-فاطمه زینعلی-هاجر مهری-پرستو زارعی-رقیه ده ده جانی

 

چکیده:
فعالیتهای تربیتی، از جمله فعالیت های اساسی است که در حیات فردی و جمعی انسان، تأثیری انکارناپذیر دارد. این فعالیت ها برای تحقق اهداف مورد نظر ، تابع اصل یا اصولی هستند. مشخص کردن اصول تربیت در هر حیطه (دینی، اخلاقی، عقلانی و غیره) که باشد ، از جمله اقدامات اساسی است که باید قبل از هر فعالیت تربیتی انجام پذیرد . این اصول از هر منبعی اخذ شوند . فلسفه ، دین ، روانشناسی ، جامعه شناسی و سایر رشته های معرفتی و علمی - باید پاس داشته و به رعایت آنها اهتمام ورزیده شود، در غیراینصورت جریان تربیت ، در فرآیند خود تا رسیدن به هدف نهایی دستخوش مخاطره خواهد شد چرا که تربیت کودک، نوجوان و جوان بسیار مشکل است و اگر بگوییم از مو باریکتر ، از آتش سوزانده تر ، از شمشیر برنده تر است اشتباه نکردیم.

در خصوص تربیت نیز اسلام اگر چه تا قبل از چهل سالگی را مهم شمرده است ، محدودیتی قایل نشده است . با این همه، اسلام به همه مراحل رشد و تکامل انسان به یک چشم ننگریسته است ، برخی دوران را بر برخی مقدم داشته و آن را از نظر تعلیم و تربیت حائز اهمیت ویژه دانسته است. در این میان ، دوران جوانی برای تعلیم و تربیت دینی حساب جداگانه ای دارد.
اساساً جوانی نسبت به دیگر دوره ها ، به طور ویژه موردتوجه قرار گرفته است و برای جوان در زمینه های گوناگون ، احکام و دستورهای ویژه و مستقیم قرار داده شده است. رهبران دینی توجه مربیان و دست اندرکاران تربیت دینی را به این نکته مهم جلب کرده اند که در فعالیت خود جوانان را محور قرار دهند و برای آنان سرمایه گذاری ویژه انجام دهند و نیز سیاست و برنامه مخصوص آنان تدراک ببینند. آن بزرگواران این نکته اصولی را به شکل های گوناگون به گوش متولیان رسانده اند، گاهی مستقیماً به تربیت دینی جوانان سفارش کرده اند، گاهی از تجربه خود در این زمینه سخن گفته اند ، و گاهی حضور چشمگیر جوانان را در عرصه های ایمانی بر شمرده ان.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده تحقیقی با عنوان ارتباط نظام احسن با مسئله شر از نظر حکمت متعالیه وآیات قرآنی

27ام خرداد, 1392

عنوان:

ارتباط نظام احسن با مسئله شر از نظر حکمت متعالیه وآیات قرآنی


هسته پژوهشی تدبر
مدرسه ی فاطمه الزهرا بیجار

راهنما:سمیه مالمیر


اعضا:
شهلا شکرالهی، اکرم الهیاری
لیلاشکرالهی، فاطمه بنده مرادی
زهرا محمودزاده، زهرارضازاده



چکیده
یکی از مباحث فلسفی مطرح شده در اندیشه ی فلاسفه صدرایی، ارتباط نظام احسن با مسئله ی شرور می باشد،این فلاسفه با رویکرد ایجابی شبهه ی مطرح شده،یعنی ناسازگاری شرور با احسن بودن جهان هستی را، بررسی کرده وبی اعتبار دانسته اند. بر اساس این نگرش که از سرچشمه ی وحیانی سیراب می شود خداوندِ احسن الخالقین،محال است به خلقت جهانی دست بزند که دارای عیب ونقص است،چراکه وی واجب الوجود ،عالم وقادر براین عالَم می باشد وخیر محض است؛از طرفی وجود امور شریف نشان دهنده ی وجود اشرفِ اقدم برآن است.
درواقع منشأ این نقایص به ماده بودنِ عالم زمینی بر می گردد، و جعل بالعرض خداوند است. بنابراین جهان هستی، برآمده از یک نظام ربّانی است که به بهترین شکل ممکن خلق شده است. در این مقاله با توجه به دو رویکرد فلسفی وقرآنی،به بررسی اثبات نظام احسن وارتباطش با انواع شرور در عالم می پردازیم.

واژگان کلیدی: نظام احسن، علم عنایی، قاعده امکان اشرف، شرور عدمی،شرور بالعرض

اشتراک گذاری این مطلب!

تجسم اعمال در پرتو قرآن وسنت

27ام خرداد, 1392


عنوان:
تجسم اعمال در پرتو قرآن و سنت

استاد راهنما
سروه بي خاني

محققین
اعضای هسته پژوهشي مدرسه علمیه حضرت فاطمه(س)سقز
ليلا راثي -نسرين اسدبيگي-معصومه پاشايي اصل-جميله لحاظي-سروه بي خاني


چكيده
نوشته حاضر با موضوع «تجسمّ اعمال در پرتو آيات و روايات» به‌منظور پرداختن به مهم‌ترين و اساسي‌ترين امر وجودي انسان، يعني رابطه اعمال ظاهري او در دنيا با مجسم شدن باطن واقعيش در جهان آخرت انجام گرفته.
هدف از بررسي مسأله تجسم اعمال، معرفت و شناخت مستند به باطن حقيقي اعمال دنيوي مي‌باشد. و در واقع به‌دنبال بيان مطالبي چون معناي تجسم اعمال رابطه‌اش با عقل و منطق و وحي و … بوده‌ايم كه انشاالله در بيدار شدن وجدان انسان‌ها مؤثر باشد.
با توجه به اين‌كه عملكردهاي موجود با هوش متفكري چون انسان بسيار متنوع و گاهاً غير قابل پيش‌بيني مي‌باشد، دامنه اين تحقيق بسيار گسترده است و از محدوده اين تحقيق خارج است كه تك‌تك و تمام اعمال خوب و بد را به رشته تصوير در بياورد، به‌همين دليل بنده در حد توان و امكانات سعي كرده‌ام با استفاده از منابعي چون، قرآن كريم، تفسير نمونه، عدل الهي، معاد از ديدگاه امام رحمة الله‌عليه و … به طرح مسأله بپردازم.
روشي كه در تدوین این نوشته به‌كار گرفته‌ایم، روش «كتابخانه‌اي» مي‌باشد كه به‌كمك مطالب ثبت شده قبلي با تغييرات لازم بوده است.
واژگان كليدي اين تحقيق عبارتند از: «تجسم»؛ به‌معناي مجسم شدن، تناور شدن جسم، در پيش جسم نمايان شدن، و «اعمال» به معناي كارها، كردارها
و در نهايت به اين نتيجه رسيده‌ايم كه دنيا مزرعه‌اي براي كاشتن و آخرت زمان برداشتن مي‌باشد و مسلماً هر نوع بذري بكاريم (چه ريز و چه درشت، چه سالم و پرثمر و چه معيوب و بي‌ثمر)، از زير ذربين حق تعالي مخفي نخواهد ماند و به عينه همان را برداشت خواهيم كرد.

اشتراک گذاری این مطلب!

قرآن ومدیریت اجتماعی

21ام اردیبهشت, 1392

 موضوع

قرآن ومدیریت اجتماعی

استاد راهنما : صغری ملاولی
محقق : زهرا جباری-مدرسه علمیه الزهرا(س)قروه


چکیده
دین اسلام آیینی است که درآن تشکیل حکومت برمبنای قوانین الهی ازاهمیت ویژه ای برخورداربوده واساسااجرای احکام اسلام بیشتردربعداجتماعی مدنظرمی باشد واسلام عبادات رابه صورت فرادا وبدون توجه به جامعه ومردم آن را رد نموده وقابل قبول نمی داند برای مثال اسلام گوشه نشینی ودوربودن ازجامعه رامانند صوفی ها ومرتازها نهی وبرعبادات اجتماعی تاکید ورزیده وفردمسلمان رابرفعالیت دراجتماع امرمی نماید وکمال معنوی اسلام رادرخدمت رسانی بیشتربه جامعه اسلامی میداند واصولا فروع دین دراسلام همگی بربعد اجتماعی عبادات استواراست وبدون فرض اجتماع مسلمین انجام این فروع امکان پذیر نمی باشد وانجام فرائضی مانند نمازنیزبه صورت جماعت موردتاکیداست ویاتظاهربه روزه خواری که موردمذمت است درجامعه مفهوم دارد . علی هذا با توجه به این نکات وقتی اجتماع اسلامی تشکیل می یابد اداره این اجتماع نیازبه مدیریت وحکمرانی دارد که این امرلزوم تشکیل حکومت اسلامی را موجب می شود .
تشکیل حکومت اسلامی به فرمان الهی بوده ومسئولیت اداره حکومت اسلامی که سرپرستی وحراست جامعه مسلمین ازوظایف آن می باشد به عهده فرد برگزیده ازجانب خداوند متعال ویاهمان پیامبرالهی است وحاکم اسلامی وظیفه ابلاغ قوانین الهی ونظارت براجرای آن ورفع شبهات افراد جامعه درخصوص قوانین الهی وتشریح وتبیین آن را برعهده دارد واستمرارحاکمیت برجامعه اسلامی به وسیله جانشینان پیامبرودرغیاب ایشان ولی فقیه جامع الشرایط می باشد.
حاکم اسلامی براساس قوانین قرآن وبا درک وفهم کاملا ازآیات قرآن جامعه اسلامی را در رسیدن به هدف تعیین شده مدیریت و رهبری می نماید وسیاست آن به دورازهرگونه ظاهرسازی وعوامفریبی بوده وتضادی درسیاست کلامی وعملی دروی دیده نمی شود به صورتی که تمام اقشارجامعه رابایک نگرش که مساوات وبرابری است مورد حمایت یامجازات قرارداده وبه نام مصالح حاکمیت عدالت رابه نفع توانگران ویا افراد خاص جامعه زیرپا نمی گذارد آیات قرآن به روشنی بیانگرسیاست کاربردی توسط حاکم اسلامی است وهیچ سیاستی که پنهان ازمردم باید به آنهاپرداخته شود وجودندارد ودر جامعه اسلامی به حاکمان ابلاغ گردیده وهیچ تفاوتی درقرآن میان افراد جامعه درحقوقی که از سوی حاکمیت تعیین می شود نیست.

اشتراک گذاری این مطلب!

آرامش در خانواده از دیدگاه قرآن

21ام اردیبهشت, 1392

موضوع تحقیق:
آرامش در خانواده از دیدگاه قرآن

استاد راهنما:
خانم حیدری


گردآورندگان:
خدیجه گوشبر
مریم ملک برمی
صغری احمدی
اکرم منتشلو

چکیده :
خانواده در آموزه های قرآنی از مقام و جایگاه ارزشی والایی برخوردار است. خانواده نخستین مسأله ای است که پس از آفرینش انسان بدان اشاره شده است. قرآن پس از بیان چگونگی خلقت انسان به زوج و همسر آدم(ع) اشاره می کند پس به خوبی در می یابیم که زن و شوهر از سرنوشت مشترکی برخوردارند.
خانواده مورد هجوم دشمنان بیرون از خانواده قرار می گیرد و دشمن می کوشد تا خانواده را متزلزل کند و آنان را به وسوسه های خویش دچار بدبختی و شقاوت ابدی کند. ضرباتی که خانواده از سوی دشمن بیرون زده می شود موجب می شود تا انسان به شکل خانواده ( ونه آدم تنها) هبوط کند.
در همان آغاز آفرینش انسان از زن و مرد سخن به میان نمی آید بلکه از مرد و همسرش سخن گفته می شود تا این معنا القا شود که از همان آغاز آفرینش خانواده است که شکل می گیرد و برخلاف تصور رایج باید گفت که خانواده نخستین مسأله تاریخ بشری بوده است.
قرآن هرگز پس از بیان آفرینش آدم(ع) از زن به عنوان ماهیتی جدا از مرد سخن نمی گوید بلکه از مردی به عنوان شوهر و زنی به عنوان همسر سخن می گوید. اینگونه نیست که در یک فرآیندی دختری وجود داشت که به صورت زنی متحول شده و خانواده ایجاد شده است بلکه از همان آغاز سخن از خانواده ای است که زوجه و همسرش از خود مرد خوانده پدید آمده است؛ زیرا خداوند در آیه ی 189 سوره اعراف از نفس واحد و یگانه ای سخن می گوید که همسرش را از ان آفریده است.
بنابراین نخستین خانواده با زنی پدید می آید که خود بخشی از وجود مرد آن خانواده بوده است و زمانی و لحظه ای تصور نشده است که زنی بدون مردی بوده باشد . قرآن هدف و فلسفه ی تشکیل خانواده (همسری از جنس آدم برای وی خلق کردن ) را ایجادبستری برای آرامش وی بر می شمارد تا مرد در کنار همسرش(زن) آرامش یابد.
کلید واژه:
ایمان ، آرامش ، اعتقاد
آرامش از سکینه از ریشه از سکنه به معنای استقرار و ثبات در برابر حرکت است و به آرامش روان - آدم رابه رفع نگرانی اضطراب و تشویش او را رهنمون می شود .
واژه سکینه شش بار در قرآن به کار رفته است و برخی از مشتقات آن نیز به معنای آرامش می باشد.
ايمان در لغت به معناي امن به معناي امنيت مي باشد.
اعتقاد از ريشه عقد به معناي عقيده دروني است .

اشتراک گذاری این مطلب!

حقوق و وظایف زن و شوهر از نظر اسلام

21ام اردیبهشت, 1392

حقوق و وظایف زن و شوهر از نظر اسلام

استاد راهنما
سرکار خانم طیبه سادات حجازی


پژوهشگر
الهه ملکشاهی-مدرسه علمیه فاطمه الزهرا(س)کامیاران


چکیده
جامعه‌ی کوچک خانواده نیازمند تعالیم الهی‌اش است تا بتواند سیر تکاملی خود را طی نماید. بنابراین شناخت نسبت به حقوق و وظایف، استحکام خانواده را به دنبال خواهد داشت و در جامعه تعادل ایجاد خواهد شد که در این تحقیق سعی شده بدان توجه شود. با بررسی دقیق حقوق و وظایف زن و مرد و مسائل زندگی‌های مشترک در جامعه‌ی کنونی باعث شده تا خانواده‌ها با آشنایی و شناخت نسبت به حقوق و وظایف خود بتوانند زندگی موفقی را داشته باشند و هم‌چنین جوانانی که در شرف ازدواج هستند را تشویق به ازدواج کند تا به دور از فساد، گرفتاری‌ها و معضلات جامعه، تشکیل خانواده دهند.
محقق در این اثر به دنبال تاریخچه و مفهوم شناسی ازدواج و حقوق مشترکی که زن و مرد دارند به دو نوع طبیعی و اخلاقی می‌باشد که به صورت قانونی و اخلاقی لازم به ذکر بوده است و هم‌چنین حقوق و وظایف متقابلی که زن و مرد باید نسبت به یکدیگر در زندگی مشترک رعایت کنند به صورت دینی و عملی با نگاهی موشکافانه بررسی گشته است. بنای کار محقق این است که جزئیات مورد بحث را از دو جنبه‌ی آیات و روایات و عملی مورد نگاه عمیق قرار داده و ذهن خواننده را از هر دو دیدگاه به موازات یکدیگر غنا بخشد و موجبات دسترسی به منابع عظیم دینی را بدون دغدغه و تشویش خاطر فراهم نماید تا زوج‌های جوان بتوانند زندگی موفقی را با دستوراتی که اسلام برای زندگی مشترک بیان فرموده، رعایت کنند تا بتوانند زندگی با دوامی را در سایه‌ی صفا و صمیمیت و رابطه‌ی دوستانه‌ای داشته باشند. محقق آنچه را که از منابع دسته اول و دسته دوم به دست آورده، به روش تحلیلی و تجربی در اختیار علاقمندان قرار می‌دهد.
واژگان کلیدی: حقوق، وظیفه، زن، مرد.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

حقوق والدین در آیات و روایات

19ام اردیبهشت, 1392

موضوع:

حقوق والدین در آیات و روایات

استاد راهنما
سرکار خانم ویدا بهمنی

استاد داور
حجت اسلاموالمسلمین محمدرضا حسینی نیا

پژوهشگر
صبا کوهی

 

چكيده
موضوع اين پژوهش، حقوق والدين از ديدگاه اسلام مي‌باشد.
هدف از اين پژوهش، علاقه‌ي شخصي خود به رعايت حقوق والدين و نيازهايي كه در جامعه احساس مي‌شود مرا به سوي اين تحقيق راهنمايي كرد.
رعايت حقوق والدين وظيفه‌ي عقلي و وجداني است كه موجب سعادت و تكامل فرزندان در دنيا و آخرت مي‌شود.
چنانچه آيات و روايات فراواني فرزندان را به رعايت حقوق والدين سفارش مي‌كنند.
رعايت حقوق مخصوص مسلمانان نيست بلكه تمام افراد در قبال اين فريضه مسئول مي‌باشند و در تمام حالات و امور، واجب و لازم است و فوائدي چون ترغيب و تشويق والدين به اسلام را در برمي‌گيرد.
در رعايت حقوق والدين، عوامل زيادي مؤثر هستند كه يكي از شاخه‌هاي آن تقوا در فرد، خانواده و جامعه مي‌باشد.
رعايت حقوق والدين داراي آثار فراوان دنيوي و اخروي است كه حيات و كمال انسان بستگي به انجام اين واجب الهي دارد.
بنابراين آثار حقوق والدين در دنيا سعادت و تكامل و در آخرت بنابر فرمايش اهل بيت (عليهم السّلام) بهشت برين مي‌باشد.
سعي شده از كتب دسته اول مانند صحيفه‌ي سجاديه، اصول كافي استفاده شود و به علت كمبود منابع، به كتب دست دوم مراجعه كرده‌ام.
نتيجه اين كه رعايت حقوق والدين نه تنها براي خود شخص ثمراتي را به دنبال دارد، بلكه تأثيراتي نيز در جامعه مي‌گذارد.
در واقع لازم است كه تمام افراد نسبت به اين امر بي خيال و بي مسئوليت نباشند.
كليد واژه: حق، والدين، پدر، مادر.

اشتراک گذاری این مطلب!

وظایف زن وشوهر در آیات وروایات

19ام اردیبهشت, 1392

موضوع تحقیق

وظایف زن وشوهر در آیات وروایات


استاد راهنما
سرکار خانم طیبه السادات حجازی


محققین
سیران کهریزی پور

شهلاباتمانی

ژیلازین الدینی

شیدا امجدیان

آزیتا شهبازی

فاطمه حیدریان


چکیده
امروزه برای هرشخص مسلمانی واجب است که برای تشکیل یک زندگی مشترک اسلام گونه اول بانوع زندگی اقاامام علی وحضرت زهرااشنایی پیداکند0تاباشرایط یک زندگی خوشبخت اشنایی کامل پیدا کند.
امروزه متأسفانه بر اثر تبلیغات سوئی که از طرف دشمن انجام می شود زن و شوهر وظیفه ای را که در قبال یکدیگر دارند فراموش کرده اند به همین دلیل رسانه و سازمان های تبلیغاتی موظفند که نحوه ی درست زندگی کردن زناشویی را برای مردم بیان کنند و اینکه خوشبختی فقط در مادیات نیست بلکه این فقط گوشه ای از مشکلات را رفع می کند و مهم ترین وسیله داشتن ایمان کامل است که خود بهترین وسیله برای حل مشکلات زناشویی است از زمان خلقت آدم و هوا تا زمان بعثت پیامبران از جمله بعثت پیامبر اسلام نشانه هی زیادی از سوی خداوند برای تشکیل یک زندگی صحیح نازل شد که این خود نشان از اهمیت آن است.
در این پژوهش از کتب تفسیری نوع یک زندگی اسلام پسندانه که برترین آن زندگی امام علی ( علیه السلام) و حضرت زهرا ( سلام الله علیها) است بیان شده است.
وظیفه ی همه ی مردم دنیا در ادیان و اقشار مختلف این است که با تمام قوا با افرادی که افکار شیطانی دارند و با برنامه های سوء مانع تشکیل یک زندگی خوب برای جوانان می شوند.مبارزه کنند تا فساد و بدبختی در جامعه کم رنگ تر شود .
کلید واژه : خانواده ، وظایف.


اشتراک گذاری این مطلب!

احتکار از دیدگاه قرآن و روایات

19ام اردیبهشت, 1392

عنوان تحقیق:
احتکار از دیدگاه قرآن و روایات


استاد راهنما: طاهره حیدری


محققین:

زهرا عبدی
سکینه رستمی
مهرانه آئینی
سیده لیلا قمری
زینب پارسا


چکیده:
احتكار عبارت است از كاهش دادن يا متوقف كردن جريان توزيع كالا توسط همه يا برخي از فروشندگان به طور موقت به منظور بالابردن.
در اين زمينه آياتي وارد شده كه بيانگر منع احتكار مي باشد روايات زيادي هم در اين زمينه وارد شده است.
انبارداري يك خدمت اقتصادي است و عبارت است از نگه داشتن موقت كالا به منظور عرضه ي به موقع آن و يا گسترش دادن مدت عرضه ي آن به نحوه ي كه كالا براي مدت بيشتري قابل دسترس و مصرف باشد مهم ترين عاملي كه زمينه ساز احتكار يك كالا تلقي مي گردد، اختلاف درآمد يا قدرت خريد مصرف كنندگان آن كالا مي باشد. و اين هنگامي است كه همه مصرف كنندگان داراي درآمد يا قدرت خريد يكسان نباشند و گروه كم درآمد ناچار دست از خريد مي كشند ولي گروه پردرآمد به خريد خود همچنان ادامه مي دهند و اين اختلاف درآمد باعث مي شود كه اقدامات احتكار سودجويانه باشد.
احتكار از نظر شرعي فقط شامل غلات نمي باشد و ملاك محدوديت آن شامل همه چيزهايي مي شود كه مردم در معيشت خود به آنها احتياج دارند.
اقدامات اجرايي درست نسبت به محتكرين :
1- اجبار بر فروش اجناس
2- تسعير (قيمت گذاري)
3- مجازات محتكرين
4- تنبيه كساني كه به استقبال كالاها بروند.
پس صرف حرام انگاشتن احتكار در جامعه مسلمان،‌موجب از بين رفتن مطلوبيت آن نخواهد شد و عمل حرام شمردن عمل احتكار بدون تصويب و پياده كردن هرگونه ضابطه ي اجرائي بي ثمر است

اشتراک گذاری این مطلب!

تأثیر مادر در تربیت دینی فرزند

19ام اردیبهشت, 1392

موضوع:

تأثیر مادر در تربیت دینی فرزند


استاد راهنما:
صغری ملاولی


تهیه و تنظیم :
سمیرا رضایی


چکیده
تربیت دینی کودکان اهمیت خاصی در نظام آموزشی و تربیتی اسلام دارد.تحقیقات نشان می دهد فقدان بسیاری از افرادی که در بزرگسالی نسبت به عبادات و معنویت گرایش کمتری دارند ،ذاتاً بی اعتقاد به دین و تکالیف دینی نیستند.بلکه عواملی چون بی توجهی و عدم تقیّد والدین نسبت به انجام به موقع تکالیف عبادی در فقدان تمایلات معنوی فرزندان نقش بسزایی دارند.اگر چه پدر و مادر هرکدام به نوبه خود تأثیر خاصی در تربیت صحیح فرزند دارند اما در این میان نقش مادر پررنگ تر است چرا که بیش از پدر مرتبط با فرزند می باشد. آنچه که باید بیش از پیش مد نظر قرار گیر اخلاق و رفتار مادر است چرا که کودک در رفتار او را شاهد و نمونه قرار داده و مفاهیم مذهبی و اخلاقی را از او می گیرد.در تربیت دینی و اسلامی پرهیز کاری رأس هر امر،افضل اعمال و مورد محبت خداست مهم این است که مادر در مسیر تقوای الهی باشد و تربیتش را بر اساس پرهیز از گناه و عبادت خداوند متعال قرار دهد. بنابراین اخلاق و تقوای مادر در تربیت دینی فرزند بسیار تأثیر گذارند.البته توجه به مسائلی از قبیل دوران بارداری و شیردهی مادر و همچنین تغذیه حلال و مناسب مادر و فرزندش مهم بوده و باید مادران بدانند که آغاز تربیت فرزند بهتر است از همان دوران کودکی و طفولیت باشد. بنابراین میزان تأثیر مادر در تربیت صحیح دینی و معنوی فرزند و راهکار های تربیت معنوی از قبیل احترام گذاشتن به شخصیت آنان، نحوه آموزش عبادات(نماز، روزه و تلاوت قرآن کریم)تأکید بر همنشینی با نیکان و حضور کودکان در محافل دینی و مذهبی و نحوه تشویق و تنبیه وپند آنان مهم می باشد.با توجه به اینکه ارتباط مناسب بین مادر و فرزند از نظر اسلام و تربیت صحیح دینی فرزند از جمله سؤالات هر مادری است.سؤال اصلی این تحقیق نیز همین موضوع می باشد و سعی شده است در ان به نقش مادر در تربیت معنوی کودک و روش ها و راهکار ها یچنین تربیتی اشاره گردد. امید است مورد استفاده مادران قرار گیرد.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده تحقیق پایانی با موضوع فراماسونری

19ام اردیبهشت, 1392

موضوع:
فراماسونری


استاد راهنما:
صغری ملاولی


محقق:
زهرا ملاولی

چکیده

فراماسونری مکتب فکری و سازمانی مخفی است که از طریق شبکه زیر زمینی و مخفی به کنترل جهان می پردازد . و در همه ی انقلاب ها و استعمار گری هاییکه در جهان رخ میدهد مؤثر بوده . شبکه ای گسترده از زر سالاران یهودی و نخبه های سراسردنیا که تنها به منافع اعضای خود می اندیشد . فراماسونگری شیوه ی نوین عنوانش آشکار ولی دارای تکاپو ها و برنامه های پنهان بوده و هست . در این تحقیق فراماسونری از برخی زوایامورد بررسی قرار گرفته به عنوان مثال تأثیر یهود و نقش آن در این سازمان مخفی مورد توجه قرار گرفته است .این تحقیق به سه بخش اصلی تقسیم شده است بخش اول آن به تاریخچه و پیدایش فراماسو نری پرداخته و در بخش دوم کابالا مورد بررسی قرار گرفته و ارتباط آن با فراماسونری و خود موضوع کابالاکه : از آن جا شروع شده و چه عقایدی در آن حکم فرماست . در بخش آخر نماد هایی که در این فرقه یعنی فراماسونری مورد استفاده قرار می گیرد آورده شده به این دلیل که این فرقه به شدت نماد گراست و نماد های آن در تمام جاهایی که اعضای این سازمان حضور دارند موجود است حتی این نماد گرایی برسایر فرقه ها که البته شاخه ای از فراماسونری به حساب می آید و تحت تأثیر این سازمان قرار دارند مانند شیطان پرستی و…. تأثیر عمیقی گذاشته استدر این تحقیق سعی شده از منابه معتبر و مستدل استفاده شود به دلیل اینکه فراماسونری سازمانی مخفی است احتمال بزرگنمایی و انحراف از واقعیت توسط برخی نویسندگان در آن بسیار است . کتاب زر سالاران یهودی و پارسی نوشته ی عبدالله شهبازی یکی از منابع معتبر در رابطه با فراماسونری والیگارشی یهودی است که از مستعمرات ماوراء بحار کشور های اروپایی .و طریقه ثروت اندوزی یهودیان و فراماسونها تا اواخر بیستم مورد بررسی قرار داده است.

اشتراک گذاری این مطلب!

راهکارهای تربیتی دینی کودک از دیدگاه اسلام

24ام فروردین, 1392

عنوان :
راهکارهای تربیتی دینی کودک از دیدگاه اسلام

 

استاد راهنما:
سرکار خانم حیدری

 

نام گروه پژوهشگر:
زهرا پرکان، رقیه دده جانی،هاجر مهری، پرستو زارعی ، فاطمه زینعلی


چکیده:
فعالیتهای تربیتی، از جمله فعالیت های اساسی است که در حیات فردی و جمعی انسان، تأثیری انکارناپذیر دارد. این فعالیت ها برای تحقق اهداف مورد نظر ، تابع اصل یا اصولی هستند. مشخص کردن اصول تربیت در هر حیطه (دینی، اخلاقی، عقلانی و غیره) که باشد ، از جمله اقدامات اساسی است که باید قبل از هر فعالیت تربیتی انجام پذیرد . این اصول از هر منبعی اخذ شوند . فلسفه ، دین ، روانشناسی ، جامعه شناسی و سایر رشته های معرفتی و علمی - باید پاس داشته و به رعایت آنها اهتمام ورزیده شود، در غیراینصورت جریان تربیت ، در فرآیند خود تا رسیدن به هدف نهایی دستخوش مخاطره خواهد شد چرا که تربیت کودک، نوجوان و جوان بسیار مشکل است و اگر بگوییم از مو باریکتر ، از آتش سوزانده تر ، از شمشیر برنده تر است اشتباه نکردیم.
با این نگاه ، اصول تربیتی به همه جریان و کلیه بخش های تربیت شامل سیاست ها ، اهداف ، برنامه ها ، روش ها ، محتوا ، ارزش یابی و … تحت سیطره و نفوذ خویش دارند. این امر در حالی است که قید «راهنمای عمل» یا «راهنمای مربی» برای عبارت «دستورها و قواعد کلی ، که در تعریف های گوناگون از سوی بسیاری متخصصان ذی ربط به کار برده شده است. دامنه آنها به فعالیت های مربیان و معلمان محدود می کند و اقدامات سیاست گذاران تربیتی ، برنامه ریزان تربیتی ، تدوینگران محتوای آموزش و دیگر دست اندرکاران تربیت را خارج از شمول موضع تربیتی قرار می دهد.
همچنین این قید ، اصول را فقط برای روش ها لازم می داند و به طرز تفریط آمیزی قلمرو نظارت و حکومت آنها را به روش های تربیتی تقلیل می دهد.
ما به پیروی از دیدگاه خود درباره حوزه اصول ، در این جستار به اصول ناظر بر روش ها محدود نمی شویم و در ذیل ، به اصولی از تعلیم و تربیت دینی می پردازیم که بخش ها و جنبه های گوناگونی از موضوع تربیت را تحت پوشش قرار می دهند، بخش هایی مانند اهداف برنامه ریی ها ، روش ها ، محتوا و راهکارها و مراحل .

اشتراک گذاری این مطلب!

وظایف زن وشوهر درآیات وروایات

24ام فروردین, 1392

عنوان

وظایف زن وشوهرر در آیات وروایات


استاد راهنما


سرکار خانم طیبه السادات حجازی


محققین


سیران کهریزی پور-شهلاباتمانی-ژیلازین الدینی-شیدا امجدیان- آزیتا شهبازی-فاطمه حیدریان

 


چکیده


امروزه برای هرشخص مسلمانی واجب است که برای تشکیل یک زندگی مشترک اسلام گونه اول بانوع زندگی اقاامام علی وحضرت زهرااشنایی پیداکند0تاباشرایط یک زندگی خوشبخت اشنایی کامل پیدا کند.
امروزه متأسفانه بر اثر تبلیغات سوئی که از طرف دشمن انجام می شود زن و شوهر وظیفه ای را که در قبال یکدیگر دارند فراموش کرده اند به همین دلیل رسانه و سازمان های تبلیغاتی موظفند که نحوه ی درست زندگی کردن زناشویی را برای مردم بیان کنند و اینکه خوشبختی فقط در مادیات نیست بلکه این فقط گوشه ای از مشکلات را رفع می کند و مهم ترین وسیله داشتن ایمان کامل است که خود بهترین وسیله برای حل مشکلات زناشویی است از زمان خلقت آدم و هوا تا زمان بعثت پیامبران از جمله بعثت پیامبر اسلام نشانه هی زیادی از سوی خداوند برای تشکیل یک زندگی صحیح نازل شد که این خود نشان از اهمیت آن است.
در این پژوهش از کتب تفسیری نوع یک زندگی اسلام پسندانه که برترین آن زندگی امام علی ( علیه السلام) و حضرت زهرا ( سلام الله علیها) است بیان شده است.
وظیفه ی همه ی مردم دنیا در ادیان و اقشار مختلف این است که با تمام قوا با افرادی که افکار شیطانی دارند و با برنامه های سوء مانع تشکیل یک زندگی خوب برای جوانان می شوند.مبارزه کنند تا فساد و بدبختی در جامعه کم رنگ تر شود .


کلید واژه : خانواده ، وظایف.


اشتراک گذاری این مطلب!

آرامش در خانواده از دیدگاه قرآن

24ام فروردین, 1392

موضوع تحقیق:
آرامش در خانواده از دیدگاه قرآن

استاد راهنما:
خانم حیدری


گردآورندگان:
خدیجه گوشبر
مریم ملک برمی
صغری احمدی
اکرم منتشلو

چکیده :
خانواده در آموزه های قرآنی از مقام و جایگاه ارزشی والایی برخوردار است. خانواده نخستین مسأله ای است که پس از آفرینش انسان بدان اشاره شده است. قرآن پس از بیان چگونگی خلقت انسان به زوج و همسر آدم(ع) اشاره می کند پس به خوبی در می یابیم که زن و شوهر از سرنوشت مشترکی برخوردارند.
خانواده مورد هجوم دشمنان بیرون از خانواده قرار می گیرد و دشمن می کوشد تا خانواده را متزلزل کند و آنان را به وسوسه های خویش دچار بدبختی و شقاوت ابدی کند. ضرباتی که خانواده از سوی دشمن بیرون زده می شود موجب می شود تا انسان به شکل خانواده ( ونه آدم تنها) هبوط کند.
در همان آغاز آفرینش انسان از زن و مرد سخن به میان نمی آید بلکه از مرد و همسرش سخن گفته می شود تا این معنا القا شود که از همان آغاز آفرینش خانواده است که شکل می گیرد و برخلاف تصور رایج باید گفت که خانواده نخستین مسأله تاریخ بشری بوده است.
قرآن هرگز پس از بیان آفرینش آدم(ع) از زن به عنوان ماهیتی جدا از مرد سخن نمی گوید بلکه از مردی به عنوان شوهر و زنی به عنوان همسر سخن می گوید. اینگونه نیست که در یک فرآیندی دختری وجود داشت که به صورت زنی متحول شده و خانواده ایجاد شده است بلکه از همان آغاز سخن از خانواده ای است که زوجه و همسرش از خود مرد خوانده پدید آمده است؛ زیرا خداوند در آیه ی 189 سوره اعراف از نفس واحد و یگانه ای سخن می گوید که همسرش را از ان آفریده است.
بنابراین نخستین خانواده با زنی پدید می آید که خود بخشی از وجود مرد آن خانواده بوده است و زمانی و لحظه ای تصور نشده است که زنی بدون مردی بوده باشد . قرآن هدف و فلسفه ی تشکیل خانواده (همسری از جنس آدم برای وی خلق کردن ) را ایجادبستری برای آرامش وی بر می شمارد تا مرد در کنار همسرش(زن) آرامش یابد.
کلید واژه:
ایمان ، آرامش ، اعتقاد
آرامش از سکینه از ریشه از سکنه به معنای استقرار و ثبات در برابر حرکت است و به آرامش روان - آدم رابه رفع نگرانی اضطراب و تشویش او را رهنمون می شود .
واژه سکینه شش بار در قرآن به کار رفته است و برخی از مشتقات آن نیز به معنای آرامش می باشد.
ايمان در لغت به معناي امن به معناي امنيت مي باشد.
اعتقاد از ريشه عقد به معناي عقيده دروني است .

اشتراک گذاری این مطلب!

چاره جویی وارائه راهکار جهت رفع آسیب های موجود سبک زندگی در ایران

22ام فروردین, 1392

موضوع:
چاره جویی وارائه راهکار جهت رفع آسیب های موجود سبک زندگی در ایران
گردآورنده :
فاطمه زارعی -مدرسه علمیه فاطمة الزهرا (س) کامیاران

 

چکیده
یکی از موضوعاتی که در طول تاریخ در معرض آرا و تفسیرهای گوناگون قرار گرفته همواره دچار افراط و تفریط شده است ،شخصیت و جایگاه فردی ، خانوادگی و اجتماعی زن و مرد است. امروزه نیز کج اندیشی ها و عدم تعادل در این باب ، در جوامع مختلف فراوان به چشم می خورد. در این میان تنها چشمه زلال ، مکتب اولیا و اوصیای الهی است که به دور از هر گونه افراط و تفریط و با تکیه بر وحی و با استمداد از خالق هستی ،به ترسیم جایگاه حقیقی زنان و مردان متناسب با آفرینش آنان پرداخته است.
برای پیش گیری از هرج و مرج ها و بیان وظایف زن و مردو ارائه دادن یک زندگی بر اساس موازین اسلامی ما را بر آن داشت که مقاله ای در این زمینه تهیه کنیم.
این مقاله به روش کتابخانه ای تهیه شده است .
با توجه به مفاهیم مورد نظر و شرایط موجود در زندگی هر فردی اگر بخواهد شخصیتی اسلام گونه داشته باشد با انجام دادن درست وظایف خود می تواند به آن جامه ی عمل بپوشاند و آن را از بالقوه به بالفعل تبدیل کند.
کلیدواژه: سبک،شیوه، زندگی.

اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده تحقیق چاره جویی و ارائه راهکار جهت رفع آسیب های موجود سبک زندگی در ایران

22ام فروردین, 1392

موضوع:
چاره جویی و ارائه راهکار جهت رفع آسیب های موجود سبک زندگی در ایران

گردآورنده:
پریسا خوشچهره - مدرسه علمیه فاطمةالزهرا (س)کامیاران

چکیده
با توجه به جایگاه و منزلت خانواده در کشور ماباید تمام تلاش های خود در این راستا را به عرصه ی عمل بگذاریم و به هر طریقممکن این جایگاه خانواده را حفظ نماییم در این مقاله نیز سعی بر آن شده راهکارهایی در غالب اسلام و قرآن برای چگونه زندگی کردن خانواده ها و چاره جویی خود خانواده ها و اجتماع در راستای گفته های مقام معظم رهبری که در واقع همان آموزه های قرآن است بحث و تحلیل شده . و اگر کاستی هایی دارد مربوط به گرد آورنده مقاله می باشد که به خاطر کمبود منابع و عدم دسترسی به منابع مطالب را به صورت خلاصه وار ذکر کرده و تحلیل ها و نظرهای خود را نیز تتمه در آن قرا ر داده .البته متن اصلی و راهکارهای اصلی را با استفاده از بیانات رهبر و آیه ها و احادیث ارائه شده است .
این مقاله شامل دو فصل است که فصل اول آن راهکارهای فردی و خانوادگی جهت رفع سبک ها و شیوه های زندگی و فصل دوم را راهکارهای اتماعی در جهت سبک زندگی مردم نوشته شده است.

اشتراک گذاری این مطلب!

چگونگی شکل گیری سبک وشیوه زندگی

22ام فروردین, 1392

موضوع:
چگونگی شکل گیری سبک و شیوه ی زندگی
گردآورنده :
شمسی رنجبر- مدرسه علمیه فاطمة الزهرا (س)کامیاران

چکیده
یکی از موضوعاتی که در طول تاریخ در معرض آرا و تفسیرهای گوناگون قرار گرفته همواره دچار افراط و تفریط شده است ،شخصیت و جایگاه فردی ، خانوادگی و اجتماعی زن و مرد است. امروزه نیز کج اندیشی ها و عدم تعادل در این باب ، در جوامع مختلف فراوان به چشم می خورد. در این میان تنها چشمه زلال ، مکتب اولیا و اوصیای الهی است که به دور از هر گونه افراط و تفریط و با تکیه بر وحی و با استمداد از خالق هستی ،به ترسیم جایگاه حقیقی زنان و مردان متناسب با آفرینش آنان پرداخته است.
برای پیش گیری از هرج و مرج ها و بیان وظایف زن و مردو ارائه دادن یک زندگی بر اساس موازین اسلامی ما را بر آن داشت که مقاله ای در این زمینه تهیه کنیم.
این مقاله به روش کتابخانه ای تهیه شده است .
با توجه به مفاهیم مورد نظر و شرایط موجود در زندگی هر فردی اگر بخواهد شخصیتی اسلام گونه داشته باشد با انجام دادن درست وظایف خود می تواند به آن جامه ی عمل بپوشاند و آن را از بالقوه به بالفعل تبدیل کند.
کلیدواژه: سبک،شیوه، زندگی.

اشتراک گذاری این مطلب!

نکته های اخلاقی سوره لقمان

22ام فروردین, 1392

عنوان
نکته های اخلاقی سوره لقمان
باتوجه به آیات 12-19
(تفسیر المیزان، نمونه، نور )
استاد راهنما:
سركار خانم جمیله لحاظی
محقق: معصومه بابائي
اکرم احمدی ترک
دی 1391

چکیده
لقمان حکیم ، غلام سیاهی بود که در سرزمین سوران چشم به جهان گشود. گرچه چهرۀ سیاه و نا زیبا داشت ولی دارای دلی روشن و سیرتی زیبا بود و دینی استوار داشت و در ابتدا او بنده ای مملوک بود که به دلیل حکمت فراوانش آزاد گردید.

لقمان به مسئلۀ تعلیم و تربیت که هدف انبیاء بود اهمیت فراوانی می داد و در این راستا معلم و آموزگار مفیدی برای فرزندش و همچنین برای تمام مردم زمان خودش بود.

اندرزهای مهم این مرد الهی در زمینه توحید و مبارزه با شرک و مسائل مهم اخلاقی بوده که در اندرزهای لقمان به فرزندش منعکس است. این اندرزهای ده گانه که در طی شش آیه بیان شده هم مسائل اعتقادی را به طرز جالبی بیان می کند و هم اصول و وظایف دینی و هم مباحث اخلاقی .

قرائن نشان می دهد که لقمان پیامبر نبود بلکه مردی وارسته ومهذّب که در میدان مبارزه با هوای نفس پیروز شده و خداوند نیز چشمه های علم و حکمت را در قلب او گشوده است.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

تحقیقی پیرامون اخلاق و منش منتظران حقیقی

21ام فروردین, 1392

در مورد انتظار دو برداشت و دیدگاه کلى وجود دارد: دیدگاه مثبت و دیدگاه منفى. در طول تاریخ چندین دیدگاه منفى از معناى انتظار (انتظار منفى) به وجود آمده و دستمایه انحراف مسلمانان شده است؛ از ظهور مدعیان دروغین مهدویت تا رواج فساد و فحشا برای زمینه سازی ظهور آن حضرت. اما آنچه در اینجا مورد بحث ما است، دیدگاه کسانی است که انتظار را به معنای نشستن و صرفاً اشک ریختن و دعا کردن دانسته اند و این متأسفانه بخش زیادی از جامعه معتقد شیعی را در بر گرفته است. در واقع، انتظار از نظر آنها یعنی سکون، یعنی رکود، یعنی نشستن و منتظر ماندن؛ انتظاری که در آن هیچگونه تحرکی نیست.

انتظار امرى نیست که با راحت‏ طلبى و آسایش به دست آید؛ بلکه امرى است که با دشواریها همراه است. قرآن کریم مى ‏فرماید:«اَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یتْرَکوا أَنْ یقُولُوا آمَنَّا وَهُو لایفْتَنُون»؛ (1) آیا مردم گمان کردند همین که بگویند ایمان آوردیم، به حال خود رها مى ‏شوند و آزمایش نخواهند شد؟!

امام صادق (ع) مى ‏فرماید: «منتظر امر ما، بسان کسى است که در راه خدا به خون خود غلتیده باشد».(2) آیا حقیقتاً کسی که به دعای «اللهم کن لولیک» بعد از نمازها و شربت و شیرینی نیمه شعبان بسنده کرده، با کسی که جانش را در راه خدا داده، برابر است. پرواضح است که انتظار حقیقی چیز دیگری است که باید آن را بیاموزیم.
سیماى منتظران در آیات و روایات

همان‏طوریکه اشاره شد، در آیات و روایات، ویژگی هایى براى منتظران حقیقى ذکر شده که برجسته‏ ترین آنها در ادامه، با استناد به آیات و روایات نام برده مى ‏شود:
1- معرفت و محبت امام عصر (عج)

پایه محبت به امام عصر (عج) و اطاعت از او، معرفت و شناخت امام است و کم‏ترین حد شناخت و معرفت به فرموده امام صادق این است که: «بدانى، امام مساوى با پیامبر است، مگر در درجه نبوت، امام وارث پیامبر است و همانا اطاعت از او اطاعت از خدا و رسول خدا است، پس باید در هر امرى تسلیم او بود و به سخن و فرمان او عمل کرد».(3)

در روایت دیگر آمده است: «مردم به سه تکلیف مکلّفند: معرفت امامان؛ تسلیم در برابر ایشان و واگذارى امور به ایشان در امورى که اختلاف پیش مى‏ آید.»(4)

از این رو باید امام را به گونه ‏اى بشناسیم که این شناخت سبب در امان ماندن از شبهات ملحدان و مایه نجات ما از اعمال گمراه کننده مدعیان دروغین و ثبات قدم در محبت و اطاعت امام عصر (عج) گردد. این امر جز با شناخت صفات و ویژگى ‏هاى او به دست نمى ‏آید و در این راه علاوه بر حرکت‏هاى علمى در حد توان، توفیق الهى و عنایت‏هاى معصومین، بهترین یاوران راه هستند. در شناخت امام، شناخت نشانه ‏ها و علائم ظهور هم یکى از فروعات شناخت امام عصر (عج) است. چند روایت کوتاه در مورد این صفت منتظران آورده مى ‏شود:

«هُمْ اَطْوَعُ لَهُ مِنَ الْاَمَةِ لِسَیدِها»(5)؛ اطاعت آنان از امام، از فرمان بردارى کنیز از مولایش بیشتر است.

«طُوبى‏ للصّابِرینَ فِى غَیبَتِهِ، طوبى‏ لِلْمُقیمینَ عَلى‏ محجَّتِهِمْ»(6)؛ خوشا به حال صابران در غیبتش؛ خوشا به حال آنانکه بر راه اهل‏بیت ثابت‏ قدم مى ‏مانند.

«اِنّ اللَّهَ تَبارَک وَتَعالى‏ اَعْطاهُمْ مِنَ العُقُولِ وَالاَفْهامِ وَالْمَعْرِفَةِ ما صارَتْ بِهِ الغَیبَةُ عِنْدَهُم بِمَنْزِلَةِ المُشاهَدَة»(7)؛ خداوند تبارک و تعالى آن قدر به آنان عقل و فهم و بینش ارزانى داشته است که غیبت امام در نزد آنها به مانند مشاهده و دیدار اوست.
2- آراستگى به فضائل و پیراستگى از رذائل‏

منتظران واقعى حضرت ولى عصر (عج) همواره این سخن محبوبشان را در آئینه دل خود جاى داده ‏اند؛ آن‏جا که مى‏ فرماید: «پس هر یک از شما باید آن چه را که موجب دوستى ما مى شود پیشه خود سازد و از هر چه موجب خشم و ناخشنودى ما مى ‏گردد، دورى گزیند، زیرا فرمان ما به یکباره و ناگهانى فرا مى‏رسد و در آن زمان توبه و بازگشت براى کسى سودى ندارد و پشیمانى از گناه، کسى را از کیفر ما نجات نمى ‏بخشد»(8).

در جاى دیگر امام صادق (ع) مى ‏فرماید: «هر کس دوست مى ‏دارد از یاران حضرت قائم باشد، باید منتظر باشد و در این حال به پرهیزگارى و اخلاق نیکو رفتار نماید، در حالى که منتظر است. پس چنانچه بمیرد و قائم (عج) بپاخیزد، پاداش او همچون پاداش کسى خواهد بود که آن حضرت را درک کرده است. پس کوشش کنید و در انتظار بمانید. گوارا باد بر شما اى گروه مشمول رحمت خداوند»(9)؛

موضوع دورى از اعمال زشت و ناپسند و آراسته شدن به فضیلت ‏هاى امام و پیاده شدن عملى ‏آنها در زندگى فردى و اجتماعى به قدرى اهمیت دارد که امام عصر (عج) در توقیع شان به شیخ مفید مى ‏فرماید: پس تنها چیزى که ما را از (شیعیان) پوشیده مى ‏دارد، همانا چیز ناشایستى است که از ایشان به ما مى ‏رسد و خوشایند ما نیست و از آن انتظار نمى ‏رود.(10)
3- ولایت‏ پذیرى و ولایت‏مدارى

یکى دیگر از خصوصیات اخلاقى یاران مهدى (عج) «تقویت و تثبیت» پیوند با امام عصر (عج) و تجدید عهد و پیمان با آن حضرت است، از این‏رو منتظرین واقعى با وجود غیبت ظاهرى آن حجت الهى، هیچ گاه خود را در جامعه بدون مسؤولیت و رها احساس نمى ‏کنند و همواره براى اجراى اوامر مولایشان درصدد تکرار و تمرین ولایت پذیرى مى باشند. تاکید فراوان بر خواندن پاره‏اى از دعاها، بالاخص دعاى عهد، در واقع بر زبان جارى کردن و مرور عهد و پیمان با آن وجود غائب است. مسلماً با ایجاد فرهنگ ولایت پذیرى و ولایت‏مدارى، جامعه دچار بحران فرهنگى، ازخودبیگانگى، یاس، ناامیدى، سرکوب استعدادها و انحطاط نخواهد شد و با همدلى و همراهى شیعیان در یارى و نصرت مولایشان، دیرى نخواهد پائید که فرج او را درک خواهند کرد؛ همان‏گونه که حضرت حجت (عج) در توقیع شان به شیخ مفید رحمه الله فرمودند: «اگر شیعیان ما که خداوند آنها را در طاعتشان یارى دهد، در وفاى پیمانى که از ایشان گرفته شده است، مصمم و یکدل باشند، نعمت لقاى ما از آنان به تأخیر نمى ‏افتد و سعادت دیدار ما براى آنها با معرفت کامل و راستین نسبت به ما تعجیل مى‏ گردد.»(11)
4- امیدوارى شجاعانه براى قیام

از مسائل مهمى که منتظران مهدى (عج) در عین امید و انتظار به آینده، آن را به زیور طبع جان و دل خود آراسته ‏اند، کسب شجاعت لازم براى این قیام جهانى مى ‏باشد. آنچه در روایات بر آن تأکید شده است، ظهور و بروز این شجاعت از متن جان، در مرحله عمل است که مهم‏ترین نشانه آن کسب آمادگى رزمى و دفاعى در این زمینه مى‏ باشد.

مرحوم کلینى در این زمینه روایتى از امام موسى کاظم (ع) نقل کرده است: هر کسى اسبى را به انتظار امر ما نگه دارد و به سبب آن دشمنان ما را خشمگین سازد، در حالى که او منسوب به ماست، خداوند روزى ‏اش را فراخ گرداند، به او شرح صدر عطا کند، او را به آرزویش برساند و در رسیدن به خواسته ‏هایش یارى نماید.(12)

«کلُّهُمْ لُیوثٌ قَدْ خَرَجُوا مِنْ غاباتِهِمْ لَوْ اَنَّهُمْ هَمُّوا بِاِزالَةِ الجِبالِ لَأَزالوها عَنْ مَواضِعِها»(13)؛ همه شیرانى هستند که از بیشه خارج شده ‏اند و اگر اراده کنند، کوه‏ ها را از جا برکنند.

«جُعِلَتْ قُلُوبُهُمْ کزُبُرِ الْحَدید»(14)؛ دلهایشان، چون پاره‏ هاى آهن شده است.

«فَاِنَّ الرَّجُلَ مِنْهُمْ یعْطى‏ قُوَّةَ اَربَعینَ رَجُلاً»(15)؛ به هر کدامشان، نیروى چهل مرد داده شده است.
5- خدامحورى و بینش عمیق دینى‏

خداشناسى واقعى و شناخت عمیق دستورات دینى، پایه و مبناى تمامى حرکات و رفتارهاى منتظران واقعى مهدى (عج) است، این نگاه باعث مى‏ شود تا شخص منتظر در راه رفتن، نشستن، دیدن، گوش دادن و حتى فکر کردن… اجراى دستورات الهى را به صورت ملکه درونى لحاظ کرده و رضایت الهى و حجت خدا را بر همه چیز مقدم دارد، خداوند متعال هم با قرار دادن نور علم و حکمت در دل این منتظران، بصیرت لازم را براى تفقّه در دین و ایجاد رابطه قلبى بین خدا، امام و منتظر فراهم مى ‏نماید.

«رِجالٌ مُؤمِنونَ عَرَفُوا اللَّهَ حَقَّ مَعْرِفَتِهِ وَهُمْ اَنْصارُ الْمَهْدىِ فى‏ آخِرِ الزَّمانِ»(16)؛ مردانى که خدا را آنچنان که باید شناخته ‏اند، یاوران مهدى (عج) در آخر الزمان هستند.

«فَهُمُ الذینَ وَحَّدُوا اللَّهَ، حَقَّ تَوْحیدِهِ»(17)؛ آن‏ها به وحدانیت خداوند، آنچنان که حق وحدانیت اوست، اعتقاد دارند.

«مُجِدُّونَ فِى طاعَةِ اللَّه»(18)؛ در راه اطاعت خدا پرتلاشند.

«هُمُ الذینَ قالَ اللَّهُ فیهِم… یحِبُّهُمْ وَیحِبُّونَهُ»(19)؛ یاران مهدى کسانى هستند که خداوند در وصف آنها چنین فرموده: خداوند دوستدار ایشان است و ایشان نیز دوستدار خداوندند.
6- خدمت رسانى به مردم، ساده زیستى و روحیه ایثار

همانگونه که امام رضا (ع) فرمود:«امام زمان براى مردم از پدر و مادرشان مهربان‏تر است»؛(20) منتظران حضرت خدمت به مردم را بالاترین عبادت و عامل مهم نزدیکى به مولایشان مى ‏دانند. آنها در رسیدگى به محرومان، مظلومان، مستضعفان و مستمندان و حل مشکلات دوستان و همسایگان، گوى سبقت را از دیگران ربوده‏ اند و در این راه حاضرند از زندگى، زن و فرزند خود بگذرند؛ زیرا با بینش عمیق خود، بهترین معامله را، معامله دنیا با آخرت مى ‏دانند و در این راه به زندگى ساده و بى‏ تکلف قناعت کرده و به دنبال دنیا نرفته ‏اند.

در روایات آمده است که امام زمان (عج) نیز در حق خود تعهد مى‏ کند که همچون عموم مؤمنین باشد (و امتیاز خاصى براى خود قائل نباشد)؛ جامه ‏اى چون جامه آنان بپوشند، مرکبى چون مرکب آنان سوار شود و آن‏گونه که مؤمنین مى ‏خواهند باشد؛ به کم قانع باشد و براى خود دربان و نگهبان اختیار نکند.(21) از یارانش نیز بیعت مى ‏گیرد که همچون او باشند و طلا و نقره‏اى نیندوزند و گندم و جویى ذخیره نکنند و لباس خشن بپوشند.(22) امام صادق (ع) در بیان آیه «کسى که حاصل دنیا را مى ‏طلبد، کمى از آن به او خواهیم داد، امّا در آخرت برایش هیچ بهره ‏اى نخواهد بود» (23) فرمود: در دولت حق حضرت قائم (عج) هیچ بهره‏ اى نخواهد داشت.(24) آرى یاران مهدى (عج) سختى‏ ها را به جان مى‏ خرند و از خوشى ‏ها و لذایذ چشم مى ‏پوشند و با دست مهربانشان خوبى‏ ها و خوشى ‏ها را به دیگران هدیه مى ‏دهند تا قلب‏ها را نرم کنند و رهیدگان را به دامان پر از مهر و محبت دین برگردانند.
7- عدالت و عدالت‏خواهى

«عدالت اخلاقى» ملکه‏ اى است که منتظر واقعى آن را با ایجاد اعتدال قواى نفس و تسلط عقل بر شهوت، غضب و وهم، در درون خود شکل مى ‏دهد و نتیجه آن نفى و دورى از ظلم و گناه در حوزه ارتباط با خدا، خویشتن و جامعه است. یاران مهدى (عج) با اتصاف به عدالت درونى و بیرونى، راه قانون پذیرى را در برابر قانون گریزى انتخاب مى ‏نمایند تا از این طریق یکى از ابعاد اصلى ایجاد حکومت جهانى که عدالت مهدوى مى‏ باشد را در درون و بیرون از خود محقق نمایند. این عدالتخیزى تا جایى است که حتى حاضر نمى شود دانه ‏اى را از دهان مورچه ‏اى بیرون بکشد و از این جهت تمام موجودات و خلایق در سایه این عدالت در امنیت به سر مى ‏برند.

امام حسن عسگرى (ع) در دعاى قنوت خود مى‏ فرماید: «بارالها! به وسیله ایشان (یاران مهدى) تمام افق‏هاى هستى و تمام گوشه ‏ها و اقطار جهان را پر از عدل و داد و مهربانى و احسان خود بگردان».(25)

«یمْلَاُ الاَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً کما مُلِئَتْ ظُلْمَاً وَجوراً»(26)؛ زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد، همچنان که پر از ظلم و بیداد شده است.
8- استقامت در انتظار و یقین به ظهور

در بعضى از روایات شرط پایدارى بر اعتقاد و یقین به حضرت مهدى در زمان غیبت،»ثبت ایمان در دل» شمرده شده است، وظیفه ‏اى که منتظران واقعى آن را به خوبى انجام مى‏ دهند. در همین زمینه امام حسن عسگرى (ع) فرموده ‏اند: «غیبت مهدى آن قدر طولانى مى ‏شود که اکثر معتقدین از اعتقاد خود دست بر مى ‏دارند و باقى نمى ‏ماند مگر آن کس که خداوند ولایت ما را از او تعهد گرفته است و در قلبش ایمان را نوشته است و از جانب خود، او را تایید کرده است» (27)؛

آرى منتظران مهدى (عج) از اصحاب پیامبر نیز بالاتر هستند، همان گونه که پیامبر بزرگوار به اصحاب خویش فرمود: «پس از شما مردمانى خواهند آمد، که به یک تن از آنان اجر و پاداش پنجاه تن از شما را خواهند داد. گفتند: اى پیامبر خدا! ما در جنگ ‏هاى بدر و اُحُد و حنین با تو بوده ‏ایم و درباره ما برخى از آیات قرآن نازل شده است. فرمود: اگر شما در شرایطى که آنها قرار مى ‏گیرند، قرار بگیرید، آن تحمّل و شکیبایى که آنان دارند، نخواهید داشت».(28)

منتظر واقعى، با تکیه بر معرفت و شناخت خود نسبت به امام، او را در غیبت، همچون خورشید پشت ابر دانسته و او را ناظر بر حالات و نیات خود مى ‏داند و چیزى را از دیدگان آن حضرت مخفى نمى ‏پندارد؛ لذا علاوه بر عمل به واجبات و ترک محرمات، همّت خویش را در فرو نیافتادن در دام غفلت صرف کرده تا رضایت مولا و آقایش را که لازمه انتظار حقیقى است، پاسخ گفته باشد.

امام على (ع) درباره حدود آگاهى به احوال مؤمنین فرموده ‏اند: «هیچ مؤمنى در شرق و غرب زمین از ما غایب نیست». (29)

امام عصر (عج) در بخشى از توقیع شریفشان به شیخ مفید فرمودند: ما بر آن چه بر شما مى ‏گذرد، احاطه علمى داریم و هیچ یک از خبرهاى شما از ما پوشیده نیست… ما نسبت به رعایت حال شما اهمال نمى‏ کنیم و یاد کردن از شما را فراموش نمى ‏کنیم.»(30)
9- اخلاص‏

شعار اصلى حرکت مؤمنین و منتظران حضرت مهدى (عج) اخلاص در حوزه ایمان و عمل است. به راستى ایمانشان عارى از آلایش، کدورت، تیرگى، ظلم، شرک، تردید و ریاست‏ طلبى مى ‏باشد.

«کسانى که ایمان آورده و ایمانشان را به شرک و ظلم نیالوده ‏اند، آنان را است ایمانى و ایشان راه یافتگان هستند»(31).

«اُولئِک الْمُخْلَصُونَ حَقاً» آنانند اخلاص پیشگان حقیقى.(32)

منتظران مهدى (عج) بى‏ نام و بى‏ نشان؛ همچون آدم‏هاى عادى در میان جامعه رفت و آمد دارند و براى خود امتیازى قائل نیستند. دنبال دکان و جلب مشترى نیستند، ولى مشتاق‏ترین بندگان خدا به اویند.
10- تلاش، همّت و سخت کوشى

پرکارى و کم توقعى از دیگر ویژگى ‏هاى منتظران و یاران امام مهدى (عج) است.

«مجدّون فى طاعة اللَّه»؛ آنان در طریق عبودیت، سختکوش و پرتلاشند.(33)

«لایکفُّونَ سُیوفَهُمْ حَتّى‏ یرضَى اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ»؛ یاران قائم، شمشیرهاى خود را بر زمین ننهند تا این‏که خداى عزّوجلّ راضى شود.(34)
11- اهل تهجّد و شب زنده دارى‏

در دل شب، از خشیت خداوند، ناله‏ هایى دارند، مانند ناله‏ هاى مادران پسر مرده.(35)

شب‏ها را با عبادت به صبح مى‏ رسانند و روزها را با روزه به پایان مى ‏برند.(36)

مردان شب زنده دارى که زمزمه نمازشان، مانند نغمه زنبوران کندو، به گوش مى ‏رسد، شب‏ها را با بیدارى سپرى مى ‏کنند و بر فراز اسب‏ ها شب را به صبح مى ‏رسانند.(37)
12- خرد ورزىِ دین مدارانه‏

از جمله ویژگى‏ هاى حکومت امام مهدى (عج) رشد عقلى مؤمنین در همه زمینه‏ هاست - لذا یکى از صفات یاران و منتظران امام زمان (عج) آن است که از نظر عقلى رو به رشد هستند؛ از نمودهاى بارز این خرد ورزى دین مدارانه روایتى است که از امام صادق (ع) نقل شده است: راوى مى‏ گوید عده ‏اى از شیعیان نزد امام (ع) آمدند و عرض کردند ما شیعیان شما هستیم فرمود: آیا شما در میان قوم این‏گونه هستید که اگر شخصى از شما به مال دیگرى نیاز داشت از او بردارد؟ عرض کرد خیر. فرمود:«اِنَّ الْقَوْمَ لَمْ یعْطَوا احلامهم بعدُ»؛(38) هنوز عقل شیعیان ما به رشد واقعى خود نرسیده، که اگر رسیده بود چنین مى ‏کردند. سپس فرمود: یاران مهدى چنین‏ اند.
13- شهادت‏ طلبى‏

یاران مهدى (عج) در راه تحقق آرمان‏ هاى جهانى حضرت مهدى (عج) مشکلات و مصائب فراوانى را به جان مى ‏خرند و با صبر، تواضع و بردبارى عمل خود را هیچ مى ‏پندارند و به جهت هجوم سختى ‏ها و تحمّل مشقت‏ ها بر خداوند منت نمى‏ گذارند.

به فرموده حضرت امیرالمومنین علی (ع):«لَمْ یمُنُّوا عَلَى اللَّهِ بِالصَّبْرِ وَلَمْ یسْتَعْظِمُوا بَذْلَ اَنْفُسِهِمْ فِى الحَقِّ»(39)؛ قومى که به جهت صبر و بردبارى بر مشقت‏ ها بر خداوند منت نمى‏ گذارند و فداکارى و بذل جانشان را در راه حق عظیم نمى ‏شمارند.

در فرازهاى مختلف از ادعیه‏ ى عصر غیبت نیز این صفت از منتظران امام زمان (ع) مورد تأکید قرار گرفته است .فراموش نکنیم که پیروزى همواره در سایه خون، شهادت، تلاش و جهاد حاصل مى‏ شود نه در سایه آسایش‏ طلبى و عافیت. لذا در دعاى عهد، براى منتظران صاحب الامر این چنین نجوایى براى هر روز صبح‏دمان سفارش شده است: «اَلّلهُمَّ اِنّى اُجَدِّدُ لَهُ فِى صَبیحَةِ یومِى هَذا وَما عِشْتُ مِنْ اَیامِى عَهْدَاً وَعَقْدَاً وَبَیعَةً لَهُ فِى عُنُقى‏ لااَحُولُ عَنْها وَلا اَزُولُ اَبَدَاً… اَلّلهُمَّ اجْعَلنِى من… وَالْسَّابِقینَ اِلى‏ اِرادَتِهِ وَالْمُسْتَشْهَدینَ بَینَ یدَیهِ».(40)
پی نوشت:

1) عنکبوت، 2.

2) بحارالانوار، ج 52، ص 123.

3) بحارالانوار، ج 4، ص 54

4) وسائل‏ الشیعه، ج 18، ص 45.

5) بحارالانوار، ج 52، ص 308.

6) همان، ج 36، ص 304، ح 114.

7) کمال الدین، ص 320.

8) بحارالانوار، ج 53، ص 176.

9) الغیبة، ص 200.

10) بحارالانوار، ج 53، ص 178.

11) همان، ج 53، ص 177.

12) اصول کافى، ج 6، ص 535.

13) یوم الخلاص، ص 224.

14) همان، ص 228.

15) همان.

16) کشف الغمة، ج 2، ص 478.

17) یوم الخلاص، ص 234.

18) همان، ص 233.

19) بحارالانوار، ج 52، ص 370؛ مائده، 54.

20) الزم الناصب، ص 10.

21) منتخب الاثر، ص 469.

22) همان، ص 570.

23) شورى، 20.

24) اصول کافى، ج 1، ص 435.

25) صحیفه مهدیه، ص 168 و 169.

26) غیبت شیخ طوسى، ص 52.

27) اصول کافى، ج 2، ح 3، ص 133.

28) بحارالانوار، ج 52، ص 130.

29) معرفت امام عصر، ص 300.

30) احتجاج، ج 2، ص 495.

31) انعام، 82.

32) بحارالانوار، ج 52، ص 122.

33) یوم الخلاص، ص 223.

34) بحارالانوار، ج 52، ص 327.

35) یوم الخلاص، ص 224.

36) همان.

37) بحارالانوار، ج 52، ص 308.

38) اصول کافى، ج 2، باب حق المؤمن على اخیه و اداء حقه، ح 13.

39) یوم الخلاص، ص 223؛ نهج‏البلاغه، خطبه 150.

40) دعای عهد

محقق:شهلا باتمانی-مدرسه علمیه فاطمه الزهرا(س)کامیاران

اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده تحقیقی با عنوان:منتظر واقعی امام عصر کیست؟

19ام فروردین, 1392

چکیده

انتظار در لغت به معنای چشم به راه بودن است و امید به آینده؛ و انتظار در اسلام به ویژه در تشیع, به معنای ایمان به امامت و ولایت حضرت ولی عصر (عج) و امید به ظهور آن حضرت و آغاز حکومت صالحان است.

اعتقاد به وجود نازنین امام مهدی (سلام الله علیه) امید را در دلها زنده می کند؛ و انسانی که به این اصل معتقد است هرگز ناامید نمی شود؛ چون می داند که یک پایان حتمی و روشنی وجود دارد و این عقیده است که شیعه امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب (ع) را تا امروز، از آن همه مصائب و مشکلات و پیچ و خم ها عبور داده است.

منتظر واقعی و چشم به راه ظهور و قیام منجی موعود، باید در نحوه زندگی و رفتار روزمره خود, انتظار و آمادگی حقیقی خود را نشان دهد؛ و این بسان کسی است که در انتظار ورود میهمانی است؛ در ابتدا میزبان بایستی آمادگی لازم برای پذیرایی از میهمان را فراهم نموده، سپس خود را با گفتار و کردار و ظاهر و باطن مناسب شایسته همنشینی و هم صحبتی با او نماید. لذا برای رسیدن به این نقطه از انتظار، ذکر چند خصیصه از منتظران الزامی است:

1- منتظر امام زمان (ع) باید از کینه و حسد، نفاق و دورویی، حرص و آز، خودخواهی و بدخواهی، دروغ و غیبت و تهمت، و هر آنچه منسوب به دنائت و پستی بشری است و رنگ و روی شیطانی دارد دوری گزیند و درون وی باید مالامال از محبت و دوستی به همگان، عشق و ایثار، بخشندگی و خیرخواهی باشد.

کسانی که برای اصلاح جامعه در انتظار مصلح اند، ابتدا باید جامعه ی دل و درون شان را اصلاح نمایند.

امام زمان در توقیع شریف شان به شیخ مفید فرمودند: فَما یَحْسِبُنا عَنْهُمْ إلّا ما یَتَّصِلُ بِنا مِمّا نُکْرِهُهُ وَ لا نُؤثِرُهُ مِنْهُمْ ؛ یعنی تنها عاملی که ما را از شیعیان مان پوشیده می دارد، همانا اعمال ناخوشایندی است که از ایشان به ما می رسد و از آنان انتظار نمی رود.

2- منتظر امام زمان (ع) باید به دیدار حضرت و پروانه شدن گرد شمع وجود مبارک ایشان مشتاق باشد. امام صادق (ع) فرمودند: مشتاق نه به خوردنی میل دارد و نه از نوشیدنی لذت می برد. میل و استراحت از او برطرف می شود. نه به دوست و همنشین انس می گیرد، نه در آبادی سکنی می گزیند و نه در آسایشگاه می آرامد. (شرح مصباح اشریعه و مفتاح الحقیقه ج 2 ص 529) منتظر امام از دوری مولایش ناله سر می دهد: عَزيزٌ عَلَيَّ اَن أرَي الخَلقَ و لا تُري؛ یعنی بسیار سخت است بر من که خلق را ببینم و تو را نبینم (دعای ندبه)

3- دیگر ویژگی منتظران امام زمان، تبعیت و اطاعت تام و محض از وجود مبارک امام عصر (عج) است؛ که این تبعیت و اطاعت، از محبت و عشق به امام، و ایمان به علم و درایت ایشان نشأت می گیرد. محب به دنبال رضایت محبوب خویش است و می کوشد تا رضایت محبوب را بدست آورد و زمانی محبت وی به اثبات می رسد که تابع و مطیع محبوبش باشد.

3- ویژگی دیگر منتظران، تبلیغ فضایل و گسترش مذهب انتظار در بین سایرین است. باید فضایل اهلبیت ذکر شود تا محبت به آنها رشد نماید. امام صادق (ع) می فرماید: خداوند رحمت کند بنده ای را، که ما را نزد مردم محبوب می کند و ما را در معرض دشمنی آنان قرار نمی دهد. به خدا سوگند اگر سخنان ما را برای مردم روایت کنند، به سبب آن خود عزیزتر می شوند و هیچ کس نمی تواند به آنها وصله ای بچسباند. (مکیال المکارم 2:221)

4- یکی دیگر از ویژگی های منتظران، صله و صدقه برای حضرت با مال و دارایی خود است. منظور عطا و بخششی است که فرد برای توجهات امام و در راه گسترش مهدویت تقدیم می کند. منتظر واقعی باید به اندازه توانایی خودش مقداری از مال و دارایی خود را به آن حضرت اختصاص دهد؛ که خداوند بارها در خصوص صفات مؤمنین فرموده اند: الذين آمنوا و هاجروا و جاهدوا في سبيل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله و اوليك هم الفائزون؛ در واقع خداوند در قرآن کریم، بذل مال را بر اهدای جان در راه خدا همواره اولویت داده اند. (سوره های توبه آیات 20, 44, 81 و 88, انفال آیه 72, حجرات آیه 15, نساء آیه 95)

نتیجه:

اکنون که در آستانه ظهورش قرار داریم، بیاییم آن طور که شایسته منتظران حقیقی است، او را به انتظار بنشینیم که او رهاننده ی ما از همه بندهای درونی و بیرونی است.

او را به انتظار بنشینیم که او دوستدار ماست، او نظام دهنده به زندگی بی ثبات و پر تشتت ماست.

او را به انتظار بنشینیم که او جاری کننده اراده خداوند در ایجاد حکومت جهانی واحد در جهان ماست.

او را به انتظار بنشینیم که تنها اوست که می تواند همه مردم را از شمال تا جنوب, از آسیا تا آمریکا, و از اروپا تا آفریقا, از فقیرترین تا غنی ترین کشورها, از پیروان ادیان موجود تا مسلک ها و آیین های مختلف، همه را زیر یک پرچم واحد گرد آورده، و بین همه اقوام همدلی و وفاق ایجاد نماید. فاصله های طبقاتی را از میان برداشته و فقر را ریشه کن کند. کرامت انسان را به او برگرداند و لباس شرافت را بر تن انسان بپوشاند. ریشه ی جنگ ها را خشک و به جنایات و شرارت های موجود خط پایان کشد. دوست داشتن و محبت، متاع رایج عصر سروری حضرت ولی عصر (عج) است.

او را به انتظار بنشینیم که او مظهر عشق بی انتهاست. او را به انتظار بنشینیم که او جان جان جان ماست.

ای یوسف خوش نام ما، خوش میروی بر بام ما

ای درشکسته جام ما، ای بردریده دام ما

ای نور ما ای سور ما، ای دولت منصور ما

جوشی بنه در شور ما، تا می شود انگور ما

پای دلبر و مقصود ما، ای قبله و محبوب ما

آتش زدی در عود ما، نظاره کن در دود ما

ای یار ما عیار ما، دام دل خمار ما

پا وامکش از کار ما، بستان گرو دستار ما

در گل بمانده پای دل، جان میدهم چه جای دل

وز آتش سودای دل، ای وای دل ای وای


شیدا امجدیان-مدرسه علمیه فاطمه الزهرا(س)کامیاران

اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده تحقیق پایانی با موضوع حقوق ووظایف زن وشوهر از نظراسلام

27ام اسفند, 1391

 

تحقیق پایانی با موضوع
حقوق و وظایف زن و شوهر از نظر اسلام


پژوهشگر
الهه ملکشاهی

چکیده
جامعه‌ی کوچک خانواده نیازمند تعالیم الهی‌اش است تا بتواند سیر تکاملی خود را طی نماید. بنابراین شناخت نسبت به حقوق و وظایف، استحکام خانواده را به دنبال خواهد داشت و در جامعه تعادل ایجاد خواهد شد که در این تحقیق سعی شده بدان توجه شود. با بررسی دقیق حقوق و وظایف زن و مرد و مسائل زندگی‌های مشترک در جامعه‌ی کنونی باعث شده تا خانواده‌ها با آشنایی و شناخت نسبت به حقوق و وظایف خود بتوانند زندگی موفقی را داشته باشند و هم‌چنین جوانانی که در شرف ازدواج هستند را تشویق به ازدواج کند تا به دور از فساد، گرفتاری‌ها و معضلات جامعه، تشکیل خانواده دهند.
محقق در این اثر به دنبال تاریخچه و مفهوم شناسی ازدواج و حقوق مشترکی که زن و مرد دارند به دو نوع طبیعی و اخلاقی می‌باشد که به صورت قانونی و اخلاقی لازم به ذکر بوده است و هم‌چنین حقوق و وظایف متقابلی که زن و مرد باید نسبت به یکدیگر در زندگی مشترک رعایت کنند به صورت دینی و عملی با نگاهی موشکافانه بررسی گشته است. بنای کار محقق این است که جزئیات مورد بحث را از دو جنبه‌ی آیات و روایات و عملی مورد نگاه عمیق قرار داده و ذهن خواننده را از هر دو دیدگاه به موازات یکدیگر غنا بخشد و موجبات دسترسی به منابع عظیم دینی را بدون دغدغه و تشویش خاطر فراهم نماید تا زوج‌های جوان بتوانند زندگی موفقی را با دستوراتی که اسلام برای زندگی مشترک بیان فرموده، رعایت کنند تا بتوانند زندگی با دوامی را در سایه‌ی صفا و صمیمیت و رابطه‌ی دوستانه‌ای داشته باشند. محقق آنچه را که از منابع دسته اول و دسته دوم به دست آورده، به روش تحلیلی و تجربی در اختیار علاقمندان قرار می‌دهد.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

6 عامل موثر در بی حجاب شدن زنان

26ام اسفند, 1391


حفظ چشم، گوش، قلب و تمامی اعضا و جوارح از هرگونه خطا و گناه عفاف است که حاصل این عفت و حجاب درونی، پوشش ظاهری است؛ به تعبیری لطیف‌تر حجاب میوه عفاف است و عفاف ریشه حجاب.

حجاب و عفاف به عنوان دو ارزش در جامعه بشری و بویژه جوامع اسلامی مطرح است. همواره این دو واژه در کنار هم به کار برده می‌شوند و در نگاه اول به نظر می‌آید هر دو به یک معنا باشند اما با جستجو در متون دینی و فرهنگنامه‌ها به نکته قابل توجهی می‌رسیم و آن تفاوت این دو واژه است. در برخی کتب لغت حجاب را این‌گونه تعریف کرده‌اند: «الحجاب، المنع من الوصول» حجاب یعنی آنچه مانع رسیدن می‌شود.(۱)


برخی گفته‌اند حجب و حجاب هر دو مصدر و به معنای پنهان کردن و منع از دخول است و به عنوان شاهد آیه شریفه «و من بیننا و بینک حجاب»‌(فصلت، آیه ۵) را ذکر کرده‌اند. در دیگر کتاب‌های لغت حجاب را به معنای پرده آورده و نوشته‌اند: امراه محجوبه؛ زنی که پوشانیده است خود را به پوشاندنی.(۲)
با توجه به معانی ذکر شده در می‌یابیم حجاب امری ظاهری و در ارتباط با جسم است، اگرچه این پوشش برخاسته از اعتقادات و باورهای درونی افراد است ولی ظهور در نشئه مادی و طبیعی دارد یعنی پوشش ظاهری افراد و بویژه زنان را حجاب می‌گویند که مانع از نگاه نامحرم به آنان می‌شود. عفاف نیز دارای معانی گوناگونی است که در مجموع تعریف کاملی را به ما خواهد داد. راغب اصفهانی در مفردات القران می‌نویسد: العفه حصول حاله للنفس تمتنع بها غلبه الشهوه؛ عفت حالتی درونی و نفسانی است که توسط آن از غلبه شهوت جلوگیری می‌شود.(۳)


البته قابل ذکر است که در قرآن کریم از واژه عفت در دو معنا استفاده شده است، گاه به معنای خود نگهداری و پاکدامنی است و گاه «عفت» به معنای قناعت آمده و مسائل مالی مورد نظر است.(۴) آنچه در این مقاله مورد نظر ماست مفهوم اولی است یعنی خود نگهداری از شهوت و مسائل جنسی؛ اگرچه می‌توان برای هر دو معنا واژه عفت را آورد و ضرری به مفهوم آن نمی‌خورد. از مجموع معانی ذکر شده برای حجاب و عفاف می‌توان نتیجه گرفت که عفاف نوعی حجاب درونی است که انسان را از گناه باز می‌دارد.
حفظ چشم، گوش، قلب و تمامی اعضا و جوارح از هرگونه خطا و گناه عفاف است که حاصل این عفت و حجاب درونی، پوشش ظاهری است؛ به تعبیری لطیف‌تر حجاب میوه عفاف است و عفاف ریشه حجاب. برخی افراد ممکن است حجاب ظاهری داشته باشند ولی عفاف و طهارت باطنی را در خویش ایجاد نکرده باشند. این گروه از حجاب، تنها پوسته‌ای و ظاهری بی‌معنا دارند و از سوی دیگر کسانی هستند که ادعای عفاف کرده و با تعابیری همچون؛ من قلب پاکی دارم، خدابا قلبها کار دارد، آدم باید چشمش پاک باشد و… خود را سرگرم کرده و مصداق «لیفجر امامه»‌(بلکه انسان می‌خواهد آزاد باشد و گناه کند- قیامت آیه ۵) می‌شوند.
انسان‌هایی چنین باید در قاموس اندیشه خود نکته‌ای اساسی را بنگارند و آن این است که درون پاک، بیرونی پاک می‌پروراند و هرگز قلب پاک موجب بارور شدن میوه ناپاکی به نام بی‌حجابی و بدحجابی نخواهد شد. امام خمینی(ره) پیام‌آور ارزشهای الهی درباره حجاب و عفاف می‌فرماید: «توجه داشته باشید حجابی که اسلام قرار داده است برای حفظ ارزش‌های شماست. هرچه را که خدا دستور فرموده است- چه برای مرد و چه برای زن- برای این است که آن ارزش‌های واقعی که اینها دارند و ممکن است به واسطه وسوسه‌های شیطانی یا دست‌های فاسد استعمار پایمال شوند این ارزشها زنده بشوند.»(۵)
● فلسفه حجاب

یکی از نکات اساسی که زمینه‌ای برای عمل به احکام است شناخت جایگاه هرچیز در نظام هستی است. البته در نظامی که خداوند متعال در جای جای آن دیده می‌شود و ارتباط اشیا و اعمال با خداوند بسیار مشهود است و با درک این ارتباط و حضور، بسیاری از مشکلات زندگی بشر حل می‌شود. «حق» به عنوان زیباترین و پسندیده‌ترین واژه آفرینش در تمامی ادیان و جوامع بشری مورد توجه قرار گرفته است و حقوق و ادای آنها فراتر از زمانها و مکانها واشخاص و ادیان است.
در واقع هر فردی از هر طبقه اجتماعی و از هر دین و ملیت، نسبت به ادای حقوق دیگران حساسیت نشان می‌دهد واین مطلب، حق و حقوق را فرازمانی و فرامکانی می‌کند. برخی از اندیشه‌گران و حکیمان بر این باورند که حجاب، حق‌الله است و در این‌باره می‌گویند: «حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد و نه مال شوهر و نه ویژه برادر و فرزندانش می‌باشد. همه اینها اگر رضایت بدهند، قرآن راضی نخواهد شد، چون حرمت زن و حیثیت زن به عنوان حق‌الله مطرح است. لذا کسی حق ندارد بگوید من به نداشتن حجاب رضایت دادم.
از اینکه قرآن می‌گوید: هر گروهی، اگر راضی هم باشند، شما حد الهی را در برابر آلودگی اجرا کنید، معلوم می‌شود عصمت زن حق‌الله است.»(۶) پر واضح است که آدمی نمی‌تواند حقوق الهی را کاملا ادا کند ولی با انجام برخی کارها می‌تواند رضایت الهی را به دست آورد. حضرت رسول‌(ص) می‌فرمایند: «حقوق خداوند متعال بزرگتر از آن است که توسط بندگان ادا شود و نعمت‌های خداوند بیشتر از آن است که به شمارش آید»(۷) و حضرت علی(ع) می‌فرماید: «خداوند بر بندگان حقی قرار داده و آن این است که او را اطاعت کنند.»(۸) اگرچه حق خدا بزرگ است و قابل ادا نیست ولی ادای وظایف و اطاعت از خداوند متعال به نوعی ادای حق محسوب می‌شود. حجاب که امر خداست و شارع مقدس به عنوان یکی از احکام ضروری دین آن را واجب کرده است باید حفظ شود.
حفظ این واجب الهی اطاعت از اوست و اطاعت از او حقی است که بر بندگان نهاده است و هر انسان باورمندی باید تعبدا و نه فقط به خاطر مصالح عمومی و… این حق و حد الهی را ادا کند. پس حکمت حجاب، سنجش میزان عبودیت واطاعت بندگان است. بانوان با حفظ حجاب می‌توانند اطاعت را که روح و پیام اصلی عبادات بشر است اثبات کنند و در زمره اطاعت‌کنندگان الهی قرار گیرند. بانوان به عنوان نیمی از جامعه اسلامی که در دامان خود انسان‌های پاک و برجسته می‌پرورانند، دارای حرمت واحترام ویژه‌ای می‌باشند. آنان معلمان عاطفه هستند و پیکره اجتماع، با محبت و تربیت آنها استوار خواهد ماند.
مفسران واندیشه‌گران بر این باور هستند که «قرآن کریم وقتی درباره حجاب سخن می‌گوید، می‌فرماید: حجاب عبارت است از یک نحوه احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید حیوانی ننگرند. در قرآن علت و فلسفه حجاب را چنین ذکر می‌کند که: ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین، یعنی برای اینکه شناخته نشوند و مورد اذیت واقع نگردند، چرا که آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.»(۹)
با اندکی تدبر در آیات قرآن فلسفه حجاب را به گونه‌ای صریح می‌بینیم و می‌یابیم که احترام و حرمت زن، فلسفه حقیقی و یا یکی از فلسفه‌های حجاب است براستی اگر معرفت انسان به شریعت و تعالیم دینی بالا رفته و قرآن را که آئین‌نامه سعادت و کمال بشر است درک کند، به عظمت حجاب پی برده و می‌فهمد بدحجابی و بی‌حجابی ثمره عدم معرفت و شناخت حقیقی جایگاه زن در هستی است.
خداوند در آیه ۳۱ سوره نور حکم حجاب را به گونه‌ای صریح و آشکارا مطرح نموده و علاوه بر ظرافت‌های خاصی که در نوع پوشش زنان وجود دارد، اشخاص محرم را نیز ذکر می‌کند تا نامحرم‌ها بازشناسانده شوند و در پایان فلسفه پوشش بیان شده است که زینتها و زیبایی‌های زنان در مقابل نامحرم آشکار نشود، تا آنها مورد توجه نگاه‌های ناپاک قرار نگیرند و احترام آنان حفظ گردد. در آیه دیگر حرمت و شخصیت زن به عنوان فلسفه حجاب مطرح می‌شود: «ای پیامبر به زنان ودخترانت و زنان مومن بگو، پوشش خود را بر خود فرو پوشند.
این برای آنکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند.» (احزاب، آیه ۵۹) در این آیه زنان و دختران پیامبر و زنانی که همسر مردان مومن هستند از دیگر زنان جامعه آن روز جدا می‌شوند و حکم حجاب برای این زنان محترم آورده می‌شود. از ظاهر آیه می‌توان دریافت که حجاب به خاطر احترام و حرمت زنان بوده و مقام آنان به قدری والاست که باید از طریق حجاب شناخته شوند؛ مبادا مانند زنان کفار مورد اذیت و آزار قرار گیرند. این دسته از زنان به خاطر اعتقادات و باورهای دینی، دارای ارزش و مقامی افزون از دیگران هستند و حرمت آنها باید مورد شناسایی قرار گیرد.

● آثار اجتماعی حجاب

هر عملی که افراد جامعه انجام می‌دهند، در نگاه کلان اثر مستقیم در اجتماع دارد زیرا از خانواده که واحد کوچک اجتماعی است جامعه تشکیل می‌شود و همان‌گونه که رفتار فرد در جامعه موثر است، اشخاص نیز از اجتماع و قوانین آن تاثیر می‌پذیرند. حجاب علاوه بر آثار شخصی و شخصیتی، دارای آثار اجتماعی است. جامعه‌ای که در آن بانوان باحفظ حدود وحقوق دیگران ظاهر می‌شوند و موجب تخریب روح و جسم همنوعان خود شده و محیط آرام وامنی را برای جوانان فراهم سازند، به سوی سعادت و سلامت روانی پیش خواهد رفت.
اگر زنان جامعه باحجاب باشند، هم مردان از نظر طهارت روح و جسم سالم می‌مانند و هم در جامعه، سلامت خانوادگی حفظ خواهد شد و محیط خانواده تحت تاثیر خودنمایی‌‌های عده‌ای از زنان بدحجاب و بی‌حجاب قرار نمی‌گیرد و هم مراکز اجتماعی مثل اداره‌ها و بیمارستان‌ها و… در کمال سلامت رفتاری خواهند بود و بزهکاری‌های اجتماعی به حداقل خواهد رسید.
حضرت امام خمینی(ره) در مورد فعالیت اجتماعی واشتغال زنان همیشه این نکته را بیان می‌کردند که: «فعالیت اجتماعی، سیاسی کنید ولی حدود شرعی از جمله رضایت همسر را رعایت کنید.»(۱۰) بسیاری از پرونده‌های ضداخلاقی از عدم رعایت حدود شرعی نشات گرفته است و آمار جنایی ذکر شده همواره زنگ خطری بوده که اندیشه گران تربیتی را نگران می‌ساخته است. یکی از آثار اجتماعی حجاب، حفظ اجتماع و سلامت اجتماعی خانواده‌است، بالا رفتن درصد طلاق در کشور ما زنده‌ترین شاهد این مطلب است.
از روزی که حجاب دچار تغییر و تحول شد و آزادی‌های تعریف نشده در جامعه ما پا گرفت، سطح طلاق به مقدار نگران‌کننده‌ای بالا رفته و میزان ازدواج رو به کاهش نهاده است و این جزء آثار اجتماعی بی‌حجابی است که جامعه را در درازمدت به ورطه هلاکت می‌رساند. البته آثار مثبت حجاب و پیامدهای منفی بی‌حجابی به اینجا ختم نمی‌شود.
وقتی که به صحنه تفکرات عالم نگاه می‌کنیم و بینش اسلام را مشاهده می‌نماییم، به روشنی در می‌یابیم که جامعه بشری هنگامی خواهد توانست نسبت به مسئله زن و رابطه زن و مرد، سلامت و کمال مطلوب خود را پیدا کند که دیدگاه‌های اسلام را بدون کم و زیاد و بدون افراط وتفریط درک کند و کوشش نماید آن را ارائه کند. اسلام می‌خواهد که رشد فکری، اجتماعی، سیاسی، علمی و بالاتر از همه فضیلتی و معنوی زنان به حد اعلا برسد و وجودشان برای جامعه و خانواده بشری حداعلای فایده و ثمره را داشته باشد. همه تعالیم اسلام از جمله مسئله حجاب، بر این اساس است. مسئله حجاب به معنی منزوی کردن زن نیست. مسئله حجاب به معنای جلوگیری از اختلاط و آمیزش بی‌قید و شرط زن ومرد در جامعه است. این اختلاط به ضرر جامعه و به ضرر زن و مرد و بخصوص به ضرر زن است. حجاب به هیچ‌وجه مزاحم و مانع فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی وعلمی نیست

تهیه وتنظیم:طیبه رضوان.

اشتراک گذاری این مطلب!

تحقیقی با موضوع نمونه هایی معجزات امام زمان (عج)

26ام اسفند, 1391

نمونه هایی از معجزات امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف)

شهلا باطمانی-مدرسه علمیه فاطمه الزهرا(س)کامیاران


معجزه، همان گونه که صدق مدعی نبوت را اثبات می‌کند، صدق مدعی امامت را نیز اثبات می‌کند و به نبوت اختصاص ندارد. در بسیاری از تعاریف، متکلمان اسلامی کلمه «دعوی» به صورت مطلق ذکر شده و به دعوی نبوت، مقید نشده است. شاید برخی نیز که آن را به دعوی نبوت مقید کرده اند، مورد غالب و مشهور آن را در نظر داشته‌اند.

متکلمان امامیه معجزه را یکی از راه‌های شناخت امام دانسته و توانایی بر انجام معجزه را از صفات لازم امام شمرده‌اند. آنان در اثبات امامت امامان اهل‌بیت علیهم السلام عموماً و امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف خصوصاً علاوه بر نصوص امامت، از برهان معجزه نیز بهره گرفته‌اند. معجزات حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بسیار است که برخی به دوران قبل از امامت آن حضرت و برخی به دوران امامت ایشان در دو دوره غیبت صغرا و کبرا مربوط است. در تواتر معنوی این معجزات، تردیدی راه ندارد؛ بنابراین برهان قاطع بر امامت ایشان خواهد بود.

مقدمه

از دیدگاه امامیه، یکی از راه‌های شناخت امام، معجزه است.[1] بر این اساس، توانایی بر انجام معجزه را یکی از صفات لازم برای امام دانسته‌اند. (بحرانی، 1406: ص182؛ طوسی، 1405: ص9؛ فاضل مقداد، 1422: ص334). معجزه، کار خارق العاده‌ای است که به مشیت و عنایت خاص خداوند از فردی صادر می‌شود، تا دلیل بر حقانیت مدعای الهی او باشد. متکلمان اسلامی، معجزه را به خارق العاده‌ای تعریف کرده‌اند که با ادعای آورنده‌اش مطابقت دارد و با تحدی همراه و معارضه ناپذیر است. (شیخ مفید، 1413: ص48)[2]

روشن است که تعریف مزبور به ادعای نبوت اختصاص ندارد و دعوی امامت را نیز شامل می‌شود؛ بنابراین، مقرون بودن معجزه با ادعای نبوت که در کلمات برخی از متکلمان آمده (بحرانی، 1406: ص127؛ جرجانی، 1412: ج8، ص223 ـ 225)، از باب مثال یا قید غالب است؛ زیرا معجزه در باب نبوت، نسبت به باب امامت، نقش تعیین کننده‌تری دارد. در باب امامت، نقش اساسی مربوط به نص (مطابق دیدگاه شیعه) یا بیعت (مطابق دیدگاه اهل سنت) است. در هر حال، فرضیه اختصاص معجزه به باب نبوت، دلیل عقلی یا نقلی معتبری ندارد.

دلالت معجزه بر صدق ادعای نبوت یا امامت، عقلی و قطعی است؛ زیرا ادعای نبوت یا امامت، ادعای مقام و منصبی الهی است. در این صورت اگر مدعی آن، دروغ‌گو باشد، خداوند به او عنایت ویژه نخواهد کرد و چنان قدرت خارق العاده‌ای به وی نخواهد بخشید؛ زیرا این کار با رحمت و حکمت خداوند، سازگاری ندارد، و از نظر عقل، انجام کاری که با حکمت و رحمت، سازگاری ندارد از خداوند، محال است.

فهم عقلی و فطری بشر این است که خداوند حکیم، کسی را که به دروغ، نبوت یا امامت را ادعا کند، مورد عنایت ویژه خود قرار نمی‌دهد و او را به انجام کاری خارق العاده مجهز نمی‌سازد؛ خواه، کار خارق العاده قبل از ادعای نبوت یا امامت از وی صادر شود، یا پس از ادعای نبوت یا امامت؛ بدین سبب است که برخی از متکلمان اسلامی، آنجا که از معجزات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم سخن گفته‌اند هم خوارق عادات قبل از ادعای نبوت را نام برده‌اند و هم خوارق عادات پس از آن را. گونه نخست را «ارهاصی» و گونه دوم را «تصدیقی» نامیده‌اند (تفتازانی، 1409: ج5، ص37).

ارهاصی یا تصدیقی بودن معجزات از جنبة مقایسه آن‌ها با خداوند متعال است که اعطا کننده معجزات به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بوده است؛ اما از جنبه دلالت بر صدق ادعای نبوت آن شخص از نظر عقل و فطرت بشر، تفاوتی وجود ندارد؛ زیرا از نظر عقل، اعطای معجزه از سوی خداوند حکیم به انسان دروغ‌گو، قبیح بوده، صدور فعل قبیح از خداوند سبحان، محال است؛ خواه آن معجزه، قبل از ادعای نبوت یا امامت باشد، یا پس از ادعای نبوت یا امامت.

اقسام معجزه و کیفیت استدلال

الف. معجزه‌ای که از جنس کلام است؛ مانند قرآن کریم؛

ب. معجزه‌ای که از جنس خبرهای غیبی از گذشته یا آینده یا زمان حال است؛

ج. معجزه‌ای که کار خارق العاده‌ای است که از کسی صادر می‌شود، یا به دعای او رخ می‌دهد و یا به خاطر وی و درباره او تحقق می‌یابد.

بسیاری از معجزات حضرت ولی‌عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف از گونه دوم و برخی از آن‌ها از گونه سوم هستند.برهان معجزه، امامت همه امامان علیهم السلام را اثبات می‌کند؛ زیرا آن بزرگواران مدعی امامت بودند و معجزات بسیاری نیز توسط آنان واقع شده است؛ از این رو برخی از متکلمان امامیه اثبات امامت امامان اهل بیت علیهم السلام را یک‌جا مطرح کرده‌اند؛ مانند ابوالصلاح حلبی در تقریب المعارف[3] و علی بن یونس عاملی بیّاضی در الصراط المستقیم[4]، و فاضل مقداد در اللّوامع الإلهیّة[5] و محقق حلّی در کتاب المسلک.[6]

برخی از متکلمان نیز معجزات هر یک از امامان علیهم السلام را در باب مخصوص به امامت آن امام، به عنوان یکی از دلایل امامت او بیان کرده‌اند؛ مانند شیخ مفید در کتاب ارشاد. وی برای اثبات امامت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از دلایل عقلی و نقلی بهره گرفته و بابی را به نقل معجزات و کرامات آن حضرت، اختصاص داده است.

نمونه کامل‌تر و دقیق‌تر استدلال بر امامت ولی‌عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بر اساس معجزات آن حضرت، روشی است که شیخ الطائفه در کتاب الغیبة به کار برده است. وی امامت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف را از سه راه اثبات کرده است:

الف. از راه ضرورت وجود امام معصوم در هر زمانی به حکم عقل و ابطال دیدگاه‌های مذاهب اسلامی دیگر در باب امامت و تعیین مصداق امام غیر از دیدگاه شیعه امامیه (طوسی، بی‌تا: ص3ـ 57)؛

ب. از راه نصوص متواتری که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و امامان اهل‌ بیت علیهم السلام بر امامت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نقل شده است (همو: ص88ـ116)؛

ج. از راه خوارق عادات و معجزاتی که توسط حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف واقع شده است (همو: ص170ـ199).

شیخ الطائفة حدود سی نمونه از معجزات امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف را نقل کرده و در پایان گفته است: این اخبار، بیان‌گر خبرهای غیبی و گزارشی از حوادث آینده به روش خارق العاده است که کسی نمی‌تواند از آن‌ها آگاه شود، مگر اینکه خداوند از طریق پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم او را آگاه کرده باشد و چون خداوند معجزات را به دروغ‌گویان نمی‌دهد، این معجزات، راست‌گویی امامان علیهم السلام را در ادعای امامت اثبات می‌کند.

نمونه‌هایی از معجزات حضرت ولی‌عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف

معجزاتی که از امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف سر زده، بسیار است. برخی از آن‌ها قبل از فرا رسیدن زمان امامت آن حضرت (255‌ـ 260ق‌‍‍‌) واقع شده است، و برخی دیگر در دوران غیبت صغرا (260‌ـ 329ه‍‍‌) و برخی دیگر در دوران غیبت کبری رخ داده است. معجزات بخش نخست، از آن‌رو که زمان امامت ولی‌عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف فرا نرسیده، و ادعای امامت از سوی وی مطرح نشده بود، جنبة«ارهاصی» دارد؛ یعنی پایه و شالوده امامت او را استوار می‌سازد، و از آن جهت که امامت او توسط پدر بزرگوار و نیاکان گرامی‌اش مطرح شده بود، برهان امامت به شمار می‌رود.

همچنین معجزاتی که در دوران غیبت صغرا و کبرا واقع شده است، از آن‌جا که ادعای امامت از جانب آن حضرت مطرح شده بود، برهان امامت او به شمار می‌رود. از آن‌جا که نقل همة این معجزات از گنجایش این مقال بیرون است، به نقل نمونه‌هایی از معجزات ولی‌عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در زمان غیبت صغرا بسنده می‌کنیم.[7]

1. محمد بن ابراهیم بن مهزیار گفته است:هنگامی که امام عسکری علیه السلام از دنیا رفت، من ]دربارة امام پس از او[ دچار تردید شدم، و از سویی نزد پدرم اموال بسیاری ]از وجوهات[ بود. پدرم بیمار شد و یقین کرد که از دنیا خواهد رفت؛ لذا سفارش آن اموال را به من کرد و پس از سه روز از دنیا رفت. من آن اموال را به عراق بردم و منزلی اجاره کردم. تصمیم گرفتم که چند روزی منتظر بمانم و هرگاه حقیقت امر بر من روشن شد، آن اموال را به امام تحویل دهم، و در غیر این صورت، آن را صدقه بدهم.

پس از گذشت چند روز، فردی نامه‌ای برایم آورد که خطاب به من نوشته شده بود و در آن، مقدار و خصوصیات اموال، دقیقاً بیان شده بود؛ حتی جزئیاتی توضیح داده شده بود که من از آن‌ها آگاه نبودم. اموال را به فرستاده تحویل دادم و چند روز از شک و تردیدی که به من دست داده بود، شرمنده و سرافکنده‌ بودم، تا این که نامه‌ای به دستم رسید که در آن آمده بود: «تو را جانشین پدرت کردیم؛ پس خدای را سپاس‌گزار باش.» (کلینی، 1388: ج1، ص434ـ435؛ مجلسی، 1390: ج51، ص310 ـ 311)

2. از شیخ عَمری، نایب خاص امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نقل شده که فردی اموالی را که به عنوان وجوهات شرعی بدهکار بود، به من داد ]تا به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف برسانم. اموال را به امام دادم[ اموال به وی باز پس داده شد و به او گفته شد: «چهارصد درهم از این اموال، حق عموزادگان تو است؛ حقّ آنان را از آن، جدا کن.» آن مرد، متحیر و شگفت زده شد، و به بررسی اموال خود پرداخت.

در دست او مالی بود که به فرزندان عمویش تعلق داشت؛ برخی را به آنان داده بود، و برخی را نپرداخته بود که مقدار آن، چهارصد درهم بود. آن را از مال خویش جدا کرد و به صاحبانش داد، و بقیه اموال از او پذیرفته شد (کلینی، 1388: ج1، ص435؛ صدوق، 1416: ج2، ص486؛ مفید، 1413 (اول): ج2، ص356).

3. محمد بن یوسف شاشی گفته است: به بیماری ناعلاجی مبتلا شدم و مال بسیاری را برای معالجه آن، مصرف کردم؛ ولی فایده نبخشید. نامه‌ای به ولی‌عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نوشتم و از او خواستم برایم دعا کند. امام علیه السلام در پاسخ نامه‌ام نوشت: «ألبسک الله العافیة و جعلک معنا فی الدنیا و الآخرة؛ خدا به تو لباس عافیت بپوشاند و در دنیا و آخرت، تو را با ما قرار دهد». در کمتر از یک هفته، بیماریم برطرف شد. جریان را با یکی از پزشکان در میان گذاشتم؛ او گفت: «برای این درد، دارویی نمی‌شناسیم، و سلامتی تو بدون شک از سوی خدا ]و بدون اسباب طبیعی[ بوده است» (کلینی، 1388: ص436؛ حدیث11؛ مفید، 1413 (اول): ج2، ص357ـ358)

4. علی بن حسین یمانی گفته است: به منطقة عسکر (سامّرا) رفتم تا امام عصر علیه السلام را زیارت کنم. خود را به کسی معرفی نکردم و کسی را از قصدم آگاه نساختم. ناگهان فردی نزد من آمد و گفت: «برخیز» گفتم: «به کجا برویم؟» گفت: به «سوی منزل». گفتم: «شاید مرا با کسی اشتباه گرفته‌ای. نام من چیست؟»

گفت: «نه؛ اشتباه نگرفته‌ام؛ تو علی بن الحسین، فرستاده جعفر بن ابراهیم هستی». پس مرا به منزل حسین بن احمد برد و به او چیزی گفت که من از آن آگاه نشدم؛ ولی همه خواسته‌هایم را برآورد. سه روز نزد او بودم، و اذن زیارت امام علیه السلام را طلب کردم که به من اذن داده شد و در شبی امام علیه السلام را زیارت کردم (کلینی، 1388: ج1، ص436؛ مفید، 1413 (اول): ج2، ص358؛ صدوق، 1416: ج2، ص491).

5. علی بن حسین یمانی گفته است: به بغداد رفته بودم. قافله‌ای از یمن عازم حرکت به سوی یمن بود، من نیز خواستم با آن قافله رهسپار یمن ‌شوم. نامه‌ای نوشتم و از امام علیه السلام اذن رفتن خواستم. پاسخ آمد: «با آنان بیرون مرو که برای تو خیری ندارد. در کوفه بمان». من نیز چنین کردم. قافله بیرون رفت. بنوحنظله بر آنان یورش بردند و آنان را هلاک کردند. در نامه‌ای دیگر طلب اذن کردم که از طریق دریا سفر کنم؛ به من اذن داده نشد. از کاروان‌هایی که از طریق دریا رفته بودند جویا شدم؛ معلوم شد که قومی از هند بر آنان یورش برده و آنان را نابود کرده‌اند (همو).

6. حسن بن فضل یمانی گفته است: پدرم دو بار با خط خود به ناحیه مقدسه امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نامه نوشت و پاسخ او داده شد؛ ولی یکی از فقهای اصحاب ما به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نامه‌ای نوشت و پاسخ او داده نشد. در جست‌وجوی علت آن برآمدیم؛ معلوم شد که او تغییر عقیده داده و به قرامطه پیوسته است (کلینی، 1388: ج1، ص436؛ مفید، 1413 (اول): ج2، ص3359).

7. همو گفته است: به عراق سفر کردم و تصمیم گرفتم که تا نیازهایم بر آورده نشود، آنجا بمانم. مدتی گذشت؛ دلتنگ شدم و ترسیدم از رفتن به حج باز بمانم. روزی نزد محمد بن احمد که از سفیران ]مع الواسطه[ امام عجل الله تعالی فرجه الشریف بود رفتم و از او خواستم مرا راهنمایی کند.

او گفت: «به فلان مسجد برو، آن جا مردی نزد تو خواهد آمد». من به آن مسجد رفتم. مردی بر من وارد شد. وقتی نظرش به من افتاد خندید و گفت: «غمگین مباش. در همین سال به حج خواهی رفت و به سلامتی نزد خانواده‌ات بازخواهی گشت». من آرامش یافتم و گفتم: «این، مصداق همان است ]= نشانه‌ای است از حل مشکلات و رفع نیازهایم[».

سپس وارد عسکر ]سامّرا[ شدم. در آن جا کیسه‌ای که در آن، پیراهن و مقداری دینار بود، به من داده شد. از این بابت غمگین شدم و پیش خود گفتم: «بهره من نزد این قوم، همین است» ]آن را کم شمردم[ و در اقدامی جاهلانه، آن را برگرداندم. سپس از این کار خود پشیمان شدم و پیش خود گفتم: «با رد عطای مولایم کافر شدم». نامه‌ای نوشتم و از کار خود عذر خواستم و استغفار کردم.

در حالی که تطهیر کرده و برای اقامه نماز آماده شده بودم، با خود فکر می‌کردم و می‌گفتم: «اگر دینارها به من بازگردانده شود، در آن‌ها تصرف نخواهم کرد و آن‌ها را به پدرم تحویل خواهم داد؛ زیرا او در مصرف آن‌ها از من آگاه‌تر است.» در این هنگام، همان فردی که کیسه دینارها و لباس را به من داده بود، بیرون آمد و گفت: «به من گفته شده است که تو اشتباه کردی که آن مرد را از راز دادن دینارها به او آگاه نکردی.

ما گاهی برای تبرک، مبلغی به دوستانمان می‌دهیم، بدون آن‌که آنان درخواست کرده باشند، و گاهی پس از درخواست آنان، چیزی به عنوان تبرک به آن‌ها می‌دهیم.» سپس نامه‌ای به من داده شد که در آن نوشته شده بود: «تو اشتباه کردی که احسان ما رد کردی، و چون از خدا طلب آمرزش کرده‌ای، خدا تو را می‌آمرزد، و از آن‌جا که تصمیم گرفته‌ای در دینارها تصرف نکنی و از آن‌ها بهره نبری، آن‌ها را به تو باز نمی‌گردانیم؛ ولی لباس را بگیر که برای احرام، به آن نیاز داری.» (همو).

8. حسن بن عبدالحمید گفته است: در ]وکالتِ[ حاجز بن یزید ]که وکیل امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بود[ شک کردم. اموالی را جمع کردم و به عسکر ]سامرّا[ رفتم. در آن‌جا نامه‌ای به دستم رسید که در آن نوشته شده بود: «در مورد ما و کسی که جانشین ما در کارهای ماست، شکی نیست. آنچه را با خود آورده‌ای، به حاجز بن یزید تحویل بده» (کلینی، 1388: کافی، ج1، ص437؛ مفید، 1413 (اول): ج2، ص361).

9. پدر غلام احمد بن حسن گفته است: وارد سرزمین جبل ]منطقه‌ای بین بغداد و آذربایجان[ شدم؛ در حالی که به امامت معتقد نبودم، و همگی ] اهل بیت علیهم السلام و خلفا[ را دوست می‌داشتم. تا این‌که یزید بن عبدالله از دنیا رفت. او به من وصیت کرده بود که شهری سمند ]نام اسب او[ و شمشیر و کمربندش را به مولایش ]ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف‌ [تحویل دهم.

من ترسیدم که اگر اسب او را به «اذ کوتکین» ]فرمانده سپاه عباسی[ ندهم، از جانب او تحقیر و اذیت شوم؛ لذا آن‌ها را نزد خود به هفتصد دینار قیمت کردم و بدون اینکه کسی را از این مطلب آگاه کنم، اسب را به اذکوتکین دادم. در این هنگام، از عراق نامه‌ای به دستم رسید که در آن آمده بود: «هفتصد دیناری را که از بهای شهری و شمشیر و کمربند از ما نزد تو است، برای ما بفرست». (کلینی، 1388: ص438، مفید 1413 (اول): ج2، ص362).

10. حسن بن عیسی عُریضی گفته است: هنگامی که امام حسن عسکری علیه السلام از دنیا رفت، مردی از مصر با اموالی به مکه آمد، تا آن اموال را به صاحب امر امامت برساند. در آن حال، با نظرات گوناگونی مواجه شد؛ برخی می‌گفتند: «امام حسن عسکری علیه السلام کسی را جانشین خود معرفی نکرده است.» برخی دیگر می‌گفتند: «جانشین او جعفر ]برادر امام عسکری علیه السلام جعفر کذّاب[ است و برخی دیگر می‌گفتند: «جانشین او فرزندش می‌باشد».

وی نامه‌ای نوشت و با فردی که کنیه‌اش ابوطالب بود به عسکر ]سامّرا[ فرستاد، تا از حقیقت امر، جست‌وجو کند. آن مرد، نزد جعفر رفت و از او برهان طلبید. جعفر گفت: «اکنون آمادگی ندارم». وی به سوی باب ]خانه امام عسکری علیه السلام‌ [ رفت و نامه‌اش را به کسانی که به عنوان سفرای امام علیه السلام موسوم بودند سپرد.

در پاسخ او نامه‌ای صادر شد که در آن نوشته شده بود: «خدا به تو در عزای صاحبت ]کسی که او را فرستاده بود[ اجر بدهد. او از دنیا رفت و وصیت کرده است که مالی که با او بود به فرد ثقه‌ای داده شود تا مطابق آنچه در نامه‌ای که برای او نوشته خواهد شد، عمل کند. آن واقعه همان گونه که در نامه نوشته شده بود، اتفاق افتاده بود.» (کلینی، 1388: ص439، ح19؛ مفید، 1413 (اول): ج2، ص364)

11. محمد بن شاذان بن نعیم نیشابوری گفته است: چهار صد و هشتاد درهم مال متعلق به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نزد من بود. خوش نداشتم که کمتر از پانصد درهم بفرستم؛ لذا بیست درهم از خودم به آن افزودم و به محمد بن جعفر اسدی ]که از ابواب امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بود، [ دادم؛ اما او را از آن مطلب آگاه نساختم. وقتی قبض رسید آن اموال به دستم رسید. در آن نوشته شده بود: «پانصد درهم رسید و بیست درهم از آن، متعلق به تو بود (صدوق، 1416: ج2، ص485-486؛ مفید، 1413 (اول): ج2، ص365)

12. علی بن زیاد صیمری، طی نامه‌ای از حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف کفن درخواست کرد. در جواب او نوشته شده بود: «تو در سال هشتاد ]هشتاد سالگی یا در سال 280 ق[ به آن نیاز خواهی داشت». او در سال هشتاد از دنیا رفت و پیش از مرگش برای او کفن فرستاده شد (کلینی، 1388: ج1، ص440؛ مفید، 1413 (اول): ج2، ص366).

6. علی بن محمد از یکی از شیعیان نقل کرده که گفته است: آماده سفر حج شدم و با مردم خداحافظی کردم. از ناحیه مقدسه، نامه‌ای به دستم رسید که در آن آمده بود: «ما این سفر را خوش نداریم و تصمیم با تو است». من دل‌گیر و غمگین شدم و نامه نوشتم که: «از سفر منصرف شدم؛ ولی از این که به حج نرفتم، غمگین هستم». پاسخ آمد که: «غمگین مباش. در سال آینده، به حج مشرف خواهی شد؛ ان شاءالله». سال بعد، نامه‌ای نوشتم و اذن خواستم و اذن داده شد (کلینی، 1388: ج1، ص438؛ مفید، 1413 (اول): ج2، ص364)

17. محمد بن شاذان بن نعیم نقل کرده است: مردی از بلخ، مالی را فرستاد و نامه‌ای را با آن همراه کرد که چیزی در آن نوشته نشده بود؛ ولی انگشتان خود را بدون آن که خطی بر جای بماند در آن، حرکت داده و چرخانده بود. وی، آن مال و نامه را به فرستاده خود داد و به او گفت: «این مال را به کسی بده که تو را از این جریان آگاه کند.» وی عازم سامرا شد و نزد جعفر ]کذاب[ رفت و از او خواست که از آن واقعه خبر دهد.

او گفت: «آیا به بدا اعتقاد داری؟» فرستاده گفت: «آری». جعفر گفت: «برای مولای تو بدا حاصل شده و به من گفته است که مال را به من بدهی». فرستاده گفت: «این پاسخ، مرا قانع نمی‌کند» و از نزد او بیرون رفت و در بین اصحاب ما می‌چرخید، تا اینکه نامه‌ای به دست او رسید که در آن نوشته شده بود: «این مال، بیرون صندوقی گذاشته شده بود. دزد به خانه صاحبش وارد شد و آنچه را در صندوق بود، برد؛ ولی این مال، باقی ماند (صدوق، 1416: ج2، ص488، ح11).

18. ابو رجاء مصری گفته است: پس از وفات امام حسن عسکری علیه السلام برای دیدن امام پس از او از مصر بیرون رفتم. دو سال تحقیق کردم و به نتیجه‌ای نرسیدم. در سال سوم در مدینه بودم و در این باره فکر می‌کردم و با خود می‌گفتم: اگر امام علیه السلام جانشین می‌داشت، پس از دو سال برایم روشن می‌شد ]و او را می‌دیدم.[ در این هنگام، ندایی آمد که گوینده‌اش را نمی‌دیدم و مرا خطاب کرد و گفت:

«‌ای نصر بن عبدالله! به اهل مصر بگو: آیا شما پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را دیده‌اید که به او ایمان آورده اید؟» نصر می‌گوید: «من نام پدرم را نمی‌دانستم؛ زیرا در مدائن به دنیا آمده بودم و پدرم مرده بود و نوفلی مرا بزرگ کرده بود». با شنیدن آن صدا بی‌درنگ بر خاستم و رهسپار مصر شدم (صدوق، 1416: ج2، ص491-492)

19. محمد بن محمد اشعری از غانم ابی سعید هندی نقل کرده که گفته است: من و چهل نفر دیگر، از ملازمان پادشاه هند در کشمیر بودیم. ما به تورات، انجیل و زبور، آگاهی داشتیم و در مسایل دینی به ما رجوع می‌شد. روزی سخن از محمد صلی الله علیه و آله و سلم به میان آمد؛ به یک‌دیگر گفتیم: «در کتاب‌های ما دربارة او سخن گفته شده است». قرار گذاشتیم که من درباره او به جست و جو بپردازم. من از کشمیر به کابل و از آن جا به بلخ رفتم. فرمانروای بلخ ابن ابی شور بود؛ نزد وی رفتم و او را از قصد خود آگاه کردم.

وی عالمان و فقیهان را جمع کرد تا با من مناظره کنند. من از آنان درباره محمد صلی الله علیه و آله و سلم پرسیدم. گفتند: «او پیامبر ماست و از دنیا رفته است». گفتم: «جانشین او کیست؟» گفتند: «ابوبکر است». گفتم: «نسب او را بیان کنید». آنان نسب او را شرح دادند. گفتم: «این محمد صلی الله علیه و آله و سلم پیامبر نیست؛ زیرا جانشین پیامبری که ما در کتاب‌های خود یافته ایم، پسر عمو، همسر دختر و پدر فرزندان اوست».

آن عالمان به فرمانروا گفتند: «این فرد، از شرک به کفر گرایید. دستور بده او را بکشند». من به آنان گفتم: «من جز با بیان کافی، از دین خود بر نمی‌گردم». فرمانروا حسین بن اسکیب را فراخواند و به او گفت: «با این مرد مناظره کن». حسین به فرمانروا گفت: «علما و فقها اطراف تو هستند؛ به آنان بگو با وی مناظره کنند». فرمانروا گفت: «تو با او مناظره کن. او را به جای خلوتی ببر و با او مهربان باش». وی به دستور فرمانروا عمل کرد. من از او پرسیدم: «محمد صلی الله علیه و آله و سلم کیست؟» وی گفت: «او پیامبر ماست که از دنیا رفته و جانشین وی، پسر عمویش علی بن ابی طالب بن عبدالمطلب است که همسر دختر پیامبر یعنی فاطمه و پدر دو پسرش حسن و حسین علیهماالسلام است».

گفتم: «شهادت می‌دهم که جز الله، خدایی نیست و محمد صلی الله علیه و آله و سلم رسول خداست». نزد فرمانروا رفتم و اسلام خود را اظهار کردم. وی به حسین دستور داد که احکام اسلامی به من بیاموزد. من به حسین گفتم: «در کتاب های ما آمده است که هیچ جانشین پیامبری از دنیا نمی‌رود، مگر این که جانشینی دارد. جانشین علی علیه السلام چه کسی است؟» گفت: «جانشین علی علیه السلام حسن و پس از او حسین است». سپس جانشینان پس از او را نام برد، تا به حسن عسکری علیه السلام رسید. آن گاه گفت: «باید از جانشین حسن علیه السلام جست و جو کنی».

محمد بن محمد اشعری گوید: وی در بغداد نزد ما آمد و گفت: در مسیر راه، رفیقی داشتم که با من هم عقیده بود؛ ولی چون از اخلاقش راضی نبودم، از وی جدا شدم. روزی در حالی که درباره مقصودی که داشتم فکر می‌کردم، ناگهان فردی نزد من آمد و گفت: «مولایت را اجابت کن» و مرا از کوچه‌ها و محله‌های مختلف عبور داد تا وارد خانه و باغی کرد. ناگهان مولای خود، ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف را دیدم که نشسته بود.

مرا که دید، با زبان هندی با من سخن گفت و بر من سلام کرد. آن حضرت اسمم را گفت و دربارة تک تک چهل نفری که از دوستان هندی من بودند با نام‌هایشان سؤال کرد. سپس فرمود: «تو قصد داری امسال با اهل قم به حج مشرف شوی؛ ولی امسال به حج نرو. به خراسان برو و سال آینده به حج برو». سپس کیسه‌ای را به من داد و فرمود: «این، خرجی تو باشد. در بغداد به خانه کسی نرو و کسی را از آنچه دیدی، آگاه مساز. (صدوق، 1416: ج2، ص495-497).

20. علی بن محمد بن اسحاق اشعری گفته است: همسری داشتم که مدت‌ها او را رها کرده بودم. وی نزد من آمد و گفت: «اگر مرا طلاق داده‌ای، به من بگو». گفتم: «تو را طلاق نداده ام». سپس با او همبستر شدم. پس از چند ماه به من نامه‌ای نوشت که باردار است. من دربارة او نامه‌ای به ناحیه مقدسه نوشتم و نیز درخواست کردم که خانه‌ای که داماد ]یا پدر زنم[ وصیت کرده بود که به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف داده شود را به من بفروشد و من بهای آن را به تدریج بپردازم.

در پاسخ نوشته شده بود: «درخواست تو دربارة خانه بر آورده شد؛ اما بارداری همسرت بی‌اساس است». پس از آن، همسرم به من نامه نوشت که: «آنچه در باره بارداری‌ام نوشته بودم، دروغ بوده است» (صدوق، 1416: ج2، ص497-498).

21. ابوالحسن بن جعفر بن احمد نقل کرده است: ابراهیم بن محمد بن فرج رخجی دربارة مسایل مختلفی به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نامه نوشت و نیز درباره نام فرزندی که برای او متولد شده بود. در پاسخ نامه، جواب سوالاتش داده شده بود؛ ولی درباره نام فرزندش مطلبی نیامده بود. آن فرزند از دنیا رفت. نیز در میان عده‌ای از اصحاب ما در جلسه‌ای درباره مطلبی اختلافی رخ داده بود. امام عجل الله تعالی فرجه الشریف در نامه‌ای به یکی از آنان شرح آنچه را که در آن مجلس گذشته بود. نوشت. (همان)

22. اسحاق بن احمد کاتب گفته است: در قم، مرد پارچه فروشی بود که یک شریک مرجئی داشت. پارچه گرانبهایی به دست آنان رسید. فرد مومن به شریکش گفت: «این پارچه برای مولایم مناسب است». شریکش گفت: «من مولایت را نمی‌شناسم؛ ولی تو این پارچه را هرگونه که می‌خواهی، مصرف کن». هنگامی که پارچه به دست ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف رسید، آن را دونیم کرد؛ نصفش را نگاه داشت و نصف دیگر آن را برگرداند و فرمود: «ما را به مال مرجئی نیازی نیست». (صدوق، 1416: ج2، ص510)

23. ابوالادیان که از خدمت‌گزاران امام حسن عسکری علیه السلام بود و نامه‌های آن حضرت را به شهر‌های مخلتف می‌برد، گوید: پس از شهادت امام عسکری علیه السلام جمعی از مردم قم، وارد سامرا شدند و از حال امام عسکری علیه السلام پرسیدند و دانستند که امام علیه السلام از دنیا رفته است. گفتند: «به چه کسی باید تعزیت بگوییم؟» مردم، جعفر بن علی ]جعفر کذاب[ را معرفی کردند. آنان نزد او رفتند و سلام کردند و به او تعزیت گفتند سپس به وی گفتند: «همراه ما نامه‌ها و اموالی است.

آیا می‌گویی که آن نامه‌ها از چه کسانی است و آن اموال چقدر نه؟» جعفر از جای برخاست و با ناراحتی گفت: «آیا از ما می‌خواهید که غیب بدانیم؟» در این هنگام، خادم ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بیرون آمد و به آنان گفت: «نامه‌هایی که با شماست. از فلانی و فلانی است و مالی که در همیان است، هزار دینار است و ده دینار آن‌ها زراندود است». آنان نامه‌ها و مال را به او سپردند و گفتند: «کسی که تو را نزد ما فرستاده، امام است» (صدوق، 1416: ج2، ص475-476؛ حر عاملی، 1425: ج5، ص299)

24. علی بن سنان موصلی از پدرش نقل کرده که گفته است: کاروانی از قم و جبال بر اساس رسم و عادتی که داشتند، اموالی را با خود به سامرا بردند تا به امام حسن عسکری علیه السلام بدهند؛ اما وقتی به سامرا رسیدند، از شهادت امام عسکری علیه السلام آگاه شدند. پرسیدند: «وارث امام کیست؟» گفتند: «برادرش جعفر بن علی». آنان نزد او رفتند و او را از مقصود خود آگاه کردند. جعفر از آنان خواست تا اموال را به او تحویل دهند.

آنان گفتند: «ما هرگاه نزد امام عسکری علیه السلام می‌رسیدیم، او نام صاحبان اموال و مقدار مال آنان را به طور مشخص بیان می‌کرد و حتی نقش مهری را که بر کیسه‌ها زده بودند، می‌گفت. اگر تو جانشین او هستی، باید مانند او عمل کنی تا اموال را به تو بسپاریم». جعفر، سخن آنان را تکذیب کرد و گفت: این کار، آگاهی از غیب است و علم غیب، مخصوص خداوند است. سپس نزد خلیفه وقت رفت و از آنان بدگویی کرد. خلیفه، آنان را احضار کرد و از آن‌ها خواست که اموال را به جعفر بدهند.

آنان گفتند: ما وکیل و اجیر مردم هستیم و باید اموال را به کسی بدهیم که مانند امام حسن عسکری علیه السلام عمل کند و حق خیانت در امانت مردم را نداریم. خلیفه، سخن آنان را تصدیق کرد. آن‌ها از خلیفه خواستند که مأموری بفرستد تا آنان را تا بیرون شهر، بدرقه کند و آنان اموال را به صاحبانشان باز گردانند. خلیفه پذیرفت و آنان از شهر سامرا بیرون رفتند.

هنگامی که به بیرون شهر رسیدند، ناگاه جوانی دیدند که آنان را به نام صدا می‌زد و می‌گفت: «مولای خود را اجابت کنید». گفتند: «آیا تو مولای ما هستی؟» گفت: «پناه به خدا! من خدمت‌گزار مولای شمایم. با من بیایید تا مولایتان را به شما نشان دهم». به دنبال او رفتیم تا داخل خانه امام حسن عسکری علیه السلام شدیم. در آن جا فرزندش قائم علیه السلام را دیدیم که مانند پاره‌ ماه بر تختی نشسته بود و لباس سبزی بر تن داشت.

به او سلام کردیم؛ جواب سلام ما را داد. سپس اموالی را که با خود داشتیم به صورت مفصل و دقیق، معرفی کرد. حتی خصوصیات توشه‌ای که همراه داشتیم و مرکب هایمان را نیز بیان نمود. ما به این دلیل که خداوند، مولایمان را به ما شناسانده بود، سجده شکر به جا آوردیم. سؤالاتی که داشتیم، از او پرسیدیم و او به آن‌ها پاسخ داد. پس اموال را به او سپردیم.

حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف به ما دستور داد که از آن پس مالی را به سامرا نیاوریم؛ زیرا او مردی را در بغداد منصوب خواهد کرد و نامه‌های امام عجل الله تعالی فرجه الشریف از آن جا صادر خواهد شد. ما از نزد امام عجل الله تعالی فرجه الشریف به دیار خود باز گشتیم. آن حضرت به محمد بن جعفر قمی حمیری مقداری حنوط و کفن داد و فرمود: «خدا به تو دربارة مرگ خودت اجر بدهد. به همدان که رسیدیم، او درگذشت (صدوق، 1416: ج2، ص476-478).

25. سعید بن هبة الله راوندی، مؤلف کتاب الخرائج و الجرائح از عده‌ای نقل کرده است که گفته اند: جماعتی را در همدان یافتیم که همگی شیعه بودند. علت آن را از آنان پرسیدیم؛ گفتند: «یک‌سال، جد ما به حج رفت و بسیار زودتر از قافله بازگشت. علت آن، این بود که در یک شب خواب می‌ماند و قافله حرکت می‌کند و او تنها می‌ماند.

در حالی که به تنهایی سیر می‌کند، صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را ملاقات می‌کند و آن حضرت به او می‌گوید: «آیا می‌خواهی به خانه‌ات برسی؟» او می‌گوید: «آری». جدمان گفت: «امام علیه السلام به یکی از خدمت‌گزارانش فرمود دست مرا بگیرد، و من با امام علیه السلام حرکت کردم. ناگهان دیدم زمین زیر پای ما درهم پیچیده می‌شود. هنگام فجر به همدان رسیدیم و او بازگشت.» این واقعه سبب شد که ما همگی مستبصر شویم (عاملی، 1425: ج5، ص325).

26. نویسنده کتاب مناقب فاطمه و ولدها با سند خود از احمد بن محمد دینوری نقل کرده که وی رهسپار حج شد و شیعیان، اموالی را به او سپردند تا به ناحیه مقدسه تحویل دهد. وقتی داخل سامرا شد، نامه‌ای به دستش رسید که در آن، پس از «بسم الله الرحمن الرحیم» نوشته شده بود: «احمد بن محمد دینوری به عهد خود وفا کرد». و خصوصیات کیسه‌های پول و مقدار دیناری که در آن‌ها بود، با ویژگی‌های پارچه‌ها شرح داده شده بود. به او دستور داده شده بود که آن اموال را به هرکس که عَمری ]نایب خاص امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف‌[ می‌گوید، تحویل دهد (عاملی، 1425: ج5، ص329)

27. همو به سند خود از قاسم بن علا نقل کرده است که او به صاحب الزمان علیه السلام نامه‌ای نوشت و درخواست کرد برایش دعا کند که خدا به او فرزندی بدهد. در نامه امام علیه السلام در پاسخ او آمده بود: «خدایا! به او پسری عطا کن که روشنی چشم او باشد و همین حملی را که با او همراه است، وارث وی قرار بده». قاسم بن علا گوید: «نامه را دریافت کردم و من نمی‌دانستم که حملی (زن بارداری) با من همراه است». وقتی بررسی کردم یافتم که کنیزم که با من همراه است، باردار است و او پسری به دنیا آورد (همو).

28. از حسن بن جعفر قزوینی نقل شده است که گفت: یکی از برادران ما بدون وصیت از دنیا رفت. وارثان او می‌دانستند او مالی را پنهان کرده است؛ ولی جای آن را نمی‌دانستند. به ناحیه مقدسه نامه‌ای نوشتند و راهنمایی خواستند. در جواب آن‌ها نامه‌ای صادر شد که طی آن، جای آن اموال، دقیقاً بیان شده بود. آنان آن مکان را کندند و مال را پیدا کردند (همو: ص327-328)

آنچه نقل شد، مشتی از خروار است که همگی به عصر غیبت صغرا مربوط است و در تواتر معنوی آن‌ها جای کمترین تردیدی وجود ندارد. اگر در تواتر معنا و مفاد این گزارش‌ها تردید شود، همه مواردی که تواتر معنا و مفاد آن‌ها مسلم شناخته شده است، مانند شجاعت امیرالمومنین علیه السلام و سخاوت حاتم، مورد تردید قرار خواهد گرفت. معجزات مزبور، غالباً از نوع اِخبار از غیب است که یکی از معجزات شاخص پیامبران الهی نیز بوده است.

آگاهی از غیب، اولاً وبالذات مخصوص خداوند است؛ ولی خداوند بندگان برگزیده خود را نیز از آن بهره مند می‌کند؛ چنان که فرموده است: عالم الغیب فلایظهر علی غیبه أحدا إلا من ارتضی من رسول. (جن: 26-27)]خداوند، [ عالم به غیب است و هیچ‌کس را از غیب خود آگاه نمی‌کند، مگر کسی را که خدا پسندیده باشد؛ یعنی رسول

از این جا روشن می‌شود که در آیاتی که علم غیب را مخصوص خدا می‌دانند،[8] مقصود علم غیب بالذات است؛ اما علم غیب بالغیر، مخصوص خداوند نیست؛ زیرا به نص آیه سوره جن و آیات دیگر، خداوند، بخشی از علم غیب خود را به برخی از آفریده‌های خود مانند پیامبران الهی تعلیم کرده است.

نکته دیگر، اینکه از آیه سوره جن، حصر استفاده نمی‌شود. مفادآیه کریمه این است که رسول الهی مورد رضایت خداوند و از علم غیب بهره مند است؛ اما این را نفی نمی‌کند که غیر پیامبران نیز مورد رضایت خدا باشند و در نتیجه آنان نیز از علم غیب بهره مند باشند. بدین سبب است که در احادیث اسلامی که از طریق شیعه و اهل سنت روایت شده، آمده است که اولیای خدا از الهام و تحدیث بهره مندند؛ یعنی چه بسا حقایقی به آنان الهام می‌شود، یا فرشته‌ای با آنان سخن می‌گوید. (کلینی، 1388: ج1، ص268؛ بخاری، بی‌تا: ج2، ص295)

از سوی دیگر، امامان اهل‌بیت علیهم السلام وارثان علم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بوده اند؛ بنابراین وقتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از علم غیب الهی برخوردار است، امامان علیهم السلام نیز آن علوم را از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به ارث برده‌اند. محمد بن فضل هاشمی روایت کرده است که امام رضا علیه السلام به ابن هذاب فرمود: «آیا اگر به تو خبر دهم که تو در روزهای آینده به خون یکی از خویشاوندانت مبتلا خواهی شد، سخن مرا تصدیق می‌کنی؟»

گفت «نه؛ زیرا کسی غیر از خدا از غیب آگاه نیست». امام علیه السلام به او فرمود: «آیا خداوند نفرموده است: عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احدا الا من ارتضی من رسول؟ بنابر این آیه، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نزد خدا مرتضی بوده ]و از علم غیب برخوردار بوده[ است. ما وارثان همان پیامبری هستیم که خدا او را از غیب خود آگاه کرده است (عروسی، 1384: ج5، ص444).

نتیجه

امامت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف از سوی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و امامان اهل بیت علیهم السلام پیش از تولد آن حضرت مطرح شده است. از سوی دیگر، معجزات بسیاری از آن حضرت صادر شده است؛ بنابر این امامت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف علاوه بر آن که منصوص است، با برهان عقلی معجزه نیز اثبات می‌شود.

منابع

1. بحرانی، ابن میثم، قواعد المرام، قم، مکتبة المرعشی، 1406ق.

2. بخاری، ابوعبدالله، صحیح البخاری، بحاشیة السندی، بیروت، دارالمعرفه، بی‌تا.

3. تفتازانی، سعدالدین، شرح المقاصد، قم، منشورات الرضی، 1409ق.

4. جرجانی، میر سید شریف، شرح المواقف، قم، 1412ق.

5. حر عاملی، محمد بن الحسن، اثبات الهداة، بیروت، مؤسسة الاعلمی، 1425ق.

6. حلبی، ابوالصلاح، تقریب المعارف، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، 1404ق.

7. حلی، جعفر بن الحسن، المسلک فی اصول الدین، مشهد مقدس، مجمع البحوث الاسلامیة، 1414ق.

8. حلی، حسن بن یوسف، الالفین، النجف الاشرف، المکتبة الحیدریة، 1388ق.

9. حلی، حسن بن یوسف، نهج الحق و کشف الصدق، قم، دارالهجرة، 1414ق.

10. حمصی رازی، سدید الدین، المنقذ من التقلید، قم، مؤسسة النشرالاسلامی، 1412ق.

11. رازی، فخرالدین، المحصل، بیروت، دارالکتاب العربی، 1404ق.

12. سیوری، مقداد بن عبدالله، ارشاد الطالبین، قم، مکتبة المرعشی، 1405ق.

13. سیوری، مقداد بن عبدالله، اللوامع الالهیة، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، 1422ق.

14. صدوق، محمد بن علی بن الحسین، کمال الدین، قم، موسسة النشر الاسلامی، 1416ق.

15. طوسی، محمد بن الحسن، الغیبة، تهران، مکتبة نینوی الحدیثة، بی‌تا.

16. طوسی، نصیر الدین، تلخیص المحصل، بیروت، دارالأضواء، 1405ق.

17. ـــــــــــــــــــ، رسالة الأمامة، بیروت، دارالأضواء، 1405ق.

18. عروسی حویزی، عبد علی، نورالثقلین، قم، انتشارات دارالتفسیر، 1384ش.

19. علم الهدی، علی بن الحسین، رسائل الشریف المرتضی، بیروت‏، مؤسسة النور، بی‌تا.

20. قوشجی، ملا علی، شرح التجرید، قم، منشورات الرضی، بی‌تا.

21. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، تهران، المکتبة الاسلامیة، 1388ق.

22. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، تهران، المکتبة الاسلامیة، 1390ق.

23. مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد، قم، المؤتمر العاملی لالفیة الشیخ المفید، 1413ق.

24. ـــــــــــــــــــ، النکت الاعتقادیة، المجمع العالمی لأهل البیت، 1413ق.

پی نوشت:

.[1] ر.ک: حلبی، ابوالصلاح، تقریب المعارف، ص101؛ حلّی، جعفر بن حسن، المسلک، ص212؛ حلّی، حسن بن یوسف، نهج الحق، ص168؛ حلی، حسن بن یوسف، الألفین، ص27؛ حمصی رازی، سدید الدین، المنقذ من التقلید، ج2، ص296.

[2] . ر.ک: شیخ مفید، النکت الاعتقادیة، ص48؛ سید مرتضی، الرسائل، ج2، ص283؛ فخرالدین رازی، المحصّل، ص301؛ تفتازانی، شرح‌المقاصد، ج5، ص11؛ سدید الدین حمصی، المنقذ من التقلید، ج1، ص384؛ فاضل قوشجی، شرح التجرید، ص360.

[3]. تقریب المعارف، ص119 ـ 123.

[4] . الصراط المستقیم، ج2، ص177 ـ‌ 214.

[5] . اللوامع الالهیّة، ص346، ابن میثم بحرانی نیز گفته است: «راه شناخت مشخص هریک از امامان دوازدهگانه، معجزات و کراماتی است که به دست هر یک از آنان ظاهر شده و به صورت متواتر نقل شده است» (القواعد الکلامیه، ص190).

[6] . المسلک، ص273

[7] . برای اگاهی بیشتر از معجزات و کرامات امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ر.ک: بحار الانوار، ج51، ص293 ـ 243؛ اثبات الهداة، ج5، ص284 ـ‌341.

[8]. ماننداین آیه شریفه: «قُل لَّا یَعْلَمُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَیْبَ إِلَّا اللَّهُ» نمل/65 ـ «لِلّهِ غَیْبُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ» نحل/77 ـ «وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَیْبِ لاَ یَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ» (انعام: 59).

اشتراک گذاری این مطلب!

تحقیقی با عنوان سلفی‌‌گری؛ بزرگ‌ترین خطر پیش روی جهان اسلام

26ام اسفند, 1391

سلفی‌‌گری؛ بزرگ‌ترین خطر پیش روی جهان اسلام

کهریزی -مدرسه علمیه فاطمه الزهرا(س)کامیاران

سلفی‌ها با وجود اینکه دشمن اصلی خود را شیعیان می‌دانند و خون آن‌ها را حلال می‌شمارند؛ از همان ابتدا با فرق و مذاهب اهل سنت نیز همخوانی نداشته و در تضاد بوده‌اند و این به خاطر آن است که اصلاً به دنبال تخریب اسلام هستند.
نزاع خیر و شر و حق و باطل، سرگذشتی به درازای تاریخ خلقت بشر دارد و همیشه در مقابل جریان حق و حق‌طلبی و عدالت‌محوری، جریان باطل، طاغوت و استکبار، صف‌آرایی کرده‌اند. آیات شریف قرآن کریم نیز بیانگر این نزاع ابدی است و جامعه انسانی را به دو گروه «حزب‌الله» و «حزب‌الشیطان» تقسیم می‌کند(1).

 

نزاع خیر و شر و حق و باطل، سرگذشتی به درازای تاریخ خلقت بشر دارد و همیشه در مقابل جریان حق و حق‌طلبی و عدالت‌محوری، جریان باطل، طاغوت و استکبار، صف‌آرایی کرده‌اند. آیات شریف قرآن کریم نیز بیانگر این نزاع ابدی است و جامعه انسانی را به دو گروه «حزب‌الله» و «حزب‌الشیطان» تقسیم می‌کند(1).

دین مبین اسلام که خاتم ادیان الهی و برنامه جامع و کامل برای سعادت دنیا و آخرت بشریت است، خوشبختانه با وجود بدخواهان و دشمنان زیادی که داشت، در طول تاریخ از زمان بعثت تا عصر حاضر - به مانند ادیان دیگر- دچار تحریف نشد و اصل دین با مجاهدت ها و جانفشانی‌های اولیای الهی (امامان معصوم علیهم‌السلام) و خلفای صالح آن‌ها، علما و فقهای آگاه و بصیر بدون تغییر و انحراف در اصول و فروع آن حفظ شده است. در مقابل نیز حزب شیطان با اینکه کیدش ضعیف است(2) همیشه در پی مقابله برآمده و از نفوذ و انحراف ناامید نشده است.

با اینکه اصل دین اسلام یعنی «اسلام ناب محمدی» به لطف خداوند پایدار مانده و روزبه‌روز پویاتر شده است؛ اما با این حال، به دلیل کید دشمنان و جهل دوستان«امت واحده اسلامی» دچار انشعاب و تفرقه شده است. گذشته از انشعاباتی که پس از رحلت پیامبر اعظم اسلام(ص) پدید آمد، آخرین انشعاب و فتنه در جهان اسلام، توسط دولت استعمارگر بریتانیا با تأسیس دو فرقه وهابیت در عربستان(قسمتی از امپراتوری عثمانی) و بهائیت در ایران انجام گرفت. البته از خطر یهود و صهیونیسم نباید غافل شد ولی سلفی‌‌گری و وهابیت در حال حاضر به تهدیدی بالفعل تبدیل شده‌اند که همان آمال و آرزوهای صهیونیسم را دنبال می‌کنند.

بر اساس اعترافات و خاطرات جاسوسان انگلیس(3) از اوائل سده 18میلادی و همچنین بر اساس واقعیات و منابع دیگر که مؤید این اتفاق تاریخی هستند؛ فرقه ضاله «وهابیت» با کارشناسی و کارگزاری وزارت مستعمرات بریتانیا بر بستر پوسیده اندیشه‌های «سلفی‌‌گری» که میراث معاویه و ابن‌تیمیه و ابن قیم الجوزی(4) است، شکل گرفت و مانند یک غده سرطانی پس از متحد شدن با محمد بن سعود و سیطره بر قلب جهان اسلام یعنی حرمین شریفین (مکه مکرمه و مدینه منوره) شروع به تکثیر سلول‌های مرگبار خود کرده است. اکنون حدود 300 سال از بسته شدن نطفه این مولود شیطانی و جنود شیطانی می‌گذرد و سلفی‌‌‌گری و وهابیت به عنوان ابزار دست دشمنان واقعی اسلام، به قتل و غارت، ایجاد ناامنی، تخریب چهره و وجهه اسلام با نام جهاد مقدس(؟!) می‌پردازند.

سلفی‌ها با قرائت خشن و متحجرانه از سنت‌های اسلامی و نبوی و برداشت‌های ظاهری از آیات قرآن، ادعای بازگشت به اسلام سلف و اولیه(؟!) را دارند(5). سلفی‌ها با وجود اینکه دشمن اصلی خود را شیعیان می‌دانند و خون آن‌ها را حلال می‌شمارند؛ از همان ابتدا با فرق و مذاهب اهل سنت نیز همخوانی نداشته و در تضاد بوده‌اند(6) و این به خاطر آن است که اصلاً به دنبال تخریب اسلام هستند. رژیم آل سعود که در طول عمر سیاسی خود با حمایت‌های همه‌جانبه، اندیشه‌های وهابی و سلفی‌‌گری را بازتولید کرده در مقابل، از آن‌ها برای اهداف خود سود جسته است، پس از انقلاب اسلامی ایران که در سال 1357(1979میلادی) اتفاق افتاد، به لحاظ اینکه داعیه حکومت اسلامی و اسلام ناب محمدی(شیعه) را داشت، علاوه بر دشمنان فرامنطقه‌ای، مبانی مشروعیت کشورهای به‌اصطلاح اسلامی را نیز به چالش کشید به همین دلیل، عربستان که ادعای ام‌القرای اسلام را داشت، در صدد مقابله با آن برآمد.

حال اگر این بحث را از زاویه تحولات اخیر منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا و در کل جریان بیداری اسلامی بنگریم، خواهیم دید که این صدایی که از حلقوم ملت‌های بیدار شده برمی‌آید، صدای انقلاب اسلامی ایران و پژواک صدایی است که حدود نیم قرن پیش از ایران اسلامی(اسلام شیعه) بلند شد و اکنون در دالان تاریخ و هزاران کیلومتر آن سوتر شنیده می‌شود و در واقع، طلایه‌دار و علمدار امت اسلامی در گذر از پیچ تاریخی که دوستان و دشمنان اسلام به آن اذعان دارند، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران است و این برای وهابی‌ها که همیشه محور حیات فکری و سیاسی خود را براساس شیعه‌هراسی و ایران‌هراسی تعریف کرده‌اند، گران می‌آید.

آن‌ها اکنون دانسته یا ندانسته به خاطر «حقد و کینه‌های بدری و خیبری» به یک عنصر سرسپرده‌ای تبدیل شده‌اند که به نام اسلام در صدد تخریب و تضعیف اسلام هستند و اسلامی که در صدد پیاده کردن آن هستند، به فرموده امام این امت، «اسلام ابوسفیانی» و «اسلام آمریکایی» است.(7)

اما اکنون خطری که اسلام اصیل و مسلمانان بیدار شده و به پاخاسته از ظلم و جورِ استبداد و استکبار را تهدید می‌کند، تحریف و به انحراف کشاندن انقلاب‌ها و خیزش‌های عظیم آنان است. علاوه بر افغانستان، پاکستان، عراق، یمن، سوریه و لبنان که وهابی‌ها و سلفی‌ها آشکارا به اسم جهاد علیه کفر(؟!)، گروه‌های خود را سازماندهی کرده‌اند؛ آن‌ها در کشورهای کلیدی دیگر از جمله تونس، مصر و لیبی که انقلاب‌های منطقه از آن‌ها به سایر کشورهای دیگر شعله کشید، با ایجاد مدارس، مساجد، مراکز آموزشی و تربیتی و ایجاد احزاب و جریانات با پشتیبانی مستقیم عربستان سعودی و قطر در صدد جذب جوانان و انقلابی‌ها، در راستای اهداف و برنامه‌های خود هستند.

البته بستر رویش جریان اصیل بیداری اسلامی مافوق مباحث فرقه‌ای و منازعات مذهبی بوده و تقلیل آن به نزاع شیعه و سنی، جفایی در حق آن خواهد بود. اما این موضوع نباید ما را از تجزیه و تحلیل آن بازدارد. کارنامه حدود دو دهه اخیر وهابی‌ها نشان دهنده این واقعیت است که پس از سقوط بلوک شرق و رفع خطر کمونیسم برای امنیت ملی آمریکا(؟!)و به وجود آمدن خلأ دشمنی، وهابی‌ها و سلفی‌ها بزرگ‌ترین خطر موجود برای امنیت ملی آمریکا و امنیت جهانی و نماد تروریسم مطرح شدند، همان گروه‌هایی که خود را نماینده و مجری اسلام سلف می‌دانند و تبلیغات غول‌های رسانه‌ای استکبار نیز آن‌ها را به جای «اسلام واقعی» به مردم جاهل عصر مدرن معرفی کردند.

در عوض آن‌ها نیز به ظاهر آمریکا را دشمن خود معرفی می‌کنند ولی در عمل دشمنی با اسلام را با یک چهره وحشی و بی‌منطق به ارمغان می‌آورند. ایجاد گروه‌هایی به نام القاعده و طالبان با همکاری اداره اطلاعات مرکزی آمریکا(CIA) و سازمان اطلاعات پاکستان(I.S.I) و با دلارهای نفتی عربستان، امروزه بر کسی پوشیده نیست؛(8) پس می‌توان حملات القاعده و طالبان به مراکز آمریکایی و ناتو را در قالب یک بازی که خود آمریکایی‌ها طراحی کرده‌اند، تحلیل کرد.

به هر ترتیب، منطقه شمال آفریقا و غرب آسیا به خاطر سیاست‌های جنگ‌طلبانه کشورهایی مانند ترکیه، عربستان و قطر در کنار جنگ‌افروزی‌های کشورهای اروپایی و آمریکا - به خاطر منافع صهیونیسم- پس از انقلاب‌های منطقه و فتنه سوریه، منطقه صحنه جولان تروریست‌های افراطی سلفی قرار گرفته که مانند اسلاف و اجداد خود که به اهل‌بیت پیامبر خدا(ص) رحم نکردند، به هیچ کس رحم نمی‌کنند حتی به یک کودک خردسال و شیرخواره. یزیدیانی که با وقاحت تمام، اسم گروه خود را «جبهه یاری اهل شام» گذاشته و پس از صدور فتوای حلال بودن جان و مال و ناموس مسلمانان، علیه آن‌ها فتوای جهاد صادر می‌کنند(9)؟!

در پایان به نظر می‌رسد لازم است تمامی بازیگران و کسانی که در صحنه سوریه و غرب آسیا(خاورمیانه) به دنبال منافع خود هستند، نسبت به خطر سیطره سلفی‌ها بر امور منطقه آگاه شوند؛ چراکه منطقه و جهان اسلام با فرقه‌ای روبه‌روست که با انسانیت، با دین، با فرهنگ و با تمدن سروکاری ندارند و تنها چیزی که می‌شناسند، وحشی‌گری است.

پی‌نوشت‌ها:

1- قرآن کریم، سوره مبارکه مائده، آیه 65؛ و سوره مبارکه مجادله، آیه 19.

2- قرآن کریم، سوره مبارکه نساء، آیه 76 .

3- برای نمونه؛ خاطرات مستر همفر(جاسوس انگلیس در کشورهای اسلامی)، ترجمه علی کاظمی، قم، نشر اخلاق، 1380 .

4- وهابیت از منظر عقل و شرع، سیدمحمد حسینی قزوینی، قم: مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولیعصر(عج)،1387، ص75 .

5- سلفی‌‌گری در لغت و اصطلاح، منوچهر دین‌پرست، ماهنامه زمانه، شماره 33، 1384.

/ ارتباط سلفی‌گری و وهابیت، س. میرزایی، سایت باشگاه اندیشه.

6- صحیفه حضرت امام(ره)، ج‏15، ص454. (بیانات در جمع ائمه جمعه استان‌های ایلام و کرمانشاه، 8 دى 1360).

7- صحیفه حضرت امام(ره)، ج21، ص 80، پیام امام خمینى(ره) به مناسبت سالگرد کشتار مکه، 29تیر 1367.

8- اسامه بن‌لادن و ماجراها، عبدالقیوم فدوی،کابل، نشر مفاخر، 1381، صص28-29 به نقل از؛ القاعده از پندار تا واقعیت، حمیدرضااسماعیلی، تهران، مؤسسه اندیشه‌سازان نور،1390، صص51-63 .

9- نقش گروهک «جبهه یاری اهل شام» در جنگ علیه سوریه، خبرگزاری فارس، 7/8/91.

اشتراک گذاری این مطلب!

تحقیقی با عنوان خانه مهدی کجاست؟

26ام اسفند, 1391

خانه مهدی کجاست؟

محقق:شیدا امجدیان -مدرسه علمیه فاطمه الزهرا(س)کامیاران

پنهان زيستى حضرت مهدى(ع) نه تنها چگونگى زندگى آن حضرت را در هاله اى از اسرار فرو برده كه بسيارى از موضوعات مربوط به حيات آن حضرت را نيز جزو امور پنهان نظام هستى قرار داده است.

يكى از مهم ترين اين امور پنهان، محل زندگى آن حضرت در طول غيبت ايشان است. از اين رو بسيارى علاقه مندند بدانند كه خورشيد پنهان در كدامين بخش از اين كره خاكى به گذران عمر مى پردازد و به بيان ديگر كدامين قسمت از زمين اين منزلت را دارد؟


ميليونها انسان عاشق و شيفته صدها سال است كه در هر پگاه آدينه زبان به ندبه مى گشايند و اين گونه مى‌سرايند:
ليت شعرى أين استقرّت بك النّوى بل أىّ أرض تقلّك اوثرى: أبرضوى أو غيرها أم ذى طوى؟ عزيز علىّ أن أرى الخلق ولاترى.1
اى كاش مى‌دانستم در چه جايى منزل گرفته‌اى و چه سرزمين و مكانى تو را دربر گرفته است! آيا در كوه رضوايى و يا جاى ديگرى و يا در ذى‌طوى هستى؟ دشوار است بر من كه مردمان را ببينم و تو ديده نشوى.
حال براى روشن شدن اين موضوع، پاى به گلستان كلام معصومين(ع) مى‌گشاييم و با سيرى در كلام نورانى ايشان از آن انفاس قدسى براى حل اين معما استمداد مى طلبيم.
با يك نگاه كلى در اين بوستان پر طراوت به چهار دسته روايت در اين موضوع برمى خوريم كه هر يك، محل زندگى آن حضرت را در دوره‌اى از حيات پربركت ايشان به تصوير كشيده است. اگر چه در مورد برخى دوره‌ها صراحت و روشنى بيشترى وجود دارد و برخى از دوره‌ها بنا بر عللى به اجمال و ابهام پاسخ داده شده است.
اين دوره‌ها عبارتند از:

1. دوران زندگى با پدر بزرگوار خود امام حسن عسكرى(ع) (260-255ق)
شكى نيست كه آن امام همام در شهر سامرا و در خانه پدرش امام حسن عسكرى(ع) ديده به جهان گشود و تا پايان عمر شريف پدر خود در كنار آن حضرت مى زيست.
اين دوران بنا بر قول مشهور از نيمه شعبان سال 255ق آغاز و در هشتم ربيع الاول سال 260ق پايان يافت.
علاوه بر نقل موثق تاريخى، افراد فراوانى از اين حادثه بزرگ پرده برداشته اند:
شيخ صدوق(ره) در كتاب شريف كمال الدين و تمام النعمه - كه يكى از مهم ترين كتابهاى نگاشته شده در موضوع مهدويت است - داستان ولادت حضرت مهدى(ع) را اين گونه نقل كرده است:
حكيمه، دختر امام جواد(ع) گويد: امام حسن عسكرى(ع) مرا نزد خود فراخواند و فرمود: اى عمه! امشب افطار نزد ما باش كه شب نيمه شعبان است و خداى متعال امشب حجت خود را كه حجت او بر روى زمين است ظاهر سازد. گفتم: مادر او كيست؟ فرمود: نرجس. گفتم: فداى شما شوم اثرى در او نيست. فرمود: همين است كه به تو مى گويم. آمدم و چون سلام كردم و نشستم نرجس آمد كفش مرا بردارد و گفت: اى بانوى من و بانوى خاندانم، حالتان چطور است؟ گفتم: تو بانوى من و بانوى خاندان من هستى. از كلام من ناخرسند شد و گفت: اى عمه جان! اين چه فرمايشى است؟ بدو گفتم: اى دخترجان! خداى متعال امشب به تو فرزندى عطا فرمايدكه در دنيا و آخرت آقاست…2 .
آن گاه به صورت مفصل داستان را ذكر كرده است. اين روايت از مهم ترين روايات درباره ولادت حضرت مهدى(ع) است و دلالت بر ولادت حضرت مهدى(ع) در خانه امام عسكرى(ع) در سامرا دارد.
»ضوء ابن على« از مردى از اهل فارس كه نامش را برده نقل مىكند كه:
به سامرا آمدم و در خانه امام حسن عسكرى(ع) ملازم شدم. حضرت مرا طلبيد، من وارد شدم و سلام كردم. فرمود: براى چه آمده اى؟ عرض كردم: براى اشتياقى كه به خدمت شما داشتم. فرمود: پس دربان ما باش. من همراه خادمان، در خانه حضرت بودم، گاهى مى رفتم هر چه احتياج داشتند از بازار مى خريدم و زمانى كه در خانه، مردها بودند، بدون اجازه وارد مى شدم.
روزى [بدون اجازه] بر حضرت وارد شدم و او در اتاق مردها بود. ناگاه در اتاق حركت و صدايى شنيدم، پس فرياد زد: بايست. حركت مكن! من جرأت درآمدن و بيرون رفتن نداشتم، پس كنيزكى كه چيز سر پوشيده اى همراه داشت از نزد من گذشت. آنگاه مرا صدا زد كه درآى، من وارد شدم و كنيز را هم صدا زد. كنيز نزد حضرت بازگشت. حضرت به او فرمود: از آنچه همراه دارى روپوش بردار. كنيز از روى كودكى سفيد و نيكوروى پرده برداشت و خود حضرت روى شكم كودك را باز كرد، ديدم موى سبز كه به سياهى آميخته بود از زير گلو تا نافش روئيده است. پس فرمود: اين است صاحب شما و به كنيز امر فرمود كه او را ببرد.
پس من آن كودك را نديدم، تا امام حسن عسكرى(ع) وفات كرد.3
نه تنها بستگان نزديك و خدمتگزاران بيت امامت، آن حضرت را در شهر سامرا و در خانه امام عسكرى(ع) ديده اند كه بسيارى از ياران و خواص اصحاب امامت به شرف ديدار آن جمال چون آفتاب نائل آمده اند و همگى حكايت از مدعاى زندگى امام مهدى(ع) در كنار پدر در شهر سامرا دارد.
»يعقوب بن منقوش« گويد:
بر امام حسن عسكرى(ع) وارد شدم و او بر سكويى در سرا نشسته بود و سمت راست او اتاقى بود كه پرده هاى آن آويخته بود. گفتم: اى آقاى من صاحب الامر كيست؟ فرمود: پرده را بردار. پرده را بالا زدم، پسر بچه اى به قامت پنج وجب بيرون آمد با پيشانى درخشان و رويى سپيد و چشمانى دفرّافشان و دو كف ستبر و دو زانوى برگشته. خالى برگونه راستش و گيسوانى بر سرش بود. آمد و بر زانوى پدرش ابو محمد نشست. آن گاه به من فرمود: اين صاحب شماست. سپس برخاست و امام بدو گفت: پسرم! تا وقت معلوم داخل شو و او داخل اتاق شد و من بدو نگريستم. پس به من فرمود: اى يعقوب! به داخل بيت برو و ببين آنجا كيست. من داخل شدم اما كسى را نديدم.4
همچنين »احمد بن اسحاق« گويد:
بر امام حسن عسكرى(ع) وارد شدم و مى خواستم از جانشين پس از وى پرسش كنم. او آغاز سخن كرد و فرمود: اى احمد بن اسحاق خداى متعال از زمان آدم(ع) زمين را خالى از حجت نگذاشته است و تا روز قيامت نيز خالى از حجت نخواهد گذاشت. به واسطه اوست كه بلا را از اهل زمين دفع مى كند و به خاطر اوست كه باران مى فرستد و بركتهاى زمين را بيرون مى آورد.
گفتم: اى فرزند رسول خدا، امام و جانشين پس از شما كيست؟ حضرت شتابان برخاست و داخل خانه شد و سپس برگشت در حالى كه بر شانه اش كودكى سه ساله بود كه صورتش مانند ماه شب چهارده مى درخشيد. فرمود: اى احمد بن اسحاق! اگر نزد خداى متعال و حجت هاى او گرامى نبودى اين فرزند را به تو نمى نمودم. او هم نام و هم كنيه رسول خدا(ص) است. كسى است كه زمين را پر از عدل و داد مى كند؛ همچنان كه پر از ظلم و جور شده باشد.
اى احمد بن اسحاق! مثل او در اين امت، مثل خضر و ذوالقرنين است. او غيبتى طولانى خواهد داشت كه هيچ كس در آن نجات نمى يابد، مگر كسى كه خداى متعال او را در اعتقاد به امامت ثابت بدارد و در دعا به تعجيل فرج موفق سازد.
احمد بن اسحاق گويد: گفتم: اى مولاى من! آيا نشانه اى هست كه قلبم بدان اطمينان يابد؟ آن كودك به زبان عربى فصيح به سخن درآمد و فرمود: أنا بقيّةاللَّه فى أرضه والمنتقم من أعدائه. اى احمد بن اسحاق! پس از مشاهده، جست وجوى نشان مكن. احمد بن اسحاق گويد: من شاد و خرم بيرون آمدم.5
بنا بر روايات فوق و دهها روايت ديگر ترديدى نخواهد ماند بر اين كه حضرت مهدى(ع) در طول حيات امام عسكرى(ع) همراه ايشان و در شهر سامرا مسكن و مأواى داشته اند و اگر چه در اين دوران نيز مخفيانه زندگى مى كرده اند ولى عده فراوانى از نزديكان و شيعيان ايشان را ديده اند.

2. دوران غيبت صغرا (260 تا 329ق.)
غيبت صغرا عبارت است از دوران پنهان زيستى كوتاه مدت حضرت مهدى(ع) كه طبق نظر مشهور با شهادت امام حسن عسكرى(ع) (سال 260ق.) آغاز شده و با رحلت چهارمين نايب خاص آن بزرگوار (سال 329ق.) به پايان رسيده است كه مجموعاً 69 سال مى شود.
اگر چه به روشنى محل زندگى آن حضرت در اين دوران مشخص نيست ولى از روايات و قرائن به دست مى آيد كه اين مدت را حضرت عمدتاً در دو منطقه سپرى كرده اند: يكى منطقه عراق و ديگر مدينه منوره كه البته روايات متعددى بر اين مطلب دلالت دارد.
از امام صادق(ع) در اين زمينه نقل شده است كه فرمود:
للقائم غيبتان إحداهما قصيرة والأخرى طويلة. الغيبة الأولى لايعلم بمكانه فيها إلّا خاصّة شيعته والأخرى لايعلم بمكانه فيها إلّا خاصّة مواليه.6
براى [حضرت] قائم(ع) دو غيبت است. يكى كوتاه و ديگرى طولانى. در غيبت اول جز شيعيان مخصوص از جاى آن حضرت خبر ندارند و در غيبت ديگر جز دوستان مخصوصش از جاى او خبر ندارند.
در دوران غيبت صغرا، از سفيران چهارگانه (نواب خاص) كسى نزديك تر به آن حضرت ذكر نشده است و ايشان هم تماماً در عراق و همواره با حضرت در ارتباط بوده اند و توقيعات فراوانى از طرف حضرت به دست آنها شرف صدور يافته است. بنابراين مى توان گفت بخشى از عمر آن حضرت در اين دوران در عراق سپرى شده است.
دسته اى ديگر از روايات به صورت مطلق (بدون در نظر گرفتن صغرا و كبرا بودن غيبت) زندگى حضرت را در دوران غيبت در مدينه منوره ذكر كرده اند كه با توجه به روايات دسته نخست مى توان گفت بخشى از عمر آن حضرت نيز در مدينه سپرى شده است.
امام باقر(ع) در اين باره فرمود:
لابدّ لصاحب هذا الأمر من عزلة… و نعم المنزل طيّبة.7
به ناگزير براى صاحب اين امر عزلت و گوشه گيرى خواهد بود… و طيبه (مدينه) چه منزلگاه خوبى است.
همين روايت در كتاب شريف اصول كافى با اندك تفاوتى از امام صادق(ع) اين گونه روايت شده است:
لابدّ لصاحب هذا الأمر من غيبة ولابدّ له فى غيبتة من عزلة و نعم المنزل الطيّبة.8
به ناچار صاحب الامر غيبت كند و به ناچار در زمان غيبتش گوشه گيرى كند، چه خوب منزلى است طيبه (مدينه).
هم چنين ابوهاشم جعفرى مى گويد:
به امام عسكرى(ع) عرض كردم: بزرگوارى شما مانع مى شود تا از شما پرسش نمايم، پس اجازه بفرماييد سؤالى بپرسم. حضرت فرمود: بپرس. عرض كردم: اى آقاى من! آيا فرزندى داريد؟ فرمود: بله. گفتم: اگر اتفاقى رخ داد كجا او را پيدا كنيم؟ پس فرمود: در مدينه.9
بنابراين جمع بين دو دسته روايات به اين صورت است كه آن حضرت در مدينه حضور داشته اند؛ ولى به خاطر ارتباطى كه آن حضرت با نواب خاص داشته اند بخشى از عمر خود را در عراق سپرى نموده اند.

3. دوران غيبت كبرا
اصطلاحاً غيبت كبرا به مدت زمان پنهان زيستى حضرت مهدى(ع) گفته مى شود كه با وفات آخرين نايب خاص در سال 329ق آغاز و همچنان ادامه دارد و تنها خداوند متعال است كه پايان آن را مى داند.
اين دوران ويژگيهايى دارد كه آن را از دوران غيبت صغرا كاملاً متمايز مى سازد كه از جمله آن ويژگيها كامل شدن غيبت آن حضرت است.
به همان اندازه كه پنهان زيستى حضرت مهدى(ع) در اين دوران به كمال مى رسد و نيابت و سفارت همانند دوران غيبت صغرا وجود ندارد، محل زندگى آن حضرت نيز نامشخص تر مى شود و در اين دوران است كه هرگز به طور قطع نمى توان مشخص نمود آن حضرت در كجا زندگى مى كند.
البته روايات در اين باره به محلهاى مختلفى اشاره كرده اند كه برخى از آنها از اين قرارند:

الف) مدينه طيبه
همان‌طور كه قبلاً نيز اشاره شد برخى از روايات به صورت عام و بدون قيد زمان غيبت صغرا، مدينه را به عنوان جايگاه آن حضرت در دوران غيبت مورد اشاره قرار داده اند.

ب) ناحيه ذى طوى
ناحيه ذى طوى در يك فرسخى مكه و داخل حرم قرار دارد و از آنجا خانه هاى مكه ديده مى شود. برخى از روايات آن محل را به عنوان جايگاه حضرت مهدى(ع) در دوران غيبت معين كرده اند.
امام باقر(ع) در اين باره فرمود:
يكون لصاحب هذا الأمر غيبة فى بعض هذه الشّعاب و أومأ بيده إلى ناحية ذى طوى.10
صاحب اين امر را در برخى از اين درّه ها غيبتى است و با دست خود به ناحيه ذى‌‌طوى - كه نام كوهى است در اطراف مكه - اشاره نمود.
در برخى ديگر از روايات نيز ذكر شده كه حضرت مهدى(ع) قبل از ظهور در »ذى‌طوى« به سر مى برد و آن گاه كه اراده الهى بر ظهور آن حضرت تعلق گيرد از آنجا وارد مسجدالحرام مى شود.
امام باقر(ع) در اين باره فرموده اند:
إنّ القائم يهبط من ثنيّة ذى طوى فى عدّة أهل بدر ثلاثمأة و ثلاثة عشر رجلاً حتى يسند ظهره إلى الحجر الأسود و يهتزّ راية الغالبة.11
قائم(ع) در ميان گروهى به شمار اهل بدر - سيصد و سيزده تن - از گردنه ذى طوى پايين مى آيند تا آن كه پشت خود را به حجرالاسود تكيه مى دهد و پرچم پيروز را به اهتزاز درمى آورد.

ج) دشتها و بيابانها
از برخى روايات نيز استفاده مى شود كه آن حضرت در طول غيبت كبرا محل خاصى ندارد و همواره در سفر به سر مى برد.
از امام باقر(ع) نقل شده است كه وقتى شباهتهاى حضرت مهدى(ع) به انبيا را بيان نمودند چنين فرمودند:
و امّا شبهه من عيسى فالسّياحة12.
و اما شباهت حضرت مهدى(ع) به حضرت عيسى(ع) جهانگردى [و نداشتن مكانى خاص] است.
در توقيعى كه از حضرت مهدى(ع) به نام شيخ مفيد صادر شده است، نيز به نامعلوم بودن مكان حضرت مهدى(ع) اشاره شده است.
در آن نوشته چنين آمده است:
… و إن كنّا ثاوين بمكاننا النّائى عن مساكن الظالمين حسب الّذى أراناه اللَّه لنا من الصّلاح شيعتنا المؤمنين فى ذلك مادامت دولة الدنيا للفاسقين… .13
… با اين كه ما براساس فرمان خداوند و صلاح واقعى ما و شيعيان مؤمن مان تا زمانى كه حكومت در دنيا در اختيار ستمگران است در نقطه اى دور و پنهان از ديده ها به سر مى بريم… .
همچنين در پاره اى از ملاقاتهاى معتبر كه در دوران غيبت كبرا نقل شده است، حضرت به اين نكته اشاره فرموده اند.
»على بن ابراهيم بن مهزيار« پس از نقل ملاقات خود با حضرت مهدى(ع) به نقل از ايشان چنين مى گويد: آن حضرت فرمود:
يابن المازيار أبى أبو محمد عهد إلىّ ألّا أجاور قوماً غضب اللَّه عليهم… وأمرنى ألّا أسكن من الجبال إلّا وعرها ولا من البلاد إلّا قفرها.14
همانا پدرم ابو محمد با من عهد فرمودند كه در مجاورت قومى كه خداوند بر آنان غضب كرده است قرار نگيرم… و به من فرمود كه در كوهها ساكن نشوم مگر قسمتهاى سخت و پنهان آن و در شهرها ساكن نشوم مگر شهرهاى متروكه و بى آب و علف.
اين نامعلوم بودن محل زندگى آن حضرت در دوران غيبت كبرا سبب شده تا عده اى به گمانه زنى هايى بعضاً سست و واهى بپردازند و به طرح محلهايى كه اثبات آنها كارى بس مشكل است روى آورند.
افسانه جزيره خضرا يا مثلث برمودا و مانند آن حكايتهايى است كه در تاريخ پر فراز و فرود اين اعتقاد رخ نموده است، ولى همواره روشنگرانف اين مذهبف حق، مردم را از لغزش در اين بيراهه ها برحذر داشته اند.

4. دوران ظهور و حكومت مهدى(ع)
دوران ظهور كه درخشان ترين فراز تاريخ و بهترين دوران حيات انسانى است، ويژگيهاى فراوانى دارد كه از جمله مهم ترين آنها حاكميت آخرين معصوم و حجت الهى است. درباره محل زندگى حضرت مهدى(ع) و حكومت آن حضرت در عصر ظهور، روايات فراوانى وجود دارد. عمدتاً در اين روايات، مسجد سهله را منزل آن حضرت و شهر كوفه را به عنوان پايگاه حكومتى آن حضرت معرفى كرده اند.
مسجد سهله شرافت بسيارى دارد؛ از جمله در روايات ذكر شده كه در اين مسجد، هزاران پيامبر به نماز ايستاده اند.
»صالح بن ابوالاسود« گويد: امام صادق(ع) سخن از مسجد سهله راند، آنگاه فرمود:
أما إنّه منزل صاحبنا إذا قام بأهله.15
به درستى كه مسجد سهله منزل صاحب ماست آنگاه كه [پس از قيام] با اهل خود در آنجا فرود آيد.
هم چنين آن حضرت به ابابصير فرمود:
يا أبا محمد كأنّى أرى نزول القائم فى مسجد السّهلة بأهله و عياله.
اى ابا محمد، گويا حضرت قائم را در مسجد سهله مى بينم كه با زن و فرزندانش در آن نازل مى شوند.
ابوبصير پرسيد: آيا مسجد سهله خانه اش خواهد بود؟ حضرت فرمود:
نعم، هو منزل إدريس و ما بعث اللَّه نبيّاً إلّا وقد صلّى فيه والمقيم فيه كالمقيم فى فسطاط رسول اللَّه و ما من مؤمن ولا مؤمنة إلّا و قلبه يحنّ إليه و ما من يوم ولا ليلة إلّا والملائكة يأوون إلى هذا المسجد يعبدون اللَّه.16
آرى، اين مسجد، منزل ادريس است. خداوند هيچ پيامبرى را برنينگيخت، مگر آن كه در اين مسجد نماز گزارد. هر كس در اين مسجد بماند مانند آن است كه در خيمه رسول خدا(ص) اقامت كرده است. هيچ مرد و زن مؤمنى نيست، مگر آن كه دلش به سوى آن مسجد پرمى كشد. روز و شبى نيست مگر آن كه فرشتگان به اين مسجد پناه مى برند و در آن به عبادت خدا مى پردازند.
همان طور كه اشاره شد، كوفه نيز مركز حكومت مهدى(ع) قلمداد شده است.
چگونگى زندگى در عصر ظهور به روشنى مشخص نشده ولى به نظر مى رسد تفاوت بسيارى با نحوه زندگى امروزى داشته باشد. تكامل علوم بشرى، كمال عقلانى بشر، توسعه خارق العاده امكانات و رفاه عمومى، امنيت فراگير بر كل كره زمين و… به‌طور قطع، ويژگيهايى را براى زندگى در آن زمان ايجاد خواهد نمود كه امروز درك دقيق آن براى ماكارى بس مشكل است.
از امام باقر(ع) نقل شده كه در بخشى از يك روايت طولانى فرمود:
ثمّ يتوجّه إلى الكوفة فينزلها و تكون داره.17
آن گاه [حضرت مهدى(ع)] به سوى كوفه مى‌رود پس آنجا را براى منزل برمى گزيند و كوفه خانه او خواهد بود.

 

 

 

پى‌نوشتها :
1 . سيدبن طاووس، الاقبال، ص298.
2 . شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمه، ترجمه منصور پهلوان، ج2، ص143.
3 . محمدبن يعقوب كلينى، اصول كافى، ترجمه سيد جواد مصطفوى، ج2، ص119.
4 . كمال الدين و تمام النعمه، ج2، ص164.
5 . همان، ج2، ص80.
6 . اصول كافى، ج2، ص141.
7 . شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص162.
8 . اصول كافى، ج2، ص140؛ ابن ابى زينب، غيبت نعمانى، ص188.
9 . اصول كافى، ج2، ص118؛ شيخ مفيد، الارشاد، ج2، ص348؛ كتاب الغيبة، شيخ طوسى، ص232.
10. غيبت نعمانى، ص181.
11. همان، ص315.
12. طبرى، دلائل إلامامه، ص291.
13. علامه محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج53، ص174.
14. كتاب الغيبة، شيخ طوسى، ص263.
15. شيخ طوسى، التهذيب، ج2، ص252.
16. بحارالانوار، ج52، ص317.
17. كتاب الغيبة، شيخ طوسى، ص475

اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده تحقیق پایانی با موضوع حقوق ووظایف زن وشوهر از نظر اسلام

26ام اسفند, 1391

تحقيق پاياني سطح دو (كارشناسي)

حقوق و وظایف زن و شوهر از نظر اسلام

پژوهشگر
الهه ملکشاهی

 

چکیده
جامعه‌ی کوچک خانواده نیازمند تعالیم الهی‌اش است تا بتواند سیر تکاملی خود را طی نماید. بنابراین شناخت نسبت به حقوق و وظایف، استحکام خانواده را به دنبال خواهد داشت و در جامعه تعادل ایجاد خواهد شد که در این تحقیق سعی شده بدان توجه شود. با بررسی دقیق حقوق و وظایف زن و مرد و مسائل زندگی‌های مشترک در جامعه‌ی کنونی باعث شده تا خانواده‌ها با آشنایی و شناخت نسبت به حقوق و وظایف خود بتوانند زندگی موفقی را داشته باشند و هم‌چنین جوانانی که در شرف ازدواج هستند را تشویق به ازدواج کند تا به دور از فساد، گرفتاری‌ها و معضلات جامعه، تشکیل خانواده دهند.
محقق در این اثر به دنبال تاریخچه و مفهوم شناسی ازدواج و حقوق مشترکی که زن و مرد دارند به دو نوع طبیعی و اخلاقی می‌باشد که به صورت قانونی و اخلاقی لازم به ذکر بوده است و هم‌چنین حقوق و وظایف متقابلی که زن و مرد باید نسبت به یکدیگر در زندگی مشترک رعایت کنند به صورت دینی و عملی با نگاهی موشکافانه بررسی گشته است. بنای کار محقق این است که جزئیات مورد بحث را از دو جنبه‌ی آیات و روایات و عملی مورد نگاه عمیق قرار داده و ذهن خواننده را از هر دو دیدگاه به موازات یکدیگر غنا بخشد و موجبات دسترسی به منابع عظیم دینی را بدون دغدغه و تشویش خاطر فراهم نماید تا زوج‌های جوان بتوانند زندگی موفقی را با دستوراتی که اسلام برای زندگی مشترک بیان فرموده، رعایت کنند تا بتوانند زندگی با دوامی را در سایه‌ی صفا و صمیمیت و رابطه‌ی دوستانه‌ای داشته باشند. محقق آنچه را که از منابع دسته اول و دسته دوم به دست آورده، به روش تحلیلی و تجربی در اختیار علاقمندان قرار می‌دهد.
واژگان کلیدی: حقوق، وظیفه، زن، مرد.

اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده تحقیق پایانی با موضوع بررسی انواع حکومتها وویژگی های حکومت امام زمان(عجل الله تعالی الشریف)

26ام اسفند, 1391

بررسی انواع حکومتها و ویژگی های حکومت امام زمان(عج)

تهیه وتنظیم
گلچین دولتیاری-مدرسه علمیه فاطمه الزهرا(س)کامیاران


چکیده
با بررسی و تحلیل روایات در مورد ویژگی های حکومت امام مهدی علیه السلام می توان به مسائل مهمی دست یافت و با دقت در این آموزه ها و اجرایی کردن آن در حکومت های اسلامی ، بسیاری از مسائل حکومتی حل خواهد شد و وحدت و یکپارچگی قوانین در حکومت های اسلامی برقرار خواهد شد.
در این تحقیق سعی شده است که روایاتی که در مورد حکومت امام زمان علیه السلام است بیان شود. و آنها را تحلیل و بررسی نموده و به نکاتی که در حکومت ایشان اهمیت خواهد داشت را مورد توجه قرار داده تا آنها در اولویت قرار داده شود و در حکومت های اسلامی کاربردی نموده و آنها را الگوی حکومتی ساخته تا بتوان با دقت در این آموزه ها و اجرای آنها توسط سه قوه به حکومت واقعی و مدینه فاضله دست پیدا کنیم.
بررسی انواع حکومت ها به همه افراد این امکان را می دهد که بتوانند حکومت های غیر اسلامی را از حقیقی اسلامی همان( دموکراسی اسلامی) متمایز کنند.
حکام و وزیران یک جامعه سعادت و پیشرفت جامعه را در دست دارند پس باید این افراد بهترین صفات انسانی و اخلاقی را داشته باشند تا بتوانند جامعه را به نحو احسن اداره نمایند.
در حکومت امام عصر تمام امور جامعه اعم از علمی، اخلاقی، تربیتی، فرهنگی، اقتصادی، حکومتی، اجتماعی رشد خواهد کرد.
در مورد حکومت امام زمان کتابهای بسیاری تالیف شده است در این تحقیق سعی شده فقط به ویژگی های حکومتی امام زمان علیه السلام پرداخته شود تا الگویی برای حکومت های اسلامی باشد.
تا حد امکان از منابع دسته اول و در صورت نیاز به منابع دسته دوم رجوع شده است. روش کار کتابخانه ای از نوع فیش برداری بوده است.
نتیجه ای که می توان گرفت این است که حکومتی می تواند جوابگوی نیاز بشری باشد که برگرفته شده از تعالیم الهی بوده و همچنین پیشرفت عدالت در بین مردم را گسترش دهد تا بتوانند به تمامی آرمان های فراموش شده دست یابند.
واژگان کلیدی: حکومت ، حاکم.

اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده تحقیق پایانی با موضوع حقوق والدین در آیات وروایات

22ام اسفند, 1391

مركز مديريت حوزه¬هاي علميه¬ي خواهران

مدرسه¬ي علميه¬ي فاطمه الزهرا (سلام الله علیها)
شهرستان کامیاران

تحقيق پاياني سطح دو (كارشناسي)

حقوق والدین در آیات و روایات

استاد راهنما
سرکار خانم ویدا بهمنی

استاد داور
حجت الاسلام والمسلمین محمدرضا حسینی نیا

پژوهشگر
صبا کوهی

پاییز1391

چكيده
موضوع اين پژوهش، حقوق والدين از ديدگاه اسلام مي‌باشد.
هدف از اين پژوهش، علاقه‌ي شخصي خود به رعايت حقوق والدين و نيازهايي كه در جامعه احساس مي‌شود مرا به سوي اين تحقيق راهنمايي كرد.
رعايت حقوق والدين وظيفه‌ي عقلي و وجداني است كه موجب سعادت و تكامل فرزندان در دنيا و آخرت مي‌شود.
چنانچه آيات و روايات فراواني فرزندان را به رعايت حقوق والدين سفارش مي‌كنند.
رعايت حقوق مخصوص مسلمانان نيست بلكه تمام افراد در قبال اين فريضه مسئول مي‌باشند و در تمام حالات و امور، واجب و لازم است و فوائدي چون ترغيب و تشويق والدين به اسلام را در برمي‌گيرد.
در رعايت حقوق والدين، عوامل زيادي مؤثر هستند كه يكي از شاخه‌هاي آن تقوا در فرد، خانواده و جامعه مي‌باشد.
رعايت حقوق والدين داراي آثار فراوان دنيوي و اخروي است كه حيات و كمال انسان بستگي به انجام اين واجب الهي دارد.
بنابراين آثار حقوق والدين در دنيا سعادت و تكامل و در آخرت بنابر فرمايش اهل بيت (عليهم السّلام) بهشت برين مي‌باشد.
سعي شده از كتب دسته اول مانند صحيفه‌ي سجاديه، اصول كافي استفاده شود و به علت كمبود منابع، به كتب دست دوم مراجعه كرده‌ام.
نتيجه اين كه رعايت حقوق والدين نه تنها براي خود شخص ثمراتي را به دنبال دارد، بلكه تأثيراتي نيز در جامعه مي‌گذارد.
در واقع لازم است كه تمام افراد نسبت به اين امر بي خيال و بي مسئوليت نباشند.
كليد واژه: حق، والدين، پدر، مادر.

اشتراک گذاری این مطلب!

تحقیق پایانی با موضوع تأثیر مادر در تربیت دینی فرزند

22ام اسفند, 1391


شورای عالی حوزه علیمه قم
مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران
مدرسه علمیه الزهرا (س) شهرستان قروه
تحقیق پایانی سطح دو (کارشناسی)
تأثیر مادر در تربیت دینی فرزند
استاد راهنما:
صغری ملاولی
تهیه و تنظیم :
سمیرا رضایی
زمستان 1391

 

این اثر را
به روان پاک دخت نبی اکرم اسلام(صلی الله علیه و آله) ،همسر علی (علیه السلام) ، مادر نمونه و بانوی شهید اسلام حضرت فاطمه( سلام الله علیها) و به دختر گرامیش زینب کبری مبلغ رسالت عاشورا.
و نیز
به روان مادرم که در تربیتم بس کوشیده است،
تقدیم می شود.

 

با تشکر فراوان
از استاد راهنما سرکار خانم ملاولی که در جمع آوری و تهیه این اثر مرا بسیار یاری کردند و همچنین با تشکر از همسرم که بدون کمک وی هیچ کاری ممکن نبود و با حمایت وی هیچ محدودیتی وجود نداشت.

 

چکیده
تربیت دینی کودکان اهمیت خاصی در نظام آموزشی و تربیتی اسلام دارد.تحقیقات نشان می دهد فقدان بسیاری از افرادی که در بزرگسالی نسبت به عبادات و معنویت گرایش کمتری دارند ،ذاتاً بی اعتقاد به دین و تکالیف دینی نیستند.بلکه عواملی چون بی توجهی و عدم تقیّد والدین نسبت به انجام به موقع تکالیف عبادی در فقدان تمایلات معنوی فرزندان نقش بسزایی دارند.اگر چه پدر و مادر هرکدام به نوبه خود تأثیر خاصی در تربیت صحیح فرزند دارند اما در این میان نقش مادر پررنگ تر است چرا که بیش از پدر مرتبط با فرزند می باشد. آنچه که باید بیش از پیش مد نظر قرار گیر اخلاق و رفتار مادر است چرا که کودک در رفتار او را شاهد و نمونه قرار داده و مفاهیم مذهبی و اخلاقی را از او می گیرد.در تربیت دینی و اسلامی پرهیز کاری رأس هر امر،افضل اعمال و مورد محبت خداست مهم این است که مادر در مسیر تقوای الهی باشد و تربیتش را بر اساس پرهیز از گناه و عبادت خداوند متعال قرار دهد. بنابراین اخلاق و تقوای مادر در تربیت دینی فرزند بسیار تأثیر گذارند.البته توجه به مسائلی از قبیل دوران بارداری و شیردهی مادر و همچنین تغذیه حلال و مناسب مادر و فرزندش مهم بوده و باید مادران بدانند که آغاز تربیت فرزند بهتر است از همان دوران کودکی و طفولیت باشد. بنابراین میزان تأثیر مادر در تربیت صحیح دینی و معنوی فرزند و راهکار های تربیت معنوی از قبیل احترام گذاشتن به شخصیت آنان، نحوه آموزش عبادات(نماز، روزه و تلاوت قرآن کریم)تأکید بر همنشینی با نیکان و حضور کودکان در محافل دینی و مذهبی و نحوه تشویق و تنبیه وپند آنان مهم می باشد.با توجه به اینکه ارتباط مناسب بین مادر و فرزند از نظر اسلام و تربیت صحیح دینی فرزند از جمله سؤالات هر مادری است.سؤال اصلی این تحقیق نیز همین موضوع می باشد و سعی شده است در ان به نقش مادر در تربیت معنوی کودک و روش ها و راهکار ها یچنین تربیتی اشاره گردد. امید است مورد استفاده مادران قرار گیرد.


فهرست مطالب
مقدمه……………………………………………………….1
فصل اول : کلیات
تعریف و تبیین موضوع………………………………………3
اهمیت و ضرورت تحقیق……………………………………5
پیشینه تحقیق………………………………………………5
اهداف تحقیق………………………………………………..6
سؤالات تحقیق………………………………………………7
روش تحقیق………………………………………………….7
واژگان کلیدی ………………………………………………..8
فصل دوم: تربیت فرزند و اهمیت آن
تربیت فرزند و اهمیت آن…………………………………….10
فصل سوم: مادر و تأثیر او در تربیت
مقام زن و تأثیر او در تربیت………………………………….15
زن در نقش مادری……………………………………………17
تأثیر رفتار و اخلاق مادر بر فرزند……………………………..22
تأثیر تقوا و عبادت مادر بر فرزند………………………………24
توصیه هایی به مادر در دوران جنینی……………………….29
مقدمات اولیه بعد از تولد فرزند……………………………….33
تأثیر شیر و غذای حلال بر تربیت و معنوی فرزند……………34
آغاز تربیت دینی از دوران کودکی است……………………..39
مشخصات سنی کودک و ارتباط آن با خدا…………………..40
پرسش های مذهبی کودکان ، بیان کنندۀ حالات روحیشان است………46
فصل چهارم: شیوه ها و راهکارهای تربیتی
احترام به شخصیت کودکان……………………………………50
نقش همنشینی و معاشرت در تربیت فرزند………………..51
نکات و رهنمودهایی در تربیت و پرورش فرزند صالح…………52
قرآن محور آموزشی کودکان……………………………………57
روش های آموزش نماز و روزه به کودکان……………………..59
کودک و محافل مذهبی و معنوی………………………………61
تأثیر پند و اندرز و پرهیز از ملامت در تربیت…………………..64
تأثیرات تشویق و تنبیه در تربیت کودکان……………………..66
داستان سرایی یکی از روش های تربیتی…………………..69
نتیجه گیری………………………………………………………71
منابع و مآخذ…………………………………………………….72

مقدمه
کودک به مانند نهال نو رسی است هر نهالی برای آنکه رشد کند به زمین خاصی ومقدار معینی نور وآب و سایه وآفتاب نیازمند است.هر کودکی نیز تحت شرایط و اوضاع مناسب و با ویژگیهای خاصی رشد می کند هر گاه این زمینه ها فراهم گردد وی همچون نهالی پس از روئیدن به مرحله شکوفایی می رسد مساعدترین محیطی که باید چنین زمینه هایی را برای کوکان فراهم آورد (کانون مقدس خانواده)است. متاسفانه برخی از والدین مسئولیت خود را در تامین نیاز مندیهای مادی فرزندان خلاصه کرده وتصور می کنند مسئوولیت آنان منحصر به تامین نیاز مندیهای جسمی فرزندشان است و دیگر وظیفه ای ندارند ،در صورتی که هر والدینی ،خصوصاً مادران موظف اند در مورد اساسی ترین مساله زندگی یعنی موضوع (تربیت فرزند) بکوشند و پر واضح است که هر گاه بتوانیم فرزندان امروز را صالح بار آوریم ثمره آن پیدایش جامعه ای صالح خواهد بود که همه افراد آن با همدلی ،وفاق ،مهر ومحبت ،نوع دوستی و دیگر صفات عالی انسانی در کنار هم زندگی خواهند کرد رسیدن به چنان زندگی مطلوب همه انسانها و مطابق با فطرت واقعی تمام بشر است موثرترین شخص در تربیت صحیح فرزند مادر اوست انجام وظایف جسمانی بالنسبه از عهده هر مادر ساخته است آنچه مهم است جنبه معنوی است که منحصرا توسط مادران اندیشمند و مسلمان انجام پذیر است . کار سازندگی مادر بدون خود سازی امکان پذیر نیست نه تنها بیان مادر بلکه تقوا و عبادت او هم در خط مشی تربیتی اودر تاثیر پذیری و سازندگی موثر است. اشتباه امروز برخی از خانمها این است که تحت عنوان تساوی حقوق سیاسی مسئولیت خود را فراموش کرده و زینت وتجمل را مایه افتخار می دانند در صورتی که دامان پاک مادری و اجر و قربی که مادر نزد خداوند دارد مایه افتخار آنان باید باشد وظایف مادران این است که در درجه اول بعد از همسری خوب مادری خوبی بوده و به این مقام مباهات کنند.

فصل اول
کلیات

 

کلیات :
تعریف و تبیین موضوع
از جمله نعمتها و امانتهای الهی برای انسان نعمت فرزند است که ثمره زندگی زن و مرد می باشد والدین در برابر فرزندان وظایف و تکالیف خاصی دارند که هر کدام باید در حدود امکانات از عهده آن برآیند والدین همچون باغبانی می باشند که باید نهال نورسیده را نیکو بپرورانند و زمینه را برای رشد همه جانبه و به ثمر رساندن او فراهم نمایند.
بدیهی است که هر فردی نمی تواند شایستۀ احراز این مقام باشد. درست است که بلوغ و رشد جسمی زمینه را برای ازدواج فراهم می کند، اما برای پدر و مادر شدن علاوه بر رشد و بلوغ عقلی و اخلاقی و عاطفی ، مدیریت برای ادارۀ کانون خانوادگی و سرپرستی فرزندان امری لازم است.
آگاهی از وظایف خود و مسایل کلی تربیتی و عموم جریان هایی که برای اطفال پیش می آید، آشنایی به مسئولیتی که فرد در قبال فرزند در برابر خدا و جامعه دارد، بیداری و هوشیاری نسبت به وضع زمان و مکان ، موقعیت و اوضاع و احوال زندگی و جریان های روز لازم است تا بتوانند در برابر این وضع و مخاطرات آن به انجام وظیفه تربیتی خود نیکو بپردازند. کسانی قادرند کودکان را تربیت صحیح و معنوی بدهند، که خود در دورۀ طفولیت و در طول عمر تربیت صحیح اخذ کرده باشند.
اصولاً هر کس بخواهد فرزندانش دارای صفات و خصایص معین باشد، ناگزیر است خود همان خصایص را واجد باشد. اما گفتن این مهم بی لطف نیست که اهمیت مادران در امر تربیت از پدران بیشتر است و در واقع بهترین مربی کودک از این جهت مادر اوست چرا که بیشترین ارتباط کودک با مادر است. و برای اولین بار و به طور مستقیم با مادر سروکار دارد تربیت کاری اندیشیده و مهلت دار است و با بی خبری و عدم آگاهی و آشنایی به مسایل و جریان های زمان نمی توان در آن زمینه گام برداشت. بنابراین مادران باید خود آگاه و جهت دار باشند، تا بتوانند نسل هدفدار بپرورانند . خصیصۀ دیگر مادران داشتن ملکۀ عفت و تقواست، که در سایه آن از هرگونه مفاسدی دور باشند.
آنها وظیفه دارند خداوند را به فرزندان خود بشناسانند و اهداف خلقت را بیان کنند و آن ها به مسیر الهی سوق دهند. و برای دست یافتن به این مهم و قرب الهی به استفاده از سفارشات بزرگان دین و متخصصان در این عرصه نیاز دارند. متأسفانه برخی مادران بدون اینکه توجهی به دستورات دینی و الهی داشته باشند یا از هر رهنمودی استفاده کنند فرزند خود را بزرگ می کنند. این گونه کودکان شاید از نظر جسمی رشد کنند اما از نظر روحی به کمال (آن کمالی که خداوند به آن اشاره دارد) نخواهند رسید و با مفاهیم دینی مأنوس خواهند بود.
بنابراین مادران ما باید خودشان در زمرۀ بهترین مادران و در اصل بهترین بندگان خدا باشند و اگر رضایت خدا را می خواهند باید علاوه بر تلاش برای صالح شدن و تربیت صحیح فرزندشان برای تقوای خود نیز تلاش کنند. در واقع فرزند از راه اخلاق و رفتار و منش مادرش تربیت می شود نه از طریق گفتار او . در نتیجه کردار مادر باید درست و به جا باشد تا فرزندش تربیت صحیح داشته باشد.
در تربیت اجتماعی روش مادران از نظر الگو بودن بسیار مهم است به خصوص از آن بابت که بدانیم طبع کودک آمادۀ پرخاشگری و ستیزه جویی است و با دیدن آن در برابر والدین تجلی می کند نباید منتظر ماند که کودک کاملاً به سن رشد و تمییز برسد تا بتوان به او کار و وظیفه ای را ارجاع کرد به طور خلاصه هر مقدار آداب آموزی و آماده کردن طفل برای ورود به زندگی اجتماعی از سنین پایین تر آغاز گردد موفقیت مادران در امر تربیت و پذیرش بار تربیت برای طفل آسان خواهد بود.
اساس معنوی شدن انسان در این سن پی ریزی می شود، هر قدر که تماس های مذهبی کودک در این دوره زیادتر و لذت بخش تر باشد کودک در ارتباطات اجتماعی ، معنوی آینده موفق تر خواهد بود. در مقابل کودکانی که در این دوره از تمایلات معنوی محدود برخوردارند و وقت بیشتری را با اشیاء سپری می کنند، در آینده احتمالاً روابط اجتماعی ، معنوی موفقی نخواهند داشت.
برای تقویت این مطلب مهم این است که چگونه مادران ، سعادت را برای فرزندشان تعریف کنند و آنها را به سوی مسیری که به آنها آموخته شده و فطرت کودک نیز گواه بر حق بودن همین مسیر است سوق دهند.
مسیری که کودک می رود حق باشد یا باطل بستگی به فهم و درک مادر از حق و باطل دارد بنابراین مادران قبل از هر چیز وظیفه دارند خود حق را بشناسند تا فرزندشان دچار اشتباه در این مورد نگردد و مسیر الهی را برگزیند و از باطل اجتناب کند. سعادت و شقاوت هر فردی به دست خود اوست چرا که انسان ذاتاً مختار است به انجام افعال و اعمالش اما نقش تربیت صحیح برخی مادران را نباید نادیده گرفت که بی تأثیر نبوده در سعادت و شقاوت فرزندان اجتماع و جهان . مادری که خدا شناس و پرهیزکار باشد چون در برخورد هر مشکلی از خداوند منان مدد می جوید فرزند او نیز از طریق الگوگیری هم با تقوا می شود و هم اینکه همیشه در یاد خداست. اما همۀ اینها مستلزم آگاهی مادران به مسایل تربیتی است و عدم آگاهی آنها باعث بروز مشکلات جیران ناپذیری خواهد شد. این تحقیق نمونۀ کوچکی از مسایل تربیتی است که مادران باید بدانند و به آن ها عمل کنند چرا که خدواند متعال رضایت بیشتری در این صورت نسبت به آنان خواهند داشت. إن شاء الله
در نتیجه وظیفۀ مادر این است که اولاً تربیت فرزند را مهم و ضروری بداند، ثانیاً برای تحقق آن بکوشد و ثالثاً از روش های تربیتی آگاهی داشته و به آنها به طور دقیق عمل کند.
اهمیت و ضرورت تحقیق
هر جامعه ای به افرادی نیاز دارد که با آنها بتواند خود را رشد دهد و یا بازسازی کند. در واقع افراد یک جامعه نقش بسزایی در سعادت آن جامعه خواهند داشت. با توجه به اینکه در دین اسلام انسان بالقوه می تواند به کمال برسد ، حال اگر در یک جامعۀ اسلامی احساس شود که افراد آن جامعه از این توانایی خود بهرۀ کافی را نمی برند یا اینکه می توانند پیشرفت بیشتری داشته باشند اما متأسفانه تلاشی در این زمینه انجام نمی دهند، هر وجدان بیداری به تکاپو می افتد که جامعۀ خویش را نسبت به مشکلی که دارد آگاه کند و در صورت توان وضعیت جامعه را بهبود بخشد. بهترین راه حل برای رفع و دفع مشکل این جامعه تربیت صحیح فرزندان آن جامعه است. چرا که همین فرزندان در طول زندگی خود نقش های فراوانی در صعود یا سقوط یک ملت ایفاء خواهند کرد.
لذا لازم است به موضوع تربیت و دینی بودن آن پرداخته شود تا هم برای نوسینده و هم برای دیگران باعث افزایش معرفت گردد.
پیشینه ی تحقیق
از آنجایی که انسان موجودی دو بعدی است و هنگام تولد بعد مجردش همچون لوحی سفید می باشد و به واسطه ی تربیت پدر و مادر وجود مجردش شکل می گیرد لذا لازم است والدین کودک اصول تربیتی لازم برای پرورش یک انسان را بدانند و اعمال کنند.بنابراین تربیت به صورت عمومی و تربیت به صورت خاص از جمله مباحث مهمی است که باید بیش از پیش به آن پرداخته شود در این راستا تحقیقات و پژوهش های زیادی صورت گرفته که به نمونه هایی از آنها اشاره می شود :
1- کتاب تأثیر مادر در تربیت تألیف دکتر علی قائمی که بیشتر به مباحث معنوی مرتبط با تربیت پرداخته است .
2- کتاب فرزند صالح تألیف ستار پور ابراهیم که بیشتر به شیوه ها و راهکار های تربیتی پرداخته است.
3- مقاله ی آقایان حسن ملکی، عباس علی شاملی و مهدی شکراللهی با عنوان تربیت عبادی کودکان که بیشتر به مباحث عبادی و ضرورت آنها برای کودک و روش های آشنایی کودک پرداخته است.
4- مقاله آقای علی اکبر زهره کاشانی با عنوان اصول تربیت دینی از منظر آیات و روایت می باشد که بیشتر به اصول تربیتی و تعلیم و تربیت دینی پرداخته است.
اهداف تحقیق
بی شک هر تحقیق و پژوهشی شامل اهداف خاصی می باشد که در راستای نیل به آن اهداف چنین پژوهشی انجام گرفته است.
این تحقیق نیز از این امر مستثنا نبوده و مشتمل بر اهداف ذیل می باشد:
1- معرفت افزایی در باب تربیت صحیح فرزند
2- اطلاع رسانی به دیگرا در این رابطه
3- آسیب شناسی تربیت کودک و استفاده از آن در راستای مشاوره های تربیتی

سؤالات تحقیق
سؤالات اصلی
مادر چه تأثیر در تربیت معنوی فرزند دارد؟
سؤالات فرعی
1- تربیت فرزند چه اهمیتی دارد؟
2- میزان تأثیر مادر در تربیت فرزند چقدر است؟
3- چه راهکار های برای تربیت صحیح فرزند وجود دارد؟
ساختار تحقیق
این تحقیق مشتمل بر چهار فصل به شرح ذیل می باشد
فصل اول کلیات، فصل دوم تربیت فرزند و اهمیت آن، فصل سوم مادر و تأثیر ان در تربیت و فصل چهارم شیوه های و راهکار های تربیتی
روش تحقیق
این تحقیق به روش کتابخانه ای و فیش برداری تدوین شده است .


واژگان کلیدی
فرزند : پسر یا دختر هر مرد یا زنی نسبت به خود او
تربیت: پروردن ،پروراندن ، پرورش دادن ، ادب و اخلاق به کسی یاد دادن
زن: انسان ماده ، مقابل مرد.ونیز به معنی جفت مرد که به عربی زوجه می گویند.
مادر: زنی که دارای فرزندی است . مام ، والده ، ام
معنویت: معنوی و معنویت به هر آنچه شامل یا مربوط به معنا و روح باشد گفته می شود و مقابل ظاهری و مادی است. از دین به معنویت استعاره می شود.

فصل دوم
تربیت فرزند و اهمیت آن


تربیت ، اساسی ترین و ضروری ترین و ابتدایی ترین نیاز بشر است در تمامی جوامع وملل و فرهنگ ها روی این مساله تکیه ی فوق العاده می کنند که فرزندانشان بر اساس فرهنگ و سنن ملی و میهنی و قومی پرورش یابند و سنت های گذشته ی خود را به آنها منتقل می کنند در آغاز هر کس تلاش می کند که فرزندش به خوبی تربیت شود منتهی به فرموده ی قرآن مجید هر فرد یا حزبی به نحوی به کرده و عقاید و فرهنگ خود دل بسته است کودک روحیه ای بسیار حساس و ظریف دارد اطراف او پر از انسانهای مختلف و با اخلاق و متفاوت وگوناگون و رفتارهای ناهمگون می باشد امکان دریافت همه نوع رفتار و کردار وگفتار از اطرفیان را دارد طبق فرمایش امام علی (علیه السلام)به فرزندش امام حسن (علیه السلام) که فرمود (و إنما قلب الحدث کان الخایته ماالقی فیما من شی قلبته)قلب فرزند نورس مانند زمین خالی است خالی از بذر و گیاه ،هر تخمی که در آن افشانده شود همان رشد می کند.
تربیت به معنی (پروردن ،پروراندن،آداب و اخلاق را به کسی آموختن) ونیز به معنی (پرورش بدن به وسیله انواع ورزش )است تربیت به معنای عام پروراندن هر چیزی است به گونه ای که شایسته آن است . و این معنا ، گیاهان ، حیوانات و انسانها را شامل شده و نیزدر مورد پرورش باید دو چیز را در نظر گرفت :1- چیزی که مورد تربیت قرار می گیرد 2- هدف از تربیت آن . از نظر اسلام ابتدا باید انسان و ابعاد وجودی و نیرو ها و استعداد های او را شناخت و آنگاه به تربیت او پرداخت . و چون شناخت حقیقت ژرف و نا منتهای وجود انسان به طور کامل ،مشکل است و پروده های ستبر غرایز و مادیات ،عقل و تعین آدمی را احاطه کرده و خود قادر به برنامه ریزی و تهیه قانون کلی که در جمیع ابعاد ،تأمین کننده صلاح و سعادتش باشد نیست ؛ خدای متعال که آفریننده انسان و ربّ و پرورنده حقیقی اوست - برنامه های تربیتی او را تعین فرموده و توسط پیامبرانش به انسان ها ابلاغ نموده است . امیر مؤمنان علی (علیه السلام) فرمود: «کسی که به آداب الهی تربیت شود آن تربیت او را به رستگاری جاودان می رساند.»
تربیت دینی کودکان امری ضروری و لازم است و این ضرورت حداقل دو دید فردی و اجتماعی قابل رسیدگی است . از لحاظ فردی باید بگویم که مذهب پایه و مایه همه جوانب و ابعاد زندگی فرد و سبب بسیاری رشد ها و پستی ها ست.چه بسیار اند امانتهای الهی که در سایه بی توجهی اولیای کودک به جنبه های عقیدتی و مذهبی او،لکه دار می شوند و یا کودکانی را می شناسیم که می توانند در آینده ای نزدیک اعضای مفید به حال خود و اجتماعی بار که لطمه ی آن بیش از هر کسی متوجه خودشان می شود. تربیت مذهبی ،کنترلی برای اخلاق ، ضابطه ای برای حیات فردی و اجتماعی و رشد معنویت و آرمان گرایی است . مذهب می تواند تقویت کننده جنبه فرا خود یا وجدان اخلاقی طفل باشد و زمینه را برای وسعت بخشیدن به اطلاعات او فراهم آورد حجاب های شک و تردید در سایه آن پاره می شود و انسان به مراحلی از لحاظ رشد می رسد که در سایه استدلال عقلی میسر نیست . اگر تربیت مذهبی بر اساس اندیشه درست و استوار باشد موجب رشد و پیشرفت می شود و فرد را از سقوط می رهاند و برای زحمات کودک پاداشی از درون تهیه می شود . آلودگی ها در او رو به کاهش می گذارد واضطراب و وسوسه ها که بخصوص در سنین نوجوانی عارض فرد می شود از میان می رود و آرامشی نسبی برایش حاصل می آید . مذهب عامل کنترلی برای فرد است که در اجتماع خود را از ایذاء و شرارتها دور نگهدارد . اذیت و آزارش به دیگران نرسد ،مردم از دست و زبان و شرّش در امان باشند و در حبّ و بغض های اجتماعی ، خدا را فراموش نکند.
“وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا أَمْوَالُکُمْ وَأَوْلاَدُکُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ”
(و بدانید که اموال و فرزندان شما ( وسیله) آزمایش (شما) هستند و خداست که نزد او پاداش بزرگ است اگر انسان از این امتحان با موفقیت بیرون آید ،دارای اجر عظیم خواهد بود هم اجر دنیوی و هم اجر اخروی .) با تربیت صحیح است که فرزند ،نور چشم والدین ومیوه دل آن ها و زینت دنیایشان خواهد شد . پیامبر اشعث بن حیتس که ظرفی از غذا را بهتر از فرزند می دانست فرمود « اَنّهم لثموهَ القُلوب وَ الاَعیُن» فرزندان میوه دل ها و نور چشم هایند.
با تربیت صحیح فرزندان انسان می تواند از اجر اخروی نیز که خداوند از آن به اجر عظیم تعبیر می کند بهرمند شود . پیامبر (ص) می فرماید « اَلولَدُ الصالح ریحانه مِن ریا حین الجنه» فرزند نیکوکار گلی از گلهای بهشت است.
از آیات 84 تا 87 سوره مبارکه انعام اهمیت فرزندان صالح در معرفی شخصیت انسان استفاده می شود ، زیرا خداوند برای معرفی مقام والای حضرت ابراهیم (علیه السلام) قهرمان بت شکن ، شخصیت های بزرگ انسانی که از دودمان او در اعصار مختلف به وجود آمده اند را با شرح و تفصیل بیان می کند و به طوری که از میان 25 نفر از پیامبران که نامشان در مجموع قرآن آمده ا ست در این آیات نام 16 نفر از فرزندان و بستگان ابراهیم (علیه السلام ) و نام یک نفر از اجداد او آمده است و این در حقیقت درس بزرگی برای عموم مسلمانان که بدانند شخصیت فرزندان و دود مان آنها محسوب می شود و مسائل تربیتی و انسانی مربوط به آنها فوق العاده اهمیت دارد .
در روایات فروانی ،تربیت و تأدیب کودک از حقوق نوجوان و جوان شمرده شده است ، در رویاتی می خوانیم : قال رسول الله (صلی الله علیه و آله ) : «لا حق الولد علی الولدأن یَحسنّ اسمه و یَحسنّ ادبه» از حقوقی که اولاد بر پدر و مادر دارد این است که باید پدر و مادر به اولاد خود ادب دهد و اسم نیکویی برای او انتخاب کند . امام سجاد (ع) می فرماید :« اِنکَ مسئولٌ عّما و لّیته به من حُسنِ الأدب» شما مسئولید بچه خود را مؤدب بار بیاورید.
در بیان معصوم وارد شده است : « خدا رحمت کند مردی را که اهل و عیالش را وادار کند نماز بگذارند ، روزه بگیرند ، زکات دهند و نسبت به مساکین و ایتام و همسایگان انجام وظیفه نمایند تا خداوند چنین پدران مادران و فرزندانی را در بهشت دور هم جمع نماید. سخت ترین عذاب روز قیامت برای کسی است که اهل و عیال و افراد خانواده را به حال خود رها کرده باشد و آنها در حال جهل و نادانی باقی باشند.» در روایتی دیگر می خوانیم :« اگر پدران و مادران از وظیفه و مسئولیت خطیر آموزش شانه خالی کنند ، فرزندانشان در صحرای محشر آنها را مورد خطاب قرار داده ، می گویند: از رحمت الهی محروم باشید ؛ زیرا تعالیم و احکام دین را به ما نیاموختند ،ما را به وظایف دینی وادار نساختند و از کار های زشت و حرام بازمان نداشتید.هم خود در گرداب گناه غرق و هلاک شدید و هم ما را به هلاکت و نابودی کشاندید. آنگاه همه را به سوی آتش دوزخ می کشند.»
اهمیت و ضرورت تربیت آدمی بر کسی پوشیده نیست . هیچ مکتب ، مذهب و گروهی نیست که اهمیت و ضرورت تربیت انسان را انکار کند؛ اختلافات همه در اهداف و روش تربیت است.
اسلام نیز بر تربیت در دوران کودکی تاکید فروان داشته ،آن را از جمله وظایف والدین و در شمار حقوق فرزندان می داند. نخستین و مهم ترین دلیل اهمیت تربیت در دورن کودکی این است که قلب کودک که باید«عرش الرحمان » شود در این دوران خالی است و هنوز به سیاهی و پلیدی گناهان نیالوده است . منظور از این تشبیه خالی بودن مطلق نیست ،چرا که نقش وراثت و عوامل پیشینی از نظر اسلام قابل چشم پوشی نیست و می تواند در تربیت کودک مؤثر باشد . دومین دلیل این است که در دوران کودکی هنوز ذهن کودک با آموزش های بی فایده و مسائل معیشتی و دنیوی همچون خانواده و فرزندان و جمع مال مشغول نشده است .
با نگاهی اجمالی به آیات و روایات که در مورد فرزند وارد شده می توان به نگرش و جایگاه فرزندان در اندیشه ی اسلامی دست یافت . این نگرش نقش بسزایی در تربیت فرزند دارد در آیین اسلام آیات و روایات متعددی در معرفی فرزند وجود دارد که از مجموع آنها چنین برداشت می شود که فرزندان نعمت های الهی نزد والدین اند و چون سایر نعمتهای الهی هم می توان با استفاده صحیح از آنها در مسیر تکامل و هدایت خود و آنها از ایشان بهره جست و هم می توان با عدم استفاده صحیح از آنها خود و آنها را به خاک مذلت نشاند ؛زیرا به گفته قران کریم ،فرزند نیز مانند اموال و سایر نعمتها ، وسیله ای برای آزمایش انسان است.
رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود « اَلزِمُوا اَولادَکُم و اَحسِنوُا اُدأبَهُم ، فَانَّ اَولادَکُم هَدِیَّةاِلکم» مراقب کودکان خود باشید و آنان را خوب تربیت کنید زیرا آنها هدیه ای هستند برای شما از جانب خداوند.
والدین باید سر مشق امید ، اطمینان ، صبر ، تحمل، پشتکار و ایمان و تقوا باشند.که بذر این خصایل پسندیده را در نهاد فرزندان خود بکارند . پیامبر اکرم(ص) می فرمایند:« اَلولَدُ کَبِدُ الُمومن إن ماتَ قَبلَهُ وَ صارَ شفیعاً لَهُ و اِن ماتَ بَعَدهُ یَستَفِرُ لَهُ فَیغفرُ اللهُ لَهُ» (فرزند، کبد مؤمن . اگر قبل از مؤمن بمیرد شفیع او می شود و اگر پس از آن بمیرد برایش طلب مغفرت می کند و خدا او را می آمرزد .) این تعبیر بسیار لطیفی است کبد در وجود انسان عضو حساسی است . کبد سالم دلیل بر سلامت جسم و کبد ناسالم دلیل بر مرض آن است . فرزندان ناسالم علاوه بر اینکه خود از یک رنج روحی در عذابند ، خبر از مرض روحی و اخلاقی والدین می دهند . وقتی که والدین از تعادل سلامت جسم و جان محرومند گویا کبد والدین هم بیمار است و معلوم می شود که آنها هم از تعادل جسم و جان بی بهره هستند و با زندگی تلخ و طاقت فرسایی دست به گریبان می باشند.


فصل سوم
مادر و تأثیر او در تربیت

 

 

مقام زن و تأثیر او در تربیت
اسلام برای بهبود اجتماع و اصلاح شئون حیاتی جامعه کوشش به اصلاح زن کرده و ملاک مدنیت را به او وابسته دانسته است و نیز برای داشتن فرزندان صالح که کارگردانان جامعه فردایند توجه به مادر خوب داشته و در انتخاب او توصیه های بسیار کرده است .آنگونه که حق زنان پاکدامن و واقعی است، اسلام به آنان شخصیت عظیم داده و بی مهری ها و بی توجهی های گذشته و بعدی را نسبت به زنان مردود ذکر می کند . شخصیتی که اسلام برای زنان قائل شده به حدی است که دیگر آنان را نیازی نیست در کوچه و خیابان افتند و خود را محبوب القلوب نشان دهند.
نه تنها در عمل ، بلکه در توصیه های اسلامی نیز از پیامبر و ائمه (ع) راجع به زنان اخبار و روایات متعددی داریم و به گفته ابن عباس این توصیه ها و سفارش ها تا لحظات آخر حیات پیامبر(ص) که در بستر مرگ افتاده بود به گوش می رسید. قرآن که کتاب آسمانی مسلمین است در ذکر داستان های اسلامی همه جا از مردان نام نبرده بلکه از زنانی چون همسر حضرت آدم ، حضرت مریم و مادر حضرت موسی (علیهم اسلام) نیز به نیکی یاد کرده است. در مقام مقایسۀ زن با مرد از نظر اسلام یادآور می شویم که او را مقام و موقعیتی کمتر از مرد نیست ، هم از نظر عبادتی و هم جنبۀ حقوق به تناسب زمینه و طبیعت او توجهی فوق العاده به زن شده است. زن پاک همچون مرد پاک می توان عزیز درگاه خدا باشد و پروردگار به صریح آیات متعدد قرآن ، پاداش هیچ یک از این دو را تباه نمی سازد. برخی از روایات اسلامی می گویند زن صالحه و پاک بر هزار مرد ناصالح ارجح است و زنی که هفت سال در شوهر داری و ادارۀ خانواده مقاومت نموده باشد خداوند هفت باب دوزخ را بر روی او بسته و هشت در بهشت را به روی او می گشاید. حرمت و وجهۀ زن در اسلام به خاطر مادر بودن است نه جنسیت او ، نیز مادر بودن تنها تولید مثل و زائیدن نیست بلکه در سایۀ انجام وظیفه ای است که شرع و عقل در جنبۀ تربیتی و نگهداری فرزند برایش معین کرده اند. از نظر اسلام هر زنی که مادر می شود ولی هوسباز است لایق احترام مادری نیست همان گونه که هر مرد خلافکاری لایق عنوان پدری نیست. مقام والای زن در سایۀ احترام به قانون فطری و پذیرش مسئولیت شرعی در تربیت کودک این است که او بیش از هر چیز باید بکوشد که خود را مسئول بداند و در پرورش ایمان و اخلاق طفل شرعاً بکوشد.
از نظر مذهب وجود زن مایه ی خیر وآرامش . موجب سکون و وقار است.اوست که دل های رئوف می پروراند و مهرها و عاطفه ها رادر گرو مهرورزی خودقرار می دهد.اوست که با انتقال خصائص در حیات انسانی خود به کودک، به جامعه بشری انسان تحویل می دهد.اسلام برای زن دنیایی بسیار زیبا ایجاد کرده است،دنیایی که همه افراد آن باید به مادراحترام و تعظیم کنند،او بانوی خانه و فردی محترم است،نه غم معاش دارد ونه رنج کار بیرون وتصادم ها ونه دوری از فرزند که ثمره ی دل است.شوهر موظف به احترام و رعایت جانب اوست.حتی در سایه ی عقد هیچ چیز او را جز استمتاع جنسی مادر نمی شود.که آن هم تحت شرایط اندیشیده است.شوهر نمی تواند او را به انجام کاری مجبور کند و حتی نمی تواند او را وادارد که فرزندش را شیر دهد.مادر در برابر فرزند محترم است واین احترام دستور مذهب اوست.به تصریح قرآن فرزند،حق اُف گفتن وترشروئی به او ندارد،نمی تواند او را از خودبراند وپس از سپاس پرودگار باید زحمات او را شاکر باشد.
در جایگاه تربیت و رشد انسانی جامعه،تردیدی نیست که بانوان نقش تعیین کننده و بی بدیل دارند،به روشنی پیداست که این نقش نمی تواند امری تشریفاتی و یا حتی قراردادی باشد.دست حق در نظام زیبا وحکیمانه آفرینش،زن را در چنین جایگاه وطبعاً در چنین مسئولیتی قرار داده است.جایگاهی که هیچ قانون و قراردادی نمی تواند حکمت آن را نادیده بگیرد وهیج شانی نمی تواند به جز خود وی، این مسئولیت را بر خود نهد.در سخن کوتاه اما پربار آسمانی حضرت صادق (علیه السلام)آمده است:"اکثر الخیر فی النساء” بیشترین خیر وخوبی در وجودبانوان است.جلوه ای از این کلام آسمانی در سخنان امام (ره) این گونه آمده است:زن مربی جامعه است.از دامن زن انسان ها پیدا می شوند. مرحله اول مرد وزن صحیح از دامن زن است.مربی انسان ها زن است،سعادت و شقاوت کشورها بسته به وجود زن است،زن با تربیت صحیح خودش انسان درست می کند وکشور آباد می کند. مبداء همه ی سعادت ها از دامن زن بلند می شود،زن مبداء همه ی سعادت ها باید باشد.
روایتی معروف از رسول خدا (صلی الله علیه وآله)؛در این روایت ایشان می فرمایند:بدانید همه ی شما حافظ مصالح هستید وهمه ی شمادر برابر کسانی که حافظ مصالح آنان هستید مسئولید،زن نیز حافظ مصالح خانواده ی شوهر و فرزندان اوست و در برابر آنان مسئول است.در این روایت پیامبر به صراحت،زنان را حافظ مصالح شوهر و فرزندانش دانسته است.یکی از مصالح فرزندان اهتمام به تربیت دینی آنان است.
زن در نقش مادری
قال رسول الله(صلی الله علیه وآله):الجن تحت الدقدام الأمهات(بهشت زیر پای مادران است). کلمه “امّ"در قرآن و روایات به طور فراوان ذکر شده است؛به معنای ریشه وسر چشمه است،و به خاطر این که کودک حداقل شش ماه وحداکثر نه ماه در رحم زن است وبا تمام قوا جسم و روح خود را از مایه های وجود زن می گیرد، دائم از کارگاه جسم و اعصاب وجان زن تغذیه می کند،از وجود او نسبت به کودک تعبیر به امّ شده است.در حقیقت مادر اصل و ریشه وسر چشمه وجود کودک است.مدت اقامت نطفه درصلب پدر بسیار اندک ولی در رحم مادر نزدیک به دویست وهفتاد روز مهمان است.روی این حساب تمام یا اغلب گیرندگی و اثر پذیری او از مادر است،و به همین علت حسابی که اسلام برای مادر باز کرده برای غیر اوباز نکرده است.حیثیت مادر بودن باید برای زن ثابت و پابرجا بماند،وگرنه نسل خوبی به وجود نخواهد آمد.
طفل از مادر به دنیا می آید در حالی که صفحه خاطرش خالی از هر گونه نقش مربوط به فرهنگ این جهان است و از طریق تماس با مادر به دنیا و کسان ونزدیکان و افراد جامعه خویش راه و رسم زندگی را فرا می گیرد.تربیت فرزند مهمتریت بخش زندگی مادر را تشکیل میدهد،البته منظور مادری است که به اهمیت و نقش خود در سازندگی تاریخ آگاه است.اصولی ترین رابطه ای که او با فرزند خود داردرابطه آموزش است واز آن طریق مادر موفق به انتقال میراث فرهنگی خود به نسل جدید می شودو او را برای زندگی در دنیای آینده آماده می سازد.در انجام این وظیفه ذکر این مطلب مهم است که آنچه مادر به فرزند یاد میدهد لا اقل برای دوره معینی از سنین کودک برای او وحی منزل و غیر قابل اجتناب است،بدین نظر در تربیت باید تعمق کافی داشته باشد.وظیفه مادر با پدر اندکی متفاوت است.بخصوص در سنین اولیه ارتباط مادر با کودک بیش از پدر می باشد بنابر این عدم آگاهی مادر اثر نا مطلوبتری بر کودک می گذاردتا پدر.چه بسا مادرانی که در سایه بی توجهی های خود در امر تربیت راه های گرفتاری وبد بختی و بی عرضگی را به کودک می آموزند و او را فردی مزاحم و طلبکار برای جامعه می پرورانند.
دامان مادر نخستین مدرسه و اولین پایگاه تربیتی است.در این مدرسه کودک علم و اخلاق و دین می آموزد . مهم این است که آنچه کودک در این مدرسه می آموزد برای همیشه در نزدش می ماند.طفل که پا به عرصه این جهان می گذارد آگاهی و نیرو می گذارد،کاملا متکی به مادر است،برای کسب غذا او به دست آوردن امکانات آنچه مادر بگوید او عمل کیکند،بر این اساس تامادر خودرا از عوامل فساد و اخلاق نادرست دور ندارد نمی تواند امیدوار به زندگی خوب فرزندش باشد.
ادیسون در دوران کودکی نه تنها استعداد از خودش نشان نمیداد بلکه فوق العاده کودن به نظر می رسید. چون سر ادیسون بیش از حد معمول بزرگ بود ،اطرافیان تصور می کردند که او به اختلال مشاعر دچار است.سوالات عجیب غریبی هم ادیسون از اطرافیان خود می کرد،این گمان را بیش از پیش در آن ها تقویت می نمود،حتی در مدرسه از بس که معلم خودش را سوال پیچ کرده بود به"کودن"ملقب گشت. به همین دلیل روزی ادیسون از مدرسه به حالت گریان و ناراحت به خانه بازگشت و موضوع را به مادرش گفت.مادر ،دست پسر کوچکش را گرفت و بسوی مدرسه حرکت کرد و به معلم ادیسون کوچولو گفت:"تو نمیدانی که چه می گویی،عقل پسر من از عقل تو بیشتر است.درد وعیب کار هم در همین جاست.من او را به خانه میبرم . تعلیم وتربیتش را خودم بر عهده می گیرم وآن گاه به تو نشان می دهم که چه استعدادی در او نهفته است".چنین بود پیشگویی عجیب مادر ادیسون و از آن پس همان طورکه خود گفته بود،تعلیم وتربیت پسرش را خود دنبال کرد.یکی از دوستان خانواده ی ادیسون در این باره نوشته است که:بعضی اوقات که از جلوی خانه ی ادیسون عبور می کردم،می دیدم که مادر ادیسون با پسرش نشسته و به او درس می دهد وادیسون یگانه شاگرد او بود.حالات وحرکات ادیسون مانند مادرش بود.او خیلی مادرش را دوست داشت و وقتی مادرش سخن می گفت او سراپا گوش میشد،مانند اینکه مادرش دریای دانش است.ادیسون براثر کمک مادرش پیش از نه سالگی کتابهای مهم و سنگین نویسندگان چون “گیبون"،"افلاطون"و “همر” را مطالعه کرده بود.این مادر خردمند علاوه بر این،به فرزندش جغرافیا و تاریخ و حساب و اخلاق را هم آموخت.ادیسون بیش از سه ماه به مدرسه نرفت و آنچه در زمان کودکی خود آموخته بود؛از مادرش داشت.مادر ادیسون بیش از یک مربی به تمام بود:زیرا توجهش نه تنها به تعلیم و تربیت بود بلکه مراقب بود تا استعدادهای طبیعی فرزند خود را بیابد و آنها را بپروراند.بعدها که ادیسون به اوج عظمت رسید،گفت: (من ازکودکی دریافتم که مادر چه چیز خوب وپر ارزشی است. هنگامی که معلم مرا کودن خواند،او از من دفاع کرد و من به طور جدی تصمیم گرفتم که ثابت کنم او در باره ی من اشتباه نکرده است.من هیچگاه اثرات خوب تعلیم وتربیت مادرم را از دست نمی دهم.کسانی که پس از دوره ی بلوغ منحرف شده اند،اگر در کودکی نسبت به تعلیم و تربیت آنان توجه بیشتری می شد،عضو عاطل وباطل جامعه نمی گشتند. من همیشه لا قید و بی بند وبار بودم و اگر توجه مادرم نبود،به احتمال قوی منحرف میشدم ولی ثبات قدم و نیکی نیروهای موثر بودند که مرا از انحراف و گمراهی بازداشت”
در جهان امروز درباه مقام مادر ، سخن بسیار گفته می شود. حتی روزی را به نام « روز مادر» اختصاص داده اند ، اما متأسفانه وضع تمدن ماشینی چنان است که خیلی زود رابطۀ پدران و مادران را از فرزندان قطع می کند. آن چنان که پس از بزرگ شدن کودکان ، کمتر روابط عاطفی در میان آنها دیده می شود . بی شک اگر زحمات فراوانی را که مادر از هنگام حمل تا زایمان و دوران شیرخوارگی و زمان بزرگ شدن کودک تحمل می کند، در نظر بگیریم، خواهیم دید که انسان هرچه در این راه بکوشد بازهم در برابر حقوق مادر بدهکار است . در حدیثی آمده است که : روزی امّ سلمه خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمد و عرض کرد : همۀ افتخارات نصیب مردان شده است ، پس زنان بیچاره چه سهمی از این افتخارت دارند؟ پیامبر فرمودند: آری ، زنان هم افتخارات فراوانی دارند. هنگامی که زنی باردار می شود ، در تمام مدت حاملگی به منزلۀ روزه دار و شب زنده دار و مجاهد در راه خدا با جان و مال است . هنگامی زایمان می کند، خدا آن قدر به او پاداش می دهد که هیچ کس عظمت آن را نمی داند. هنگامی که فرزندانش را شیر می دهد ، در برابر هر مکیدنی از سوی کودک ، خداوند پاداش آزاد کردن بنده ای از فرزندان اسماعیل (علیه اسلام) ،را به او می دهد. هنگامی که دوران شیرخوارگی پایان می گیرد، یکی از فرشتگان بزرگوار خداوند به پهلوی مادر می زند و می گوید: برنامۀ اعمال خود را از نو آغاز کن ، چرا که خداوند همۀ گناهان تو را بخشیده است.
مادر از دو جهت حایز نقش ویژه ای در تربیت فرزند است، ابتدا اینکه کودک مهمترین سال های تکوین شخصیتش را در محیط انس و الفت با او می گذراند و این سال ها، فرصت کم نظیری برای اکتساب عادات، صفات و سایر ویژگی های رفتاری از مادر است. از جهت دیگر، مادران به لحاظ عواطف سرشار و خالصانۀ خود، پناهگاه مطمئنی برای کودک هستند و فرزند ( پسر یا دختر) هر زمانی که احساس ناامنی می کند، ابتدا به مادر پناه می برد و امنیت مورد نظر خود را در آغوش وی جست و جو می کند. از همین روی در تکریم جایگاه مادری ، سخنی از رسول اکرم (صل الله علیه و آله) نقل شده است که فرمودند: « مادر خود، مادر خود ، مادر خود را رعایت کن، سپس پدر خود را و پس از آن کسانی را که به تو نزدیکترند»
حضرت مجتبی (علیه اسلام) در مورد نقش حساس و فوق العادۀ مادر در ساختار هویت افراد سخنی دارد که ما را در درک این مهم یاری می کند. آن حضرت هنگامی که با معاویه مناظر می کرد در مورد یکی از علل انحراف معاویه از محور حق و انحطاط اخلاقی وی و گرایش او به باطل و کجروی ها ، به نقش مادرش «هند» اشاره کرده و فرمود: ( معاویه : چون مادر تو هند است و مادر بزرگت «نثیله» می باشد و در دامن چنین زنان پست و فرومایه پرورش یافته ای ،اینگونه اعمال زشت از تو سر می زند و سعادت ما اهل بیت پیامبر در اثر تربیت در دامان مادرانی پاک و پارسا همچون خدیجه و فاطمه می باشد.)مادر به عنوان سنبل عاطفه و مهر و محبت ، در شکل گیری و رشد شخصیت روحی و جسمی کودک بیشترین اثر را دارد ، ساختار روانی و اخلاقی کودک همزمان با پرورش جسم او در حال رشد است و مادر اصلی ترین منبع تغذیه روحی و جسمی محرم راز و ملجأ و پناهگاه کودک می باشد. بچه در سنین پایین در سایه مادر راه می رود و راز های زندگی خویش را کشف می کند و جهان اطراف خود را در سایه رهنمود های مادر می شناسد .امام مجتبی (ع) به همین خاطر برای داشتن مادری شایسته همیشه افتخار می کرد و می فرمود : « من پسر بهترین بانوان و سرور عالم هستم ،من فرزند زنان نجیب و پاک هستم»
مرحوم فیض (علیه الرحمه)در تفسیر صافی ذیل آیه شریفه «هُوَ الَّذي يُصَوِّرُکُمْ فِي الْأَرْحامِ کَيْفَ يَشاءُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزيزُ الْحَکيمُ» روایتی نقل می کند که برای همه خصوصاً پدر و مادر تکان دهنده است می فرماید:« وقتی دو ملک مصور آمدندکه بچه را تصویر و صورت بندی کنند خطاب می شود به آن دو ملک که نگاه کنید به پیشانی مادر و سرنوشت این بچه را از آنجا برداشت کنید و آنچه را در پیشانی اوست همان را قضا و قدر و سرنوشت این بچه قرار دهید بعد خطاب می شود اما بداء هم برای من قرار دهید . قضا و قدر تعلیقی است ، در پیشانی مادر برای بچه و آن دو ملک همین کار را می کنند ، سعادت و شقاوت و سرنوشت این بچه را از پیشانی مادر می گیرند و در پیشانی او می نویسند برای پروردگار عالم بداء قرار می دهند» معنی روایت اینجور می شود که بداء برای من قرار دهید یعنی پدر و مادر دخالت مؤثر در سرنوشت بچه دارند.
نمی گوییم علت تامر، بلکه زمینه ساز . مادر خوب برای سعادت بچه زمینه ساز است و مادر بی عفت ، لاابالی و بی تفاوت در تربیت اولادش تأثیر دارد.
شأن مادر و شرافت مسئولیتی که این جایگاه دارد و توجه ویژه ای که در متون دینی به منزلت مادر ، نقش و تأثیر گذاری آن ، و طبعاً مسئولیتهای وی شده ، انعکاس خاصی در بیانات حضرت امام (ره) یافته است تا آنجا که عطوفت و رحمت نهفته در دیدگان مادر را بارقه رحمت و عواطف رب العالمین شمرده و یک شب مادر نسبت به فرزند را از سالها عمر پدر ارزنده تر دانسته است خداوند بزرگ در قرآن کریم در دو مورد وقتی سفارش احسان و نیکی به پدر و مادر را یاد آور می شود به دوران دشوار بارداری مادر و تولد فرزند و شیر خوارگی آن اشاره می کند و در یک مورد آن ، از انسان می خواهد که شکر گذار او و پدر و مادرش باشد و به روشنی پیداست که چرا حضرت امام ، شغل مادری را شریفترین شغل می شمارند. در کلام امام صادق (ع) آمده است خوشا به حال کسی که مادرش پاکدامن و عفیف باشد. شما خانم ها شرف مادری دارید که در این شرف از مردها جلو هستید و مسئولیت تربیت بچه را در دامان خودتان دارید ،اولین مدرسه ای که بچه دارد ،دامن مادر است، مادر خوب بچه خوب تربیت می کند.
امام خمینی (ره) به مادران به عنوان مؤثرترین عامل در تربیت کودکان می نگرد و می فرماید خدمت مادر به جامعه از خدمت معلم بالاتر است و از خدمت همه کس بالاتر است و این امری است که انبیاء می خواستند.
مادرها باید توجه به این موضوع داشته باشند که بچه ها را باید خوب و پاک تربیت کنند و دامن هایشان یک مدرسه علمی و ایمانی باشد و این مطلب بسیار بزرگی است که از مادرها ساخته است و از کس دیگر ساخته نیست . آن قدری که بچه از مادر چیزی می شنود ، از پدر نمی شنود و آن قدری که اخلاق مادر در بچه نورس تأثیر دارد و به او نتقل می شود ، از دیگران عملی نیست . رویکرد ایشان در خصوص نقش مادر به مشابه یک نجات دهنده امت است و امام (ره) در این مورد می فرماید « مادران مبداء خیرات هستند و اگر خدایی ناخواسته مادرانی باشند که بچه را بد تربیت کنند ، مبداء شرند . یک مادر ممکن است یک بچه را خوب تربیت کند و آن بچه یک امت را نجات دهد ممکن است بد تربیت کند و آن بچه موجب هلاکت یک امت بشود.»
امام علی (ع) در گفتار خویش راجع به حق مادر فرموده است: این مادر است که به توی فرزند از ثمره قلبش غذا داد ، غذایی که کسی به کسی نمی دهد این مادر است که با چشم و گوشش ، و با دست و پایش و خلاصه با تمام اعضا و با تمام وجودش آن هم با نهایت خوشرویی و خوشحالی تو را از تمام آسیب ها حفظ نمود.
تأثیر رفتار و اخلاق مادر در فرزند
با توجه به تجربیات جوامع دیگر که زمانی تصور می کردند که اگر تنها به آموزش علوم و فنون بپردازند به سعادت موعود دست خواهند یافت و به تربیت اخلاقی توجهی نمی کردند یا آن را در حاشیه کار خود قرار می دادند ،اکنون تردیدی باقی نمانده است که یکی از ارکان سعادت یک جامعه را تربیت اخلاقی تشکیل می دهد .
از این رو خانواده ها نباید پرورش اخلاقی کودکان و نوجوانان خود را آسان بگیرند . گاهی دیده می شود که برخی از پدران و مادران تمام توجه خود را به مسائل تحصیلی فرزندشان مصروف می دارند و تربیت اخلاقی و معنوی آن ها را چندان جدی نمی گیرند . حال آنکه هدف از تربیت فرزند تنها این نیست که او را فردی متخصص در یکی از رشته های علمی و یا فنی تربیت کنیم ، چنین فردی ممکن است که یکی متخصص خوبی باشد ،اما معلوم نیست که آیا او یک انسان واقعی نیز خواهد بود یا نه ؟ انسانیت ما در گرو پیروی از ارزش های اخلاقی است و تنها در این صورت است که می توان به نتیجه کار تربیت خوش بین بود . خانواده هایی که برای پرورش اخلاقی و معنوی فرزندان خود ارزش چندانی قائل نمی شوند ، در واقع از اساسی ترین وظیفه خود نسبت به فرزندانشان غفلت می کنند. بهترین شیوه در تربیت اخلاقی روش الگویی است .یعنی پدر و مادر با رفتار و کردار خود فرزندان خود را عملاً با اخلاق پسندیده آشنا سازند و بذر ارزش های اخلاقی را در وجودشان کاشته و پرورش دهند.
امام خمینی ، حضرت زهرا(س) را به عنوان اسوه بزرگ بشریت معرفی می کنند.این خانه کوچک فاطمه و این افرادی که در آن خانه تربیت شدند که به حسب عدد ،چهار و پنج نفر بودند و به حسب واقع تمام قدرت حق تعالی را تجلی دادند، خدمت هایی کردند که مارا و شما را و همه بشر را به اعجاب در آورده است .از نیاز های اساسی روح و روان آدمی همانند سازی است ، به این مفهوم که کودک ابتدا در محیط خانوادگی خود به کاوش می پردازد تا کسی را بیابد که او کاملتر و نیرومند تر است و چون از نقص ها و توانایی های خود رنج می برد ، گمشده خود را در بزرگتر ها می یابد که درجاتی از او قویتر و کارآمد تر هستند و خود را با آنها از حیثیت رفتار ،مناسبات شیوه زندگی همانند می سازد و در حدود انطباق کامل بر می آید.
کودک بیش از هرکس با مادر تماس دارد ، مفاهیم مذهبی و اخلاقی را از او می گیرد ، در رفتار او را نمونه و شاهد خود قرار می دهد، بر این اساس پرورش مذهبی و اخلاقی از وظایف اولیه اوست ،این امر مخصوصاً باید در سالهای اول زندگی پایه گذاری شود ، به هنگامی که طفل هنوز خردسال است کلمه توحید را بر زبانش جاری سازد و گوش او را با کلمات مذهبی آشنا سازد. در چنین صورتی است که این خاطره ها فراموش نمی شوند و برای همیشه جاویدان می ماند . پیش از آنکه دیگران ذهن کودک را مغشوش و آلوده نمایند مادر باید خود را سرگرم او کند و مفاهیم و خوب و بد را در ذهنش استوار و ریشه دار سازد بذر های اعتقادی را در دل او بپاشد و خوی ها و رفتار های او را بر اساس سنت الهی جهت دهد .
رفتار آرام و تدریجی مادر بهترین ضامن تعادل عاطفی و اخلاقی کودک است وطفل به تدریج با اصول و ضوابط اخلاقی آشنا می گردد . مادر را در این کار حوصله و صبر کافی لازم است. از اعمال و شیوه های پرخاش جویانه باید خودداری کند و زمینه را برای همدلی و تحریک او با انجام رفتار مناسب فراهم نماید . مادر نباید احساسات کودک را جریحه دار کند ،نباید او را برنجاند ،مسخره اش کند و … زیرا این عوامل بد آموزی در تربیت به حساب می آید و برای آینده کودک لطماتی را موجب می شود.
طفل در طول مدت چند سال کودکی که دائماً در خانه است از نگاه کردن، شنیدن ، لمس کردن ، گرفتن اشیاء به کار بردن آن ، نشستن و ایستادن ، راه رفتن و حرف زدن راه و رسم زندگی را یاد می گیرد ولی آنچه که در کودک مؤثر است اغلب از راه مشاهده رفتار و نحوه زندگی کردن مادر و مشاهده طرز انجام مسئولیت او امکان پذیر است. در واقع مادر همه گاه از راه زبان نمی آموزد بلکه گاهی از راه تجسم زندگی در برابر دیدگان کودک به او چیز یاد می دهد. روش مادر است که او را به زبان می آورد ، به راه رفتن وا می دارد ، آداب زندگی می آموزد ، رعایت قانون و احترام یاد می دهد زمینه را برای احترام به انسانیت فراهم می سازد ، کنترل امیال را به او می آموزد ، اعتماد به نفس را در او ایجاد میکند . مادری که دائماً از بخت و اقبال خود شکایت می کند.معمولاً آثار نامیمونی در کودک بر جای می گذارد.
چه بسیارند مادران نادان که فرزندان خود را از دوران کودکی به آداب زشت و رفتار بد پرورش دادند و آنان را برای تمام عمر دچار بدبختی و تیره روزی نمودند. کار مادر مانند نقاشی نیست که زیبایی ها را روی پرده نمایان می سازد. . به کار پیکر تراشی هم که مرمر را حجاری می کند شباهت ندارد.او مانند نویسنده ای نیست که اندیشه های منّزه خود را در قالب الفاظ بریزد، بلکه او وظیفه مند است که با کمک یزدان در یک روان انسانی جلوه ای از الهیت را نمودار سازد. در این گفتار جمله با کمک یزدان نکته ای برجسته و پر اهمیت است ، زیرا مادر در لحظاتی احساس نا توانی می کند که اغلب نیازمند می شود که به قدرت بالاتر و عالی تر از نیروی خویش اتکا کند.
طفل از راه مشاهده وضع بیرونی مادر و پدر تربیت می یابد ،اگر راه و روش آنها مخصوصاً مادر عمق نداشته باشد و آنچه را که می بیند دلش باور نکند تربیت نمی پذیرد. مادر برای طفل باید فردی قابل اعتماد باشد و تعریف ها و تحسین های کودک باید از این اعتماد منشاء گیرد . پدر یا مادری که دائماً به اندرز گویی می پردازند ولی خود در جهل و خود پرستی به صرف کردن بیهوده سرگرمند کودک را نه تنها از خود بلکه از هر چه نام عنوان پند و موعظه دارد متنفر می سازند. از مسائل مهم در تربیت ایجاد عادات اخلاقی است . اخلاقی که دارای ضوابط اندیشیده شده و ارادی باشد . شک نیست که اخلاق مبتنی بر عادات نیندیشیده شده به مراتب بدتر از بد اخلاقی است . بنابراین در ایجاد عادات باید بسیار محتاط بود . مادر باید از طریق تمرین و تشویق میل به پذیرش دائمی جنبه های اصولی اخلاقی را به وجود آورد و این نیازمند به تحریک مداوم است.
تأثیر تقوا و عبادت مادر بر فرزند
اساس اجتماع اسلامی و جامعه آن بر فضیلت و شرف و تقواست و این به هنگامی امکان پذیر است که برنامه تربیت بر این اساس استوار گردد. انجام این خواسته ممکن نیست جز به هنگامی که مادران پاک سرشت و پرهیزکار سرپرستی و انجام آن را عهده دار گردند. مادر نخستین کسی است که بذر تربیت را در جان و روان کودک می پاشد و نهال آن را آبیاری می کند ، طرز فکر و رفتار او در سازندگی کودکان مؤثر است و اوست که می تواند کودکان را بر اساس مبادی آداب اسلامی بپروراند و تربیت کند. آنچه در تقوا مورد نظر است ،نگهداری نفس از گناه و پرهیز از امور شبه ناک است، ما می خواهیم که مادر در جنبه خود داری و نگهداری نفس به درجه ای برسد که مصونیت از گناه و انحراف برای او پدید آید،در همه حال قلب او به خداوند پیوند داشته و در کار و رفتارش حق تعالی را مراقب بداند . بهره گیری ها از زندگی را بپذیرد ولی هر نوع بهره گیری را جائز نداند. اگر همانگونه که علم می پذیرد تأثیر فضایلات ،را در جنبه وراثتی بپذیریم باید قبول کنیم که نقش مادر در این زمینه مهم است. در تربیت دینی و اسلامی پرهیزکاری رأس هر امر ، افضل اعمال و مورد محبت خداست . مهم این است که زن در مسیر آن باشد و فکر شخصیتش را بر آن اساس رنگ دهد . شاید برخی فکر کنند که کوشش مادر در امر پرهیز کاری در نسل و در تربیت بی اثر است ، در حالی که علم بر خلاف آن را اثبات کرده و بررسی ها نشان داده است که خیانت، تبهکاری، نابکاری ، دشمنی ، تجاوز کاری و برعکس مراقبت در فکر و عمل ، در سخن گفتن ، و در ایفای حقوق و به طور کلی پرهیز از گناه و خدا ترسی در همه امور کودک اثر می کند. جایی که غذای دوران حمل در ساختمان جسمی کودک مؤثر باشد آیا غیبت و حسادت ،نمّامی و سخن چینی و دیگر جنبه های اخلاقی و روانی در جنین مؤثر نیست از سوی دیگر تقوای مادر مانع از گناه و انحراف است و این خود زمینه و موجبی برای مادر است که مخصوصاً در دوران حمل و رضاع دور از اضطراب بوده و در آسایش و آرامش کامل به سر ببرد.
مادری وظیفه ای سنگین و انجام آن توأم با مسائل و مشکلات و همرا با دشواری هایی است. مادر در طی مراحل متعدد تربیت کودک نیاز مند است که بردبار و در برابر دشواری ها مقاوم و در برابر ناکامی ها خود دار باشد. بر این اساس بدون پیوند همیشگی با خدا ، آن قادر مطلق نمی تواند به خوبی از عهده انجام وظایف برآید و کار دشوارش را به پایان برساند . عبادت ایجاد پیوند با خداست و برای مادر موجب فرصتی است تا نفسی تازه و با قدرت و تلاشی جدید به کارش ادامه دهد.
آنچه از عبادت مورد نظر است این است که وجهه نظر مادر در تربیت فرزند و در انجام فعالیت های روزمره ، خدا باشد و ایمان به آفریننده مطلق پایه و اساس محکمی بر انجام وظیفه و تلاش وی باشد و فقط از او پاداش بطلبد . آنچه در این عبادت مهم است وجود عشق و علاقه مداوم و یادآوری قلبی خداست ؛ آن چنان که جلوه و اثرش در فکر ودر زندگی مادر عیان شود.
منظور از عبادت مادر تنها شب زنده داری ، بی خوابی و تسبیحات گفتن نیست ؛ قرآن خواندن و دعا گویی ها ، ذکر و ورد ها ، روزه داری همه و همه عبادت است ولی مهم تر از آن جنبه عملی قضیه و عبادت در تمام فعالیت های زندگی است . به عبارت ساده تر منظور از عبادت اصولاً زندگی در جو قرآن است . روش عبادتی مادر باید فعالیت در میدان شناخت خدا باشد ، و فرمانش را در همه جوانب زندگی نفوذ دهد، بدان گونه که تمام جوانب حیاتش تحت الشعاع خدا باشد ، کردار ، تفکر و حتی رفتار او بدین گونه رنگ گیرد و دلش چون آیینه بی غبار برای تجلی حقیقت گردد. در انجام عبادت عمل و رفتار با هم است، صد سخن مادر در زمینه ی عبادت عبادت خدا به اندازه ی یک عمل چند لحظه ای در کودک نافذ نیست . صد بحث درباره نماز به اندازه یک نماز خواندن نمی ارزد . روح دینی را باید از راه عمل در کودک نافذ ساخت نه از راه حرف و سخن . اگر مادر نیازمند به پرورش افرادی خاشع و خاضع برای خداست چاره ای ندارد جز آنکه خود نمونه عملی خشوع و خضوع درگاه الهی باشد سیره و رفتارش به تمام جنبه های اسلامی و قرآنی باشد.
چه زیباست که عبادت در همه مراحل زندگی کودک از تشکیل جنین تا پایان دوران تربیتش در خانه باشد ،در انعقاد نطفه ،در مرحله جنینی ، در ایام رضاع ، و در دیگر موارد یاد خدا برای کودک موجود باشد.
بدین نظر مادر نمی تواند یک عبادت موقتی و تصنعی داشته باشد بلکه همه گاه و در همه شئون و جوانب حیات باید عابد باشد ونیز عبادت تنها لحظات خلوت با خدا در حال نماز و روزه نیست که دیگر موارد زندگی هم باید مورد نظر باشد بدان گونه که لحظه ای از یاد خدا غافل نشود. کودک مقلد خوبی است همه چیز را از مادر تقلید می کند ، سر روی مهر می گذارد به مانند پدر اذان می گوید ، اعمال نماز را انجام می دهد ، پس باید از این زمینه ی کودک سود جست و در ایجاد روح دینی در او اقدام کرد. لای لای مادر اگر به همراه ترانه های مذهبی باشد، آیات و عبارات قرآنی باشد ، حمد و ثنای خدا باشد چقدر در کودک مؤثر است .
اثر فعالیت های عبادتی مادر همواره در ذهن کودک نقش بسته و آدمی را به یاد آن می اندازد.
امام حسن مجتبی (ع) با یاد و خاطرات دوران کودکی اش می فرماید : شبی مادرم فاطمه زهرا(س) را دیدم که تا صبح عبادت می کرد ،نماز می خواند ، در ضمن مناجات خود با پروردگار زنان و مردان مؤمن را دعا می نمود. اما برای خودش هیچ دعا نکرد. از او پرسیدم مادر جان چرا به خودت دعا نمی کنی؟ جواب داد : اَلجار ثُمَّ الدار ، اول همسایه بعد خویشتن وداخل خانه . و به این ترتیب حضرت فاطمه (س) نوعدوستی و احترام به همسایگان را به فرزند ارجمندش عملاً یاد داد. خلاصه آنکه زمزمه دینی مادر می تواند موجبی برای مقید کردن کودک باشد همانگونه که دیگر زمزمه ها زمینه های دیگر را در کودک ایجاد می نماید.
در تربیت دینی هدف آن است که رابطه بین کودک و خدا ایجاد گردد و در سایه آن وابستگی پدید آید و آدمی بر اساس آن قادر گردد که خواسته و تمیلات نامشروعش را به بند کشد. زندگی را رنگ الهی دهد و برنامه حیاتش را براساس مقررات خداوندی استوار سازد.. در تربیت دینی هدف آن است که تمام رشته های حیاتی آدمی به خدا وصل شود، هر عملی به نام خدا و به خاطر خدا انجام گردد . آدمی در کار و فعالیت و در رفتار و کردار خدا را در نظر داشته باشد ، مسائل حلال و حرام را بیاموزد و حیات مادی و نفسانی خود را بر مبنای حکم خدا جهت دهد و خلاصه در تربیت دینی غرض آن است که انسان صالح پرورش یابد ، یعنی کسی که تمام نیروهای مادی و معنوی او در مسیر هدف باشد و جز راه ورضای معبودگام بر ندارد.
می دانیم کودک از راه حواس پنج گانه با جهان خارج ارتباط برقرار می کند . ایجاد ایمان در دوران کودکی بر این اساس باید استوار باشد . او از شناخت پدیده های جهان خدا را بشناسد و به وجود او مومن و منعقد گردد . مادر با زبان ساده می تواند به کودک تفیهم کند که خدا او را می بیند کارهای خوب و بدش را زیر نظر دارد و هیچ چیز از نظرش پنهان نیست . پاداش و کیفر از سوی اوست آنچه مهم است این است که مادر به هر گونه ای که شده بین کودک و خدا القایی برقرار می کند به صورتی که نتیجه اش این شود ،طفل آنچه عنوان حلال دارد در زندگی مورد پذیرش و عمل قرار دهد و آنچه حرام و ممنوع است از زندگی طرد سازد .
مفهوم خدا از کودکی در ذهن کودک جای می گیرد و او در می یابد که برای جهان آفریدگاری است. مادر می تواند به طفل بفهماند که او می تواند با خدای خود صحبت کند ، از دل بگوید زمینه ی دلبستگی او را به خدا چنان کند که طفل بزرگترین وظیفه اش را جلب رضای خدا بداند و تابع اوامر و نواهی او باشد. بنابراین تأثیر مادر در معرفی خدا به کودک و عبادت مادر در معنوی شدن کودک و فرزندش بسیار مؤثر است.
مراد از ارتباط با خدا این است که اگر انسان در زندگی خود نیازی داشته باشد آن را از خدا بخواهد؛ اگر مشکل دارد حل آن را از او طلب کند و اگر خواسته ای دارد ، دست تمنا به سوی او دراز نماید.
به عبارت دیگر ارتباط با خدا به این معناست که انسان تنها به خدا امید وار باشد و در میدان حوادث نیز تنها بر خدا تکیه کند . دعا مناجات و ذکر جلوه های این ارتباط هستند. ؛ کسی که در باطن و ضمیر خویش تنها خدا را حلال مشکلات خود بداند؛ با زبان نیز خدا را می خواند و با او مناجات می کند و در هر حال به یاد او شکر گزار نعمت های اوست مطالعه سیره معصومین نشان می دهد که آنان در هر فرصتی سعی داشتند متربّی را با خدا مرتبط کنند و این ارتباط را تقویت نمایند. ایشان در مورد متعددی کودکان و بزرگسالان را به دعا کردن توصیه کرده اند. به عنوان مثال از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود):پدرم) ما را جمع می کرد و امر می کرد ذکر خدا بگوییم تا خورشید طلوع کند . همچنین زید ، پسر امام زین العابدین (ع) می گوید: امام زین العابدین در شب نیمه شعبان همه ما را جمع می کرد و شب را به سه قسمت تقسیم می کرد . سپس یک قسمت آن را نماز می خواند ، آنگاه دعا می کرد و ما آمین می گفتیم سپس استغفار می کردیم و از خدا طلب آمرزش می کردیم تا فجر طلوع کند.
از امام صادق (ع) روایت شده که فرمودند : با دَرُوا اَولادَکمُ بِالحدیثِ قَبلَ یَسبِقَکُم اَلیهُمِ المُرَ جئةَ. « احادیث اسلامی را هرچه زود تر به فرزندان خود بیاموزید قبل از آنکه مخالفین بر شما سبقت بگیرند و دل های کودکان شما را با سخنان نادرست خویش اشغال کنند. در احادیث، پدران ومادرانی که به آخرت فرزندان خود توجه ندارند مورد نکوهش قرار گرفته اند.
رسول اکرم(ص) به بعضی از کودکان نظر افکند و فرمود: وای بر فرزندان آخر الزمان از روش ناپسند پدرانشان، عرض شد: یا رسول الله از پدران مشرک ؟ فرمود نه از پدران مسلمان که به فرزندان خود هیچ یک از فرائض دینی را نمی آموزند . به ناچیزی از امور مادی درباره آنان قانع هستند، من از این مردم بیزارم.
بنابراین باید به این مسئله توجه ویژه ای داشت تا فرزندانی پاک تحویل جامعه داده شود. انشاء الله .
توصیه هایی به مادر در دوران جنینی
بارداری یکی از پدیده های مهم زندگی هر بانوی است . در روایات متعدد با بیان های گوناگون ، رهبران اسلامی می کوشیده اند ، امت اسلامی را به ازدواج و تناسل و تولید مثل تشویق کنند ، و اینکه از نظر اسلامی زنی که باردار می شود و از آوردن بچه امتناع نمی کند ،برآن زنی که باردار نمی شود و از آوردن بچه امتناع می کند ، ترجیح دارد که جای هیچ گونه شک و تردیدی نیست ، و اصولاً امتناع از بارداری به طور مطلق، مخالف هدف ازدواج و غریزه طبیعی انسان که مایل به بقا و تولید مثل است می باشد. اولاد از نعمتهای بزرگ خداوندی است ، که کانون گرم خانواده را صفائی دیگر می بخشد و پدر و مادر را در مصمم تر و با نشاط می گرداند ، این آرزوی هر عروسی و دامادی است که به ثمره گلستان خانواده خود نگاه کنند و وجود سراسر لطف و محبتشان را نثار او کنند.
رفتارهایی که مادران با تأثیر عناصر و ارزش فرهنگی از خود بروز می دهند و آثار روحی که این رفتارها در مادر ایجاد می کند در محیط قبل از تولد کودک اثر می گذارد، یعنی کودک در جنین متأثر از مادر و فرهنگ است. زن علاوه بر حفظ مسئولیتهای قبلی ،مسئولیت جدید را که حراست از کیفیت رشد و نمو جنین در رحم است ،با دقت تمام به انجام می رساند.و به عبارت دیگر رحم خود را به محیط امن و سلامت روحی و جسمی موجود و مستقر در آن قرار می دهد.
نواقصی که در ساختمان جنین در شکم مادر پدید می آید، منحصر به ضایعات جسمانی نیست، بسیار اتفاق افتاده که فرزند در رحم مادر دچار عوارض روانی و انحراف های معنوی میشود که ظاهراً ناپیداست ، ولی مادر زمینه های آن را در فرزند آماده نموده و بچه با وضع اسرار آمیزی با همان زمینه ها و شرایط شکل می گیرد. و پس از ولادت و گذشت زمان تدریجاً آن اسرار نهفته را آشکار می کند . شاید یکی از رموز دستورات دینی به اینکه همسری انتخاب کنید که اخلاق و دین داشته باشد، و از ازدواج با زن احمق بپرهیزید که فرزندش ضایع است، در همین نکته نهفته باشد. مادر فقط بدن و جسم طفل را پرورش نمی دهد ، بلکه صفات اخلاقی بسیاری از مادر به فرزند سرایت می کند. مادر در دوران بارداری می بایست از آرامش و اعصاب خوب ، برخوردار باشد، هیجانات فوق العاده ، ترس های زیاد ، حتی بغض و کینه و حسد های شدید و اموری مانند اینها می تواند در روح وروان و حتی جسم جنین اثر سوء بگذارد.
برای صلاح و سلامت فرزند در دوران بارداری رعایت و انجام موارد زیر مؤثر و مفید می باشد.
1- مادر حتی المقدور در همه حال با وضو و طهارت باشد و بی وضو از غذا یا نوشیدنی میل نکند.
2- مادر عموماً روبه قبله و متوجه خداوند عزوجل باشد.
3- از خوردن غذا های شبه ناک ولو یک لقمه پرهیز نماید.
4- از خوردن داروهایی که بعضاً نحوه ساخت و مواد تشکیل دهنده آن ها معلوم نیست ، کمتر استفاده نماید.
5- کمبودها را با غذا و خوردنی ها جبران کند نه با دارو ، دارو غذا نیست!
6- قرائت قرآن ، ادعیه و زیارت در حد توان و بدون خستگی علی الخصوص خواندن سوره انبیاء (هر قدر امکان دارد) برای صالح شدن فرزند بسیار مؤثر است.
7- از عصبانیت، شهوت زدگی و اوهام حتی المقدور بپرهیزد.
8- حرز حضرت جواد الائمه(ع) در روز جمعه (پیش از ظهر)یا روز دوشنبه (هنگام زوال) نوشته برای سلامت مادر و طفل ، مادر همراه خود قرار دهد، انشاالله از خطر سقط جنین و غیره در امان خواهد بود.
9- صدقه دادن ولو به مبلغ خیلی جزئی در ساعات مختلف، بسیار نیکو و در سلامت مادر و کودک مؤثر است.
از نکات مهم و حائز اهمیت در دوران بارداری ، تغذیه صحیح مادر است. بعضی از مادران باردار متأسفانه به طور خود سرانه دست به رژیم غذایی نامناسب می زنند که به صحت و سلامت کودکشان ضرر می رساند. این گروه از مادران به خاطر اینکه زیبایی اندامشان حفظ شود ، بدون توجه به این نکته که یک نفر دیگر هم از او تغذیه می کند ، خود سرانه دست به یک سری رژیم هایی می زنند که به هیچ وجه قابل قبول نیست البته توجه به این نکته مهم است که زن باردار وزنش نباید آنقدر بالا رود که باعث بیماریش شود و نه آنقدر ضعیف و لاغر شود که نتواندبار حمل و رشد کودک را تحمل کند. زنان حامله بدلیل ازدیاد ترشحات داخلی ، سوخت و ساز بیشتری در بدنشان انجام می شود و مصرف خوارک در اثر زودتر و بهتر جذب شدن ، بیشتر می گردد.
وجود جنین از چاقی مادر جلوگیری می کند و چون مواد مورد نیاز از قبیل آهن ، کلسیم، مواد آهکی و غیره را از بدن مادر تأمین می نماید. در صورتی که مادر نیز کمبود این مواد لازم را داشته باشد ، علاو بر جنین ، خود مادر هم دچار مشکلاتی از قبیل کم خونی ، ضعف و ناتوانی ، ریزش موی سر ، خرابی داندان ها و سستی استخوان می شود.
پس لازم است که دوران بارداری مادر، موادی از قبیل شیر ، لبنیات ، حبوبات ،( نخود عدسی، لوبیا ، گندم و…) میوه هایی مثل سیب ، به ، گلابی ، هلو ، انجیر و غیره استفاده شود و از این راه به سلامت بدن مادر و جنین کمک شود.
حضرت امام رضا(ع) فرمود: زنان آبستن خود را البان (کندر) بخوارنید که اگر طفل در رحمشان پسر باشد، خوش صورت و خوش اخلاق و نیک گفتار گشته و با همسرش زندگی خوشی را خواهد گذراند.
اکنون داستانی از عمل نادرست مادر در دوران حاملگی و اثر آن را روی سرشت فرزند می گوییم:
روزی شخص بقّالی فرزند چهار ساله خود را با خود به مغازه برد . چشم آن پسر به سقّایی افتاد که مشک آبی بر دوشش گرفته و می رفت . فوراً پسر چاقویی را که در مغازه پدرش بود برداشت و به مشک آب آن مرد فرو کرد و آب مشک فرو ریخت .مرد سقّا به او فحش داد و سپس به دنبال کار خود رفت زیرا دید که با بچه چهار ساله ای طرف شدن خطاست و فایده ای ندارد. پدر بچه با دیدن این منظره فوراً در مغازه را بست و دست فرزند خود را گرفت و به سوی خانه رفت. و ماجرا را برای همسرش تعریف کرد و گفت: این فرزند از من که پدرش هستم چاقو کشی را یاد نگرفته است زیرا من هرگز چنین عمل زشتی را انجام نداده ام تا در فرزندم اثر کندپس باید این پسر از تو که مادرش هستی چنین عملی را یاد گرفته باشد. حقیقت را برایم بیان کن که این بچه هنگامی که در رحم تو بوده یا در روزهای شیر خوارگی او چنین عملی از تو سر زده است که در فرزند ما اثر کرده است. زن گفت: حقیقت این است که زمانی که این طفل در شکم من بوده است به مغازه میوه فروشی رفتم تا انار بخرم طوری که صاحب مغازه متوجه نشود از زیر چادرم سوزنی را که قبلاً آماده کرده بودم به انار ها فرو می بردم و آب آنها را می مکیدم تا هر کدام که بهتر و شیرین تر است خریداری نمایم . معلوم شد که آب آن انار های که مکیدم در شکم من به این فرزند رسیده و اثر نموده است و اینک در عوض سوزنی که من به انار مردم می زدم ، او کارد به مشک سقّا می زند و موجبات لعن وملعن ما را فراهم می آورد.

مقدمات اولیه بعد از تولد فرزند
اسلام توصیه می کند همان طوری که مادر در دوران بارداری و قبل از آن خود را برای داشتن فرزند سالم و صالح آماده می کند به همان صورت هم توصیه می کند که در بدو تولد کام فرزند را با تربت حضرت امام حسین (ع) آشنا کنند تا روح حسینی بودن از همان ابتدا در روح و جان نوزادش نقش بسته و تأثیر خود را بر جای نهد . حضرت امام صادق (ع) فرمود:«حنکُو اَولادَکُم بتُربةِ الحُسین(ع) فَاِنَّهُ وَ امانٌ» اگر می خواهید فرزندتان در امان باشد ، کام او را با تربت امام حسین بردارید . یا اینکه در جای دیگر توصیه شده که کام کودک را با خرما بردارید همان طوری که رسول اکرم (ص) کام حسن و حسین (ع) را با خرما برداشتند. مادری که فرزندش را با تربت امام حسین (ع) آشنا می کند و یا نوزادش را در بغل می کند و در مراسم عزاداری آن حضرت می برد و در حالی که قطرات اشک روی سینه اش می ریزد و به کودکش شیر می دهد ، بطور مسلّم در روح و روان کودک تأثیر می گذارد و هرگز از روح او جدا نمی شود.
دیگر اینکه اسلام توصیه کرده است که در بدو تولد در گوش نوزاد اذان و اقامه بگویید چرا که گفتن اذان و اقامه که همان کلمات نورانی و مبارک الله اکبر ، لا اله الّا الله ، محمد رسول الله و … می باشد سبب می شود که از همان ساعات اولیه زندگی کودک با فطرت خداجویی و توحیدی و حقایق اسلامی آشنا شود و پیامد های توحیدی همچون آب حیات ، فطرت الهی او را سیراب می کند و او را برای قرار گرفتن در راه سعادت آماده تر می سازد .
رسول اکرم(ص) نیز زمانی که حسن و حسین(ع) به دنیا آمدند ، در گوش راستشان اذان و در گوش چپشان اقامه گفتند . چون روح کودک با چیزهای که به او القا می شود ، با مرور زمان انس می گیرد و سپس در جسم او اثر می گذارد و او را به یک انسان شایسته و بایسته تبدیل می کند.
آیت الله سید حسن مدرس (رحمة الله) گفته است: « که پدرم در کودکی به ما آموخت که چگونه شبانه روز به یک وعده خوراک قناعت ورزیم و پوشاک خود را تمیز نگهداریم تا در قید تهیه پوشاک نو نباشیم
او اجداد طاهرین ما را سر مش و عبرت ما قرار داد و می گفت : علم و بردباری را از جد بزرگوارمان رسول اکرم(ص) بیاموزیم و شهامت و قناعت را از جدّ طاهرمان حضرت علی (ع) و تسلیم ناپذیر بودن در برابر زور و ستم را از جدّمان حضرت سیدالشهدا .»
مسلماً رعایت آداب و قوانین اسلامی بعد از تولد در تربیت معنوی و صحیح آیت الله مدرس و مانند آن مؤثر بوده است.
تأثیر شیر و غذای حلال در تربیت معنوی فرزند
شیر تأثیر عجیبی در بچه دارد ،چنانچه اگر غذایی که مادر می خورد مقوی باشد و در بنیه و قوه بچه تأثیر گذارد از نظر معنویت هم تأثیر عجیبی در روحیه بچه دارد . روحیات مادر روی حمل و شیرمادر اثر می گذارد ،پس مادر باید با تقوا بوده و مواظب باشد گناه مخصوصاً در وقت شیر دادن در زندگیش مرتکب نشود . اگر مادری گوشت فاسدی که دارای میکروب است بخورد خواه نا خواه مادر مسموم می شود و هم بچه ای که در شکم مادر است . لذا در روایات می خوانیم مادر باید مواظب باشد در وقت حمل غذا های لطیف بخورد . اگر از نظر غذا چنین است از نظر معنویت به طریق اولی چنین است. آن مادر که بی عفت است نه فقط خودش آلوده می شود بلکه بچه را هم آلوده می کند و این قضیه در شیر بیشتر است. مادر باید مواظب باشد بواسطه بی تقوایی سیر خود را آلوده نکند . غیبت کردن گوشت مرده خوردن است .بنابراین بر روی دل و روح انسان اثر می گذارد و روح آن را بی نشاط می کند ، در واقع اگر مادر بی تقوا باشد این بچه مسموم می شود . بنابراین شرط اول تقوا رابطه با خداست . مادر ها باید وقتی به بچه شیر می دهند اول بسم الله بگویند ،وقت شیر دادن تخیل بد و وسوسه بد در فکر آنها نیاید ، اگر می توانند با وضو به بچه سیر دهند و قبل از شیر دادن از گناه توبه کنند.
زن شیرده در صورت، سیرت ،سعادت و شقاوت کودک نقش اساسی دارد . هنگامی که ابوالمعالی( مشهور به امام الحرمین) کودک شیر خواره ای بود ،روزی گریه می کرد و آرام نمی گرفت . پدرش در این هنگام دید زنی از همسایگان، برای آرام کردن کودک سینه خود را در دهان او گذاشت و کودک پس از خوردن کمی شیر آرام گرفت . پدر ابوالمعالی از این کار چنان ناراحت شد که کودک را از آغوش آن زن گرفت و سرش را به طرف پایین قرار داد که هر چه شیر خورده بود بازگرداند.آنگاه گفت :« مرگ فرزندم برایم آسان تر است از اینکه زنده بماند و ببینم که طبیعت کودکم آمیخته با شیر زنی (مجهول الهویه) شود که او را نمی شناسم.»
خود ابوالمعالی گفته است که در هنگام درس و بحث ، گاهی یک نوع سستی در من ایجاد می شود و این اثر همان شیری است که در بدنم مانده است.
و نیز زمانی که شیخ فضل الله نوری به دار آویخته شد، فرزندش در پای دار او کف می زند! یکی از بزرگان نقل کرده است که چند روز قبل از شهادت شیخ فضل الله نوری در زندان با او ملاقات نمودم .به ایشان گفتم که پسر شما لاابالی (بی قید و بار) است و بر ضد شما کار می کند . شیخ فرمود: این موضوع را از پیش می دانستم ! سپس فرمود این پسر در نجف به دنیا آمده است و مادرش شیر نداشت از این رو مجبور شدیم برای شیر دادن او ،زنی را در نظر بگیریم . پس از مدت زیادی که این کودک از شیر آن زن تغذیه کرد ناگهان متوجه شدیم که آن زن ناصبیّه (کسانی که سبّ و ناسزا به علی (ع) می گویند) است و کینه حضرت علی (ع) را در دل دارد . از همان موقع دریافتم که سعادتمند شدن این پسر کاری است بسیار مشکل.»
حضرت علی (ع) فرمود: دقت کنید که چه کسی فرزندان شما را شیر می دهد زیرا کودک با همین وضع پرورش می یابد .» حضرت امام باقر (ع) فرمود: « فرزندت را به وسیله زنان زیبا شیر بده و از زنان زشت اجتناب و پرهیز کن ،زیرا شیر سرایت دهنده است.» حضرت رسول اکرم(ص) فرمود:« برای شیر دادن فرزندتان ، از زنان احمق و کسانی که چشمشان ضعیف و آبریز است ، استفاده نکنید. زیرا شیر سرایت دهنده است.»از این رو اسلام تأکید دارد که هنگام شیر دادن به نوزاد مادر با آرامش و به دور از اضطراب و استرس در شرایط مناسب قرار گیرد . بنابراین بهتر است که در هنگام شیر دادن موارد زیر رعایت شود:
1- مادر روبه قبله باشد.
2- در مکان غصبی نباشد.
3- با طهارت و وضوباشد تا فرزند سعادتمند دنیا و آخرت قرار گیرد . شیخ مرتضی انصاری دزفولی صاحب کتاب های « رسائل» و «مکاسب» که جزء درسهای حوزه های علمیه می باشداز علما و مراجع بزرگ و برجسته شیعه بوده و مادرش دانشمند و اهل زهد و تقوا بود. روزی به مادرش گفتند: فرزندت به درجه عالی از علم و تقوا رسیده است . مادرش در پاسخ گفت :من در انتظار آن بودم که فرزندم ترقی بیشتری داشته باشد زیرا من به او شیر ندادم مگر آنکه با وضو بودم و حتی در شبهای سرد زمستان بدون وضو به او شیر نداده ام .
4- زبانش مداوم در حال ذکر و تلاوت قرآن و دعا باشد و هر لقمه ای را نخورد بطور مثال اسب حیوان با هوشی است ، این حیوان هنگامی که در حالت گرسنگی در چراگاه رها می شود یا علوفه های سبز و تازه جلوی او گذاشته می شود، اول آنها را بو می کند ، اگر سالم بی خطر و بی ضرر بود و دارای سم هم نبود آنها را می خورد وگر نه هرگز فریب ظاهر غذا را نمی خورد و این عمل برای هر لقمه تکرار می شود . لذا رسالت پدران در این زمینه سنگین است و زن و فرزند امانت الهی هستندکه باید به سلامت روحی و معنوی آنان توجه جدی شود و در قیامت از کسانی نباشند که به عنوان خیانت در امانت معرفی شده و در عذاب الهی گرفتار آیند.
پدران باید در کسب حلال دقت کنند و از مال حرام یا مخلوط به حرام پرهیز کنند و برای پاک نمودن اموالشان ، یک روز را به عنوان سال خمس تعیین نمایند . مادران هرگز به شوهران خود اجازه ندهند که لقمه حرام وارد زندگیشان شود زیرا لقمه حرام سبب انحراف انسان از مسیر رسیدن به خداوند می گردد.
از همین رو حضرت امام حسین(ع) در کربلا فرمود: « علت اینکه دشمنان حرفهایمان را نمی پذیرند آن است که شکم هایشان پر از حرام شده» از این کلام نورانی معلوم می شود که خوردن حرام، انسان را تا سر حد کشتن اولیاء الله پیش می برد . بنابراین مواظب لقمه های خود و فرزندان خود باشیم . قرآن کریم فرمود:« ای کسانی که ایمان اوردید از رزق و روزی پاک و حلال بخورید.» اگر لقمه حلال و پاک باشد، ثمره و نتیجه آن لطافت قلب و تقویت آثار روحانی ، معنوی و الهی است ولی اگر لقمه انسان از حرام باشد ، نتیجه اش قساوت قلب و گرایش به دنیا ،شهوات و امور پست و شیطانی و محرومیت از معنویات و سعادت اخروی خواهد بود.
معاویه روزی هدیه ای برای ابوالاسود دوئلی فرستاد که بخشی از آن ،عسل آمیخته به زعفران بود ، البته منظورش از فرستادن هدیه آن بود که دل آنها را بدست آوردو به طرف خود جلب کند و از محبت آنها نسبت به علی ابن ابی طالب کم نموده و رفته رفته آنها را از خاندان پیامبر(ص) دور نماید .«ابوالاسود» دختر پنج یا شش ساله ای داشت او پیش پدر آمد ،همین که چشمش به عسل افتاد ، قدری از آن برداشت و در دهان گذاشت و آن را فرو برد. ابوالاسود گفت : دخترم بیانداز این غذا زهری است که معاویه می خواهد ما را با آن فریب دهد و از امیر المؤمنین دور نماید و محبت ائمه را از قلب ما خارج نماید. سخن که به اینجا رسید ، دخترش گفت : خداوند او را خوار گرداند آیا عسل زعفرانی معاویه(فرزند جگر خوار) می خواهد شرافت دین و ولایت را از ما برباید و ما را از سرور پاک و بزرگوار امیر المؤمنین دور کند؟! مرگ بر فرستاده و خورنده اش باد. سپس آن طفل آنقدر دست در گلو برد و خود را رنج داد تا آنچه خورده بود قی کرد و خود را از آلودگی آن غذا پاک نمود.
اقتصاد سالم، فرزند سالم به بار می آورد. از رسول اکرم (ص) پرسیدند : پاکیزه ترین کسب ها کدام است ؟ فرمود: کار های دستی و محصول دسترنج . همچنین رسول اکرم فرموده اند:« پی جویی و دنبال کسب صحیح و حلال رفتن برهر زن و مرد مسلمانی واجب است.
امام صادق (علیه السلام) نیز می فرمایند: کسب الَحرام فی اِلذُّرِلَهِ . «درآمد حرام در اولاد اثر می گذارد .» یعنی پدر و مادر باید مراقب باشند که غذای حرام نخورند وگرنه نطفه ای که با غذای حرام تغذیه شده باشد ،در فرزندانش اثر نامطلوب باقی می گذارد.
اسلام یک سلسله از مسئولیتهای پرورش فرزندان را منحصراً در اختیار مادران قرار داده است که پدران از آن محرومند یکی از مسئولیتها ،مراقبت غذای مادران در دوران حمل از آن (سی ماه) است . در این سی ماه که مستقیماً کودک از مادر تغذیه می کند، مادر مسئول حفظ دو نفر است و دو تکلیف دارد : یکی برای خود و دیگری برای کودک .
پدر در اصل نطفه موظّف است حلال بخورد و اگر بعداً مبتلا به حرام شد ،ارتباط تنگاتنگی با پرورش کودک ندارد ؛ زیرا غذای حرام پدر در جهاز گوارشی پدر هضم می شود ، اما غذای مادر در دستگاه گوارشی او به صورت شیر تبدیل می شود و کودک تغذیه می کند ،او موظف است به کودک حلال بدهد و خود نیز حلال بخورد .
غزالی درباره لزوم پرهیز از خوردن مال حرام و اثر زیانمند آن برای رشد شخصیت می نویسد :« خوی بد از دایه سرایت می کند ؛ و شیر که از حرام حاصل آید ،پلید بود ؛ و چون گوشت و پوست کودک از آن بروید ، طبع وی را باز آن مناسبتی پدید آید که(سی از بلوغ) ظاهر می شود».
اسلام به لحاظ اهمیتی که برای آثار معنوی و روانی تغذیه قایل است ، به مسأله شیر دادن کودک که زیر بنا و شالوده سعادت اوست ،توجه کافی نموده و مراعات برخی نکات را در راه تربیت کودک ضروری دانسته است . به همین جهت علی (ع) فرموده است : همچنان که برای زناشویی دقت و مواظبت می کنید برای شیر دادن نیز دقت کنید ،زیرا شیر طبیعت را دگرگون می سازد.

آغاز تربیت دینی از دوران کودکی است .
تربیت دینی کودک را باید از سنی آغاز کرد که هنوز ذهن او به عوامل آلوده کننده محیط انس نگرفته و برای درک حقایقی مثل راستی ، درستی ،زیبایی آمادگی دارد . دوران کودکی بهترین دوره برای انجام این خواسته و وصول به این هدف است . مادر در سنین خرد سالی کودک می تواند بذر تقوی و شرف ، خدا دوستی و خدا پرستی را در سرشت کودک بپاشد و او را با زبانی ساده متوجه خدا کند و این کار عملاً از طریق رفتار مادر و انجام برنامه های عبادتی او، و نیز از راه ذکر داستان ها و بیان کیفیت آفرینش امکان پذیر است.
بسیاری از نابه سامانی های روانی و اخلاقی انسان ناشی از تربیت نادرست او در دوران کودکی است . بررسی های علمی نشان داده که دوران کودکی نسبت به دوره های دیگر زندگی ، نقش زیر بنایی دارد . روانشناسان از این دوره به عنوان دوره اساسی و پایه یاد می کنند . در این دوران می توان بنای یک زندگی سالم و سعاتمندانه را پی ریزی کرد و از بروز بسیاری از مشکلات در آینده جلوگیری نمود . این نکته مهمی است که باید در آن بسیار تأمل کرد . غالباً دیده می شود که خانواده در برخورد با فرزندان نوجوان خود با مشکلات جدی روبرو هستند که شاید همیشه نتوان آنها را به راحتی حل کرد . در یک بررسی علمی می توان در یافت که ریشه بسیاری از مشکلات رفتاری نوجوانان و جوانان در نارسایی های تربیتی دوره کودکی نهفته است .
امام خمینی (ره) زمان مناسب را برای تربیت کودک دوران نوزادی او می دانند و می فرمایند:«شما مادران این مسئولیت بزرگ را دارید . باید بچه های خودتان را که نوزاد هستند و نفوسشان زود مطالب را قبول می کند، خوب و بد را زود قبول می کند ، شما در اول که این بچه ها در دامن شما بزرگ می شوند ،مسئول افعال و اعمال آنها هستید.»
کودک در همان ماه های اول تولد ، تحت نفوذ و رفتار مادر است ، او موجودی است تحریک پذیر و تحت تأثیر ولی در سه سال اول زندگی اخلاق و رفتار وی هنوز به صورت ثابت در نیامده است و از این سن رفته رفته رنگ و فرم مخصوص به خود می گیرد و در مسیری معین می افتد ، از حدود سه سالگی موجی از مخالفت ها در کودک پیدا می شود که زائیده تشخیص طلبی اوست. این نافرمانی ها و تشخیص طلبی ها تدریجی باید تحت کنترل در آید و اصلاح شود.
در همه حال سه سال اول زندگی دارای اهمیت بسیاری از این جنبه است . در سنین بعدی که کودک رشد می کند و بزرگتر می شود ضروری است در برخی موارد علل امر و نهی و انظباط ها در حنبه رفتار بر او بازگو شود و به او تفهیم گردد که در این امر و نهی ها عرض و مصلحت او نهفته است.
اسلام عقیده دارد که تربیت های دینی از زمان بعد از ولادت امکان داشته و باید شروع شود .در مورد توجه به خدا ، عقیده دارد که کودکان از همان اول آغاز به خدا توجه دارند . رسول خدا (ص) فرمود : اطفال را برای گریستن نزنید ، زیرا گریه های آنها تا 4 ماه شهادت به توحید است و چهار ماه صلوات و دعای بر پیامبر و چهار ماه دعا برای پدر و مادر خود می باشد.
توضیح اینکه درست است که نوزاد کسی را نمی شناسد و با مفاهیم و کلمات آشنا نیست و تصور خاصی هم از خدا ندارد ، اما فطرتاً به دو مطلب توجه دارد از یک طرف ناتوانی و نیازمندی خود را کاملاً احساس می کند ؛مثلاً می داند که گرسنه است و نیاز به سیر شدن دارد و از سوی دیگر می داند که این نیاز باید از خارج تأمین گردد. او می داند که در خارج ملمأ و پناهگاهی وجود دارد که غنی است و نیاز ها را بر طرف می سازد . به همین جهت گریه می کند از آن نیروی برتر استمداد می جوید . از سوی دیگر اسلام عقیده دارد که تربیت های دینی از زمان بعد از ولادت مفید می باشد در این ارتباط به پیروانش توصیه کرده است .
مشخصات سنی کودک و ارتباط آن با خدا
در رابطه با پیدایش حس مذهبی کودکان بررسی های روان کاوان نشان می دهد که این امر مربوط به ماه های قبل از چهار سالگی و حتی در برخی کودکان از حدود سنین 2 یا 3 سالگی هم دیده شده است.
به همراه رشد و افزایش سن این احساس علنی می شود آن چنان که در شش سالگی می توان به عیان تظاهرات مذهبی و علاقه به انجام دادن رفتار های مذهبی را در کودک دید . کودک از شش سالگی علاقه های مذهبی نیرومندی دارد . دوستدار حرف زدن با خداست ، امری که والدین غیر مذهبی از آن عصبانی هستند و نگران هستند که چرا این علاقه را به معنویت بروز می دهد و البته معلوم نیست که همین عشق و علاقه به او باقی و برقرار بماند و برای روشن شدن وضع او باید مدتی منتظر ماند ، مذهب در سنین مختلف برای کودکان معانی مختلفی دارد ولی دنیای آنها از حدود شش سالگی دنیای عشق و محبت ، احترام به خدا ، ستایش و نیایش او و احساس شرمساری در صورت تخلف از دستور خداست و حتی این امر در قیافه او هم پیداست . از حدود 8 سالگی به بعد شوق مذهبی او بیشتر ، به مسائل مذهبی علاقه مند تر و به عبارت دیگر متدیّن تر می شود.
سعی دارد کاری را انجام دهد که به گفته والدین و مربیان او مورد رضای خداست . از حدود چهار سالگی کنجکاوی سراسر وجود کودک رافرا گرفته و سبب آن می شود که با حقایق درباره جهان آشنا شود ، این آشنایی ها خود منجر به مبدأ جویی و قبول خدا خواهد شد و این مرحله سن طبیعی برای پذیرش خداست .
کودک در این سن این احساس را دارد که هیچ چیز بدون علت پدید نمی آید و چنین احساسی می تواند اساس همه داوری های او باشد . کودک چهار ساله به والدین خود وصل است . پدر خود را بزرگ و مهم می داند و تلقی او از خدا این است که او هم چون پدرش ولی بزرگتر است! او حتی خداوند را مانند عضوی از اعضای خانواده خود به حساب می آورد و سؤالات او این طرز فکر را نشان می دهد . او ممکن است عکس زیبایی ولی عجیب و غریب را عکس خدا تصور کند و به آن صورت معبودی بدهد و البته چنین توصیفی بیشتر اوقات او را راضی می کند. مفهوم خدا و صفات او تا شش سالگی هنوز امری ریشه دار نیست ولی از حدود 7 سالگی خدا را مقامی قدرتمند می شناسد که ارزشی بالاتر از ارزش والدین دارد و می خواهد که با دستورات او آشنا شود . صفات خدا تا حدودی برای او آشنا ست ولی جنبه هایی چون ازلی و ابدی بودن برایش نامفهوم است و هم باید دانست که او هنوز با جنبه های محسوس آشناست نه به مسائل مجرد و ذهنی.
بررسی ها نشان می دهند که کودکان از حدود سه سالگی علاقه زیادی به دعا و سرودهای مذهبی دارند و از تکرار آن بخصوص اگر همراه با آواز های جمعی باشد بسیار لذت می برند . کم کم از حدود 6 سالگی ارتباطش با خدا به صورت حرف زدن و درخواست کردن است . این نکته هم شایان ذکر است که نوع درخواست کودک، صورت مادی دارد مثل خوردنی ها، اسباب بازی ها ، لباس و … . توقعات او از خدا این است که مثلاً امروز باران بیاید تا او به مدرسه نرود یا باران نیاید تا اسباب بازی های او خیس نشود . گاهی دعای او در این رابطه است که خدا کاری کند که او بچه ی خوبی باشد ، کاری نکند که پدرش او را کتک بزند یا بر خلاف خواست خدا کاری انجام ندهد . در مواردی هم دعای کودک خنده دار است مثلاً چون پدرش را خیلی دوست دارد دعا می کند که او زود تر بمیرد تا به بهشت برود و این طرز فکر حدود5-6 سالگی در کودک وجود دارد . یا مثلاً یکی از آرزو های او این است که خدا را ببیند و در کنارش بشیند ، با او حرف بزند ، دوست او شود ، با او به آسمان ها پرواز کند و غیره. تصور کودک درباره خودش این است که همواره زنده خواهد بود و اینکه روزی برسد که او هم بمیرد ، برایش تصوری دشوار است. کودکان سه ساله به زحمت می توانند معنی مردن را بفهمند و از اینکه فردی را به خاک می سپارند برایش مسأله است و چنین صحنه ای ذهن او را مغشوش و خود را با ده ها علامت تعجب مواجه می سازد . تصور مرگ معمولاً برای بزرگسالان است و حساب می کند که افراد باید پیر شوند تا بمیرند اندیشه ی عمومیت مرگ و اینکه گاهی کودکان و نوجوانان را هم شامل می شود برای او غم انگیز است .
اینکه بهشت چیست و جهنم چیست ، کودک از آن آگاهی ندارد . صرفاً بر اساس شنیده ها این تلقی وجود دارد که مثلاً بهشت باغ زیبایی است و در آن انواع خوردنی ها از قبیل شکلات و میوه و اسباب بازی کودکان خرد سال وجود دارند . در آنجا می توان تاب بازی کرد ،دوچرخه سوار شد ، می توان دوید ، جهید و حیاط آن وسیع است پر از درخت است می توان در آنجا قائم باشک بازی کرد و حتی مخفی شد و… .
از دوزخ و جهنم تصوری جز مقداری آتش بر روی هم انباشته ندارد . هرگز گمان نمی کند که او هم روزی در این آتش خواهد افتاد . حتی این گمان را دارد که می توان به صورتی از آن طفره رفت ، می توان خود را از آن خلاص کرد و یا سوزش آن را به صورتی متحمل شد و… .
بخاطر بهشت حاضر است حرف پدر و مادر را گوش کند و اگر در یابد که اطاعت نکردن از مادر سبب ورودش به جهنم خواهد شد از آن می گریزد . ترس از جهنم او را وا می دارد که جداً راست بگوید و از دروغ پرهیز کند و نافرمانی نکند .برعکس طعم بهشت او را وا می دارد که جدا نماز بخواند ، عبادت کند ، خدا و پدر مادرش را دوست بدارد . البته سعی مادر باید این باشد که هراس از دوزخ قبل از هفت سالگی او را بی قرار نکند . البته در عین حال شوق لقای بهشت و زندگی در آن محیط با صفا و گریز از آتش دوزخ ، دقایقی از اوقات خود را به او مشغول خواهد داشت.
معنی مذهبی بودن طفل به صورتی نیست که در آن نظم و انسجامی و احیاناً اندیشه و تعلقی ببینیم . صورت عقلی گرفتن رفتار مذهبی کودک از 7 سالگی است که میتواند مطالبی را بفهمد و از آن سر در آورد .
قبل از این دوره بیشتر جنبه ها احساسی و نشان دادن همراهی و همگانی با والدین و دیگران را دارد .او به همراه والدین در سنین قبل از هفت سالگی نماز می خواند ولی بعید نیست که در وسط نماز به دنبال حشره ای راه افتد و اگر شرینی و شکلاتی نظر او را جذب کرد ، حرکت کند و آن را به دست آورد . در جلسات مذهبی شرکت دارد و مراسم و آداب را به جا می آورد ولی این امر مانع از آن نیست که به لذت های دیگر بچسبد و یا ادای فرائض دینی را به صورت بازی و تفریح در آورد . در سنین هفت سالگی این برایش پیش می آید که چرا دیشب در هنگام سحری خوردن او را بیدار نکرده اند و یا در ماه رمضان اصرار دارد که روزه بگیرد و سفارش و نصیحت پدر و مادر را در شکستن روزه نمی پذیرد و جداً خواستار ادامه آن تا وقت افطار است. اگر در حین نماز خواندن توجهش به شیرنی و شکلات جلب شود نمازش را قطع نمی کند و می کوشد تا پس از پایان نماز به آن برسد.
شاید این سخن بسیار عجیب به نظر آید که بگوییم طفل گاهی دارای حالت های مذهبی است ولی این امری است که واقعیت دارد . چنین حالتی در سنین قبل از چهار ممکن است صورت تقلیدی داشته باشد ولی از سنین حدود هفت به بعد کم و بیش صورت مستقلی را پیدا خواهد کرد.
او در میان جمع و حتی در تنهایی کلماتی را به صورت شکسته و بسته یاد گرفته زمزمه می کند. در مواردی با وضو گرفتن خود را آماده نماز خواندن می کند. رو به قبله می ایستد و اصرار دارد که بد نایستد ، از میزان منحرف نشود ، در حالی که چهار سالگی مادرش رو به قبله می ایستاد و او رو به مادر.
در سنین قبل از هفت، اعمال مذهبی انجام می شود ولی بیشتر دارای جنبه احساسی و عاطفی برای خوشامد پدر و مادر است ولی پس از این سنین عبادات او رنگ و بوی عقلانی می گیرند ، چنانکه گاهی عمل خطایی را انجام می دهد و پشیمان می شود در این پشیمانی است که جداً توجه می کند و حتی ممکن است که گریه و ناله کند و اشک بریزد . او در سنین و موقعیتی نیست که بگوییم مناجاتی دارد و حالی، می توانیم بگوییم این امر از حدود 9 سالگی در کودکان دیده می شود و برای گناه خود احساس شرمندگی نزد خدا دارند . اگر کودک در یابد که عملش خطا و لغزش بوده است و عقوبت دوزخ و آتش را در پی دارد برای آن نگران می شود و اشک می ریزد و توبه آنها سببی صادقانه تر از توبه دیگران است.
تا قبل از حدود 7 سالگی دائم از مهر و محبت و لطف خدا بحث می شود و جنبه هایی که زائیده این احسان است ، چون آفریدن آسمان ، خورشید ، ماه ، زمین، ستارگان، میوه ها ، سبزی ها ، زیبایی ها ، پدر و مادر مهربان و …برای طفل بیان می شود . از حدود 7 سالگی کوشش مادر بر این است که خوف خدا را هم در دل او اندازد و ضرورت مجازات برای گناه را گوشزد نماید و بگوید همانگونه که خدواند برای خوبان مهر و عطا دارد برای بدان کیفر و عقوبت دارد . آموزش وظایف و سنن دینی بماند نماز از حدود هفت سالگی شروع می شود و مادر کوشش دارد که او را بدون اعمال خشونت ، وادارد تا رکوع و سجودی نماید. بدیهی است این کار برای کودک جنبه بازی و تفریح دارد ولی تکرار و مداومت در آن باعث می شود که او تدریجاً بدان خو گیرد ، از انجام آن احساس خستگی نکند و در سنین بزرگسالی از آن ناراحت نباشد . این امر تا حدود 10 سالگی ادامه پیدا می کند و دائماً کودک مورد ترغیب و تشویق است ولی از این سن چنانچه طفل از انجام وظیفه ی دینی امتناع کند برای او تأدیب است . در دیگر جنبه های مذهبی چون روزه طبعاً تا قبل از بلوغ شرعی باید جنبه استطاعت و قدرت او را در نظر گرفت ولی در دستورات مذهبی توصیه شده است که کودک از حدود 6 سالگی برای صرف سحری بیدار شود.
در مراحل مراقبت روحی سفارش شده :آنگاه که کودک زبان به سخن باز کرد ،کلمه «لا اله الاّالله» را به او تلفیق کنند و به او نماز بیاموزند .عبدالله ابن فضا چنین روایت کرده است : از امام باقر یا امام جعفر صادق شنیدم که فرمود: «هنگامی که کودک به سن 3 سالگی رسید کلمه توحید (لا اله الاّ الله ) هفت مرتبه به او تلفیق شود که بگوید و واگذاشته شود تا وقتی که به سن سه سال و هفت ماه و بیست روز رسید سپس به او گفته شود که هفت مرتبه « محمد رسول الله» بگوید پس از آن گذاشته شود تا چهار سال او تمام شود سپس به او گفته شود که هفت مرتبه « صلی الله علی محمد و آله» بگوید . در سن پنج سالگی از او سوال شود : دست راست و چپ تو کدام است ؟ چنانچه شناخت صورتش را رو به قبله بگرداند تا سجده کند. در هفت سالگی به او بیاموزند تا صورت و دستها را بشوید . در نه سالگی وضو به او تعلیم داده شود و امر به نماز گردد و در صورت تخلف ادب شود. پس هنگامی که وضو و نماز را آموخت ،خداوند عزّو جل ،والدین او را می آمرزد .انشا الله تعالی»
والدین گرامی نباید به این اندازه از مراقبت و پرورش اکتفا کنند بلکه باید قرآن را به فرزند خود بیاموزند و از حلال و حرام الهی آگاهش سازند ؛رسول گرامی اسلام(ص) و ائمه (ع) و رهبران راستین دینی را به او معرفی نموده و در حد فکر و استعدادش زندگی پر از معنویت آنها برایش تشریح کرده ، توضیح دهند . امام صادق(ع) فرمود: بچه تا هفت سال بازی می کند ، در هفت سال بعد قرآن می آموزد، و در هفت سال دیگر حلال و حرام را فرا می گیرد. و نیز آن حضرت فرمود: « برای آموختن حدیث ، معرفت ائمه (ع) و تشیع شتاب کنید و از یکدیگر پیشی جویید قبل از اینکه مخالفین بر شما سبقت گیرند و کودکانتان را بر مسلک خوشان در آورند.»
از مسائلی که می تواند تأثیر بسزایی در روح و روان کوردک داشته باشد ، مسأله نام گذاری است که پدر و مادر باید برای او نام نیکو بگذارند . مادران باید بدانند که چیزی بهتر از ادب نیکو برای کودک نیست . با پرورش روح ایمان در کودک ادب نیکو فعلیت پیدا می کند. مراقبت از روح و تربیت صحیح پس از آن است که مادر به عظمت روح پی ببرد و عامل نشو و نمای آن را بدند و به این حقیقت پی ببرد که کودک پیش از آنکه متعلق به کسی یا به خودش باشد ، متعلق به خداست، زیرا مخلوق خداوند متعال می باشد و بر اساس خواست خدا ،برنامه تکاملی روح و رشد مذهبی او را پی ریزی می نماید.
در اینجا به نکاتی چند که مادر ،قبل از برنامه ریزی باید به آنها توجه داشته باشد اشاره می شود:
1- مادر باید بداند به تربیت وجودی اقدام کرده که قوّه و استعداد خلیفة اللهی دارد و این قوّه در روحی است که منسوب به خداوند متعال می باشد.
2- تنظیم برنامه بایدمتناسب با رشد سنی و عقلی کودک بوده و نیز از تنوع برخوردار باشد تا روح فرزند را خسته نکند ؛ مثلاً اگر یک ساعت مطالعه کرده؛ ساعتی را به دیدار ارحام خویش بگذراند و ساعتی را به بازی مناسب بپردازد.
3- مادران عزیزکه برنامه تربیتی را تنظیم می نمایند ، باید نهایت احتیاط را در رفتار و کردار و گفتار خویش داشته باشند و نه تنها با سخن ، که با عمل ، فرزندان خویش را به صلاح دعوت کنند ، در غیر اینصورت برنامه ریزی آن ها چندان ثمره ای نخواهد داشت.
4- قبل از طرح هر برنامه ای ،مادر باید در شناخت کامل به جهات صلاح و رفتار آن داشته باشد، و فقط جهات صلاح آن را به فرد تحت تعلیم خود القاء نماید و او را نیز آگاه گرداند ، تا با معرفت به فواید آن برنامه وارد عمل شود.
5- آداب اسلامی ، حتی مسائلی که به نظر بعضی بی اهمیت است، باید در برنامه گنجانیده شود ،تا شخص تحت تعلیم را متعد بار آورد که به مقدسات مذهبی (کلی یا جزئی ) احترام بگذارد.
6- از آنجا که بدن،آلت و وسیله ای برای تکامل روح است و انسان به وسیله اعمال بدن خود را می سازد و حقیقت خویش را نشان می دهد ؛ بر مادران محترم است که رساله حقوق امام سجاد (ع) را به آنان در وقت مناسب بیاموزند تا به حقوق اعضا آگاه گردند و آنها را از مسیر ایمان منحرف نسازند و به قدر آنها پی ببرند.
7- برنامه ، باید طوری طرح ریزی شود که در شخص تحت تعلیم حالت اطاعت از خدا و اسلام و قرآن و احترام به خاندان رسول گرامی اسلام(ع) را بوجود آوردتا فردی صالح برای خود و جامعه خویش باشد.
پرسشهای مذهبی کودکان ، بیان کننده حالات روحیشان است.
سؤالات مذهبی کودکان عجیب است . پرسش های آنان حاکی از روح کنجکاوی آنها است . کودک می خواهد از آنچه که نمی داند سر در آورد و در یابد که جهان مذهب و ماوراء چیست ؟ چه بسیارند شک ها و تردید ها و یا علامت های ابهامی که در ذهن کودک جای دارند و او می خواهد که آنها را برای خود روشن کند. البته اگر مادر روشن و آگاهی داشته باشد ، آینده خوبی را می توان برای او پیش بینی کرد . سؤالات بسیار و متناسب رشد و فهم و درک کودک و هم به تناسب سن متفاوت است و برای نمونه در زیر به مواردی از آن اشاره می شود:
1- در شش سال اول: در این دوره نوع پرسش ها حتی با آنچه در هفت سالگی است ، فرق دارد.می گوید من از کجا آمده ام ؟ این اسباب بازی را چه کسی تهیه کرده است؟ حسین کجا رفت چرا؟ آسمان را چه کسی درست کرده است و چرا؟بابا مُرد کجا رفت؟ همان طور که ملاحظه می کنید مبنای پرسش ها روی مبداء و معاد است. کودک می خواهد ببیند که منشأ یک امر چیست؟فرجام آن چه می باشد؟این امر همان مسأله ای است که ما معتقدیم ریشه فطری و نهادی در افراد دارد.سؤالات بسیار و نشان دهنده عطش کودک است و گوش کردن به آن نیاز مند صبر و حوصله است. به نظر برخی از والدین این پرسش ها بی ریشه و بی حساب می آیند ولی اگر کمی تأمل کنند در می یابند که اینچنین نیست.سؤالات معرف رشد کودک و توجه والدین و مخصوصاً مادر به سؤالات و احترام به کودک، سبب ایجاد رشد مذهبی است.
2- در سنین هفت تا ده سال: از هفت سالگی به بعد کم کم تفکر منطقی در کودک رشد می کند و از این نظر سؤالات او عمیق و ریشه دار تر است . پرسش هایی که در مورد خداوند دارد حساب شده است و او هم به سادگی قانع نمی شود . خواستار آن است که پاسخ ها تا حدودی غنی تر باشند ، قاطع تر و استدلالی تر باشند. نوع سؤالاتشان از این قبیل است که مثلاً چرا خدا را نمی بینیم ؟ چطور خدا در همه جا است ؟ خدا چیست ؟ اگر خدا مثل ابر یا نور خورشید نیست پس چه می تواند باشد؟ خدا اگر ما را دوست دارد پس چرا ما را به جهنم می اندازد؟ آدم چطوری در قیامت زنده می شود؟ آیا در قیامت باز هم ما خانه داریم ؟ چرا نمی توانیم خدا را ببینیم ؟ آیا اینکار در قیامت امکان پذیر است؟ چرا خداوندبا ما حرف نمی زند؟ و… .سؤالات کودک بسیار است و تمام نشدنی ، وظیفه مادر است در حد امکان با پاسخ های قانع کننده او را راضی نماید . همچنین پرسش هایی که در رابطه با مرگ و معاد ، بهشت و دوزخ و مسائل عبادی مطرح می شود صادقانه پاسخ گوید و دور از هر ابهامی باشد.
3- در سنین جوانی : پر واضح است که در دوران نوجوانی رشد فکری و عقلی نوجوانان در وضع بهتر است .آگاهی و جهان بینی آنها به نسبت وسیع تر و طبعاً سؤالاتشان در این رابطه پخته تر و ریشه دار تر است .آنچه که ذکرش ضروری تر است این است که مبانی اعتقادی در طول مدت دوران قبل از نوجوانی باید در ذهنشان جای خود را باز کرده باشد . پاسخ هایی که به سؤالات کودکان در قبل از ده سالگی می دهیم در تشکیل این مبانی نقش فوق العاده ای دارد ، ضمن اینکه والدین کودک در ادای حقوق او ناچارند تا این سن حداقل دوره ای مختصر از اصول اعتقادی و راه و رسم عمل دینداری را به او بیاموزند.
فراموش نخواهیم کرد که در سنین نوجوانی سه مسأله در رابطه با مذهب برای فرزندان مطرح است:
1- پیدایش و حضور حس مذهبی و علاقه مندی به مذهب و تعالیم آن ،چانکه او را دلباخته به مذهب می کند.
2- پیدایش تردید در او راجع به آنچه که آموخته است و اینکه به صورت منطقی در پی تجدید نظر است تا صحت آن را مورد تأیید قرار دهد.
3- پیدایش سؤالات متعدد در ذهن او که بیشتر ناشی از همان تردید ها و رشد استدلال و منطق در اوست و او معمولاً به علت غرور و خودخواهی حاضر نیست آنها را در همه حال مطرح کند . مادر باید به صورت مستقیم و غیر مستقیم به سؤالاتش پاسخ گویدو او را وادارد تا آنچه را که در دورن دارد آشکار کند.

 

 

فصل چهارم
شیوه و راهکار های تربیتی

 

 

احترام به شخصیت کودکان
والدین باید بدانند که فرزند آنها از شخصیت والایی بر خوردار است، لذا باید بر اساس معیار های تربیتی از تکریم خاصی بر خوردار باشد، تا بتواند در خود احساس شخصیت نماید و به ارزش وجودی خویش پی ببرد.
گرامی داشتن کودک از جهاتی در تربیت آنها مؤثر است که از اهم آنها می توان امور زیر را برشمرد:
الف) فراهم آمدن زمینه های لازم جهت قدر شناسی کودکان از والدین.
ب) ایجاد دلگرمی برای فرزندان
ج) ایجاد تفاهم مطلوب و سلوک مؤدبانه در کانون خانواده
در شیوه پیشوایان مقدس اسلام همواره می خوانیم که آنان به شخصیت کودکان احترام می گذارند و از توهین به آنها حتی شیر خوارگان نیز جداً خود داری می نمودند.
امّ الفضل ، همسر عباس ابن عبدالمطلب ، دایه امام حسین (ع) می گوید: روزی رسول اکرم(ص) حسین را در ایام طفولیت از من گرفت و در آغوش کشید . کودک به لباس پیامبر بول کرد . من وی را به شدت از پیامبر جدا کردم ، بطوری که گریان شد . پیامبر به من فرمود: امّ الفضل ، آهسته و آرام باش ، لباس مرا آب تطهیر می کند ، اما چه چیزی می تواند غبار کدورت و ناراحتی را از دل کودک بزداید؟!
گاهی برخی از مردم طفل شیر خوار خود را نزد رسول اکرم(ص) می بردند تا حضرت درباره اش دعا کند و یا او را نام گذاری نماید حضرت طفل را به منظور احترام و تجلیل از وابستگانش در آغوش می گرفت و مورد محبت قرار می داد . گاهی هم اتفاق می افتاد که طفل به لباس پیامبر ادرار می کرد و فریاد وابستگان طفل بلند می شد. تا او را از ادرار باز دارند؛ ولی پیامبر آنان را از اینکه با کودک درشتی و تند خویی کنند منع می کرد و می فرمود: با تندی و خشونت از ادرار طفل جلو گیری نکنید . سپس کودک را آزاد می گذارد تا ادرارش را قطع کند.هنگامی که دعا و نام گذاری تمام می شد ، وابستگان طفل در نهایت شادی کودک خود را از پیامبر می گرفتند بدون اینکه کوچکترین آزردگی و ناراحتی در پیامبر احساس نمایند . پس از آنکه آنها خداحافظی می کردند پیامبر لباس خود را می شست. نمونه های از احترام گذاشتن به کودک :
1- سلام کردن به آنها
2- نام آنها را با احترام بردن و برای آنها همچون بزرگسالان حیثیت والایی را در نشت و بر خاست در نظر گرفتن.
3- معاشرت نیکو و مهرورزیدن به او
4- خوشحال کردن کودک
5- نگاه محبت آمیز به او نمودن
6- دلجویی و نوازش او
7- خودداری از ملامت و سرزنش او
8- همبازی شدن با وی

نقش همنشینی و معاشرت در فرزند
یکی از عوامل بسیار مهم در تربیت اخلاقی، همنشینی و معاشرت با نیکان و پرهیز از رفاقت با بدان است.کودکان به دوست و همبازی نیاز دارند تا ارتباطات عاطفی خود را گسترش دهند و از دوستی با همسالان برخوردار بشوند.آنها بدلیل نقش پذیر بودن از رفتار و خرافات همسالان و دوستان خود به شدت اثر می پذیرند تا اندازه ای که گاه ممکن است زحمات پدر و مادر را بر باد دهد و آثار تلاش های آنها را خنثی نماید. خوشبختانه کودکان در مورد دوستان خود تعصب ندارند و می توان با راهنمایی یا در صورت لزوم سخت گیری ، آنها را از همنشینی با همسالان ناشایست باز داشت اما این کار در دوران نوجوانی آسان نیست. نوجوان معمولاً نسبت به دوستان خود تعصب دارد و به سادگی عیب و اشکال آنها را نمی پذیرد. از این رو پدر و مادر باید با هوشیاری کامل ، دوستان فرزندان خود را بررسی کرده و زیر نظر بگیرند و اگر آنها را از جهت اخلاق و ادب و تربیت خانوادگی از شایستگی لازم برخوردار نمی بینند فرزندان خود را از معاشرت با آنها باز دارند.و برای اینکار از روشهای مستقیم و غیر مستقیم استفاده کنند تا حساسیت منفی در آنها بوجود نیاید.بنابراین روش خانواده هایی که فرزندان خود را در معاشرت با دوستان آزاد می گذارند و هیچگونه نظارت ، کنترل و حساسیتی از خودشان نشان نمی دهند،بسیار نادرست و زیانبار است. گاهی دیده می شود که کودکان در رفتن به منزل دوستان و همسایگان از آزادی عمل کامل برخوردارند و پدر و مادر با خوش بینی و بی خبری هیچ گونه کنترلی اعمال نمی کنند . این شیوه ممکن است در زندگی کودکان و بویژه نوجوانان ، خطرات زیادی به دنبال داشته باشد ، بخصوص در مورد دختران که آسیب پذیری بیشتری دارند ، باید با هوشیاری و مراقبت بیشتری عمل کرد . غالباً این نوع رفت و آمد ها را که به دور از نظارت و حضور والدین است ، قابل اعتماد نیست ؛ پدر و مادر باید دقت و هوشیاری بیشتری از خود نشان دهند.
خانواده ها از دیر زمان ، رکن طبیعی و اساسی جوامع انسانی بشمار می رفته که هم با ضروریات زندگی و هم با سرشت و طبیعت انسانی سازگار بوده است. اگر فرزندان بتوانند توافق و سازگاری مناسب داشته باشند و آن را در خانه و با نزدیکان خویش بدرستی تجربه کنند ، در اجتماع بزرگ تر نقش اجتماعی خود را به درستی ایفا می کنند. این نکته مورد توجه حضرت علی (ع) قرار گرفته و به امام حسن(ع) و امام حسین (ع) می فرمایند: يا بني عاشرو الناس عشرة إن غبتم حنّوا اليكم وإن فقدتم بكوا عليكم‏ .
فرزندم ! با مردم به گونه ای معاشرت و ارتباط داشته باشید که اگر از نظرشان دور شدید، دل در هوای شما داشته باشند و اگر مُردید بر شما بگریند.
نکات و رهنمود هایی در تربیت فرزند صالح
 در حضور فرزندتان برخورد مثبت و آرامی از خود بروز دهید . کودکان به شادی و قدرت پدر و مادرشان بسیار متکی اند و از آنها الهام می گیرند. این بدان معنی نیست که حق ندارید گاهی اندوهگین یا خشمگین باشید. این امر اجتناب ناپذیر است ولی کودکان به محیطی امن و آرام و اغلب مثبت نیاز دارند . هیچ کس نمی تواند بیشتر از شما در ایجاد چنین فضایی مؤثر باشد.
 یکی از وظایف پدر و مادر در تربیت فرزند ، پرورش فطرت راستگویی است. والدین موظف هستند تا در خانه طوری رفتار کنند که اطفال به راستی و راستگویی عادت کنند.
 نوازش یکی از دغدغه های روانی کودک است که باید به قدر کافی از آن برخوردار شود و گاهی گریه بچه فقط برای این است که تشنه محبت و نوازش است . بچه ای که در محیط خانواده به قدر کافی محبت دیده است ، تشنه محبت نیست و در مقابل چند جمله ی این و آن ، خود را نمی بازد و شخصیت خود را گم نمی کند.
 والدین موظفند که از کودکی ، قُبح گناه و تنفر مردم از گناهکار را به کودک بفهمانند و در کار های بد او را توبیخ و در کار های خوب او را تشویق نمایند تا شخصیت او احیا شده و موجبات امید واری و دلگرمی آنان فراهم شود البته توبیخ و تحسین بی موقع و بی جا یا پیش از حد ، خود منشأ فنا است.
 والدین توجه داشته باشند که شیطنت کودک در خردسالی ، نشان دهنده زیادی عقل او در بزرگسالی است پس در این مورد نگران نباشند و آن را سرکوب نکنند.
 پدر و مادر هیچگاه نباید تفاوت های فردی کودکان را نادیده بگیرند و نمرات آنها را با هم مقایسه کنند زیرا همین امر موجب ناراحتی و وارد آمدن فشار های روانی بر آنان خواهد شد.
 اگر پدر و مادری به علتی یکی از فرزندان خود را بیشتر از سایرین دوست می دارد، باید این محبت را در دل پنهان دارند و آن را آشکار نکنند . حتی اگر بخواهند یکی از فرزندان را مورد لطف و محبت بیشتر قرار دهند این کار را نباید در حضور سایرکودکان انجام دهند گاهی اینگونه تبعیض ها تا آن حد است که در جمع خانواده حتی فامیل معروف می شود که فلان کودک بیش از سایرین در خانواده مورد مهر و محبت والدین است. اینگونه عملکرد ها ناشی از بی بصیرتی والدین است آنها نمی دانند که با اینگونه رفتار ها چه آسیب های روانی جبران ناپذیری به کودکان خود وارد می آورند.
 اگر پدر یا مادر هیچگونه حرمت یا هیبتی در دل فرزندان خود نداشته باشند یا احیاناً در نظر آنها فردی ضعیف و بی کفایت جلوه کنند ، فرزندان آنها را به حساب نخواهند آورد و نسبت به آنها حرف شنویی نخواهند داشت.
 از حدود چهار سالگی نباید پسران با مادر و دختران با پدر به حمام بروند . به خصوص که نباید پسر بچه ها را از این سنین به حمام های عمومی زنانه بُرد و به گمان اینکه آنها بچه اند و چیزی از این مسائل نمی فهمند آنهای را با صحنه هایی روبرو کرد که بی شک در ذهن و خاطرشان ثبت خواهد شد و موجب رانده شدن آنها به سوی مسائل جنسی می گردد. حتی پدر نباید در محیط خانه پوشش نا مناسب داشته باشد و قسمتهایی از بدن خود را عریان سازد . زیرا این کار در تربیت دختر بچه ها اثرات نا مطلوبی خواهد داشت . بخصوص اگر توجه کنیم که کودکان به مسائل مربوط به جنس مخالف کنجکاو بوده ، چه بسا با نگاه های دزدانه به دنبال کشف اسرار وجود او باشند. از این رو هنگام استحمام ، تعویض لباس ، بیرون آمدن از رختخواب و امثال آن باید دقت و مراقبت کافی به عمل آید تا بدن نبمه عریان در معرض دید و تماشای کودکان قرار نگیرد پوشش نا مناسب مادران یا خواهران در محیط خانه و لا قیدی و بی توجهی آنها در این زمینه موجب رشد پیش رس میل جنسی در پسر بچه ها می شود ، قرآن کریم در آیه 58 سوره ی مبارکه نور توجهی ویژه به این مسئله داشته و حفظ حریم را ضروری میداند .
 اصولاً اعمال روش خشونت آمیز و مستبدانه در تربیت اسلامی امری محکوم است ما تنها در موارد خاصی که به آنها اشاره خواهد شد می توانیم درباره کودکان اعمال خشونت و قدرت کنیم . کودک را با محبت به راه آورید و سر کشی او را از روی مهر و نوازش مهار و او را آرام کنید . عمل خوب و مذهبی کودک را بستایید که این امر خود سبب تداوم رفتا مثبت در کودک خواهد شد. کودکان مصداق لقب سریع الرضا هستند ، با محبتی به راه می آیند ، با تأییدی دل به گرو شما خواهند سپرد. اصولاً در تعبیرات مذهبی ما دین چیزی جز حُب و محبت نیست. شما اصرار نداشته باشید که با هیجانات منفی او را به راه آورید که این امری محال و نشدنی است.
 اولیای کودکان بایدمتوجه این نکته باشند که اگر بخواهند فرزندشان در آینده، حقوق دیگران را محترم بشمارد ، باید از آغاز کودکی به آنها یاد دهند که از حق و حریم خود تجاوز نکنند، مثلاً به آنها بفهمانند که در مغازه نانوایی یا هنگام سوار شدن به اتوبوس یا موقع رفتن به کلاس و خارج شدن از مدرسه نوبت دیگران را رعایت کنند ، تا فرزندشان رفته رفته در یابد که تقدم بی جهت در اینگونه امور ، زرنگی و هنر تلقی نمی شود ، بلکه نوعی تضییع حقوق دیگران و ستم به آنهاست.
 باید به کودکان یاد داد که مقررات مخصوص نشستن بر سر سفره را رعایت کنند و هنگام غذا خوردن رفتاری مناسب داشته باشند ، همچون: کوچک برداشتن لقمه ، خوب جویدن ، به صورت دیگران کم نگاه کردن و… در ساعات معین بر سر سفره حاضر شوند. پیش از غذا و پس از آن دستهای خود را شستن و دندان های خود را مسواک کنند.
 به وعده خود وفا کنید . در اسلام وفای به عهد از علائم ایمان است . از پیامبر اکرم (ص) روایت شده است که فرموده: کودکان را دوست بدارید و با آنان با عطوفت و مهربان باشید ، وقتی به آنها وعده ای می دهید حتماً وفا کنید . زیرا کودکان شما را رزاق خود می پندارند.

«وَ أَوفُو ابا لعهدإِنَّ اَلعهدِ کان مَسئوُلاً» به عهد و پیمان وفادار باشید و بدانید که این امر در پیشگاه خداوند مورد مأخذه و پرسش است.
 برای کودکان خود دعا کنید. حضرت ابراهیم (ع) اینگونه از خداوند فرزندی صالح طلب می کند.« ربّ هب لی من الصّالحین. و بشّرناه بغلامٍ حلیم» خدایا مرا فرزندی از شایستگان ببخش پس ما نیز او را به پسری شکیبا بشارت دادیم.
به قسمتی از دعای امام سجاد (ع) در این باره توجه کنید.
« خدایا بر من منت گذار و فرزندانم را بر من ببخش . بر من منت بنه و ایشان را از نعمت صلاح و صواب محروم مساز و مرا از صلاح و عقیدت و حسن تربیتشان بهره مند فرما و… .
 کودک را در کار های کودکانه خود تمسخر نکنید و کار هایش را احمقانه نخوانید.
 زیاد امر و نهی به فرزند نکنید تا جرأت پیدا نکند جرأت فرزند به والدینش باعث نافرمانی در بزرگی خواهد شد.
 قرآن کریم از یک روش مؤثر تربیتی سخن گفته است.
« آیا کسی که از رضای خدا پیروی کرده همانند کسی است که به خشم و غضب خدا باز گشته؟! و جایگاه او جهنم و کار او بسیار بد است / هر یک از آنها درجه و مقامی در پیشگاه خدا دارند ، خداوند به آنچه انجام می دهند بینا ست.»
در قرآن مجید ، بسیاری از حقایق مربوط به معارف دینی و اخلاقی و اجتماعی در قالب سؤال ، طرح و طرفین مسأله در اختیار شنونده گذارده می شود . تا با فکر خود یکی را انتخاب کند.این روش که باید آن را روش غیر مستقیم نامید، اثر فوق العاده ای در تأثیر برنامه های تربیتی دارد، زیرا انسان، معمولاً به افکار و برداشت های خود از مسائل مختلف، بیش از هر چیز اهمیت می دهد . هنگامی که مسأله به صورت یک مطلب قطعی و جزئی طرح می شودگاهی در مقابل آن ، مقاومت به خرج می دهد و همچون یک فکر بیگانه به آن می نگرد ولی هنگامی که به صورت سؤال طرح می شود و پاسخ را از درون وجدان و قلب خود بشنود آن را فکر و تشخیص خود می داند و به عنوان «یک فکر و طرح آشنا» به آن می نگرد . لذا در مقابل آن مقاومت به خرج نمی دهد، این طرز تعلیم خصوصاً در برابر افراد لجوج و همچنین در برابر کودکان مؤثر است.
در قرآن کریم از این روش استفاده فراوان شده که به یک نمونه از آن در اینجا اشاره می کنیم:
«هَلْ يَسْتَوِي الَّذينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذينَ لا يَعْلَمُونَ»
«آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند یکسانند؟!»
«يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ»
ای مردم! اندرزی از سوی پروردگارتان برای شما آمده است؛ و درمانی برای آنچه در سینه هاست؛ و هدایت و رحمتی برای مؤمنان
این آیه چهار مرحله از مراحل تربیت و تکامل انسان را در سایه قرآن شرح می دهد:
1 - مرحله ی « موعظه و اندرز »
2- مرحله ی « پاکسازی روح از انواع رذائل اخلاقی » .
3- مرحله ی « هدایت » ، که پس از پاکسازی انجام می گیرد .
4 - مرحله ایکه انسان ، لیاقت آن را پیدا کرده که مشمول رحمت و نعمت پروردگار شود .
هر یک از این مراحل به دنبال دیگری قرار دارد ، و جالب این که : تمام آنها در پرتو قرآن انجام می گیرد :
قرآن است همه انسان ها را اندرز می دهد .
قرآن است که زنگار گناه و صفات زشت را از قلب آنها می شوید .
قرآن است که نور هدایت را به دل ها می تاباند .
و نیز قرآن است که نعمت های الهی را بر فرد و جامعه نازل می گرداند .
والدین می توانند با استفاده از این آیه و خود قرآن به تربیت معنوی فرزندان بپردازند.

 


قرآن محور آموزش کودکان
از پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل است که فرمود: « خیارکم من تعلم القرآن و علمه» بهترین شما کسی است که قرآن را بیاموزد و آن را آموزش دهد .
در شرح حال بزرگان ادب و فقه غالباً دیده می شود که آنها در هنگام کودکی به تعلم قرآن اشتغال داشته اند.خواجه عبدالله انصاری در شرح حال خود گفته است « در هنگام کودکی به مقرمی شدمی و قرآن خواندمی و چون باز آمدی به درس شدمی» .
و سعدی در گلستان ، عبارتی بر این امر دارد ، آن جا که می گوید: یاد دارم در ایام طفولیت مستبد بوده و شب خیز و مولع زهد و پرهیز ، شبی در خدمت پدر نشسته بودم و همه شب دیده بر هم نبسته و مصحف عزیز ( قرآن ) بر کنار گرفته.
اگر نظری به مواد آموزشی در مکاتب بیندازیم ، معلوم می شود سرچشمه غایتی که این مواد را تعیین کرد، دین می باشد، چرا که در سر چشمه مواد آموزشی ، قرآن قرار داشت که کودکان آن را از طریق خواندن و نوشتن حفظ می کردند . به محض اینکه کودک واجد شرایط و ادراک می گشت ، او را به مکتب می فرستادند که به لحاظ میزان سن در حدود 5 و 7 سالگی ، مرسوم بود.
معصومان(ع) خواندن قرآن را به کودکان می آموختند ( نقل شده است « عبدالرحمان بن سلمی» به فرزند امام حسین (ع) سوره حمد را آموخت . هنگامی که فرزند امام (ع) سوره حمد را بر امام خواند امام به عبدالرحمان هزار دینار و هزار حلّه عطا کرد و دهانش را پر از دُر کرد.) این سیره به روشنی دلالت دارد که امام (ع) به آموزش قرآن به فرزندانش اهتمام داشته است . از نامه امیر المؤمنین (ع)به امام حسین (ع) نیز بر می آید که ایشان نیز قرآن را به امام حسین(ع) در کودکی آموخته است.
در آن نامه می خوانیم :« آموزش تو را با کتاب خدا تفسیر آن و با آموزش شرایع اسلام و احکام و حلال و حرام آن آغاز کردم» همچنین در روایتی از پیامبر آمده است : کسی که به فرزندش قرآن بیاموزد ، گویی ده هزار حج انجام داده است.
معصومان تنها به آموزش قرآن به کودکان اکتفا نمی کردند ، بلکه علاوه بر آن ، کودکان را به قرائت آن وا دار می کردند تا با قرآن انس بگیرند و به آن عادت کنند . با اینکه معصومان به عادت دادن کودکان به قرأت و قرآن اهتمام داشتند اما در این کار سختگیری نمی کردند و به کودکان اجازه می دانند برخی آداب قرآن را رعایت نکنند.
به عنوان مثال برای کودکانی که می خواستند قرآن بخوانند ، وضو گرفتن را به عنوان شرط اجباری مطرح نمی کردند. اکنون این پرسش مطرح می شود که آیا در این تأکید ها ملاحظات تربیتی ویژه ای لحاظ شده است؟ پاسخ این است که نخست :آنکه یادگیری قرآن نیازمند تکرار است و با یک بار خواندن ، آموختن صورت نمی گیرد.دوم: آنکه قرآن با کتاب هایی که بشر نوشته تفاوت دارد؛ شاید بتوان تمام مطالب کتاب های عادی را با یک بار خواندن درک کرد و فهمید ، اما قرآن کتابی است که« ظاهری و باطنی ؛ ظاهرش حکم ودستور و باطنش علم و معرفت است ، ظاهرش نیکو و زیبا و باطنش پر عمق و ژرف است عجایبش شمردنی و غرایبش کهنه شدنی نیست، چراغ های هدایت و علایم و نشانه های حکمت در آن است.»
بنابراین فهم قرآن نیازمند تلاوت قرآن و تکرار آن است ؛ از این رو در روایات بسیاری مسلمانان به تلاوت قرآن توصیه شده اند پیامبر اکرم(ص) به کثیر می فرماید: فرزندم از قرائت قرآن غفلت مکن که قرآن قلب را زنده می کند و از زشتی ها و نا پسندیها باز می دارد.
سوم: آن که تأثیر قرآن در شکل گیری شخصیت انسان نیازمند تلاوت مکرر است ؛ زیرا شکل گیری شخصیت در انسان فرایندی تدریجی است . با توجه به سه مطلب بالا تلاوت مکرر قرآن برای نیل به هدف آموزش قرآن ضروری است.
حفظ و فرا گیری اشعاری که به طرز زیبا و لطیفی مضامین دینی و قرآنی را در بر می گیرند و گوش دادن به آیات قرآنی با صوت و آهنگ زیبایی خوانده شده باشد و نیز حفظ سوره های کوتاه قرآن کریم با توجه به قدرت حافظه در دوره دبستانی در پرورش روحیه دینی کودکان مؤثرند.
اصولاً اگر فضای خانه آمیخته با ارزشهای معنوی کودکان باشد به صورت مستقیم و به صورت مشاهده ای از این جّو معنوی متأثر می شوند و علایق دینی در آنها به طور طبیعی پرورش می یابد.

 

روش های آموزش نماز و روزه به کودکان
قرآن نماز را عامل دوری از فحشاء و اعمال زشت بیان می کند «إِنَّ الصَّلَوةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ وَ‌الْمُنكَر»پس در کودکان عشق و علاقه به نماز ایجاد کنیم.
نماز بر خلاف ظاهر ساده اش مظهر کامل دین بوده و نیز تدّین نماز گزار است .آیا دین، چیزی جز شناختن خداوند متعال و تسلیم محض بودن نماز گزار در برابر خداوند قادر متعال و حکیم و علیم است ؟!
درست است که کودکان توان معرفت خدا را چنان که بزرگسالان دارند ندارند، اما توان درک محدود از خداوند را دارا هستند . از این رو قبل از آموزش نماز ، کودک باید تا حدودی با معبود خود آشنا شود.
ایجاد عادت به نماز اگر تنها متوجه آن باشد که کودک، اعمال و اوراد نماز را در موقع معینی و با رعایت شرایط لازم بیاموزد و به آن خو گیرد ، با هدف نماز که یاد خدا و تقویت عبودیت است ، منافات دارد، زیرا چنین فردی همانند ماشین خواهد شد که در مواقع خاص اعمالی را بدون اراده و آگاهی تکرار می کند. درست است که کودک از چنان رشد برخوردار نیست ، که بتواند رموز و اسرار نماز را درک کند و چنان انتظاری هم از کودک معقول نیست ، اما این نیز مجوز ایجاد عادت مکانیکی نماز در کودک نیست . برای مصون ماندن از آسیب در روایات یک راه حل ارائه شده و آن اینکه زمانی کودک را نماز بیاموزیم که توان فهم اجمالی را داشته باشد. کودکی که می تواند دست چپ و راست خود را تشخیص دهد.می توان تصوری ، هر چند مبهم از اصل نماز که اظهار خضوع و خشوع در برابر خالق یکتاست داشته باشد، از این رو توصیه شده در سن 5-6 سالگی که کودک از چنین فهمی برخوردار می شود، آموزش نماز شروع شود. در این سن ،کودک تنها با روح عبودیت و عصاره نماز که سجده در مقابل خداوند یکتاست آشنا می شودو یک سال بر همین منوال عمل و تمرین می کند به علاوه ، در طول مدت آموزش نماز ، فواید و آثار و اسرار نماز نیز در حد فهم کودک بیان می شود.

معصومان (ع) آموزش نماز به صورت کامل و استفاده از تنبیه بدنی را تنها در 9 یا 10 سالگی و بعد از آن هم در صورت نا کار آمدی سایر روش ها ، اجازه داده اند؛ زیرا در این سنین قدرت فهم کودک به صورت قابل توجهی افزایش یافته است.
روش اساسی در برنامه ریزی آموزش روزه ، تمرین و تکرار ، به منظور ایجاد عادت به روزه داری است. در روایتی از امام صادق(ع) به این موضوع تصریح شده است. امام (ع) در آن روایت می فرماید: ما فرزندانمان را درهفت سالگی امر به روزه گرفتن می کنیم … تا به روزه داری عادت کنند و توان آن را پیدا کنند.
اما باید توجه داشت که تربیت بر اساس عادت که در این روایت به آن توصیه شده است ، با تربیت بر پایه آگاهی و شناخت ناسازگار نیست ؛ زیرا بسیاری از کار هایی که ما انسان ها در زندگی روزمره انجام می دهیم بر اساس عادت است . مهم این است که ایجاد عادتی خاص ؛ امری معقول باشد . و فرد ، آگاهانه به آن کار اقدام کند . در این صورت ، تربیت بر پایه عادت نه تنها مضموم نیست بلکه امری پسندیده نیز هست.در آموزش روزه نیز این مطلب مورد توجه بوده است: اولاً خود روزه گرفتن یکی از وظایف لازم و ضروری برای هر فرد مسلمان است و عادت به روزه داری شرط ضروری برای ادای این وظیفه است. ثانیاً زمانی اقدام به ایجاد عادت در کودک می شود که از توانایی لازم برای درک آن برخوردار باشد.
امام کاظم (ع) در جواب سؤال فردی که از او پرسید : چه زمانی روزه بر کودک لازم است ؟ فرمود : هرگاه نزدیک به بلوغ باشد و نماز و روزه را بشناسد. از این روایت بر می آید که آموزش روزه زمانی صورت می گیرد که کودک می داند روزه چیست و چرا باید روزه بگیرد . به همین سبب فقها نیز فتوا داده اند که مستحب است کودک ممیّز ، تمرین روزه داری کند .
وا داشتن پسران ودختران به انجام تکالیف دینی لازم است که با نرمی و مهربانی و تشویق همراه باشد و تکلیف شاقّ از آنها خواسته نشود ، به خصوص دختران که زود تر از پسران به سن تکلیف می رسند ولی در عین حال والدین با جدیت در این موارد عمل کنند ، به طوری که کودک احساس نکند که تکالیف دینی اموری جدی یا ضروری نیستند.
هنر مادر این است که جنبه به ظاهر متضاد را در یکجا جمع کند یعنی هم جدی و هم رئوف و مهربان باشد تا بتواند کودک را به انجام فرائض دینی وادارد. در مورد روزه گرفتن هم وضع به همین تربیت است . بهتر است کودک قبل از رسیدن به مرحله تکلیف کم کم با روزه آشنا شود و زمینه برای انجام آن بعد از سن تکلیف آماده شود. بیدار کردن کودکان برای خوردن سحری و تشویق آنها به روزه (کله گنجشکی) و در نظر گرفتن جایزه برای آن بسیار مفید است. تجربه نشان داده است که کودکان معمولاً از این برنامه لذت می برند و با شوق از آن استقبال می کنند . در هر حال انجام تکالیف دینی نباید تا زمان بلوغ مشکلی از این نظر به وجود نیاید. بیشتر کسانی که در سنین بالاتر وظایف عبادی خود را انجام نمی دهند بی اعتقادی به مبادی دینی نیستند بلکه آنها معمولاً کسانی هستند که قبلاً ورزیدگی و آمادگی لازم را به دست نیاورده اند لذا اراده آنها تابع اعتقادات آنها نیست ، یعنی فاصله و شکافی بین فکر و عمل آنها وجود دارد.
مگر اینکه از ایمان محکمتر و اعتقادی قوی تر برخوردار شوند اما با ایمان در سطح معمول و اعتقاد عادی معمولاً غلبه بر مقاومت های درونی و نفسانی کار آسانی نیست.
بنابراین استدلال کسانی که معتقدند طفل پس از رسیدن به حد تشخیص ، خود باید مسیر خویش را انتخاب کند و نباید پیشاپیش عادت به برخی امور از جمله تکلیف دینی را در او به وجود آورد ، به هیچ وجه درست نیست . اگر این استدلال ، صحیح باشد ، باید تربیت را تا رسیدن به سن تشخیص تعطیل کرد.حال آنکه تربیت به یک معنا چیزی جز ایجاد عادت در کودکی نیست . این عادتها اراده انسان را از مقاومت های درونی آزاد می سازد و تابع عقل او می گرداند ، مانند عادت به سحر خیزی . کسی که به سحر خیزی عادت کرده است اگر فقط سحر خیزی کند ، به راحتی از عهده انجام آن بر می آیداما اگر چنین عادتی در او به وجود نیامده باشد انجام آن برای او بسیار دشوار است و چه بسا اراده او تابع عقل او نشود و به چنان کاری توفیق نیابد به خصوص در دوره دبستانی که دوره ایجاد عادت مطلوب است نباید از این امر غفلت کرد.
کودک و محافل مذهبی و معنوی
مسأله دیگر ، شرکت دادن کودکان در مراسمات دینی است . همراه بردن کودک به مسجد، هرچند در نماز جماعت شرکت نکند یا مراسم عزاداری در ماه محرم یا مناسبات مذهبی دیگر از قبیل شرکت در نماز عید فطر و جشنهای مذهبی که معمولاً مورد علاقه کودکان هستند ، برای پرورش عواطف دینی کودکان بسیار مفید است . هرچند باید دقت کرد که این نوع برنامه ها فراتر از طاقت و حوصله آنها نباشد و آنان را خسته نکند .اصولاً باید به این نکته توجه داشت که احساس مذهبی یکی از عمیق ترین احساسات و گرایشات فطری در انسان است که اگر زمینه برای شکوفایی آن فراهم باشد با سرعت رشد می کند.

بچه ها دوست دارند که در مجالس مذهبی رشد یابند و در بین جمع باشند و اعمال و رفتار گروهی را در مذهب ببینند. سرود های دسته جمعی ، شعر ها، دعاها، آرزوها، مرثیه خواندن های مذهبی ، نماز جماعت و دیگر اموری از این قبیل برای طفل بسیار لذت بخش است .بحث های دو جانبه ، گفتگوها ، جسات و مراسم به خصوص آنگاه که در پی آن چای و شیرینی ، پذیرایی و غذایی هم مطرح باشد . برای طفل لذت بخش است. در جلسات مذهبی کام او را شیرین کنید و از لذت های حلال او را بهره مند سازید . همیشه اشک وناله و بر سر و سینه زدن نباشد که طفل از آن چندان خشنود نیست . بگذارید تا او علاقه مند شود و بار دیگر همراهتان به جلسه بیاید و در ضمن خوردن چای و شیرینی چهار کلمه بشنود و یکی دو کلمه آن را یاد بگیرد و به هر حال کاری کنید که مذهب برای او کاری غم انگیز و دردناک نباشد و تنفر و انزجار در او ایجاد ننماید.
راههای ایجاد محبت اهل بیت (ع) در کودکان
1- استفاده از علاقه و محبوبیت، یعنی بیان این مطلب برای کودک که رابطه با ائمه(ع) باعث می شود محبوب خدا وائمه باشد و اینکه محبوب خدا شدن در سایه مودت اهل بیت است.
2- بیان نیازمندی و بهرمندی از این محبت، انسان معمولاً مجذوب کسی یا جایی می شود که گره از کار او بگشاید و بهره ای به او برساند و ائمه (ع) در آنجا که به شدت گرفتار و نیازمندیم به یاری ما می آیند.
رسول اکرم (ص) منقول است که : حُبِّي وَ حُبُّ اَهْلِ بَيْتي نَافِعٌ في سَبْعَةِ مَوَاطِنَ اَهْوَالُهُنَّ عَظيمَةٌ عِنْدَ الْوَفَاةِ وَ في الْقَبْرِ وَ عِنْدَ النُّشُورِ وَ عِنْدَ الْكِتَابِ وَ عِنْدَ الْحِسَابِ وَ عِنْدَ الْميزَانِ وَ عِنْدَ الصِّرَاطِ..« حب من و حب اهل بیت من در هفت جا که اضطراب آن بسیار زیاد است نافع می باشد : هنگام وفات، در قبر، هنگام نامه عمل، هنگام حساب ، هنگام میزان و هنگام صراط.
3- شرکت دادن کودکان در مجالس و محافل دینی و مراسمات اهل بیت (ع)
4- باید کوشید شخصیت ، زندگی و خاطره اهل بیت (ع) و مراسم ومجالسشان ، در ذهن کودکان خاطره خوش بر جای بگذارد . اگر جشن گرفتن ، شیرنی دادن، عیدی دادن، و جشن تکلیف اهدای مدال و تشویق ها در روز تولد معصومین(ع) باشد، خواه ناخواه ، به صورت غیر مستقیم تأثیر خواهد گذاشت.
5- ایجاد فضای روحی و معنوی ، چه بسا اگر کودک را به حال خود رها کنیم به این سمت و جهت کشیده نشود و به مجالس دعا و توسل نیایند ولی اگر ترتیبی دهیم که در این فضا قرار گیرند جذب می شوند . برای مثال اردوهای فرهنگی و زیارتی ، دیدار از حرم ها، ملاقات با شخصیت های معنوی و اهل بیتی ، قرار گرفتن در جمع دوستداران اهل بیت، شرکت در مجالس باحال می تواند در ایجاد محبت اهل بیت مؤثر باشد.
6- بیان فضیلت دوستی آل پیامبر (ص) مانند: « اَلا وَ مَن ماتَ على حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ ماتَ شَهيداً»آگاه باشید که هرکس بر حب آل محمد بمیرد شهید است.

تأثیر و اندرز و پرهیز از ملامت در تربیت فرزند
قوام و پایداری حیات بشری به پند و اندرز وابسته است . هیچ انسانی از پند و اندرز بی نیاز نیست . یکی از وظایف انسان ها و حق آنان به یکدیگر ، نصیحت و یادآوری و تذکر است ، تذکر خوبی ها و بدی ها ، پرهیز دادن فرزندان از گرفتار شدن به بدبختی ها و به چیزهایی که امکان دارد نا آگاهی و فراموشی به آنها موجب بدبختی جبران ناپذیر برای انسان باشد . پند، بهترین راهی است که برای تربیت صحیح فرزند مفید است و آن هم برای خود راه و روشی دارد. بیان خوبی ها و نشان دادن نتایج وخیم زشتی ها و انحرافات به صورت نقل داستان و قصه بیان سرگذشت پیشینیان، از خوبی و بدی ، یکی از روش های خداوند برای تربیت انسان ها ، بلکه همه روش هایی که در قرآن قید شده جنبه اندرز و پند و نصیحت دارد. خدای تعالی در یکی از خطابات خود به رسول اکرم(ص) فرمود:« وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَى تَنفَعُ الْمُؤْمِنِينَ» یادآوری کن که یادآوری به مؤمنان سود می بخشد و در جای دیگر فرموده است:« یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءتْکُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّکُمْ وَشِفَاء لِّمَا فِی الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ » اگر پند و اندرز معقول و منطقی بوده و دور از تحکم و فرمانروایی و مستبدانه باشد و موجب حیات و ماندگاری دلهاست و صیقل بخش روح و جلادهنده ی قلبهاست. البته انسان ناصح و والدینی که این روش رابه کار می گیرند باید به زمان و وقت اقتضای موقع نصیحت توجه کنند.لجاجت، درشتی، عصبانیت، عقاب و خطاب تند و خشن ، بدترین نحوه اندرز دادن است و همین طور وضعیت و موقعیت کودک و فرزند هم باید ملاحظه شود . بهترین روش آن است که انسان بدون زمینه قبلی و بدون غرض آن را انجام دهد . اگر انسان خلافی از فرزند خود ببیند ،باید قُبح آن را به فرزندش متذکر شود .ناگفته نماند که نباید پند و اندرز با ملامت و سرزنش یکسان شود که دو مقوله جدا از هم هستند . تذکر برای فرد متخلف با اندرز عادی که جهت پیشگیری انجام می شود فرق دارد. اندرز می تواند در جمع کودکان و خانواده باشد و در هر موقع مناسبی که امکان داشته باشد ، انجام گیرد و بهتر است که موارد خاص که فرزند احتیاج به تذکر دارد در خفا انجام گرفته و به دور از جمع و حضور فرد یا افرادی که فرزند دوست ندارد آنها متوجه شوند باشد. رسول اکرم(ص) فرمود از نصیحت کردن فرزند در حضور دیگران خودداری کنید که نه تنها نتیجه بخش نیست بلکه موجب لجاجت فرزند می شود.حضرت امام علی (ع) فرمود: نصیحت کردن تو در حضور دیگران ، سرزنش محسوب می شود . پند و اندرز جلوی کارهایی را که انسان به خاطر آن سرزنش می شود ، می گیرد .خداوند متعال در قرآن کریم ، یکی از وظایف رسول اکرم (ص) را بشارت و اندرز معرفی کرده است.
بشارت برای عاقبت نیک کارهای خوب و اندرز برای نتایج زشت افعال قبیح . سپس خداوند در جای دیگر به رسول اکرم(ص) فرمود: ای پیامبر! وظیفه تو ابلاغ است . بشارت و اندرز کار توست . وقتی که امت متوجه نتایج و عاقبت کارهایشان شدند دیگر تکلیفی ندارند جز اینکه پیوسته تذکر بدهی.
وقتی که انسان به وظایف خود آشنا باشند و بشارت و اندرز داده شوند، کمتر دچار خطا میشوندو در صورت ارتکاب به خطا دیگر نیازی به ملامت و سرزنش ندارند زیرا اگر جرم بزرگی مرتکب شوند، کارشان با دادگاه و حاکم است . بنابراین نیازی به سرزنش ندارند. در مباحث فقهی نیز آمده است که با مجرم غیر از مجازات قانونی نباید برخورد شود . در مورد فرزند هم همین طور است. اگر راه ها خوب نشان داده شوند تذکر و موعظه و پند در خود پیش از بروز واقعه ای بزرگ انجام می گیرد. در صورت ارتکاب خلاف جزئی نباید سرزنش شود . از ملامت و سرزنش با درشتی و تحکم و عصبانیت و به رخ کشیدن خدمات پیشین و یا به رخ آوردن دیگران نهی شده است. چنانکه از حضرت علی(ع) در غررالحکم آمده است که: زیاده روی در سرزنش، آتش لجاجت را شعله ور می کند . پس پدر و مادر در آغاز باید خلاف فرزندان را نادیده بگیرند ولی بیشتر مراقبت کنند تا قبح کارهای خلاف و عاقبت زیانبار آنها را به فرزندان یادآور شوند و در مقابل خلافکاری و خطا کاری فرزندان، از سرزنش پرهیز کنند.
در درون آدمی پاره ای انگیزه های فطری وجود دارد که همیشه نیازمند به ارشاد است ، و این کار جز از طریق پند و اندرز میسر نمی شود.حضرت علی (ع) درباره اهمیت و نقش این روش به فرزندش چنین می فرماید: «فرزند عزیز ،من هرگز در انجام وظیفه نصیحت نسبت به تو کوتاهی نکردم و در اندرز گفتن به تو مسامحه ننموده ام . ولی مطمئن باش که تو هر قدر در راه خیر و صلاح خود بکوشی افکارت به پایه اندیشه های پدر آزموده ات نخواهد رسید.
گاه ممکن است کودک موجود شروری باشد این شرارت هیچ ربطی به خانه یا مدرسه اش نداشته باشد . به ناچار باید در این مورد به کودک پند و اندرز داد تا به راه صواب و خلق و خوی نیکو برگردد . پند و اندرز اگر لطیف و ملایم باشد ، عامل مهمی در جهت تربیت و پاکسازی نفس قلمداد می شود .
« بو علی سینا در سن 18 سالگی قادر به فراغ از علوم عصر خود شد ، و در طب به معالجات عجیب و کشف طرق جدید نایل گردید . نقص عمده ابو علی سینا در این بود که از گفتار زشت و سخنان تند نسبت به فضلای معاصر خود و گاه نسبت به قدما خود داری نمی کرد.»
« ابو علی مسکویه» صاحب کتاب تربیتی و اخلاقی « طهارت الاعراق» از دانشمندان معروف آن زمان بود. روزی ابن سینا در محضر درس وی حاضر شد و گستاخانه گردویی به جلوی او افکند و از او خواست که مساحت آن را حساب کند . ابوعلی مسکویه قسمتی از کتاب مذکور را در جلوی او گذاشت و گفت ای جوان! تو به اصلاح اخلاق خود بیشتر نیازمندی .نخست سطح گردو را برای تو حساب کنم؟! نوشته اند : این جمله برای تمام عمر ، راهنمای اخلاق و تربیتی بو علی سینا گردید و با به خاطر سپردن آن هرگز از جاده صحیح زندگی خارج نگردید.

تأثیرات تشویق و تنبیه در تربیت کودکان
گاهی کودک دو رکعت نماز شکسته ی بسته ای را در گوشه ای می خواند و شاید برای خود نمایی و یا جلب محبت شما به نزدتان می آید و به شما می گوید نماز خواندم! در برابر این عمل او بی تفاوت نباشید ضمن اینکه می کوشید تا خود نمایی او اوج نگرید و ریشه دار نشود، او را تشویق کنید و کار او را مورد ستایش قرار دهید و بگذارید که این امر در او ریشه دار شود.
ما شک نداریم که تشویق باید در او به حدی متعارف باشد که خود را از شما طلبکار نداند ولی در عین حال دل کوچک کودک را هم در نظر دارید . شما به عنوان پدر یا مادر و دنیای او هستید . آرزو های کودک به شما وصل است و آفرین و مرحبای شما دل کوچکش را شاد می کند و او را به وجد می آورد.
1- اعمال قدرت و خشونت(تنبیه) :ما در عین حال منکر آن نیستیم که در موارد تخلف و یا در آنگاه که طفل بخواهد از مرز خود تجاوز کند و یا امر و نهی شما را نادیده گیرد می بایست او را به راه آورید و این هدایت بهتر است از طریق محبت باشد و در آنگاه که سود ندارد از راه اعمال قدرت و سندیّت.
بنای تربیت شما باید طوری باشد که فرزندان تا حدود 10 سالگی در امر مذهب خودکار و خود گردان بار آیند و نیازی به امر و نهی شما در انجام اعمال مذهبی نداشته باشند . خودش نماز بخواند اگر چه بر پسر در آن سن واجب نیست و اگر کوتاهی کرد پس از موعظه ها و تذکر می توان به تنبیهش پرداخت . اعمال از حدود قبل از 8 سالگی به کودک ممکن است موجبات سرخوردگی او از مذهب را فراهم آورد و روح کودک را آزرده سازد و حتی در مواردی ممکن است که نتایجی معکوس به بار آورد ولی پس از این سنین اعمال فشار به صورتی اندیشیده و به جا عیبی نخواهد داشت. اگر کودکی فلان فرمانی را از مادر برده ، عمل و زحمات او مورد تقدیر قرار گیرد.
2-تشویق و مهرورزی به شرط لیاقت باشد.: چه بسیار مهرورزی و تشویقاتی که کودک در خود آن نیست و اگر درباره او به عمل آید خودش آن را قبول ندارد و نمی پذیرد و حتی درباره هوش و خرد مرّبی تردید وا می دارد . بدین نظر تا زمینه لیاقتی در این امر فراهم نیامده به تشویق پرداخت.
3-تشویق و مهرورزی به اندازه باشد: مهرورزی و تشویق خوب است به شرطی که درباره آن افراط نشود و میزان قدر دانی به میزان کار و تلاش او بستگی داشته باشد . اغراق در مدح و ذم اشتباه است.
حضرت علی (ع) می فرمایند :« نه چندان مدح و ثنا که بیش از استحقاق باشد و نه چندان مه نشانه عجز و یا حسادت ثناگو باشد.»
4-تشویق و مهرورزی به موقع باشد: این امر آن چنان در کودک مؤثر است که گاهی مسیر زندگی او را عوض می کند ، امید را در دل او زنده و او را در ادامه راهی که در پیش دارد بیش از بیش کوشا می سازد.
5-تشویق صورت رشوه به خود نگیرد: از خطاهای تربیتی یکی این است که کودک را برای انجام کارهایش وعده دهند . مثلاً مادر به کودک بگوید اگر فلان کار را انجام دهی به تو 10 ریال می دهم ، یا فلان اسباب بازی را برای تو می خرم . این وعده وعید ها کم کم کار را به چانه زدن می کشاند و عمل را از جنبه وظیفه ای بودن خارج می سازد. از سوی دیگر مادری که فرزندش می گوید« اگر برادرت را اذیت نکنی برایت شکلات می خرم » به طور ضمن به او فهمانده است هر وقت که مادر شکلات نداده او در آزار و اذیت برادرش محقّ است. عموماً کودک سعی دارد از راه عمل خلاف و یا لااقل تظاهر به آن ، مادر را وادارد که دستوراتش را عملی کند. و این از دور اندیشی دور و موجب زحمت و مشقت بعدی است.
6-تشویق و مهرورزی به صورت غیر مستقیم باشد: زیرا روش مستقیم آن اغلب توقع آفرین و آزار دهنده است. مادر باید عملاً از روی رفتار و چهره آثار رضایت خود را به او نشان دهد و در ضمن داستان ها و یا محبت های خود مراتب رضایت خویش را به او اعلام دارد.
7-تشویق و مهرورزی صورت معنوی داشته باشد: تا حدودی که ممکن است ازدادن پول و خوردنی به عنوان تقدیر از طفل باید خودداری به عمل آید،حتی به کودک باید بفهماند که پاداش انجام وظیفه ، قدردانی دیگران نیست بلکه رضای وجدان است . یک نگاه ساده و مسرت آمیز حتی بیش از غذای مورد نظر کودک او را به خود جلب می کند.
8-حدود استنباط کودک باید مورد نظر باشد: در ابراز محبت، در تشویق و تحسین باید از کلمات و لغاتی استفاده کند که کودک آن را دریابد و یا اگر مناسب برای او رتبه و مقامی قائل شود از نوعی باشد که طفل آن را بفهمد و تصوری از آن برای خود داشته و آن را در یابد.
از اساسی ترین اموری که پایه های شخصیت کودک بر آن بنا شده است « غریزه حب ذات» است . یکی از راه های ارضای صحیح این نیاز فطری ، تشویق و تمحید رفتار پسندیده ای است که کودک انجام داده است . چه بسا کودکان به واسطه نداشتن مشوقی دلسوز از استعداد های خدادادی بی خبر و بی بهره بمانند. تشویق بر خلاف تنبیه ( که در برخی موارد باز دارنده است) از عوامل وادار کننده است، و در ایجاد رغبت و بذل توجه بیشتر کودک به تحرک به کار انداختن نیروی استعداد و افزایش دقت و نیز افزایش استقامت وی ، تأثیر غیر قابل انکاری دارد . اقدامی که کودک برای تشویق انجام می دهد ، کاملاً ارادی است . لیکن تنبیه که به عکس با تکیه بر سلاح ترس است ، در برخی موارد یک نوع رکود در کودک ایجاد می کند ؛ بدین معنی که کودک جرأت مبادرت به هر کاری را از دست می دهد .
در تشویق کودکان باید به سه عامل توجه داشت:
الف) سن و سال کودک
ب) درک و فهم کودک
ج) نوع عمل کودک
از آنجا که کودک در هر مرحله از رشد دارای تمایلات مختلفی است، و اعمال ویژه ای از وی صادر می شود ، مادر در امر تشویق کودک باید ، به عوامل مذکور توجه نماید و در هر مرحله سنی مایه رغبت او را فراهم آورد . در تربیت کودک گاهی تنبیه ضرورت پیدا می کند ، و ممکن است محرک واقع گردد.
مردی نزد امام موسی بن جعفر (ع) از فرزند خویش شکایت کرد ، حضرت فرمود: « فرزندت را نزن ولی برای ادب کردنش با او قهر کن، و مواظب باش قهرت طول نکشد بلکه زود آشتی کن.»

داستان سرایی یکی از روش های تربیتی
نقل حکایت و داستان ها از جمله هنر های زیباست که در انتقال تمدن و فرهنگ گذشته به فرزندان نقش بسزایی دارد ؛ چه از این طریق می توان تاریخ و آداب رسوم را به وسیله داستان به کودکان تلقین کرد و آنها را به طور غیر مستقیم به فضایل اخلاقی دعوت نمود . داستان با زبان بی زبانیش وسیله ای برای ظهور وجدان پاک و خصلت مطلوب و پسندیده در کودک است و این امر وابسته به درجه نفوذ و تأثیر داستان در آنان دارد.
از طریق داستان سرایی بسیاری از مفاهیم مانند حق دوستی ایمان ، رسوا جلوه دادن کار زشت و … . را می توان به کودک القاء کرد . این داستان باید دارای خصوصیاتی باشد از جمله :
 قصه جلوه ی خدایی داشته باشد و به قصد تربیت و تذکر بیان شود.
 به شرایط عقلی و روحی و سنی شنونده توجه شود.
 افراط و تفریط ، دروغ و شایعه و فرار از حقیقت ها نباشد.
 پاسخگوی سؤالات ذهنی شنونده باشد.
 بهترین قصه انتخاب شود . همان طور که خداوند نیز می فرماید:« نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ» ما بهترین قصه رابرای تو حکایت می کنیم.
 شخصیت داستان ها دور از هرگونه انحراف باشد.
 داستان ها کوتاه باشد.

 

نتیجه گیری:
زن در اسلام جایگاه والایی دارد که آیات و روایات متعددی این ادعا را اثبات کرده اند. ولی برخی از زنان متأسفانه مقام خود را پایین گرفته و به آن اهمیتی نمی دهند و به جای اینکه به وظیفه مادری بپردازند خود را مشغول مسائل بیهوده می کنند در صورتی که خداوند فرزند را امانت خویش می داند و زن مؤظف است به عنوان یک مادر خیانت در این امانت نکرده و آن را به نحو احسن همان گونه که خداوند از او می خواهد ، تربیت کند . برای اینکه این هدف محقق شود باید مراقبت از نفس صورت بگیرد که نیازمند پرهیز از گناه وپلیدی است. کوچکترین اعمال مادر در تربیت فرزندش چه قبل از بارداری ، چه در حین بارداری و چه بعد از تولد فرزند در او اثر بسزایی دارد و همین امر موجب شده که امام (ره) می گوید: زن مربی انسان است .
و این گفته که از دامن زن مرد به معراج می رود الحق و الانصاف بجاست.
اما متأسفانه برخی مادران تنها به رشد جسمی کودک اهمت می دهند و برای رشد روحی و روانی فرزندشان نه تلاشی می کنند و نه به دنبال جمع آوری و کسب اطلاعات در این باره هستند در واقع علم مادران و شاید گفته شود جامعه نسبت به اهمیت این مطلب بسیار اندک است در صورتی که منابع علمی بسیاری وجود دارد که به مادران ناآگاه این سرزمین کمک می کند تا پاسخ پرسش های خود را پیدا کرده اعمال کنند. و اگر این جریان ناآگاهی به همین صورت ادامه پیدا کند به جز برخی مادارن مسئولیت پذیر سایر آنها فرزندانی خواهند داشت که نه تنها نفعی برای جامعه خویش ندارند چه بسا مضّر نیز واقع شوند. در صورتی که جامعه به افرادی نیاز دارد که بتواند از آنها جهت رشد و ارتقاء فرهنگی و معنوی خود استفاده کرده و به آنها از این بابت افتخار کند. خداوند متعال انسان را به گونه ای خلق کرده که تأثیر پذیری بسیاری در دوران کودکی دارد و بهترین زمان برای تربیت فرزند دوران کودکی است و در انجام این مهم نباید تأخیر و تردید در دل راه داد. کودک در اکثر حالات از مادر خود الگوگیری می کند.
در نتیجه وظیفه مادر این است که اولاً تربیت فرزند را مهم و ضروری بداند ، ثانیاً برای تحقق آن بکوشد و ثالثاً از روش های تربیتی آگاهی داشته و به آنها بطور دقیق عمل کند.

 

منابع و مآخذ
- قرآن
- نهج البلاغه
- صحیفۀ سجادیه
- آیت الله امینی ،ابراهیم ،اسلام و تعلیم و تربیت،چاپ پانزدهم ، بوستان کتاب ، قم ، 1384هـ .ش
- امینی زاده ، محمدرضا، فرهنگ و تعلیم و تربیت اسلامی ، چاپ اول، در راه حق ، قم ، زمستان 1376 هـ . ش
- اسحاقی ، سید حسینی ، سلوک علوی ، کتابخانۀ دیجیتال
- ادیب ، علی محمد حسینی ، راه و روش تربیت از دیدگاه امام علی (علیه اسلام) ، چاپ سوم، انجام کتاب، لبنان ، 1393 هـ . ق
- پور ابراهیم ، ستار ، فرند صالح ، چاپ ششم ، خرد آذین ، قم ، 1389هـ .ش
- پاک نیا، عبدالکریم ، تربیت در سیره و سخن امام حسن مجتبی (علیه اسلام) ،کتابخانه دیجیتال
- حسینی زاده ، سید علی ، تربیت فرزند، چاپ چهارم ، پژوهشگاه ، حوزه و دانشگاه، تهران، 1387 هـ . ش
- حر عاملی ، محمد حسین ، وسائل الشیعه ، چاپ پنجم ، داراحیاء التراث العربی ، بیروت ،
1391 هـ . ق
-داوودی ، محمد ، تربیت دینی ، ج 2 چاپ هفتم ، پژوهشگاه و حوزه و دانشگاه ، تهران ، 1386 هـ . ش
- دهخدا، لغت نامه
- سعدی شیرازی ، عبدالله، گلستان ، چاپ اول ، فراروی ، تهران ، 1390 هـ . ش
- صلواتی زاده ، مسعود ، بهترین هدیه ، چاپ اول، بسط النبی (صل الله علیه و آله) ، قم ، بهمن 1385 هـ . ش
- عمید، حسن ، فرهنگ فارسی عمید ، چاپ دوازدهم ، امیر کبیر ، تهران ، 1389
- فلسفی ، محمد تقی ، کودک از نظر وراثت و تربیت ، ج 2 ، کتابخانۀ دیجیتال
- قلی زاده ، کلان ، فرض الله ، کودکان آیینۀ رفتار والدین ، چاپ اول ، معصومی ، قم ، پاییز 1376 هـ . ش
- قائمی ، علی ، تأثیر مادر در تربیت ، چاپ سیزدهم ، امیری ، تهران ، 1386 هـ .ش
- کتابچی ، محسن ، فرزند خوشبخت گلی از گلهای بهشت ، چاپ دوم ، هجرت ، قم ، پاییز 1387 هـ . ش
- کلینی، محمد ،اصول کافی ،چاپ دوم ،قائم آل محمد (صل الله علیه و آله) ، قم ، 1385 هـ .ش
- مظاهری ، حسین ، تربیت فرزند از نظر اسلام ، چاپ ششم ، بین الملل تهران ، 1382 هـ . ش
- مرتضوی ، سید ضیاء ،امام خمینی (ره) و الگوهای دین شناختی در مسایل زنان، کتابخانۀ دیجیتال
- معین، محمد، فرهنگ فارسی معین، جلد سوم ،چاپ بیست وششم ، امیر کبیر، تهران ، 1388
-مکارم شیرازی ، ناصر ، تفسیر نمونه ،چاپ سی و دوم ، دارالکتب اسلامیه ، تهران ، 1387هـ . ش
- موسوی زنجانروی ، سید مجتبی ، تربیت مذهبی کودک ، چاپ اول ، پرتو خورشید ، تهران ، تابستان 1385 هـ . ش
- میخبر ،سیما ، ریحانۀ بهشتی ، چاپ شصت و هفتم نورالزهرا ، قم ، 1389 هـ . ش
- نجفی یزدی ، سید محمد ، اخلاق در خانواده و تربیت فرزند ، کتابخانۀ دیجیتال
- نیک خو ، مهدی ، گلبرگ زندگی ، چاپ سوم ، بوستان کتاب ، قم ، 1386 هـ . ش

اشتراک گذاری این مطلب!

چکیده تحقیق پایانی با موضوع فراماسونری

21ام اسفند, 1391

موضوع:
فراماسونری
استاد راهنما:
صغری ملاولی-مدرسه علمیه الزهر(س)قروه
محقق:
زهرا ملاولی

چکیده

فراماسونری مکتب فکری و سازمانی مخفی است که از طریق شبکه زیر زمینی و مخفی به کنترل جهان می پردازد . و در همه ی انقلاب ها و استعمار گری هاییکه در جهان رخ میدهد مؤثر بوده . شبکه ای گسترده از زر سالاران یهودی و نخبه های سراسردنیا که تنها به منافع اعضای خود می اندیشد . فراماسونگری شیوه ی نوین عنوانش آشکار ولی دارای تکاپو ها و برنامه های پنهان بوده و هست . در این تحقیق فراماسونری از برخی زوایامورد بررسی قرار گرفته به عنوان مثال تأثیر یهود و نقش آن در این سازمان مخفی مورد توجه قرار گرفته است .این تحقیق به سه بخش اصلی تقسیم شده است بخش اول آن به تاریخچه و پیدایش فراماسو نری پرداخته و در بخش دوم کابالا مورد بررسی قرار گرفته و ارتباط آن با فراماسونری و خود موضوع کابالاکه : از آن جا شروع شده و چه عقایدی در آن حکم فرماست . در بخش آخر نماد هایی که در این فرقه یعنی فراماسونری مورد استفاده قرار می گیرد آورده شده به این دلیل که این فرقه به شدت نماد گراست و نماد های آن در تمام جاهایی که اعضای این سازمان حضور دارند موجود است حتی این نماد گرایی برسایر فرقه ها که البته شاخه ای از فراماسونری به حساب می آید و تحت تأثیر این سازمان قرار دارند مانند شیطان پرستی و…. تأثیر عمیقی گذاشته استدر این تحقیق سعی شده از منابه معتبر و مستدل استفاده شود به دلیل اینکه فراماسونری سازمانی مخفی است احتمال بزرگنمایی و انحراف از واقعیت توسط برخی نویسندگان در آن بسیار است . کتاب زر سالاران یهودی و پارسی نوشته ی عبدالله شهبازی یکی از منابع معتبر در رابطه با فراماسونری والیگارشی یهودی است که از مستعمرات ماوراء بحار کشور های اروپایی .و طریقه ثروت اندوزی یهودیان و فراماسونها تا اواخر بیستم مورد بررسی قرار داده است.

اشتراک گذاری این مطلب!

تحقیق پایانی با عنوان قرآن ومدیریت اجتماعی

21ام اسفند, 1391

شورای عالی حوزه علمیه قم
مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران

تحقیق پایانی سطح دو (کارشناسی)

مدرسه علمیه : الزهراء (س) شهرستان : قروه


قرآن ومدیریت اجتماعی

استاد راهنما : صغری ملاولی
محقق : زهرا جباری
زمستان 1391

 

تقدیم به :
ساحت مقدس امام عصر ((عج الله تعالی فرجه الشریف)) با آرزوی تعجیل در ظهورحضرتش وبرقراری حکومت عدلش

با تقدیر و تشکراز زحمات و راهنمایی :
استاد گرامی خانم ملاولی وهمچنین همسر عزیزم که مرا در این تحقیق یاری نمودند .


چکیده
دین اسلام آیینی است که درآن تشکیل حکومت برمبنای قوانین الهی ازاهمیت ویژه ای برخورداربوده واساسااجرای احکام اسلام بیشتردربعداجتماعی مدنظرمی باشد واسلام عبادات رابه صورت فرادا وبدون توجه به جامعه ومردم آن را رد نموده وقابل قبول نمی داند برای مثال اسلام گوشه نشینی ودوربودن ازجامعه رامانند صوفی ها ومرتازها نهی وبرعبادات اجتماعی تاکید ورزیده وفردمسلمان رابرفعالیت دراجتماع امرمی نماید وکمال معنوی اسلام رادرخدمت رسانی بیشتربه جامعه اسلامی میداند واصولا فروع دین دراسلام همگی بربعد اجتماعی عبادات استواراست وبدون فرض اجتماع مسلمین انجام این فروع امکان پذیر نمی باشد وانجام فرائضی مانند نمازنیزبه صورت جماعت موردتاکیداست ویاتظاهربه روزه خواری که موردمذمت است درجامعه مفهوم دارد . علی هذا با توجه به این نکات وقتی اجتماع اسلامی تشکیل می یابد اداره این اجتماع نیازبه مدیریت وحکمرانی دارد که این امرلزوم تشکیل حکومت اسلامی را موجب می شود .
تشکیل حکومت اسلامی به فرمان الهی بوده ومسئولیت اداره حکومت اسلامی که سرپرستی وحراست جامعه مسلمین ازوظایف آن می باشد به عهده فرد برگزیده ازجانب خداوند متعال ویاهمان پیامبرالهی است وحاکم اسلامی وظیفه ابلاغ قوانین الهی ونظارت براجرای آن ورفع شبهات افراد جامعه درخصوص قوانین الهی وتشریح وتبیین آن را برعهده دارد واستمرارحاکمیت برجامعه اسلامی به وسیله جانشینان پیامبرودرغیاب ایشان ولی فقیه جامع الشرایط می باشد.
حاکم اسلامی براساس قوانین قرآن وبا درک وفهم کاملا ازآیات قرآن جامعه اسلامی را در رسیدن به هدف تعیین شده مدیریت و رهبری می نماید وسیاست آن به دورازهرگونه ظاهرسازی وعوامفریبی بوده وتضادی درسیاست کلامی وعملی دروی دیده نمی شود به صورتی که تمام اقشارجامعه رابایک نگرش که مساوات وبرابری است مورد حمایت یامجازات قرارداده وبه نام مصالح حاکمیت عدالت رابه نفع توانگران ویا افراد خاص جامعه زیرپا نمی گذارد آیات قرآن به روشنی بیانگرسیاست کاربردی توسط حاکم اسلامی است وهیچ سیاستی که پنهان ازمردم باید به آنهاپرداخته شود وجودندارد ودر جامعه اسلامی به حاکمان ابلاغ گردیده وهیچ تفاوتی درقرآن میان افراد جامعه درحقوقی که از سوی حاکمیت تعیین می شود نیست.

فهرست مطالب
عنوان                                                                شماره صفحه
فصل اول کلیات
مقدمه…………………………………………………………….2
طرح مسأله……………………………………………………….3
ضرورت تحقیق……………………………………………………4
سؤالات……………………………………………………………5
اهداف………………………………………………………………6
کلید واژه……………………………………………………………7
فصل دوم مفهوم شناسی مدیریت
مدیریت لغت و اصطلاح……………………………………………9
تاریخچه مدیریت …………………………………………………11
اقسام مدیریت……………………………………………………13
فصل سوم مدیریت باید ها و نباید ها
کلیات مدیریت …………………………………………………….17
آئین مدیریت ………………………………………………………25
راه دستیابی به مدیریت راستین ……………………………….27
مبانی مدیریت ارزش اسلام……………………………………..29
اصول مدیریت اسلامی……………………………………………33
رویکردهای مدیریت اسلامی……………………………………..36
فراگرد مدیریت ……………………………………………………..37
کارکرد های مدیریت ……………………………………………….39
مهارت های سه گانه مدیریت…………………………………….41
مشورت وکمک فکری گرفتن ……………………………………..44
مدیریت در اسلام ومصادیق آن …………………………………..46
مدیریت اسلامی……………………………………………………47
تفاوت مدیریت اسلامی و غیر اسلامی………………………….48
اخلاق مدیران در اسلام……………………………………………49
مقایسه مدیران مکتب اسلام و سایرمکاتب…………………….51
نگاهی بر مدیریت نبوی ، مدیریت علوی ………………………..53
مدیریت و ویژگیهای مدیران نمونه از دیدگاه قرآن…………………56
اصول و ارکان مهم مدیریت…………………………………………58
فصل چهارم مدیریت در آیات و روایات
مدیریت در آیات و روایات……………………………………………69
فصل پنجم مدیریت و اجتماع
اجتماعات بشری و وظیفه مدیران………………………………….78
تعیین مسئولیت و تقسیم کارها دراجتماع……………………….82
رعایت تخصصها در مسئولیت های اجتماعی ……………………84
ضرورت آموزش مدیریت در اجتماع …………………………………90
نتیجه گیری……………………………………………………………91
فهرست منابع و مآخذ………………………………………………..92


فصل اول

کلیات

مقدمه
انسان هموراه در زندگی اجتماعی به دنبال وضع قوانین برای اداره جامعه حود می باشد و اساسا این قوانین توسط رهبران جوامع وضع و توسط افراد منتخب ایشان اجرایی می گردد.
و اما به صورت کلی می توان وضع قانون در جامعه انسانی را از دو راه دانست یا توسط رهبرانی که از جانب خداوند متعال برای هدایت بشر فرستاده شده است و قوانینی که خداوند جهت زندگی انسان وضع نموده و وظیفه ابلاغ و نظارت بر اجرای درست آن توسط انسان ها به عهده افراد برگزیده یا همان پیامبران می باشد و یا اینکه توسط افرادی از جامعه که به واسطه قدرت نظامی یا تمکن مالی و ثروت فراوان یا قدرت بیان یا هواداری و … به دیگر افراد جامعه رهبری یا سرپرستی یا نمایندگی یا پادشاهی یافته اند قوانین وضع و توسط افراد منتخب ایشان بر اجرای آن اقدام می شود.
حال اگر دو صورت وضع قوانین را در نظر بگیریم در صورتی که قانون توسط رهبران انسانی و یا پادشاهان و یا … وضع شود مدیریت اجتماع توسط شخص رهبر یا پادشاه و یا غیره انجام می گیرد و جامعه و اجتماع مربوط به حوزه رهبری خود بر اساس نظرات شخصی و یا نظرات مجلس یا شورای تعیین شده اداره می نمایند که در اینجا موضوع بحث ما نمی باشد و اما موضوعی که مورد بحث ما می باشد در مورد جوامع و اجتماعاتی است که پیرو ادیان الهی می باشند و قوانین اداره ی جامعه ی آنها خداوند متعال وضع و توسط پیامبران الهی ابلاغ و اجرا می گردد و در اینجا جامعه ی مورد نظر ما جامعه ی اسلامی است که مردم آن پیرو اسلام هستند و قانون وضع شده برای اجرا در چنین جامعه ای توسط پیامبر اسلام در کتابی از سوی خداوند به نام قرآن کریم آورده شده است.
حال هدف ما بررسی قوانینی است که در قرآن کریم برای چگونگی مدیریت اجتماع و جامعه ی اسلامی جهت رسیدن به هدف معین شده آمده است و شکل و چگونگی اجرای آن توسط افراد برگزیده که آن هم در قرآن کریم بیان و مشخص گردیده می باشد.

طرح مسئله
انسان از آغاز خلقت و پا نهادن به زمین در می یابد که می بایست برای بقا و ادامه حیات زندگی جمعی داشته باشد تا هم از امنیت برخودار بوده و هم برای تهیه مایحتاج خود به زحمت کمتری نیاز داشته و نتیجه بهتری بگیرد چرا که انسان با توجه به فیزیک جسمانی ضعیفتر و در عوض برخورداری از قدرت تعقل و تفکر و داشتن احساسات و عواطف می بایست زندگی گروهی را برای خود برگزیند و ابتدا به صورت خانواده و بعد طایفه و سپس در قالب قبیله و سایر گروه های اجتماعی ادامه حیات داده است.
بعد ها که جوامع انسانی تشکیل شده اند به علت جلوگیری از عدم فروپاشی و داشتن نظم و به وجود نیامدن هرج و مرج انسان ها تصمیم به برگزیدن رهبر یا رئیس نموده و یک نفر را به این عنوان انتخاب می نمایند و از آنجا که خداوند همواره نسبت به هدایت بشر به وسیله پیامبران اقدام نموده است لذا پیامبرانی که از جانب خداوند در بین اقوام خود برگزیده شده اند در جوامع مدنی نقش رهبری جامعه را به عهده گرفته اند و قوانین الهی را که به صورت کتب الهی نازل شده بر مردم عرضه داشته اند حال مسئله چگونگی رهبری و مدیریت این انسان های برگزیده مطرح می شود که بر چه اصولی جامعه را مدیریت می کنند و اساسا در کتب آسمانی آیا نحوه مدیریت اجتماعی ذکر شده است و یا صرفا قوانین مشخص شده و نحوه مدیریت به پیامبران واگذار گردیده است لذا ما در این پایان نامه سعی در جوابگویی به این مسئله با عنوان قرآن و مدیریت اجتماعی داریم و ابعاد مختلف آن را مورد بررسی قرار می دهیم.

ضرورت تحقیق
با توجه به گذشت هزار و چهار صد سال از ظهور دین اسلام و نزول قرآن و مدیریت پیامبر اکرم (ص) بر جامعه مسلمین و البته استمرار رهبری توسط خواص برگزیده از جانب خداوند (امامان معصوم (علیهالسلام)) خواه و ناخواه مدیریت جامعه اسلامی در برهه هایی از زمان به دست افرادی که دارای صلاحیت نبوده افتاده است( که البته پس از رحلت پیامبر اسلام (ص) حکمرانی جامعه اسلامی به دست افراد فاسدی چون بنی امیه و بنی عباس افتاد که دین را به تباهی کشیده و با فاصله گرفتن از قوانین الهی و حکومت ظالمانه موجبات تخریب جامعه اسلامی و بدعت گذاری و انحراف مردم را از صراط مستقیم قوانین الهی موجب شدند ).
لذا برای ادراه صحیح جامعه و برقراری کامل عدالت اجتماعی می بایست مسئولین و مدیران جامعه اسلامی بر اساس این قوانین و اصول به اداره جامعه اسلامی بپردازند چرا که با فاصله گرفتن از چارچوب قوانین مدیریتی اسلام فساد در جامعه و نظام مدیریتی آن شد نموده و جامعه اسلامی را فلج کرده و از پیشرفت باز می دارد علی هذا جهت پیشرفت جامعه اسلامی ضرورت دارد که رهبران و مدیران جامعه شناخت صحیحی از قوانین الهی و اصول مدیرت اجتماعی در اسلام داشته باشند تا بتوانند جامعه را به هدف تعیین شده در قرآن برسانند و این اصول مدیریت اجتماعی می بایست از قوانبن الهی که در قرآن آمده است باشد.
لازم نیست در بخش ضرورت تحقیق به مدیریت اجتماع در زمان بنی امیه و عباس اشاره کنید باید بیشتر لزوم این تحقیق را بیان نمایید به این معنا که چرا لازم است در رابطه با مدیریت اجتماعی نظر قرآن را بدانیم و این مسئله چه کمکی به ما خواهد کرد.

سوالات :
اصلی
1- مدیریت اجتماعی از نظر قرآن به چه صورت است؟
فرعی
1- مدیریت در لغت و اصطلاح به چه معناست؟
2- ویژگی های یک مدیر چه چیزهای می تواند باشد؟
3- مدیریت از منظر آیات و روایات به چه معناست؟

اهداف :
1- شناخت و آشنایی با مدیریت اجتماعی در قرآن
2- ارائه راهکارهای مدیریت اجتماعی بر مبنای قرآن و اسلام
3- اطلاع رسانی به خوانندگان در باب مدیریت اجتماعی

کلید واژه
مدیریت - مدیریت اجتماعی - اسلام - قرآن
مدیریت : روشهایی که رهبران برای ادراه جامعه و هدایت افراد آن در نیل به اهداف مشخص به کار می بندند.
مدیریت اجتماعی: مدیریتی که اجتماع را به هدف مشخص شده می رساند و جنبه عمومی داشته و نسبت به همه افراد جامعه است.
اصول اجتماعی : اصول و عقایدی که بین افراد جامعه مشترک است و به عنوان ارزش تلقی می شود.
اسلام : آیین مسلمانان را اسلام می گویند.
قرآن : کتاب آسمانی که بر مسلمانان توسط پیامبر اکرم (ص) از جانب خداوند متعال نازل گردیده است.


فصل دوم

مفهوم شناسی مدیریت

مدیریت در لغت و اصطلاح
مدیریت یکی از مشتقات واژه ی عربی دور است ، دایره و اداره نیز هم خانواده ی این واژه ی عربی است در فرهنگ زبان فارسی مدیریت به معنای مدیر بودن و مدیری است ، مدیر به کسی می گویند که امری را ادراه کند البته در فرهنگ اصطلاحات اجتماعی برای مدیریت تعاریف گوناگونی ارائه شده است برخی مدیریت را هنر دانسته و گفته اند : هنر مدیریت ، هدایت ، ایجاد هماهنگی و نظارت بر تعداد زیادی از افراد برای نیل به هدف و یا مقصودی معین است برخی دیگر مدیریت را ترکیبی از دانش و هنر دانسته و نوشته اند : مدیریت علم و هنر متشکل و هماهنگ کردن ، رهبری و مهار فعالیت های دسته جمعی برای نیل به هدف های مطلوب با حداکثر کارآیی است برخی آن را در حوزه روش تکنیک و ادراه امور برده و مدیریت را کاربردهای تکنیک های مختلف برای اداره ی امور یک گروه انسانی و هماهنگ نمودن کلیه ی فعالیت های یک سازمان برای نیل به هدف معیین و مشخص و راهنمایی و راهبری رهبران سازمان که آن ها را مدیران یا سرپرستان می نامند، دانسته اند . به هر حال مدیریت، هنر دانش ، روش و رسیدن به ماموریت ، رسالت و اهداف مطلوب سازمانی با حداکثر کارآیی است باید دانست تصمیم گیری یکی از امور مهم مدیریتی و پر اهمیت ترین وظیفه ی یک مدیر می باشد بعضا افرادی مدیریت و تصمیم گیری را به عنوان یک مقوله تعریف کرده اند .
قرآن در پاسخ به پندار غلط عده ای که سرپرستی را از آن افراد و خانواده مخصوص و با شرایط خاص پرداخته و ذهن خودشان می دانستند و می گفتند :« وَقَالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ اللّهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طَالُوتَ مَلِکاً قَالُوَاْ أَنَّى یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَلَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاهُ عَلَیْکُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللّهُ یُؤْتِی مُلْکَهُ مَن یَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ»
کجا طالوت را که مرد فقیر و بی چیزی است بر ما بزرگی و سروری رواست و ما هستیم که با توجه به موقعیت و تمولی که داریم به بزرگی شایسته ایم .
فرموده است ، که او طالوت ازآن رو ، بزرگی شایسته تر خواهد بود که خداوندش برگزیده و ودر دانش و توانایی به او فزونی بخشیده »
به همین ترتیب علی ( ع ) که سخنی جز بر اساس قرآن نمی گوید به مالک اشتر والی خود در مصر چنین می فرماید : «از میان کارگردانان ، کسانی را برگزین و به کار گمار که دارای تجربه و شرم و حیا باشند و از خاندان نجیب و شایسته و پیش قدم در اسلام باشند زیرا آنها دارای اخلاق و خوهایی گرامیتر و آبروی درست تر و طمعهایی کمترند و اغلب به پایان کار می اندیشند.»

تاریخچه ی مدیریت
عمل مدیریت به قدم تاریخ بشری است ، ادراه کردن و هماهنگ سازی منابع انسانی و مادی تقریبا از ابتدای تاریخ مورد توجه انسان بوده است ، انسان ها برای تحقیق هدف های مشترک ، ابتدا در خانوداده ها ، سپس در قبایل و سایر واحد های اجتماعی و سیاسی به یکدیگر پیوستند ، بنابراین از زمانی که انسان به اهمیت همکاری پی برد و برای نیل به هدف های مشترک با دیگران به اشتراک مساعی پرداخت تا زمانی که مدیریت به عنوان وسیله ی نیل به این هدف ها شناخته شد ، مدت زمان درازی طول کشید، ولی وقتی که نیاز به مدیریت محسوس شد، به سرعت رونق و توسعه یافت مع هذا ، مدیریت به عنوان رشته عملی ، تاریخ نسبتا کوتاهی دارد. از اوایل قرن بیستم ، به تدریج مدیریت به عنوان یک رشته دانشگاهی درآمده است ، بسیاری از مفاهیمی که امروزه در مدیریت رایج است حاصل کوششهای اخیر است. مردم باستان ، اهرام ، معابد و کشتی ها ساختند، نظام های حکومتی بنیاد نهادند ، کشاورزی و تجارت را توسعه دادند، به امور جنگ و دفاع پرداختند و در همه ی این موارد ، موفقیت ها و پیشرفت های اجتماعی ، از طریق استفاده از فنون مدیریت ، حاصل آمد . میان سومری ها ، مصریان ، چینی ها و ایرانیان باستان ، مدیریت رایج بوده است و در آثار کتبی باقیمانده از آنان به مفاهیم مدیریت از قبیل برنامه ریزی ، تقسیم کار ، کنترل و رهبری اشاره شده است . ولی این جوامع ، هیچ کوششی برای جمع آوری و ترکیب دانش عملی مدیریت به عمل نیاوردند، دانش عملی از نسلی به نسلی منتقل می گردید یا ضمن تجربه آموخته می شد. شواهد موجود نشان می دهد که مصریان دو هزار سال قبل از میلاد مسیح ، عدم تمرکز را به کار می بستند و ستاد مشورتی استفاده می کردند، وجود اهرام دلالت می کند که در احداث آنها از برنامه های رسمی ، سازماندهی ، رهبری و سیستم های کنترل استفاده کرده اند ، بدون تردید ، ساختن این اهرام با عظمت ، بدون کاربست اصول و شیوه های مدیریت ، امکان پذیر نبوده ، اداره کردن چنان کار عظیمی ، تقریبا معادل اداره کردن سازمان هایی به اندازه سه برابر عظیم ترین شرکت های کنونی سطح جهانی است.
همچنین شواهد موجود نشان می دهد که چینی ها حدود هزار سال قبلاز میلاد نیاز به برنامه ریزی ، سازماندهی ، رهبری و کنترل را تشخیص می دادند، تا پیش از میلاد مسیح طبق شواهد تاریخی ، وحدت فرمان ، تفویض اختیار به زیر دستان مرسوم بوده است. در کتاب عهد عتیق از سازماندهی و تقسیم کار با تمام جزئیات آن یاد شده است.
سازمان های نظامی و ارتش ها نیز به پیشرفت مدیریت کمک فراوان کرده اند بسیاری از اصول و اقدامات مدیریت از سازمان های نظامی سرچشمه گرفته اند، هیچ سازمانی ، به جز سازمان های دینی و مذهبی ، به اندازه ی سازمان های نظامی با گروه های بزرگ انسانی سروکار نداشته است ، استفاده از ستاد مشورتی ، روشهای عملیاتی دقیق و انضباط ، از دستاوردهای ارتش ها بشمار می روند. اقدامات نسبتا پیشرفته مدیریت در دوره امپراطوری های یونان و روم پدید آمدند ، آنها سازمان های برای رتق و فقتق امور سیاسی ، بازرگانی و نظامی تاسیس کردند، یونانیان به رابطه ی میان کارآیی و حرکات دقیق در کارهای دستی توجه داشتند. در نوشته های فلاسفه ی یونان از جمله افلاطون ، ارسطو و گزنفون نکاتی درباره مدیریت می توان یافت، آنها اصول منطق ، اقتصاد ، حکومت و علم را پایه گذاری کردند ، اداره امپراطوری های روم و ایران مستلزم کاربرد مفاهیم مدیریت بود ، موفقیت آنها در ادراه ی قلمرو وسیع امپراطوری های خود حاکی از نبوغ آنها در سازماندهی است. نظام های فئودالی در قرون وسطی ، سازمان های نامتمرکز حکومتی را پدید آوردند که در مقایسه با نظام های نامتمرکز ، از جمله تفویض اختیار ، تصمیم گیری و پاسخگویی و مسئولیت در این نظام ها رخ نمودند،تجارب آنها در مدیریت به دلیل فقدان مدارک کتبی به دست ما نرسیده است ،از این دوره ،از ماکیا ولی رساله ای تحت عنوان ،شهریار در باب استفاده مناسب از قدرت بر جای مانده است. با افول نظامهای فئودالی،تمرکز مجدد از طریق نظامهای سوداگری احیا شد و بالاخره انقلاب صنعتی فرا رسید ،با پیدایی نظام کارخانه ای و تولید انبوه ،نیاز به عقلانی کردن امر مدیریت پدید آمد.

اقسام مدیریت
1- مدیریت ایمنی
تعریف : عبارت است از توسعه سیستم هایی برای جلوگیری از سوانح ، آسیب ها و دیگر رخدادهای نامطلوب در محیط های سازمانی ، این کار شامل اقداماتی مانند جلوگیری یا کاهش وقایع یا سوانح نامطلوب برای کارکنان ، بیماران و غیره است.
2- مدیریت بازاریابی :
تعریف : واژه ی عمومی برای مدیریت وظیفه بازاریابی ، و برای مدیرانی که در واحد های بازاریابی سازمان ها کار می کنند و مسئولیت چنین مدیریتی را بر عهده دارند.
3- مدیرت پروژه:
تعریف : شیوه های مدیریت معطوف به مدیریت پروژه ها شامل برنامه ریزی ، پیاده سازی و هماهنگی اغلب در یک مقیاس زمانی کوچک در کوتاه مدت.
4- مدیریت تعرض سازمانی:
تعریف : فرآیند ایجاد کنترل و کاهش بهره برداری از تعارضات سازمانی .
5- مدیریت زنجیره ای تامین:
تعریف : یک رویکرد مدیریتی یک پارچه برای کنترل یا تاثیر گذاری بر تمام عناصر زنجیره تامین به منظور فراهم آوری جریانی کافی و به هنگام از مواد ، قطعات و کالاهای ساخته شده.
6- مدیریت عملیات:
تعریف : شاخه یا رشته ای از مدیریت که بر مدیریت عملیات تولیدی و خدماتی شامل حوزه هایی مانند زمان بندی ، جابجایی و انبار مواد و مدیریت جریان کار تمرکز می کنند.
7- مدیریت فرآیندهای کسب و کار:
تعریف : مدیریت فرآیند های کسب و کار رویکردی به اداره ی فرآیند ها در سراسر طول عمر آنهاست از زمانی که در شکل اولیه ایجاد می شوند تا مراحل مختلف بهبود مستمر.
8- مدیرت فناوری :
تعریف : فنون مدیریت مرتبط به کار گرفته برای استفاده از فناوری در انجام کارها.
9- مدیریت کسب و کار:
تعریف : عبارت کلی برای مهارت ها و روش های مدیریتی برای مدیریت تمام عملیات و فعالیت های یک موجدیت کسب و کار.
10- مدیریت تولید:
تعریف : مدیریت تولید عبارت است از فرآیند های برنامه ریزی ، سازماندهی ، هدایت و کنترل فعالیت های تولید در یک سازمان برای تبدیل عناصر ورودی به محصولات تمام شده.
11- مدیریت خدمات:
تعریف: مدیریت خدمات عبارت است از فرایند برنامه ریزی ، سازماندهی، هدایت و کنترل فعالیتهای ارائه خدمت توسط یک سازمان برای تبدیل عناصر ورودی به خدمات قابل عرضه.
12- مدیریت خلاقیت:
تعریف: فنون مدیریت که به دنبال بر انگیختن و ارتقاء خلاقیت
13- مدیریت دانش:
تعریف: مجموعه فعالیتهای یک سازمان برای استفاده از دانش جهعی خود از طریق فرایند خلق، بر اشتراک گذاری و استخراج دانش با استفاده از فناوری برای دستیابی به اهداف سازمان.
14- مدیریت دولتی
تعریف: عبارت کلی برای مهارتها و روشهای مدیریتی مربوط به مدیریت سازمانهای بخش عمومی و دولتی
15- مدیریت زمان
تعریف: فعالیتها و فرایندهای برنامه ریزی برای اینکه بتوان از زمان به موثرترین روش ممکن استفاده کرد.
16- مدیریت مشارکتی
تعریف: سبکی مدیریتی که به جای هدایت و کنترل تاکید بر مشارکت و مشاورت دارد.
17- مدیریت منابع انسانی
تعریف: مقصود از مدیریت منابع انسانی سیاست ها و اقدامات مورد نیاز برای اجرای بخشی از مدیریت است که با جنبه هایی از فعالیت کارکنان بستگی دارد. بویژه برای کارمند یابی آموزش دادن به کارکنان، ارزیابی عمل و…
18- مدیریت نوآوری:
تعریف: فنون مدیریتی که به انگیزش رفتار نوآورانه و تبدیل نواوری ها به فایده ی عملی و واقعی در قالب محصولات و فرایند ها می پردازند.
19- مدیریت هزینه:
تعریف: فنون مدیریت مورد استفاده در امورمربوط به هزینه و کنترل آن.


فصل سوم

مدیریت باید ها و نباید ها

کلیات مدیریت
در این که مدیریت در هر جامعه محور اصلی است و همچون مغز در مجموعه وجود آدمی است که نه علم ،نه اقتصاد ، حتی ایمان و … هیچ کدام نمی توانند جای آن را پر کنند . بحثی نیست زیرا به همان گونه که بدن یک انسان ، اگر از نظر ظاهر سالم به نظر برسد و تمامی اعضاء و جوارح آن بدون هیچ عیب و نقصی باشد ولی فاقد مغز و یا حداقل برخودار از مغز سالمی نباشد ، گرچه ممکن است فرد از جست و خیز فوق العاده ای هم برخوردار باشد ، ولی بدون شک اعمال و رفتار وی عاقلانه نخواهد بود و علاوه براین امکان نابود کردن خود و دیگران را نیز در پی خواهد داشت.
از همین روی و با عنایت به مثال فوق ، جامعه ای هم که دارای پیکر اعتباری است اگر تمامی افراد آن سالم باشند و شرایط فعالیت برای همه فراهم باشد و همگان از علم و امکانات اقتصادی کافی و نسبتا خوبی برخودار باشند ، اما فاقد مدیر بوده و یا از مدیریت مطلوبی برخودار نباشند ، بدیهی است که بهره گیری از بهترین امکانات رفاهی برایشان چندان کار ساز و کارگشا نخواهد بود. زیرا نه تنها از روابط سالمی برخودار نخواهد بود بلکه خطر نابودی ، سرنوشت آنان را نیز مورد تهدید جدی قرار خواهد بود. نمونه این امر در طول تاریخ ، اقوام و امت های هستند که از مدیریت و رهبری انبیاء و اولیای الهی به دلایلی نظیر جهالت و نادانی و عناد و سرکشی در برابر پیامبران الهی ، محروم مانده اند و در نتیجه یا نابود شده اند و یا بدون داشتن سرنوشت مشخصی ، زندگی خود را در سرگردانی و بی هویتی سپری کرده اند، از آن جمله می توان به امت موسی (ع) اشاره کرد که چگونه در آن ، عده ای مانند فرعون و امثال وی نابود شدند و. یا عده ای همچون بنی اسرائیل چهل سال در یک وادی حیران و سرگردان به دور خود چرخیدند .
بنابراین مسلم است که در اصل مدیریت و ضرورت آن حرفی نیست اگر بحثی است فقط در کیفیت و چگونگی مدیریت است و این که چگونه باید بود و چگونه باید مدیریت کرد
و در اینکه مدیر چه نکاتی را باید مورد نظر و توجه قرار دهد . اینک به گونه ای فهرست وار گوشه هایی از آنچه را که یک مدیر باید انجام دهد یا بدانها توجه داشته باشد بر می شماریم:
1- نخستین گامی که یک مدیر بر می دارد ، بایستی دادن دانش و آگاهی به پرسنل خود باشد زیرا تنها امری که قبل از هر چیز دیگر برای یک مدیر در ساختن یک جامعه مطلوب و یا اداره یک موسسه لازم است و نقش کلیدی دارد و خواهد وجود افرادی آگاه و داناست.
2- دادن دانش و آموزش لازم در سطح عموم .
3- در نظر گرفتن موقعیت ها و شرایط در هر کار و یا فردی.
4- رعایت اهم و مهم در مقام دعوت و ارشاد.
5- نوجه کافی به اصل زندگی عموم ، نه وصف آن.
6- مقصود از ارائه و طرح مسائل اخلاقی زندخ کردن روحیه حق طلبی در افراد باشد نه تنها آموزش و ظایف عملی.
7- هنگام پاداش دهی، لیاقت افراد را در نظر داشته باشد نه شهرت آنها را . این است که علی (ع) به مالک اشتر می فرماید :« نباید بزرگی کسی تو را بر آن دارد که رنج و کار کوچک را بزرگ شماری و نباید پستی کسی تو را وادار سازد که زنج و کار بزرگش را کوچک پنداری »
8- در زمان برنامه ریزی ، بر مبنای نیاز ایجاد شغل و کار کند نه بخاطر بیکاری پرسنل و یا مردم.
9- موقع امتحان، سعی در بدست آوردن استعداد و قدرت استنباط افراد داشته باشد نه تنها آزمایش کردن اطلاعات آنان را .
10- در گرفتن مالیات ، سرمایه را مبنا قرار دهد ، نه درآمد روزانه و یا تعداد افراد را. زیرا این امر ضمن اینکه در جلوگیری از راکد گذاشتن بی مورد سرمایه ها موثر خواهد بود ، اثر مطلوبی هم در تعدیل ثروت ها خواهد داشت.
11- در مقام توزیع ، عدالت را مبنا قرار دهد نه مساوات را .
12- هنگام مصرف، زندگی و نحوه ی مصرف عموم را ، در نظر داشته باشد ، نه مالکیت شخصی ، داشتن نیاز و یا نحوه ی مصرف اقلیت مرفه را .
13- در مبارزه با استعمار قبل از هر چیز به وجود آوردن برابری را در نظر داشته باشد نه صرف از بین بردن فقر و یا افراد استعمارگر را و نه تنها برابری در اقتصاد ، بلکه برابری در دانش و بینش و روح و جسم لازم است زیرا استعمار زدایی اگر مرهون برابری اقتصادی باشد بدیهی است که تحقق برابری اقتصادی ، مرهون امر دیگریاست و آن برابری در دانش و بینش خواهد بود.
14- در ارائه خدمات ، مخصوصا در مسایل درمانی و نقل و انتقال ، نیاز مردم در نظر گرفته شود نه سود و زیان شرکت و یا اداره، مثلا شرکت اتوبوس رانی باید در این فکر باشد که مردم را چگونه به مقصد برساند ، نه این که به فکر سود و زیان شرکت باشد چرا که سود و زیا شرکت با درآمدهای عمومی قابل حل است در حالی که ناراحتیها و نارضایتیهای عمومی ، جز با ارائه خدمت به موقع قابل حل نیست.
15- درباره ی زندانیان ، ضمن دادن دروس اخلاقی ، یادگیری هنر و شغل و حرفه نیز مورد توجه قرار گیرد.
16- در مبارزه با منکرات ، علاوه بر جداسازی سنی مراکز فعالیت زن و مرد سعی وافی در شخصیت دادن به این دو قشر عظیم به عمل آید. چرا که خداوند متعال می فرماید : هر گاه از زنان پیامبر سوالی داشتید از پشت پرده از آنان بپرسید.
17- در امر راهسازی توجه شود که روستا در مجاور راه ساخته شود نه راه به تعداد روستا ها .
18- در مقام قانون دادن ، مردم را بی دین و خود را دین دار ببینید.
19- در لحظه قضاوت ، مردم دین دار و خود را بد بین ببینید.
20- هنگام اجرا ، خود را قوی ، مردم را ضعیف ببینید.
21- در وقت ادای حاجت خود را مراجع و مردم را مرجع بداند.
22- در برخورد با پرسنل اینگونه عمل کند:
الف ) با افراد زیر دیکتاتور باشد:
افراد متخاصم و متجاوز - این نوع افراد میل دارند آزاد باشند تا بتوانند به هوس های لگام گسیخته خود بیشتر جامه عمل بپوشانند. رهبری مستبدانه جلو تجاوز آنها را میگیرد و انرژی آنان را در مجرای صحیح خود به کار می اندازد.
افرادی که فاقد اعتماد به نفس اند - افرادی که اعتماد به نفس ندارند و میخواهند به دیگران تکیه کنند نیز احتیاج به رهبری مستبدانه دارند. رهبری دموکراتیک ، این نوع افراد را سرگردان و بلاتکلیف می سازد و برعکس، رهبری دیکتاتوری اعتماد به نفس آنها را زیاد تر کرده و به کار و کوشش تشویق می کند.
ب ) با افراد زیر دموکرات باشد:
افرادی که میل به همکاری دارند، افرادی به همکاری مایلند و از تحکم نفرت دارند تحت رهبری دموکراتیک بهتر کار می کنند . این نوع افراد ممکن است متجاوز باشند ولی تجاوز آنها مانند تجاوز افراد متخاصم خصمانه نیست . لذا می توان این نوع افراد را با حداقل کنترل در خط سیر صحیح هدایت کرد.
افرادی که از کار کردن با گروه لذت می برند.
این افراد که خود را جزیی از دستگاه می انگارند و کار خود را اصول یک جز از کار گروه می دانند تحت رهبری دموکراتیک بهتر کار و فعالیت می کنند .
ج ) افراد نامبرده را نیز باید آزاد بگذارند:
1- پیروان اصالت فرد
این افراد که نه میل دارند ریس باشند و نه مرئوس ، در صورتی که معلومات و تجربه کافی داشته باشند درتنهایی بهتر کار می کنند زیرا بدون احساس ناراحتی وظایف خود را انجام می دهند . این نوع افراد را باید آزاد گذاشت و نظارت بر کار های ایشان را به حداقل رسانید.
2- انزوا طلبان
عده ای هستند که اصولا از تماس با افراد بیزارند و میل دارند تنها کار کنند ، این درون گرایان انزوا طلب را نیز باید آزاد گذاشت تا بهتر کا ر کنند
در مقام مصاحبه با داوطلب شغل باید به این نکات توجه کند :
الف ) سرپرست ، از راه مصاحبه با داوطلب شغل باید سه چیز را بجوید :
شایستگی داوطلب برای شغل مورد نظر
ترمیم گذاشته ها و فراهم آمدن دوستی برای دوستی برای داوطلب در سازمانی که می خواهد در آن وارد شود وخدمت کند . چون از رنجی که داوطلب در این فاصله می برد نوعا نسبت به سازمان بد بین می شود .
انتقال تجربیات مصاحبه کننده به مصاحبه شونده .
متاسفانه عملا مشاهد می شود ، بیشتر مصاحبه کنندگان توجهی به این نکات ندارند و فقط سعی می کنند ، با به حرف کشیدن داوطلب نقاط ضعف و عدم قابلیت وی را آشکار سازند اما به اینکه داوطلب دارای چه نکات مثبتی است و به لحاظ نداشتن سابقه کاری ، نیاز به ارشاد و راهنمایی دارد و نیز به این نکته که سعی و تلاش ها ، بر آشکار ساختن نقاط ضعف داوطلب چه اثری روی وی خواهد گذاشت و او نسبت به سازمان چه نظری پیدا خواهد کرد توجهی ندارند .
ب ) ظاهر شخص را بیش از اندازه به حساب نیاورد زیرا اگر چه در کار های از قبیل فروشندگی در در خرده فروشی ها که تماس با مردم زیاد است و هدف ، جذب افراد و فروش بشتر است ، خوش رویی و داشتن قیافه ی جذاب ، خود نعمتی است، با این همه وجود باید توجه داشت که ظاهر قسمتی از شخصیت فرد را تشکیل می دهد . اما بخش مهمی از شخصیت انسان که توجه به آن در همه جا ضروری است ، بویژه در اداره ها و کارخانه های تولیدی و مراکز درمانی و … به قول معروف در طرف دیگر سکه قرار دارد و جز در مقام بکارگیری و عمل روشن نمی شود.
ج ) بکوشد با داوطلب ، تنها مصاحبه کند و با علاقه و دقت به پاسخ های وی گوش دهد و از بیان مطالبی که موجب برانگیختن خشم وی می شود خوداری کند.
در مقام تدوین قانون و یا آیین نامه و بخشنامه ، این نکات را باید رعایت کرد:
1- مسایل مادی را با مادیات و مسایل معنوی را با معنویات باید سنجید ، نه بالعکس.
2- مجازاتهای مالی را ، حتی المقدور نیایدبه نرخ پول وضع کرد چون پول به طبیعت زمان و عوامل دیگر تغییر می کند و درنتیجه کم شدن بهای پول ، آن جرم رایج می شود.
3- در قانون ، نباید قضاوت به نظریه ی اشخاص و اشخاص معلق به شغل و مقام شوند.
4- حتی المقدور ، موراد استثنایی و تبصره کم باشد.
5- توجه به عدم مخالفت قانون با اخلاق حسنه ی عمومی.
6- خالی بودن قانون از خدعه و تزویر و اغراض . به طور کلی بدون گناه بودن ،زیرا همواره قانون برای تنبیه بدکاران و جلوگیری از تقلب و خدعه مکاران وضع می شود.
7- دلیل موجه کردن قانون بایستی عقلایی و در خور عظمت و حیثیت قانون باشد. در مقام مشاور گرفتن ، مدیر باید از انتخاب افراد زیر خوداری کند:
عیب جو ، زیرا مردم را عیوب و زشتیهایی است که سزاوارترین فرد برای پوشاندن آنها مدیر است.
سخن چین ، چرا که سخن چین خیانتکار و فریب دهنده است هر چند خود را به صورت پند دهندگان در آورد.
بخیل ، چون آدم بخیل انسان را از نیکی و بخشش باز داشته و از بی چیزی و درویشی می ترساند.
ترسو، زیرا چنین آدمی انسان را د راقدام به کار ها سست می کند.
حریص ، چه این که حریص از بسیاری حرص ستمگری به مردم را در نظر جلوخ می دهد.
در مقام دیدار با مردم نکات ذیل را رعایت نمائید:
1- در بامداد و سر شب که بهترین اوقات است با مردم بنشینید.
2- فتوی در کسی را که می پرسد.
3- نادان را بیاموزد.
4- با دانا گفتگو کند.
5- باید پیام رسانی به مردم و دربانی جز خودش نباشد.
6- هیچ صاحب حاجتی را از ملاقات و دیدار خود جلوگیری نکند زیرا آن حاجت اگر در ابتدای امر از ناحیه ی وی روا نشود برای روا کردن در آخر کارستوده نشود چون از رنجی که در روای امر کشیده افسرده گردیده است.
هنگام ارائه یک طرح ، مدیر تا کلیه ی شرایط آن را فراهم نبیند باید از ارائه ی چنان طرحی خوداری کند وگرنه کمترین پیامد آن به قول معروف بهانه به دست دیگران دادن خواهد بود.
به منظور اجرای هر طرحی مدیر تا ابتدا کلیه ی امکانات را جهت اجرا فراهم نسازد از شروع کردن آن خودداری ورزد والا به علت طولانی شدن اجرا علاوه بر کثرت هزینه موجب نارضایتی مردم نیز خواهد شد.
جهت انجام کارهای روز بعد سعی کند، شب و در زمان فراغت فهرستی از آن تهیه کند.
پرهیز از دو چیز در برخوردها و یا در مقام تصمیم گیری ضروری است: یکی حساسیت روی فرد و یا افرادی خاص ، دیگری اظهار نظر و یا اتخاذ تصمیم در حال عصبانیت.
پرهیز از دشمن تراشی به هنگام رویارویی با ارباب رجوع.
خودداری از گوش دادن به گفتار مردم درباره ی کسی که به وثاقت و درستی وی یقین دارد.
امام علی (ع) می فرمایند: أَيُّهَا النَّاسُ، مَنْ عَرَفَ مِنْ أَخِيهِ وَثِيقَةَ دِينٍ وَسَدَادَ طَرِيقٍ، فَلاَ يَسْمَعَنَّ فِيهِ أَقَاوِيلَ الرِّجَالِ،أَمَا إِنَّهُ قَدْ يَرْمِي الرَّامِي، وَتُخْطِيءُ السِّهَامُ، وَيَحِيكُ الْكَلاَمُ، وَبَاطِلُ ذلِكَ يَبْورُ، وَاللهُ سَمِيعٌ وَشَهِيدٌ. أَمَا إِنَّهُ لَيْسَ بَيْنَ الْحَقِّ وَالْبَاطِلِ إِلاَّ أَرْبَعُ أَصَابِعَ…… الْبَاطِلُ أَنْ تَقُولَ سَمِعْتُ، وَالْحَقُّ أَنْ تَقُولَ رَأَيْتُ نه
ای مردم هر که برادر خود را شناخت و دانست که در دین محکم ئ استوار است و در گفتار و کردار در راه راست قدم می نهد ، نباید گفتار مردم را درباره ی او گوش بدهد آگاه باشید گاهی تیرانداز تیر می اندازد و تیرها به خطا می رود و کلام بی اثر می ماند و باطل و نادرست آن اگر چه از بین می رود ولی اثر و گناه آن برای گوینده باقی خواهد ماند… آگاه باشید میان حق و باطل چهار انگشت بیشتر نیست … باطل آن است که بگویی شنیدم و حق آن است که بگویی دیدم.
توجه به این نکته که محل کار، ممحل رزم است نه بزم ، درنتیجه ضمن اینکه داشتن صداقت و صمیمیت وجدانی مدیر با پرسنل و ارباب رجوع و پرسنل با یکدیگر و با ارباب رجوع یک کار مطلوبی است ولی متلک گفتن و شوخی داشتن و حتی برخورد زیاد همراه با تعارف با یکدیگر بدون شک موجب از بین رفتن ابهت و شکستن حرمت حریم یکدیگر و بدبینی دیگران به پرسنل و سبب افت کار و تشکیلات مربوطه خواهد گردید ، مذموم و پیامدار است از جمله باند و باند بازی های اداری و احیانا حاکمیت رابطه بر ضابطه و … از همین جا نشات می گیرد.
آئین مدیریت
بدون تردید مدیریت مثل همه ی امور دیگر وصفی دارد و شرطی ، رمزی دارد و آئینی . وصف آن کاردانی است ، که عهده دار لیاقت مدیر است . شرط آن تعهد است که عهده دار صلاحیت مدیر است ، رمز آن مردم داری است که لازمه ی موفقیت یک مدیر است اما آئین مدیریت عدالت و دادگری است که دوام و بقای مدیریت در گرو آن است همچون طبابت و درمان یعنی وصف یک طبیعت تخصص است ، شرط او تعهد و رمز وی درد شناسی و آئین او تجربه و آزمایش است . در واقع همان طو رکه یک طبیب تا زمانی که دارو، درد ، وضعیت فرد مریض و ارتباط آنها را با یکدیگر تجربه و آزمایش نکند و نشناسد نباید اقدام به درمان کند و الا نه تنها با سرنوشت مریض بازی خواهد کرد بلکه سر انجام کار خودش را هم به مخاطره خواهد افکند . به همان گونه یک مدیر هم تا ابتدا قانون کار، مشکلات اجتماعی ، وضعیت فرد و جامعه و ارتباط آنها را مد نظر قرار نداده و عادلانه تشخیص ندهد نباید دست به کار شود و اگر نه هم سرنوشت جامعه را به مخاطره خواهد انداخت و هم پایه و اساس ملک خودش را ویران خواهد کرد . اینجاست که می بینیم رسول گرامی اسلام ( ص) می فرمایند : « المِلکُ یبقی مَعَ الکُفر و لا یَبقی مَعَ الظُّلم» یعنی حکومت و مملکت با وجود مدیر کافر عادل ماندنی است ولی با بیدادگری اگر چه مدیر مسلمانی هم داشته باشد سازگار نیست و باقی نخواهد ماند . این مطلب یعنی ضرورت عدل و داد در انجام هر کاری علی الظاهر هر مورد تأیید و تأکید دنیااست از آن جمله سخنی از جرج هالری که حکایت از این امر می کند او می گوید « اکثر سرپرستهایی که با آنها بحث کرده ام معتقد بودند که انصاف صنعتی است که اگر در شخص سرپرست نباشد بیش از هر چیز موجب نارضای کارمندان خواهد شد انصاف پایه ی مطمئنی است برای موفقیت پایدار سرپرست … » بر این اساس ، یک مدیر هر برنامه ای را که می خواهد برای افراد زیر پوشش مدیریت خود تنظیم کند اگر بخواهد برنامه ای موفق و پایدار باشد باید سعی کند کارهایش را طوری پایه گذاری کند و برنامه ریزی نماید که ضمن به حساب آمدن افکار و احساسات همگان تمامی افراد که در یک مجموعه زیر نظر وی فعالیت می کنند از هر نظر از رفتار و مزایای منصفانه ای برخوردار باشند و اگر نه در کارش موفق نخواهد بود و پست و مقامش پایدار نخواهد ماند علاوه بر این همه تأکید برای به کار گیری عدالت و انصاف ، توجه به یک نیز ضروری است و آن این که در عمل باید منصف بود نه تنها در دل ، به گفته ی جرج هالری « در عمل انصاف خرج دادن با میل به منصف بودن و قصد آن را داشتن فرق دارد » این یک واقعیت است زیرا چه بسا قصد ما عدالت است و انجام امری را نیز عادلانه می بینیم در حالی که در عمل درست در جهت مخالف عدالت حرکت می کنیم .
فلذا علی ( ع) هم که مدار حق و پایه گذار عدالت است می فرماید « حق فراخترین چیزهاست هنگام وصف و گفت و گوی با یکدیگر و تنگترین چیز ماست زمان کردار و انصاف با هم ، یعنی حق را موقع گفتار بسیار به زبان می آورند ، ولی هنگام عمل نمی توانند به کار برند چنان که بسیاری از مردم در راه جور و ستم سیر می کنند اما آن را عدل و داد می شمارند .

راه دستیابی به مدیریت راستین
به طور کلی مجموع اموری که انسان باید به آنها علم و آگاهی یابد به پنج دسته تقسیم می شود :
الف) اموری که خواندنی و شنیدنی اند ، مثل تاریخ
ب) اموری که چشیدنی هستند مثل شیرینی و تلخی
ج) اموری که دیدنی اند نظیر سفیدی و سیاهی
د) امور یکه یافتنی هستند از قبیل ملاحت و زیبایی
ه) اموری که نیاز به مجموع اینها ( خواندن ، شنیدن ، لمس کردن ، دیدن و یافتن) دارند مثل خداشناسی و روان شناسی یک خدا شناس یا یک روان شناس همچنان که در کتاب می خواند و یا از استاد می شوند باید در آفاق و انفس ببیند و با اعضاء و اندام خود لمس کند و نیز در قلب خود بیابد در غیر این صورت ذهنیت گر است ، نه خدا شناس کالبد شناس است نه روان شناس . اکنون برای اینکه بدانیم راه رسیدن به مدیریت واقعی چیست ؟ باید ببینیم که مدیریت از کدام یک از امور ذکر ده است آیا از دسته ی اول ، دوم ، سوم ، چهارم و یا پنجم است ؟ چرا که رسیدن به هر کی از این امور نیاز به دانش و بینش خاص و راه و رسم مخصوص به خود دارد از طرفی با نگرش به معنی واقعی مدیریت و وظایف محوله به شخص مدیر ، حق این است که بگوئیم مدیریت از دسته ی پنجم است ، یعنی یک مدیر در صورتی می تواند به مدیریت واقعی برسد که نه تنها کتابهای متعددی را بخواند و از استادان مختلف کسب فیض کند بلکه بایستی قبل از رسیدن به ریاست درد مرئوس بودن را کاملا لمس کند و بعد از رسیدن به ریاست خواسته های به حق مردم و یا پرسنل خود را دریابد زیرا مدیریت ، تنها اجرای یک سلسله مقررات خشک نیست که با خواندن و شنیدن تنها ، قابل تحصیل باشد و یا صرفا داشتن یک سلسله برخوردهای عاطفی که امکان دارد با لمس کردن و یافتن تنها به دست بیاید. نیست بلکه عبارت است از داشتن یک نوع تدبیر و هنر انسان سازی و سازماندهی جهت تعیین هدفها و مقاصد مادی و معنوی ، فردی و جمعی و نیز فراهم آوردن زمینه وصول به آنها ، به بقیه دیگر مدیرت عبارت است از : یافتن حد اکثر قدرت لازم برای به حرکت در آوردن نیروی انسانی.
از طرفی هم بدیهی است که چنین قدرتی را نمی توان داشت مگر با برخورداری از آنچه ذکر شد یعنی در مجموع داشتن دانش کافی و بینش وافی ، والّا آنچه را ک هیک فرد به عنوان مدیر انجام خواهد داد نه مدیریت و مسئولیت اجتماعی خواهد بود و نه حکومت و قدرت سیاسی ، بلکه یک نوع سردمداری خواهد بود که خود کامگی و دیکتاتوری در پی خواهد داشت . این است که می بینیم موسی ( ع) همزمان با اعطای مقام نوبت و مدیریت جامعه به وی ، چنین عرضه می دارد که : « قالَ رَبِّ اشرَح لی صَدری و یَسِّرلی امری و احلُل عُقدهً مِن لِسانی ، یَفقَهوا قَولی » پروردگارا ، به شرح سینه ام عطا کن و کار مرا آسان گردان و گره از زبانم بگشای تا مردم گفتارم را درک کنند .
بد نیست به همین مناسبت سختی هم از یکی از دانشمندان به نام واکس بر که آثارش به سهم خود نقشی در هدایت بشریت داشته است ذکر شود . وی می گوید . « مدیریت نیروی فطری نیست تا به وسیله آن بتوان افراد جوامع را به طرف خود جذب کرد و رهبری آنان را بر عهده گرفت ، بلکه امروز مدیریت به صورت حرفه ای مبتنی بر اصول و مفاهیم علمی در آمده و هر فرد می تواند به کمک تجربه و استعداد خویش و با شناختن اصول و فنون مدیریت و کسب تجربه در صف مدیران شایسته در آید »

مبانی مدیریت ارزش اسلام
مدیرت یکی از شاخه های علوم اجتماعی است و از مبانی و مفروضات آن عبارتند از :
1- هدف عام مدیران در سازمانهای مختلف رشد استعدادهای نهفته در وجود کارکنان ، تعدیل غرایز و شکوفایی فضایل فطری افراد درسایه هدایت آمیزه های دینی و ایفای نقش اسوگی است .
2- تحقق اهداف عملیاتی سازمانها از قبیل تولید ، تحقیق ، توسعه ، عملیات ، و …. راستای پاسخگویی به نیازها ی مشروع جامعه و ایجاد اشتغال سالم برای آحاد مستعدین برای کار و شغل سازمانی است که به صورت کارآ ، اثر بخش و مفید انجام شوند .
3- کار خیر مایه ی انسان مؤمن ، جلا دهنده روح او و عبادت تلقی می شود و لذا کارکنان ضمن صیرورت مستمر و کسب فضایل ، مهارت ها و تعدیل غرایز با احساس وظیفه ی دینی ، فعالیت های سازمانی را در راستای تحقق اهداف و رسالت سازمان پذیرا هستند .
4- اسمترار رشد و اعتلای استعداد های کارکنان و بقای سازمان ها در گرو عمل به عدالت سازمانی و رعایت شایسته سالاری است .
5- لازمه ی موفقیت سازمانی کارکنان اجرائی شرایط عمل صالح دینی داشتن ، علم و آگاهی ایمان به هدف ، نیت خالص برای عمل به وظیفه و رعایت دقت ، سرعت و کیفیت امور بر طبق استاندارد های مقبول است .
6- باورهای اعتقادی و ارزشهای اخلاقی انسانها در طول زمان عمدتاً ثابت و لایتغیر بوده و بر کیفیت و چگونگی اجرای هر یک از وظایف و نقشهای مدیریتی در سازمانها مؤثر می باشند
7- مدیریت اسلامی ضمن استفاده از عبرتها و تجارت گذشته ، با داشتن دیدی آینده نگر و آینده ساز ، حال سازمان را در راستای تحقق رسالت واهداف ، چاره اندیشی و تدبیر می نماید .
8- عنصر زمان در دیدگاه اسلام بسیار با اهمیت بوده به گونه ای که خداوند به آن قسم یاد می کند آنجا که می فرماید » و العصر ، انَّ الانسان لَفی خُسر الالذین امنوا و عملوا الصالحات »
قسم به عصر ، همانا انسان در زیان است مگر کسانی که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام دادند .
و لذا انجام امور طبق استاندارد های زمانی کار ، وفای به تعهدات زمانی برای تحویل سفارشات پایبندی قلبی به معاملات ، داشتن نظم و به موقع حاضر شدن درمحل کار ، و عده و جلسه ، و همگی حاکی از حساسیت نسبت به زمان است . گرچه ما مسلمین در رعایت آن اهتمام لازم را تا کنون دراغلب موارد نداشته ایم و لذا مدیریت زمان یک ضرورت فرهنگی است که باید در کشور ما تقویت شود و بهبود یابد .
9- ماهیت انسان چند بعدی است و برای هدایت و رهبری او نیاز به شناخت انسان و انتخاب سبکهای رهبری مکانیزمهای انگیزش و شیوه امر به معروف و نهی از منکر او و … وجود دارد .
10- نظام آموزش اسلامی بر تمامی زوایای زندگی فردی و سازمانی کارکنان و مدیران پرتو افشانی کرده و مصادیق ارزشهای اسلامی را در هر یک از وظایف و نقشهای مدیریتی هدف گذاری سازمانی ، اعتلای فرهنگ سازمانی ، اوصاف مدیران و کارگزاران سازمانها و … و به طور مستقیم و یا غیر مستقیم می توان یافت .
11- خیر دنیا و آخرت مدیران در اداره ی سازمانها بر مبنای رعایت حقوق ، کلیه ی ذوی الحقوقان سازمانی اعم از کارکنان و مدیران داخل سازمان ها ، مشتریان ، رقبا و تأمین کنندگان خارج از سازمان تا دولت و نظام سیاسی حاکم بر جامعه تا رعایت حقوق الهی انبیاء و ائمه را در بر می گیرد حتی حقوق محیط زیست و ضرورت ارزش آفرینی حداکثر برای مواد اولیه و عدم اسراف مواد و انرژی و … را نیز در بر می گیرد .
12- رقابت سازمانها از دیدگاه اسلامی یک رقابت به هر قیمتی ولو به ورشکستی گروههای کوچک و از صفحه راندن ضعفها و آسیب پذیر ها نیست ، بلکه رقابت عادلانه همراه با رعایت حقوق رقبا ، مجاز بلکه ضروری است .
13- چشم انداز سازمانی حاکی از ارزشهای بنیادین حکومت اسلامی است که بنیانگذاران آن در طول تاریخ انبیاء اولوالعزم و ائمه معصومین ( ع) بوده که ارزشهای حاکم بر نظام اسلامی را از قرآن ، سنت ، اجماع و عقل کشف نمائیم و جهت گیری ، مبتنی بر این ارزشهای بی بدیل است .
14- بر فعالیت های مدیران در سطوح مختلف سازمانی و انواع سازمانهای جامعه اسلامی ، ارزشها و اصول بنیادین از ارزشها حاکم است که از جمله ی آنان ایمان به غیب ، عدالت ،تعاون و مشارکت ، صداقت ، وفای به عهد ، عمل صالح ، تعقل و خرد ورزی ، شرح صدر ، جامعیت ، عبرت آموزی ، موقعیت شناسی ، دور اندیشی ، آگاهی و بصیرت ، خلاقیت و نوآوری تقدم معنویات بر مادیات ، توکل به خدا ، رعایت تقوای الهی ، صبر و برد باری ، اخلاص و حسن نیت ، خوش بینی و امید واری ، عفاف و رعایت حداقل ها ، سعی و عمل صالح ، صداقت و سخن درست ، وفای به عهد ، امانت داری ، رازداری ، سادگی ، نظم و ترتیب ، اعتماد ، شور و مشورت ، مسئولیت پذیری ، عمل به تکلیف ، وجدان کاری ، برادری و اخوت ، عف و و گذشت احسان و ایثار ، کارگشایی و خدمت رسانی ، تواضع و فروتنی ، حق جویی و ظلم ستیزی اعتدال و میانه روی ، وحی گرایی ،قانون مداری ، شایسته سالاری ، دادگری و انصاف ، رفع استضعاف ، عزّت و اقتدار ، اطاعت مشروع ، وحدت و یکدلی ، تشویق و تنبه اعتدال در قاطعیت و مدارا ، بهبود مستمر ، و … می توان نام برد که چگونگی تأثیر هر یک از این موارد نوع خاصی می باشد .
15- مدیریت بر مبنای ارزشهای اسلامی برای تحقق ارزشهای الهی ، اقدام به گزینش کارکنان و مدیران مؤمن ، و متخصص ، رعایت شایسته سالاری در عزل و نصبها ، نظارت بر فرهنگ سازمانی و عند الزوم پالایش و بهبود شاخصهای فرهنگ سازمانی برای ایجاد محیط سالم برای رشد و اعتلای کارکنان می نماید .
16- لازمه ی مدیریت بر مبنای ارزشهای الهی ،و جود قوانین و مقررات مبتنی بر دستورات دینی و رعایت اخلاق سازمانی و حاکمیت امر به معروف و نهی از منکر برقراری روابط مبتنی بر اخلاق اسلامی بین کارکنان و مدیران و کارکنان با یکدیگر و با مشتریان و ذوی الحقوقان سازمانی است .
17- توسعه دانش مدیریت اسلامی مبتنی بر مفروضات و ارزشهای اسلامی واصول ارزشهای بنیادین مدیریت و بر پایه رعایت مقتضیات زمانی و مکانی و در جهت پاسخگویی و حل مشکلات مدیریتی اجتماعی و ساختن جامعه ای مبتنی بر عدالت اجتماعی و رعایت ارزشهای اسلامی است .
18- لازمه ی اثر بخشی فعالیت های سازمانی آموزش وتوسعه ی مدیران و کارکنان بر مبنای نظام آموزشی حاکم بر علوم اجتماعی اسلام و آموزش اصول مدیریت و آشنایی با وظایف و نقشهای مدیریتی ، اوصاف مدیران و کارگزاران و … از دیدگاه اسلامی است .


اصول مدیریت اسلامی
برای مدیریت اسلامی نیز اصولی مبتنی بر ارزشهای الهی و گزاره های دینی می توان بر شمرد و همچنین بر مبنای یافته های اندیشمندان مدیریت و بر اساس دانش و تجربه مدیریت می توان اصولی تجربی و علمی برا ی مدیریت شناسایی کرد و آن دسته از اصول علمی که مغایرتی با آموزه های دینی و الهی نداشته باشد جزئی از اصول مدیریت اسلامی تلقی می شود .
1- اصول مدیریت علمی
اندیشمندانی که به بررسی اصول واصول مدیریت پرداخته اند ، گاه اصول را تعریف کرده اند و گاه به تبیین مصادیق اصول اشاره نموده اند ، ایشان در تعریف اصول اتفاق نظر ندارند . در کتا باصول مدیریت این اصول چنین است .
1- برنامه ریزی
2- سازماندهی
3- مدیریت منابع انسانی
4- رهبری
5- نظارت و کنترل
و نویسنده ایرانی کتاب اصول مدیریت
این اصول را در هشت مورد بیان نموده است .
1- نوآوری و خلاقیت
2- تصمیم گیری
3- برنامه ریزی
4- سازماندهی
5- بسیج منابع و امکانات
6- هدایت
7- ارتباطات
8- کنترل
اصول مدیریت از دیدگاه فایول عبارتند از :
1- اصل تقسیم کار
2- اصل اختیار
3- اصل انضباط
4- اصل سلسه مراتب
5- اصل نظم
6- اصل مساوات
7- اصل ثبات تصدی در مشاغل
8- اصل وحمدت فرماندهی
9- اصل وحدت مدیریت
10- اصل تقدم منافع عمومی بر منافع فردی
11- اصل پاداش پرسنل
12- اصل تمرکز
13- اصل ابتکار
14- اصل اتحاد و مسئولیت گروهی
15- مهمترین اصول مدیریت مورد نظر هارینگتون امرسون عبارتند از :
1- اصل تعیین صریح ایده آل و هدف
2- اصل احساس عمومی
3- اصل مشاور ورزیده
4- اصل نظم و ترتیب
5- اصل معامله ی عادلانه
6- اصل مدرک و پرونده های دائمی ، کافی ، قابل اعتماد و فوری
7- اصل استاندارد
8- اصل شرایط استاندارد
9- اصل راهنمایی کتبی عملیات استاندارد
10- اصل پاداش برای کارائی
نوعا نویسندگان مدیریت وظائف عمومی مدیران را تحت عنوان اصول مدیریت نامیده اند و به اصول ذیل دسته بندی نموده اند .
1- برنامه ریزی
2- سازماندهی
3- هدایت و رهبری
4- تأمین منابع و پرسنل
5- نظارت و کنترل

رویکردهای مدیریت اسلامی
برای دستیابی به مدیریت اسلامی ، رویکرد های مختلفی پیگیری شده است برخی از این رویکردها ، که جملگی از نظر روش شناسی از روش اجتهاد اسلامی در حوزه ی مدیریت پیروی می نمایند، عبارتند از :
1- رویکرد ارزشی
2- رویکرد اخلاقی
3- رویکرد فقهی
4- رویکرد نظام گرا
5- رویکرد عرضی
6- رویکرد اصولگرا
7- رویکرد مبانی
8- رویکرد متدولوژیک
9- رویکرد مدیریت مسلمانی
در این رویکردها به ترتیب نکات ذیل مورد نوجه محوری قرار گرفته اند:
هنجار های اجتماعی ، ارزش های رفتاری ، احکام الهی مستنبط از آیات و احادیث ، ملاکات ، نظامات و سیستم ، بایدها و نباید های مستبط از احکام ، احکام عرضی متداول در حوزه ی مدیریت ریشه ارزش ها و قواعد کلی آن ، مبانی و اساس معرفتی دین ، روش و جهت دینی و بالاخره در مدیریت مسلمانی محور در راس بودن یک مدیر مسلمان برای اداره ی امور و تاکید بر گزینش کارکنان بر مبنای ملاکهای تقوایی تا از این طریق جلوی اعمال خلاف اسلام گرفته شود . این رویکردها از نوعی رابطه مکمل با یکدیگر برخورد دارند و الزاما با یکدیگر در تضاد می باشند.

فراگرد مدیریت
چه نوع فعالیت هایی کار مدیر را مشخص می کنند ؟ آیا مدیریت فراگردی عمومی ، و لازمه ی هر کارو فعالیت سازمان یافته است؟ برای پاسخگویی به این قبیل پرسش ها ، کوشش های فراوانی شده است در گذشته ، مراد از مدیریت ، فعالیت هایی نظیر اداره ی امور کارکنان و ادره مالی بود . تلقی مدیریت به عنوان فراگرد یا فرایند ، نسبتا تازگی دارد . مفهوم فراگرد، ضمن دلالت بر شیوه ی منظم انجام دادن کار ، به توالی گام ها یا عناصری که به هدف یا نتیجه ی خاصی منجر می شود ، اشاره می کند . پس مدیریت از آن جهت فراگرد تلقی می شود که همه ی مدیران صرف نظر از قابلیت ها یا مهارت های خاص خود ، برای نیل به هدف ، به فعالیت های پیوسته و منظمی می پردازند . نخستین بار سقراط ، مدیریت را فراگردی اجتماعی تلقی کرد ، فراگردی که متضمن یک سلسله وظایف ، فعالیت ها و روابط متقابل است و مناسبات و روابط متقابل افراد در آن نقش اساسی دارد ، اندیشه های جدید در این زمینه از نهضتی که کاربرد روش های علمی را در مدیریت رایج ساخت ، سرچشمه می گیرد . ضرورت کاربرد روشهای علمی در حل مسایل مدیریت تولید و صنعت ، از اوایل قرن بیستم متداول گردید ، بنابراین ، مطالعه ی مدیریت به عنوان یک زمینه ی علمی مستقل ، امر نسبتا تازه ای است. نظریه های کلاسیک مدیریت که عمدتا اصول و مفاهیمی عمومی برای اداره ی فعالیت های سازمانی ارائه کرده ، مدیریت را به عنوان فراگرد تلقی می کنند. راه ساده ی برای تشخیص عناصر تشکیل دهنده ی فراگرد مدیریت ، یافتن پاسخ به سوالاتی است که در انواع مختلف سازما نها برای مدیران مطرح می شود که پاسخگویی به این سوالات ماهیت مدیریت و وظایف آن را آشکار می سازد. اینکه :1 چه باید کرد ؟ پاسخ این پرسش ، هدفهای کلی مقاصد ویژه و برنامه ی کار مدیریت را روشن می سازد . 2- کار چگونه انجام داده خواهد شد ؟
جواب این سؤال ، خط مشی ها و رویها های حاکم بر عملیات را آشکار می سازد و روشها و فنون انجام دادن کار را نشان می دهد ( تعیین خط مشی و رویه ها و روش ها)
3-کار چگونه تقسیم خواهد شد ؟ پاسخ این سؤال ، شیوه ی استفاده از منابع نیروی انسانی
و نیروهای مادی و تکلیف مسئولیت و اختیار را مشخص می کنند ، این امور در سازماندهی یک موسسه ضرورت تام دارند(سازماندهی کار).
4- چه کسانی کار را انجام خواهند داد ؟ جواب این سوال ، وظایف و تکالیف کارکنان شرایط استخدام ، تربیت و آماده سازی ، و شیوه ی به کار گماری آنان را مشخص می کند (کار گزینی ، کار آموزی و کار گماری)
5- کار با چه وسایلی انجام داده خواهد شد؟تسهیلات و تجهیزات ، سرمایه یا بودجه و مواد مورد نیاز برای انجام دادن کار ، با جستجو و یافتن پاسخ به این پرسش مشخص خواهند شد(یقین وسایل انجام دادن).
6- کار در چه وقت و در چه مدتی انجام داده خواهد شد؟(زمان بندی کار)
7- کار با چه کیفیتی انجام داده شود؟
8- کار با چه کیفیتی عملا انجام داده می شود؟ دو سوال آخر ، ارزشیابی کار را مطرح می کند . پاسخ سوال اول ، ملاک های ارزشیابی و پاسخ سئوال دوم ، عمل ارزشیابی را معین می کند به مد این دو می توان معلوم کرد نحوه ی انجام دادن کار تا چه اندازه با معیار های تعیین شده همخوانی دارد. ( کنترل و ارزشیابی کار).
در هر سازمانی ، وظایف کلی مدیران با جستجو وارائه راه حل و پاسخ به مسائل فوق آشکار و از وظایف دیگر متمایز می شود، مثلا در سازمان های آموزشی ، وظایف آموزشی از وظایف مدیریت متمایز است. معلمان از مواد آموزشی استفاده می کنند ، درس تهیه می کنند ، تدریس می کنند ، امتحان می گیرند و به سایر فعالیت های مربوط به آموزش و یادگیری می پردازند و از طریق فراگرد آموزش نتایجی با ارزش تر و با اهمیت تر از مواد و سایلی که مورد استفاده قرار گرفته اند حاصل مکی شود اهمیت و تاثیر کار مدیر آموزشی از وظایف آموزشی فراتر می رود.

کار کردهای مدیریت
فراگرد مدیریت را غالبا به کار کرد ها و وظایف مدیریت تفکیک و تجزیه می کنند. منظور از کارکرد اشاره به فعالیتی مهم و اساسی است که در نیل به هدف ضرورت تام دارد ، در اینکه کدام کارکرد مدیریت مهم است، میان صاحب نظران اختلاف نظر وجود دارد . به عبارت دیگر طبقه بندی هایی که به منظور تجزیه فراگرد مدیریت صورت می گیرد متفاوت است این تفاوت گاهی ناشی از میزان اهمیتی است که برای هر یک از کارکردها قایل می گردند یا غالبا ناشی از اصطلاحات مختلفی است که برای تعریف آنها بکار برده می شوند. هانری فایول اولین کسی بود که فراگرد مدیریت را به وظایف یا کارکردها تقسیم و تعریف کرد او پنج وظیفه ی اساسی را در مدیریت تشخیص داد:
1- برنامه ریزی: یعنی ، پیش نگری و تدارک وسایل برای عملیات آینده.
2- سازماندهی : یعنی، ترکیب و تخصیص افراد و منابع دیگر برای انجام دادن کار.
3- فرماندهی : یعنی ، هدایت و جهت دهی افراد در انجام دادن کار.
4- هماهنگی : یعنی ، به هم پیوستن و وحدت بخشیدن همه ی کوشش ها و فعالیت ها.
5- کنترل : یعنی ، رسیدگی به اینکه آیا کلیه امور طبق مقررات و دستورات صورت می گیرند یا نه.
در اغلب کتاب های درسی مدیریت ، کارکردها به عنوان موضوع های اصلی سازمان مدیریت قلمداد می شوند. در طبقه بندی رایجی که امروزه در کتاب های درسی مورد توجه است، کارکردهای مدیریت عبارتنداز: برنامه ریزی ، سازماندهی ، رهبری و کنترل . صاحب نظران اخیر ، هماهنگی را جزو لاینفک همه ی مراحل مدیریت دانسته از تفکیک آن به عنوان کارکردی مجزا خودداری می کنند. به علاوه در بعضی از طبقه بندی ها ، ارتباط و تصمیم گیری نیز به عنوان کارکردهای مدیریت توصیف می شوند. شاید انتزاعی ترین طبقه بندی وظایف مدیریت ، تلقی آن به صورت دو فعالیت عمده ی تصمیم گیری و اجرای تصمیم باشد رابطه ی این دو طبقه بندی را می توان به
به شرح زیر نشان داد:
تصمیم گیری ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ برنامه ریزی
سازماندهی
اجرای تصمیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ رهبری
کنترل
عمل مدیریت بسیار پیچیده تر از توصیف آن وسیله ی این تقسیم بندی هاست، کارکردهای مدیریت ، در عمل ، باهم روابط متقابل دارند. گرچه ظاهرا به نظر می رسد که برنامه ریزی و سازماندهی مقدم بر رهبری و کنترل است ، ولی اگر در فراگرد فعالیت های سازمان معلوم شود که برنامه ریزی و سازماندهی مشکلاتی دارند ، برنامه ریزی و سازماندهی مجدد یا تجدید نظر در آنها ضرورت پیدا می کند بنابراین ، کارکردهای مدیریت را می توان به صورت فراگردی پیوسته و مداوم تصویر کرد. مطابق این شکل:

 

 

کارکردهای مدیریت و روابط متقابل آن

اکنون می توان تعریف دیگری از مدیریت برحسب کارکردها و وظایف آن ارائه کرد: مدیریت فراگرد برنامه ریزی ، سازماندهی ، رهبری و کنترل فعالیت های اعضای سازمان و استفاده از همه ی منابع موجود سازمانی برای دستیابی به هدف های آن است.

مهارت های سه گانه مدیریت
1- مهارت فنی : یعنی دانایی و توانایی در انجام دادن وظایف خاص که لازمه ی آن ورزیدیگی در کار برد فنون و ابزار ویژه و شایستگی عملی در رفتار و فعالیت است . مهارت های فنی از طریق تحصیل ، کارورزی و تجربه حاصل می شوند ، مدیران معمولا این مهارت ها را طی دوره های آموزشی یا کار آموزی فرا می گیرند . نظیر دانش ، فنون ، و روشهای برنامه ریزی ، بودجه بندی ، کنترل ، حسابداری ، امور مالی ، کارگزینی ، کارپردازی و غیره ، ویژگی بارز مهارت فنی آن است که به بالاترین درجه ی شایستگی و خبرگی در آن می توان دست یافت زیرا این نوع مهارت ماهیتاً دقیق ، مشخص ، دارای ظوابط عینی و قابل اندازه گیری است . از این رو کنترل و ارزشیابی آن ، هم در جریان آموزش و هم در مرحله کاربرد و عمل آسان است ، مهارت های فنی مورد نیاز مدیران آموزشی ،علاوه بر موارد فوق ، شامل مهارت و تبحر در برنامه ریزی آموزشی ، ارزشیابی آموزشی ، راهنمایی آموزشی ، فنون و روشهای تدریس و فنون اداری و مالی آموزش و پرورش است . مدیر آموزشی برای انجام وظایف خاصی که دارد باید از مهارت های فنی کافی برخوردار باشد .
2- مهارت انسانی ، یعنی داشتن توانایی و قدرت تشخیص در زمینه ی ایجاد محیط تفاهم و همکاری و انجام دادن کار بوسیله دیگران ، فعالیت مؤثر به عنوان عضو گروه ، درک انگیزه های افراد و تأثیر گذاری بر رفتار آنان ، مهارت انسانی در نقطه ی مقابل مهارت فنی است یعنی کارکردن با مردم در مقابل کارکردن با اشیاء و چیزها داشتن مهارت های انسانی مستلزم آن است که شخص بیش از هر چیز خود را بشناسد ، به نقاط ضعف و قوت خود آگاه باشد عقاید و افکارش بر خود او روشن باشند ، اعتماد به نفس داشته باشد به دیگران اعتماد کند ، به عقاید و ارزشها و احساسات آنان احترام بگذارد ، آنان را درک کند ، از تأثیر گفتار و کردار خویش بر دیرگان آگاه باشد و بتواند محیط امن و قابل قبولی برای جلب همکاری دیگران فراهم سازد . مهارت های انسانی به آسانی قابل حصول نیستند و فنون و روشهای مشخصی ندارند امروزه ، دانش علمی در قلمرو روان شناسی ، روان شناسی اجتماعی و مردم شناسی و تجربه و کارورزی در شرایط گروهی و اجتماعی ، به طور غیر مستقیم زمینه ی دستیابی به مهارت های انسانی را فراهم می سازند . کنش و واکنش متقابل با مردم و حساسیت نسبت به انگیزه ها ، انتظارات و رفتارهای آنان ، کمک می کند تا شخص ، به مرور بتواند علل و عوامل شکل دهنده ی رفتار افراد انسانی را درک کرده راه و رسم کارگردان با مردم و اثر گذاری بر رفتار آنان را بیاموزد مدیر آموزشی برای اینکه بتواند در شمار یکی از اعضای مؤثر محیط آموزشی در آید و بین اعضای تحت رهبری خود همکاری و تفاهم به وجود آورد ، باید به حد کافی از مهارت های انسانی بهره مند باشد .
3- مهارت ادراکی : یعنی توانایی درک پیچیدگی های کل سازمان و تصور همه عناصر واجزای تشکیل دهنده ی کار و فعالیت سازمانی به صورت یک کل واحد ، به عبارت دیگر ، توانایی درک و تشخیص اینکه کارکرد های گوناگون سازمان به یکدیگر وابسته بود . تغییر در هر یک از بخشها ، الزاماً بخشهای دیگر را تحت تأثیر قرار میدهد . آگاهی از این روابط و شناخت اجزا و تصمیم گیری و عناصر مهم در موقعیت های مختلف ، مدیر را قادر می سازد که به طریقی تصمیم گیری یا اقدام کند که موجبات اثر بخشی سازمان و رضایت کارکنان آن را فراهم نماید . اکتساب مهارت ادراکی ( یا مفهومی ، ) مستلزم آموزش نظریه های علوم رفتاری ، به ویژه نظریه های سازمان ، مدیریت و تصمیم گیری و کاربرد عملی آن هاست . امروزه دوره های آموزش دانشگاهی در رشته های تخصصی و آشنایی با نگرش و روشهای سیستمی و اسفاده از یافته های مطالعات و تحقیقات راجع به سازمانها ، زمینه ی دستیابی به مهارت ادراکی در مدیریت را فراهم می سازند ، مدیر آموزشی برای اینکه بتواند محیط آموزشی را بشناسد ، روابط متقابل میان عوامل مختلف را درک کند ، اولویتهای آموزشی را تشخیص دهد ، تصمیمات مؤثر را اتخاذ کند و با اقدامات خود بهترین نتایج را عاید نظام آموزشی سازد باید از مهارت ادراکی قابل ملاحظه ای برخوردار باشد .

مشورت و کمک فکری گرفتن
به طور طبیعی انجام هر عملی معمولا به دو نوع فعالیت نیازمند است ، بدنی و فکری مثلا در ساختن یک ساختمان اگر بکار بردن مصالح آن نیاز به فعالیت های بدنی دارد ، بدیهی است که تنظیم نقشه و طرح پیاده کردن آن محتاج به فعالیت های فکری است . از طرفی هم همان طور که هر فرد در نوع اول از فعالیت های خود محتاج به تعاون و همکاری بدنی است همچنین در نوع دوم از فعالیت های خود محتاج به تعاون و همکاری فکری است ، بنابراین قرآن هم ، همان طور که در سوره ی مائده در آیه ی 2 می فرماید: وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى . یعنی در نیکوکاری و پرهیزکاری مددکار و کمک یکدیگر باشید (فعالیت های بدنی) در سوره ی آل عمران آیه ی 159 هم می فرماید : وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ. یعنی ای پیامبر در هرکاری با مردم مشورت نما ( فعالیت های فکری) از سوی دیگر مسلم است در بسیاری از مواردی که نیاز به فعالیت بدنی است امکان این که بتوان موفق شد وجود دارد نهایت این که زمان بیشتری لازم دارد . در حالی که در مورد دوم نیز نیاز به فعالیت های فکری است حتی احتمال چنین امکانی هم بعید به نظر می رسد. چون بدیهی است مسایلی که نیاز به فعالیت های بدنی دارد اولا مثل خود بدن محدود است ثانیا ساده است و در نتیجه به تنهایی می توان موفق به انجام آنها شد اما مسایلی که محتاج به فعالیت های فکری است که از آن جمله است مساله مدیریت مثل خود فکر اولا نا محدودند ، ثانیا پیچیده هستند و در نتیجه به طور طبیعی نیاز به همکاری بیشتری خواهند داشت .
از این روی هنگامی که امام علی (ع)مالک اشتر را به عنوان والی و استاندار مصر تعیین و منصوب می کند خطاب به وی چنین می فرماید: وَ أَكْثِرْ مُدَارَسَةَ الْعُلَمَاءِ، وَ مُنَافَثَةَ الْحُكَمَاءِ، فِي تَثْبِيتٍ مَا صَلَحَ عَلَيْهِ أَمْرُ بِلاَدِكَ، وَ إِقَامَةِ مَا اسْتَقَامَ بِهِ النَّاسُ قَبْلَكَ.
یعنی ای مالک درباره ی آنچه کار شهر های تو را تنظیم گرداند و بر پاداشتن آنچه مردم پیش از تو بر پاداشته اند ، بسیار با دانشمندان مذاکره کن با راستگویان و درست کرداران به گفتگو بنشین ( که بر اثر آن همیشه حکومت تو پایدار مانده و کار رعیت به شایستگی انجام گیرد) صریحتر از این بیان دیگر امام (ع) است که در کلمات قصار حضرت مطرح است و می فرماید : مَن مَلَکَ اِستَاثَرَ و مَنِ استتَبَّدَ بِرَایِهِ هَلَکَ مَن شاوَرَ الرِّجال شارَکَها فِی عُقُولِها.
یعنی هر کس به چیزی دست یافت و قدرت پیدا کرد خود رای می شود و به رای و اندیشه دیگران بی اعتنا می گردد و هر کس خم خود رایی نمد و در کارها مشورت نکند تباه می شود ولی هر کس با مردان با تجربه شور و مشورت نماید در خرد هایشان شرکت می کند ، چون بدیهی است که حکم چند عقل در هر کار از حکم یک عقل سودمندتر و شایسته تر است. و قرآن علاوه بر آیه ی 159 از سوره ی مبارکه آل عمران که موضوع را به صورت امر مطرح می کند در آیه ی 38 از سوره ی مبارکه شوری هم یکی از صفات و خصوصیات برجسته بندگان شایسته ی خدا را همین شو و مشورت با یکدیگر در کار ها می داند و می فرماید: وَالَّذِینَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَیْنَهُمْ . یعنی بندگان صالح خدا آنهایی هستند که امر خدا را اجابت و اطاعت کرده ، نماز را برپای داشته و کارشان را با مشورت یکدیگر انجام می دهند.

مدیریت دراسلام و مصادیق آن
دین اسلام زمانی دین اصلی و مهم، و دین اکثریت مردم قسمتی از جهان بود که بیش از نصف جهان متمدن در سه قاره آسیا، آفریقا و اروپا را تشکیل می داد. با گسترش زندگی ماشینی و متحول شدن کشورهای صنعتی و بعد از آن بسیاری از کشورهای جهان سوم در آسیا و آفریقا و گذشت زمان، بسیاری از اصول اعتقادی، انسانی و اخلاقی از روابط بین افراد، روابط تجاری و سازمانی فاصله گرفت و شاهد آن هستیم که شرایط ناشی از بی تفاوتی حاکم بر جهان مادی باعث بروز جنگ و خشونت در اقصی نقاط جهان گردیده.
همچنین عدم پایبندی به اصول اخلاقی هم باعث بروز تضادهای اجتماعی گردیده، از هم گسیختن بنیاد خانواده، گسترش روزافزون استفاده از مواد مخدر، استفاده ابزاری از زن در جوامع صنعتی، از دیگر آثار بی توجهی به اصول اساسی ادیان الهی می باشد.
تمام مسائلی که در بالا به آنها اشاره شد باعث بروز نگرانی اندیشمندان این جوامع گردیده و آنها را به حل این مشکلات واداشته است. یکی از مهمترین مولفه های بوجود آورنده این مشکلات دیدگاه مدیران غربی می باشد که فقط بدنبال کسب منافع بیشتر بدون در نظر گرفتن مسائل اجتماعی و اخلاقی هستند. در همین زمان با توجه به گسترش شبکه های ارتباط جمعی و آشنائی سایر ملل با دین اسلام، بویژه اصول اولیه و بنیادین این دین باعث جذب و گسترش روز افزون اسلام بعنوان یک دین جامع و در بر گیرنده همه مسائل اجتماعی در اقصی نقاط جهان گردیده است و در حال حاضر یکی از مهمترین موضوعاتی که ذهن اندیشمندان و پژوهشگران بدان معطوف گردیده مدیریت از دیدگاه اسلام میباشد.

مدیریت اسلامی
اگر بخواهیم تعریفی از مدیریت اسلامی داشته باشیم میتوانیم بگوئیم :
“شیوه به کار گیری منابع انسانی و امکانات مادی، بر گرفته از آموزه های اسلامی برای نیل به اهداف متاثر از نظام ارزشی اسلام است.” از مهمترین آموزه های اسلامی که به آنها در حدیث ثقلین همه اشاره کرد :
پیامبر اسلام که خود الگوی تمام مسلمین در همه زمینه ها می باشند در حدیثی به معرفی الگوهای پس از خود برای مسلمین می پردازند.
(انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی فانهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض)
همانا در بین شما مسلمانان دو چیز گرانبها گذاشتم. کتاب خدا قرآن و اهل بیتم. پس همانا این دو جدا نمی شوند تا اینکه بر حوض وارد شوند.
با توجه به این توضیحات می توانیم بگوئیم که در تمام مراحل تصمیم گیری و اجرای تصمیمات باید اصول اعتقادی اسلام را در نظر گرفت و از تعالیم اسلامی از قبیل قرآن کریم بعنوان یک کتاب آسمانی انسان ساز و همچنین احادیث و روایت موجود از پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) استفاده نمود و در حقیقت به علم مدیریت ارزش اسلامی را می افزائیم و مدیریت اسلامی را استخراج میکنیم.
اگر بخواهیم تعریف کاملتری از دیدگاه اندیشمندان اسلامی داشته باشیم چنین تعبیری را میتوان بیان کرد :
“مدیریت اسلامی را در منابع اسلامی (قرآن و سنت) مورد بررسی قرار داده، آیات یا احادیثی را که سخن به صراحت یا اشارت درباره آنها دارد استخراج و جمع آوری کنیم و مضامین آنها را به عنوان پاسخهائی مطرح شده در علم مدیریت تلقی نمائیم و ضمناً سیره امامان معصوم (ع) را نیز به عنوان سنت عملی مورد توجه قرار دهیم و بدین ترتیب، مطالب بدست آمده بعنوان راه حلهای ارائه شده از طریق دین برای مسائل مدیریت، تنظیم و تدوین گردد و به عنوان مدیریت اسلامی عرضه شود.”
تفاوت مدیریت اسلامی و غیر اسلامی
برای درک بهتر وجه تمایز مدیریت اسلامی باید تفاوت این سبک مدیریتی را با سایر سبکها مورد بررسی قرار داد. نگرش مکاتب به مسائل مختلف مبنای بسیاری از رفتارها در جامعه می شود از این رو نگرش مکتب اسلام هم بر تمام امور اطراف خود اثر گذار خواهد بود. یکی از نگرشهای که دین اسلام را به نوعی از سایر ادیان متفاوت ساخته نگرش این دین به دنیا و آخرت است.
در اسلام تفکیکی بین دنیا و آخرت صورت نگرفته است و آخرت ادامه حیات دنیوی محسوب می شود لیکن اصالت دادن به دنیا و محبوب و مقدم داشتن آن مذموم شمرده می شود. بر این اساس هر نوع فعالیت دنیوی با نیت اخروی، عبادت بوده و در انسان مسلمان برای تلاش و اصلاح امور دنیوی و خدمت به بندگان خدا یک تعهد محسوب میشود. ولی در مدیریت در سایر مکاتب چون مدیریت به دنبال سو حداکثر است و سعادت را در مادیات و در دنیا جستجو می کند و به پایان کار (آخرت) اعتقادی ندارد.
پس میتوان عمده تفاوت بین مکتب مدیریت اسلامی با سایر مکاتب را نگرش هر یک به دنیا و آخرت بیان نمود. توجه به آخرت در این مکتب ایجاد تعهد در مدیریت را در پی دارد و این احساس تعهد باعث میشود تا بسیاری از نگرشهائی که باعث تزلزل در مسائل اجتماعی جوامع امروزی شده از بینش مدیران خارج شود و ارزش به انسان و روابط انسانی باعث رشد و تعالی جوامع گردد. ولی نبود تعهد و بی اعتقادی به آخرت باعث توجه به دنیا و مادیات شده و جو بی تفاوتی را ایجاد میکند که بسیاری از مشکلات ناشی از آن در کشورهای صنعتی و بویژه غربی قابل مشاهده و بررسی است.

 

اخلاق مدیران در اسلام
نقش اخلاق در مدیریت اسلامی بسیار مهم است زیرا اخلاق مدیران در مدیرت اسلامی باید مبتنی بر معیارهای اخلاقی اسلام باشد و از مهمترین الگوهای فردی که میتوان نام برد و معیارهای اخلاقی آنها را مورد بررسی قرار داد پیامبر اسلام (ص) و امیرالمومنین علی (ع) می باشند. بطوریکه در قرآن کریم نیز زیبائی اخلاقی پیامبر نور و رحمت را می ستاید و ایشان را به عنوان برترین الگو برای انسانهای اهل کمال و سعادت معرفی می کند، لذا در خصوص ارتباط اخلاق با عملکرد و منش مدیران در جامعه اسلامی حساسیت زیادی وجود دارد.
مدیری که با اخلاق و با روح توکل برخدا و اعتقاد بر قدرت بی نهایت الهی تربیت یافته است هنگام بروز خطرها و بحرانها خود را نمی بازد و متانت و آرامش خود را از دست نمی دهد و طبعاً چنین مدیری تصمیمهای عاقلانه تر و سنجیده تر اتخاذ می کند و بهتر می تواند روحیه کارمندان و زیر دستان را تقویت کند و ایشان را به فرجام نیک امیدوار ساخته از یاس و نا امیدی و خودباختگی نجات دهد. و نیز چنین مدیری تحت تاثیر چرب زبانیها و تملق گوییها قرار نمی گیرد و در دام حیله های سود پرستان مکار نمی افتد، و از سوی دیگر با رفتار متواضعانه و فروتنانه و با دلسوزیها و مهربانیهای مخلصانه علاقه کارمندان را جلب کند و در نتیجه بازده کار افزایش می یابد بدون اینکه نسبت به کسی ستمی روا داشته باشد.
مدیر در اسلام باید دارای صفات و ویژگی هایی باشد که از مهمترین آنها اخلاق اسلامی است. علم اخلاق، علم معاشرت با خلق است. در این علم انسان رذائل و فضائل اخلاقی خوب و بد را شناسایی می کند و در زندگی خویش به کار می گیرد. اخلاق مدیر تحت سه عنوان مورد بررسی قرار می گیرد:
1- اخلاق فردی مدیر که از آن جمله به امانت داری، حسن خلق، کظم غیظ، عشق به کار، صبر،کنترل نفس و … می توان اشاره کرد.
2- اخلاق اجتماعی مدیر که در این عنوان به موارد زیر اشاره می شود: پرهیز از استبداد، ساده زیستی و عدم رفاه طلبی، مبارزه با فرهنگ تملق، مدارا و قاطعیت، مشورت و … این صفات و ویژگی ها مربوط به روابط بین فرد و جامعه ای است که با آن سروکار دارد.
3- اخلاق دینی مدیر که شامل ایثار، تقوا، ایمان به خدا، اخلاص و … می باشد. این ویژگی ها در عملکرد مدیر بسیار مؤثر است.
همانطور که بیان شد اخلاق یکی از مهمترین ویژگیهای مدیران اسلامی است و مدیران با صفات اخلاقی اسلام میتوانند سازمان تحت فرماندهی خو را به سمت تعالی و پیشرفت به حرکت درآورند و در ضمن محیط را برای پرورش مدیران با همان دیدگاه و اندیشه نیز مهیا می کنند و بدین ترتیب اخلاق اسلامی در میان افراد یک سازمان نهادینه می شود و این افراد که خود قسمتی از جامعه را تشکیل میدهند بعنوان عوامل ترویج دهنده معیارهای اخلاقی اسلام در جامعه مطرح می شوند.

مقایسه مدیران در مکتب اسلام و سایر مکاتب
مدیریت یکی از رشته های علوم انسانی است و محور آن انسان است و به همین دلیل در رشته مدیریت نیاز خاصی به شناخت انسان می باشد، یکی از مباحثی که ما در مبحث اخلاق مدیران به آن اشاره کردیم مبحث ((ارزشهای انسانی)) بود. بسادگی می توان دریافت که عمده تفاوت بین مدیران در مکتب اسلام و سایر مکاتب دیدگاه آنها به جایگاه انسان و ارزشهای انسانی است.
مدیریت در مکتب اسلام بر مبنای عمل به حق می باشد و مدیران در این مکتب با در نظر گرفتن آخرت و همچنین ارزشهای الهی و انسانی استراتژی های خود را ترسیم می کنند و نمی توانند از هر وسیله برای رسیدن به اهداف خود استفاده کنند و در حقیقت ارزشهای الهی و انسانی جهت دهنده مدیران اسلامی هستند. مدیران اسلامی باید در همه حال مساوات و عدالت را رعایت کنند و بر هوای نفس خود تسلط داشته باشند. و باید بخاطر بسپارند، مسئولیت و پست و مقامی راه که در اختیار دارند امانت الهی است و باید همچون امانتداری صادق و امین از هر آلودگی و گناهی از آن حفاظت کنند و در همه احوال در اعمال شیوه مدیریت به امیرالمومنین علی (ع) اقتدا کنند.
مدیریت در سایر مکاتب بر مبنای تصمیم گیری و مدیریت، سود و زیان است. دیدگاه این مکاتب تجارت مآبانه، از اسنان آغاز شده و مهمترین وظیفه اش استمرار حیات برای کسب مال بیشتر و رفاه افزونتر است و در این مکاتب ارکان و اجزای مدیریت سود آوری است و در راه کسب این هدف، انسان، جامعه، مشتری و ارزشهای الهی و انسانی می تواند در مقطعی هدف یا ابزار یا عاملی حاشیه ای قلمداد گردند.
در مکاتب غربی دیدگاه آنها استفاده حداکثر از انسان است و تفسیرشان از مدیریت در چهارچوب ماده و خارج از معنویات و الهیات است ولی در مدیریت اسلامی با تئوری کمال و سعادت انسانی روبرو هستیم و از همه مهمتر ((تولید)) و ((تعالی)) مکمل یکدیگر هستند.
و در مدیریت اسلامی هدف اصلی تکامل یافتن انسان است و استفاده صحیح از انسان بطوریکه ارزشهای انسانی در سرلوحه تصمیم گیری مدیران قرار دارد.
یکی دیگر از تفاوتهای مدیریت اسلامی با سایر مکاتب مدیریتی در تاثیری گذاری مدیریت بر اعتقادات مردم می باشد. اگر در مدیریت اسلامی مدیریت خوب صورت نپذیرد آفات جبران ناپذیری به ریشه های دینی و اعتقادات مردم خواهد زد و دلیلش این است که مدیریت اسلامی آمیخته با اصول دین است و بر عکس اگر مدیریت خوب اعمال شود می تواند باعث جذب افراد شود ولی در مکاتب دیگر اینطور نیست زیرا اصول مدیریت عموماً بر پایه اعتقادات مردم نیست و دیدگاه مدیران به مدیریت از ناحیه شخصی است لذا مدیریت آنها بر عقاید افراد جامعه تاثیری ندارد و در حقیقت نوعی بی تفاوتی در قبال دیدگاه مدیران و عملکردشان در میان مردم وجود دارد و تنها نگرش و کنترل سطحی از سوی جامعه بر مدیران حاکم است.

نگاهی بر مدیریت نبوی و مدیریت علوی
در نگاه نبوی مدیریت امانت است و باید به مثابه امانت از آن نگهداری کرد نه اینکه مدیریت به ابزاری برای کسب اهداف مدیر تبدیل شود، لباس مدیریت را باید به اهل آن پوشاند و به افراد ناشایست و بدون اهلیت نباید مدیریت سپرد. طبق سیره نبی اکرم (ص) مدیر باید توانایی، کفایت و شایستگی لازم را داشته باشد، علاوه بر آن از دانش و آگاهی کافی برخوردار باشد، پیغمبر(ص) بارها تاکید کرده کسی که بدون علم عمل کند و آگاهی نسبت به کار نداشته باشد، فساد مدیریتی او از کارهای اصلاحی و ساماندهی‌اش بیشتر خواهد بود.
بدون تردید چگونگی روابط انسانی در مدیریت، تابع نوع نگرش به انسان است. در مکتب اسلام که بیش از تمام مکاتب بر ارزش انسان و رشد و تعالی مادی و معنوی او، تاکید گردیده در قلمرو مدیریت نیز توجه کافی به انسان و ابعاد بالاترین اهداف به شمار می آید. لذا بدیهی است روابط انسانی در مدیریت نیز مورد توجه بوده است. پیامبر اسلام (ص) در حدیثی مدیر را نیازمند سه ویژگی می داند:
1- تقوا، که او را به خدا متصل نماید و از موج های شیطانی بر خاسته از هواهای نفسانی دور نماید.
2- سعه صدر که زمینه ظرفیت روحی و روانی او را ارتقا بخشد.
3- مهارتهای ارتباطی که بتواند همکارانش را همچون پدری مهربان در زیر چتر محبت خویش قرار بدهد.
پیامبر گرامی اسلام (ص) یکی از مدیران موفق تاریخ است، ایشان توانست از مردمی عقب مانده و نیمه وحشی، بهترین انسانها را بسازد و بهترین جامعه را به وجود آورد و زیباترین شهر را به عنوان الگو به بشریت ارائه کند. علت موفقیت ایشان در مدیریت جامعه آن زمان چه بوده است ؟ قطعاً استفاده از فرامین و دستورهای قرآن کریم ایشان را در اهدافشان به موفقیت رسانده است.
یکی دیگر از دیدگاههای مدیریتی در مدیریت اسلامی، مدیریت علوی میباشد که در امتداد و ادامه را مدیریت نبوی می باشد حضرت علی (ع) در مدیریت خود علاوه بر دستورات قرآن کریم از دیدگاههای پیامبر اسلام (ص) هم بهره می بردند. یکی از منابعی که سرشار از مباحث مدیریتی است نهج البلاغه میباشد که بررسی و مطالعه آن به مدیران توصیه می شود.
یکی از مهمترین صفات مدیر از نظر حضرت علی (ع) شرح صدر میباشد که در این مورد فرموده اند : ” آله الریاسه سعه الصدر” مهم ترین وسیله لازم برای مدیریت داشتن سعه صدر و سینه ای گشاده می باشد.
یکی از کاملترین دستورات مدیریتی حضرت علی (ع) فرمایشات ایشان در زمان انتصاب مالک اشتر به ولایت مصر بود که طى آن وظایف یک مدیر را براى ایجاد محیطى سالم کاملا مشخص فرمودند که رعایت اصول آن مى‌تواند در تمامى زمان‌ها ایجاد بهداشت روانى یا “بهره‌وری"‌ مفید را در پى داشته باشد. از مهمترین نکاتی که می توان نام برد :
1- ارزشیابى موقعیت حال و گذشته.
2- توجه به نظرات افراد تحت نظارت.
3- توجه به قضاوت‌هاى افراد تحت نظارت.
4- خودسازى و جهاد اکبر.
5- عشق و محبت و رافت بر افراد تحت نظارت.
6- عدم ترور شخصیت و انتقام‌جویى از افراد تحت نظارت.
7- داشتن گذشت و اغماض و تعامل.
8- توجه به حق تعالى در کلیه لحظات.
9- عطوفت با افراد تحت نظارت.
10- تصمیم‌گیرى با تعمق.
11- نفى شیوه دیکتاتوری.
12- انتقادپذیرى و عدم خودبزرگ‌بینی.
13- عدل و داد و میانه‌روى در امور.
در مدیریت اسلامی ، مدیریت تنها با اتخاذ تصمیم پایان نمی‌پذیرد بلکه پس از اتخاذ تصمیم باید به خدا توکل کرد و از درگاه لایزال الهی مدد خواست و امور خویش را بدو واگذار نمود.
همانطور که در مدیریت نبوی و مدیریت علوی بیان نمودیم توجه به آخرت و توکل بر نیروی بی کران الهی مبنای اصلی همه تصمیم گیرها در مدیریت اسلامی میباشد و بدون توجه به ارزشهای الهی و ارزشهای انسانی مدیریت در اسلام هیچ معنای ندارد و فقط دیدگاه معنوی و غیر مادی این مکتب است که آن را از سایر مکاتب مدیریت متمایز و مورد توجه قرار داده است.

مدیریت و ویژگیهای مدیران نمونه ازدیدگاه قرآن
1- سازمان و مدیریت بدیهی است هر سازمان اجتماعی برای نیل به اهدافی طراحی شده و با توجه به ساختارش نیازمندنوعی مدیریت است و گفتنی است ظهور پدیده اداره کردن مربوط به روزگار اخیر نیست ، بلکه از دیرباز بشر متوجه شده است که برای رسیدن به یک هدف لازم است به بسیج امکانات و رهبری این امکانات به سوی آن هدف مشخص ، اقدام کند . البته بایدتوجه داشت که شیوه رهبری و مدیریت در هر تمدنی بستگی به ساخت فرهنگی آن تمدن دارد است . 2 مفاهیم وتعاریف مدیریت : برای مدیریت تعاریف مختلفی آمده است . مدیریت را می توان علم و هنر متشکل و هماهنگ کردن ، رهبری و کنترل فعالیت های دسته جمعی برای نیل به اهداف مطلوب یا حداکثر کارائی تعریف کرد . صاحب نظری ، مدیریت را هنر اجرای امور بوسیله توصیف کرده و بر نقش دیگران و قبول هدف از سوی آنان تأکیده ورزیده است .
گروهی مدیریت را علم و هنر و هماهنگی کوششها و ساعی هدایت و کنترل کوششهای اعضای سازمان و استفاده از تمام منابع سازمان برای دستیابی به اهداف معین کرده اندو بالاخره مدیریت را با تکیه بر بعد انسانی آن از یک سو و با توجه به هدف الهی آناز سوی دیگر چنین تعریف می کنیم. مدیریت یعنی کار کردن با مردم ، میان مردم ، برای مردم به خاطر خدا منظور از تعریف فوق این است که هیچ نهاد اجتماعی بدون در نظر گرفتن مردم یا انسان ها و نیازهای آنها بدون آن که نظام متعلق با آنها باشد تأسیس نمی شود.
چنانکه اگر نگاهی به زندگی پیامبر اکرم بیفکنیم ، می بینیم آن حضرت قبل و بعد از بعثت در میان مردم بودند و همه جا عضو گروه محسوب می شدند با همه بزرگی وعظمت حضرت می فرمود: « ما اَنا اِلا لواحِدِ منکم» من کسی جز یکی از شما نیستم برای مردم ، به مفهوم در خدمت مردم و خادم آنها بودن است .
ضرورت مدیریت : اکنون عصر مدیریت و رهبری است و موفقیت نهاد ها و سازمان تا حد زیادی به کارائی واثر بخشی مدیریت بستگی دارد . با توجه به ضرورت اهمیت مدیریت که سبب پیدایش گرایش ها و انواع مختلف مدیریت شده است ، کمتر دانشگاهی در گوشه وکنار جهان وجود دارد که به تدریس رشته های مدیریت دولتی و بازرگانی ، صنعتی ، نظامی ، عمومی ، آموزشی و غیره نشان دهند . این ضرورت و نیاز می باشد اگر چه مدیریت های مختلف در اصول یکسان هستند ولی از جنبه های فنی وعملی با هم تفاوت زیادی دارند امادر آثاری چون قابوسنامه ، اخلاق ناصری ومدینه فاضله فارابی با توجه به شرایط روشهایی که برای آماده سازی رهبری اجتماعی ارائه می دهند روی هم رفته بر اکتسابی بودن صفات مدیریت ورهبری تکیه دارند .در کتاب پر ارزش اخلاق ناصری ضمن آن که انسان را قابل تربیت می داند انتخاب راهی غیر از راه درست تربیت را شقاوت آور می داند .او برای تمام ویژگی های انسانی صفات متضادی را بر می شمرد و راههای تبدیل رذائلی مانند ترس و جبر ، بخل و گستاخی و بی حیایی و رقیب را به فضائلی مانند شهادت ، ایثار ، تواضع و حرّیت بیان می کند و می گوید که هر کس می تواند خود را بسازد و به آنچه می خواهد برسد.

اصول وارکان مهم مدیریت
1- برنامه ریزی : برنامه ریزی عبارت است از تعیین اهداف وتدارک فعالیت ها ، امکانات و وسایل برای تحقق اهداف ، مدیر در صورتی می تواند کاری را درست انجام دهد که قبل از انجام آن بداند که می خواهد به چه چیزی دست یابد.
طرح کار روزانه : 1- تعیین وظایفی که هر روز باید انجام شود . 2- اولویت بندی وظایف روزانه 3- انجام دادن وظیفه بر اساس اولویت بندی انجام شده در زمان مشخص 4- بازنگری و ارزشیابی عملکرد روزانه و استفاده از نتایج آن برای اصلاح برنامه
2- سازماندهی : فراگرد سازماندهی یعنی جریان نظم و ترتیب دادن به کار و فعالیت ، تقسیم و تکلیف آن به افراد به منظور انجام دادن کار و تحقق هدفهای معین.
چنانکه در قرآن ( آیه 20 سوره نمل) آمده است:
« و تَفَقَّد الطَّیرَ فَقال مالی لا اَریَ الهُدهُدَ ام کان مِن الغائِبینَ»
« سلیمان در جستجوی پرنده ( هد هد ) بر آمد و گفت چرا هد هد را نمی بینم یا اینکه از غایبان است» در آیه فوق به فرازی از زندگی شگفت انگیز سلیمان اشاره کرده است و ماجرای هدهد و ملکه سبا را بازگو می کند.
1- رئیس حکومت یا یک مدیر باید آنچنان در سازمان تشکیلاتی خود دقیق باشد که حتی غیبت یک فرد عادی و کوچک را احساس و پیگیری کند
2- مراقب تخلف یک فرد باشد و برای اینکه روی دیگران اثر نگذارد ومحکم کاری کند و پیشگیری لازم را بعمل آورد .
3- هرگز کسی را نباید غیاباً محاکمه کرد .باید اجازه داد در صورت امکان از خودش دفاع کند .
4- باید جریمه به مقدار جرم باشد و برای هر جرمی مجازات متناسبی در نظر گرفته شود و سلسله مراتب رعایت گردد .
5- هدایت و رهبری : وظیفه هدایت و رهبری ایجاب می کند که مدیران همواره باکارکنان خود در کنش و واکنش متقابل قرار گیرند . رهبری در مدیریت فراگرد اثر گذاری ونفوذ در رفتار اعضای سازمان برای یاری و هدایت آنها در ایفای وظایفشان است .
6- نظارت و کنترل : نظارت و کنترل مرحله ای از مدیریت است که در آنباید معلوم شود که آیا هدف های سازمانی تحقق پیدا کرده اند یا نه ، به عبارت دیگر ، نظارت و کنترل ، فراگرد ارزشیابی عملکرد فردی و سازمانی است .مدیریت خوب مستلزم نظارت و کنترل مؤثر است . کنترل فراگردی است که چهار مرحله دارد :
الف) تعیین ملاکها و روشهای سنجش عملکرد ها .
ب) نظارت بر عملکرد ها و سنجش و اندازه گیری آنها ،
ج) بازنگری یا مقایسه نتایج حاصله از سنجش عملکرد با ملاکها و اهداف تعیین شده .
د) اقداماتی برای تصحیح عملکرد.
5- هماهنگی و ارتباطات : در امر برقراری ارتباط مؤثر در مدیریت رعایت نکات زیر ضروری است .
1- هر مدیری در درجه اول باید بداند که با ارتباط به چیزی می خواهد دست یابد . ( هدف و منظور پیام برای اودقیقا روشن باشد.)
2- پیام را بدون هیچ ابهام و پیچیدگی در قالب علائم ونشانه های قابل تشخیص و درک ارسال نماید .
3- قابلیت پذیرش پیام از سوی مخاطبان را بررسی کند .
4- مجرا یا رسانه ای را که برای انتقال پیام مناسب است با توجه به شرایط زمانی و مکانی انتخاب کند .
5- به تأثیر دریات و درک پیام در نزد افراد مخاطب توجه کند از نظر قرآن مدیر باید یک انسان کامل ، جامع و برتر از دیگران باشد . چرا که گفتی نقش تربیتی ومحوری مدیر بسیار برجسته و پرارزش است بنابراین هماهنگ کننده و کنترل کننده امور یک جامعه باید دارای صفات عالی باشد .
فضائل و صفات اخلاقی مدیر در قرآن : 1- حسن خلق 2- دلسوزی 3- تقوا 4- تواضع و فروتنی زینت مدیریت5- امانتداری 6- بی اعتنایی به مادیات 7- دارای بصیرت 8- صبر و شکیبایی 9- صداقت 10- شرح صدر
1- حسن خلق : یکی از ارکان اسلامی سعادت و بهروزی در زندگی مادی و معنوی بشر محاسن و مکارم اخلاقی است . قرآن کریم کتاب آسمانی مسلمین با بیان سرگذشت اقوامی همچون لوط ، هود ، صالح ، موسی ، سلیمان ، عیسی و … در قالب داستان و قصه در واقع ، نمایشگر بخشی از زیبایی ها و زشتی های اخلاقی و تأثیر آن در پیروزی و شکست امت های پیشین می باشد رسول خدا می فرمایند: شمارا به مکارم اخلاق توصیه می کنم زیرا خدا مرا به همین منظور فرستاده است ( انما بُعِثتُ لِاُتمِم مکارم اخلاق) مکارم اخلاقی برای مدیر به منزله مشاوری آگاه و معاونی آشناست که در کلیه عرصه های مدیریت بویژه در هنگام مواجهه با مشکلات و نابسامانی ها یار و مدد کار اوست.
آثار و برکات حسن خلق در مدیریت : آراستن قدرت مدیریت و رهبری به خوش خلقی و مکارم اخلاقی ، کاری مدبرانه است که دارای آثار و برکات فراوانی است که در اینجا با استناد به سخنان پیشوایان دین به بخشی از آنها می پردازیم.
1- حسن خلق همچون دژی پولادین از کیان مدیریت صیانت می کند.
حضرت علی (ع) می فرماید: نیکو سیرتی زینت قدرت ودژ حکومت است .
2- حسن خلق مایه تحکیم روابط اجتماعی بر پایه مهر ومحبت می شود . پیامبر ( ص) می فرماید « اخلاق نیک ، دوستی ومحبت را تحکیم می بخشد . »
3- حسن اخلاق سبب عمران و آبادی شهر ها و طولانی شدن عمر می شود .
4- حسن اخلاق مایه عزت و سربلندی است .
2- دلسوزی : دلسوزی « خُدِ العَفوَ وَ امُر بِالعُرفِ و اعرِض عَنِ الجِهلینَ» « با آنهامدارا کن و عذرشان را بپذیر به نیکها دعوت نماد و از جاهلان روی بگردان » در این آیه سه قسمت از وظایف رهبران ومبلغان بصورت خطاب به پیامبر آمده و در آغاز می گوید « در طرز رفتار با مردم سختگیر مباش و با آنها مدارا کن ، عذرشا با بپذیر ، و بیش از آنچه قدرت دارند از آنها مخواه » راه پیروزی بر این مشکل گلاویز شدن با جاهلان نیست ، بلکه بهترین راه تحمل و حوصله ، نادیده گرفتن ونشنیده گرفتن اینگونه کارهاست ، تجربه نشان می دهد برای بیدار ساختن جاهلان و خاموش کردن آتش خشم و حسد و تعصبشان این بهترین راه است .
« فَلَعَلَّکَ باخِع نَفسکَ علی آثارِهِم اِن کم یومنوا بهذا الحدیث اَسَفاً » ( سوره کهف - آیه 6)
در آیه فوق به یکی از مهمترین شرایط رهبری که همان دلسوزی نسبت به امت اشاره کرده می گوید :
گوئی تو می خواهی جان خود را بر باد دهی و خویشتن را از شدت اندوه هلاک کنی که چرا به این کتاب آسمانی ایمان نمی آورید ؟»
3- تقوا « یا ایها الَّذین آمنوا تتقو الله یجعَل لَکُم فرقاناً و یُکَفِّر عَنکُم سَیُِئاتِکُم و یَغفر لَکُم و الله ذو الفضل العظیم»
ای کسانی که ایمان آورده اید اگر از ( مخالف فرما ) خدا بپرهیزید برای شما وسیله ای برای جدائی حق از باطل قرار می دهد. ( و روشن بینی خاصی که در پرتو آن حق را از باطل خواهید شناخت) و گناها شما را می پوشاند و شما را می آمرزد و فضل و بخشش عظیم دارد .
در این آیه اشاره به اهمیت تقوا و آثار آن در سرنوشت انسان می کند در این آیه چهار ثمره برای تقوا و پرهیزکاری بیان شده است . اما مطلب مهمی که باید جداً به آن توجه داشت و مانند بسیاری دیگر از مفایم سازنده اسلامی در میان مسلمانان دستخوش تحریف شده بسیارند کسانیکه خیال می کنند آدم با تقوا کسی استکه زیاد لباس و بدن خود را آب بکشد و همه کس و همه چیز را نجس یا مشکوک بداند و در مسائل اجتماعی انزوا در آید و دست به سیاه و سفید نزد و در برابر هر مسئله ای سکوت اختیار کند ، اینگونه تفسیرهای غلط برای تقوی و پرهیزکاری در واقع یکی از عوامل انحطاط جوامع اسلامی محسوب می گردد.
4- تواضع و فروتنی زینت مدیریت : تواضع آن شکسته نفسی است که مانع از بهتر دانستن خود از دیگری می شود . و نیز معنای آن است که انسان ، خود را از کسانی که در جاه ومقام از او پایین ترند برتر نداند و نیز به معنای شکسته نفسی و افتادگی آمده است که آدمی خودرا از دیگران بالاتر نبیند.
انسانهای متواضع به مثابه درختان پر باری هستند که هر مقداری که میوه زیادتری آورند افتادگی و تواضعشان بیشتر می شود .بعنوان مثال پیامبر الهی و ائمه معصومین (ع) ازنظر علم و فظیلت ، سخاوت و شجاعت ، عصمت ، وعدالت ومجموعه خصلت های ارزشمند معنوی سر آمد همه انسانهای جهان می باشند ، در تواضع و فروتنی به همان مقدار از دیگران قرار دارند.
آثار تواضع : برخورد متواضعانه در کل جامعه بویژه در حوزه های مدیریتی دارای آثار و فواید گرانقدر است که می تواند مدیر را نیل به اهداف مورد نظر یاری نماید.
تواضع : ( سوره قصص آیه 77) در آیه فوق بنی اسرائیل به قارون چهار اندرز پر مایه می دهند : نصیحت اول: نخست می گویند « در آنچه خدا به تو داده است سرای آخرت را جستجو کن »« و ابتغ یما اتاک الله الدار الآخره » در آیه فوق اشاره به اینکه مال و ثروت بر خلاف پندار بعضی از کج اندیشان چیز بدی نیست مهم آن استکه ببینیم در چه راهی به کار می افتد .
نصیحت دوم : « سهم و بهره ات از دنیا را فراموش مکن » « و لا تنس نصیبک من الدنیا» این یک واقعیت استکه هر انسان سهم ونصیب محدودی از دنیا دارد یعنی اموال که جذب بدن او یا صرف لباس اومی شود مقدار معینی است ومازاد بر آن به هیچ وجه قابل جذب نیست و انسان باید این حقیقت را فراموش کند .
نصیحت سوم : « همانگونه که خدا به تو نیکی کرده است تو هم نیکی کن » ( و احسن کما احسن الله الیک) این نیز یک واقعیت است